جای قانون بازنشستگان خالی بود/ این قانون حلقه بسته مدیریتی را برای جوان‌ها می‌گشاید/ نمایندگان قانون را طوری اصلاح کنند که به اجازه‌ رهبری متوسل نشوند/ عذرخواهی از یک طلبه+فیلم

 

جای قانون بازنشستگان خالی بود/ این قانون حلقه بسته مدیریتی را برای جوان‌ها می‌گشاید/ نمایندگان قانون را طوری اصلاح کنند که به اجازه‌ رهبری متوسل نشوند/ عذرخواهی از یک طلبه+فیلم

 
نمایندگان مجلس قانون را جوری ترتیب بدهند و اصلاح کنند تا مجبور نشوند برای به کارگیری معدود افرادی که من نمی‌شناسم به اجازه‌ رهبری متوسل بشوند.
 

به گزارش آخرین خبر ، متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه امروز صبح ایشان منتشر شد که به شرح ذیل است:


معظم له: دیروز یکی از آقایان بعد از درس تشریف آوردند جلو ــ بعد از درس که میبینید همینطور یُسرعونِ إلینا ــ و با اوقات تلخی تمام گفتند که این بازنشسته‌هایی که طبق قانون باید برکنار بشوند، این‌ها را برمیگردانند و این را به پای شما مینویسند، یعنی به پای من. [البته]این محبت است، این نشان دهنده‌ی این است که این برادرمان نسبت به اینکه یک چیزی را به ما نسبت میدهند که ایشان نمیپسندد، ناراحت است.

منتها اشکالش این بود که سر من داد میکشید. من هم به ایشان یک قدری تند گفتم آقا! چرا داد میکشید؟! به هر حال ما خواستیم از ایشان هم معذرتخواهی کنیم.

طلبه: من معذرت میخواهم. ببخشید.

معظم له: خیلی خب، ما هم از شما معذرت میخواهیم.

این قانون بازنشستگان، یک قانون بسیار خوبی است. این از آن قوانینی است که ما به آن احتیاج داشتیم، جایش هم خالی بود. این قانون در واقع حلقه‌ی بسته‌ی مدیریتی را که گاهی اوقات در بعضی از جا‌ها سال‌های سال طول میکشد، این حلقه‌ی مدیریتی بسته را باز میکند، میشکند، راه را برای جوان‌ها میگشاید که بتوانند خودشان را برسانند به مراکز مدیریتی؛ بنابراین اصل قانون، قانون خوبی است منتها اطلاق قانون، اطلاق درستی نیست یعنی اینکه هر بازنشسته‌ای باید به کار گرفته نشود، این اطلاق درست نیست. چون بعضی از افراد هستند بله، مثلاً سی سال هم خدمت کرده‌اند، بازنشسته هم شده‌اند، فرض کنید که بیست ساله بوده، هجده ساله بوده استخدام شده، حالا هم یک مردی چهل و هشت ساله، پنجاه ساله است، وقت کارش است و تجربه‌ی خوبی هم پیدا کرده، جایگزین هم ندارد؛ این است دیگر؛ قانون این را هم شامل میشود، اما شمول قانون نسبت به این جور آدمهائی که کم و بیش پیدا میشوند، ممکن است زیاد هم نباشند، درست نیست.

رهبر انقلاب فرمودند: خب حالا [آن]مسئول، آن مدیر چه کار کند برخلاف قانون؟ اینجا به فکر ولایت فقیه می‌افتند که بالاخره، ولی فقیه اجازه بدهد. می‌آیند از ما سؤال میکنند، ما هم مواردی را، بنده این‌هایی را که [نسبت به آنها]می‌آیند سؤال میکنند که نمیشناسم، مگر بعضی معدودشان را؛ ممکن است دو نفر، سه نفرشان را بشناسیم؛ معدودی از آن‌ها را میشناسیم، آن‌هایی را هم که نمیشناسیم، اگر به آن مدیر اعتماد داشته باشیم قبول میکنیم. مسئله این است و الّا اصل این قانون، قانون خوبی است، باید هم اجرا بشود و بهترش هم همین است که خود نمایندگان محترم مجلس قانون را جوری ترتیب بدهند و اصلاح کنند که دیگر این اشکالات پیش نیاید، مجبور نشوند که به اجازه‌ی رهبری متوسل بشوند.
 
 
منبع : 

پیشخوان

کاری کنید دشمنان ایران حتی جرأت تهدید این ملت بزرگ را نداشته باشند/ جمهوری اسلامی قصد آغاز جنگ ندارد

 

کاری کنید دشمنان ایران حتی جرأت تهدید این ملت بزرگ را نداشته باشند/ جمهوری اسلامی قصد آغاز جنگ با کسی را ندارد

 
جمعی از فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده کل قوا دیدار کردند.

 
به گزارش آخرین خبر ، حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده کل قوا ظهر امروز (چهارشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، تکیه بر نیروی انسانی جوان، مؤمن و پُر انگیزه را کلید حل مشکلات در همه بخش‌های کشور از جمله نیروهای مسلح دانستند و با تأکید بر لزوم کار مضاعف و افزایش آمادگی‌ها، خاطرنشان کردند: هر چه می‌توانید توانایی‌ها و آمادگی‌های خود را افزایش دهید تا دشمنانِ ایران حتی جرأت تهدید این ملت بزرگ را نداشته باشند.

 در این دیدار که به‌مناسبت ۷ آذر روز نیروی دریایی برگزار شد، فرمانده کل قوا با اشاره به صف‌آرایی جبهه‌ای وسیع از دشمنان و رقبا در مقابل جمهوری اسلامی، گفتند: وجود این واقعیت در کنار ضرورت جبران عقب‌ماندگی‌ها، نشان‌دهنده لزوم کار مضاعف و فوق‌العاده در همه بخشهای نظام از جمله در نیروی دریایی است.

 ایشان پیشرفت‌های ارتش و بویژه نیروی دریایی از ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز را عظیم و شگفت‌آور خواندند و افزودند: نسل کنونی نیروی دریایی به ابتکار و توانایی‌های خود عمیقاً ایمان دارد و تحقق پدیده‌هایی همچون الحاق ناوشکن سهند و زیردریایی‌های فاتح و غدیر به ناوگان دریایی، بشارت‌دهنده امکان پیشرفت‌های روزافزون است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزایش آمادگی نیروهای مسلح را موجب بازدارندگی و ترس دشمنان دانستند و گفتند: جمهوری اسلامی قصد آغاز جنگ با کسی را ندارد اما باید آنچنان توانایی‌های خود را افزایش دهید تا دشمن نه تنها از حمله به ایران بیمناک و هراسان باشد بلکه به برکت همبستگی، اقتدار و حضور مؤثر نیروهای مسلح در میدان، سایه تهدید نیز از سر ملت ایران دور شود.

پیش از سخنان فرمانده کل قوا، امیر دریادار خانزادی فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در گزارشی با اشاره به آماده‌سازی ناوشکن سهند، احیای ناوشکن دماوند و ساخت زیردریایی فاتح به‌دست جوانان و متخصصان نداجا و صنعت، گفت: نیروی دریایی ارتش تلاش می‌کند ضمن ارائه بنایی نو از این نیرو، مظهر اقتدار ملت ایران در دریا باشد و با الهام‌بخشی به ملت‌های آزاده جهان، روند رو به افول استکبار در دریا را سرعت بخشد.

در این دیدار، نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.
 
 
منبع : جهان نیوز

پیشخوان

 

ایران و آمریکا نمودار تغییر در موازنه قدرت (یادداشت روز)


  1- از سیزده آبان 1343 تا سیزده آبان 1397، پنجاه و چهار سال فاصله است. مأموران رژیم شاه در این روز، امام خمینی را به‌خاطر اعتراض به کاپیتولاسیون دستگیر و به دستور آمریکا به ترکیه تبعید کردند. اما دومینوی شکست‌های آمریکا از همان روز به حرکت درآمده است. آمریکا یک دهه بعد از کودتای 28 مرداد 32 خود را فعال مایشاء می‌انگاشت و به همین دلیل درصدد برآمد برای مصونیت تمام عیار اتباع خود در ایران، کاپیتولاسیون را تحمیل کند. رژیم شاه با اطلاع از اینکه آیت‌الله خمینی بنا دارد علیه واگذاری کاپیتولاسیون سخنرانی کند، پیغام قابل تاملی به امام دادند که سند ارتجاع و انحطاط رژیم است: «آمریکا از نظر قدرت در موقعیتى است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است. آیت‌الله خمینى اگر این روزها بنا دارند نطقى ایراد کنند باید خیلى مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردى نداشته باشد که خیلى خطرناک است و با عکس‌العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هرچه بگویند، حتى حمله به شاه، چندان مهم نیست»!
2- حضرت امام در سخنرانی تاریخی که به تبعید ایشان در روز 13 آبان 1343 به ترکیه انجامید، به پیغام رژیم بی‌اعتنایی کردند و فرمودند «قانونی را به مجلس بردند که در آن تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان، با کارمندهای فنی‌شان با کارمندان اداری‌شان، با خدمه‌شان از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. ملت ایران را از سگ‌های آمریکا پست‌تر کردند. چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد، از او مؤاخذه می‌کنند؛ اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، مؤاخذه می‌کنند. چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگ‌ترین مقام را زیر بگیرد، هیچ‌کس حق تعرض ندارد. آقا من اعلام خطر می‌کنم،‌ای ارتش ایران من اعلام خطر می‌کنم، ‌ای سیاسیون ایران من اعلام خطر می‌کنم».
3- پانزده سال بعد، در حالی که هنوز 9 ماه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود، روز 13 آبان، رویداد مهم دیگری را در خود نهفته داشت؛ تسخیر سفارت آمریکا که شدید‌تر از 25 ساله قبل از انقلاب، کانون مداخله و خرابکاری علیه ملت ایران شده بود. پناه دادن و عدم استرداد شاه، حمایت از گروهک‌ها برای براندازی و عملیات نافرجام طبس و همچنین سابقه انجام کودتا پس از نهضت ملی شدن نفت، همگی این اتفاق نظر را به وجود آورده بود که هر چند دیکتاتور دست نشانده ساقط شده، اما کانون اصلی تداوم استبداد، همچنان مشغول شرارت علیه انقلاب است. هنگامی که لانه جاسوسی به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام در آمد، حضرت امام اقدام آنها را انقلاب دوم و بزرگ‌تر از انقلاب اول ارزیابی کردند. انتشار تدریجی ده‌ها جلد اسناد مداخله و خیانت و جنایت، به‌هنگام بودن این اقدام را تایید کرد. تسخیر لانه جاسوسی واکنش حداقلی یک ملت به 38 سال ظلم و تحمیل و شرارت آمریکا بود. هر چند جاسوسان با اغماض آزاد شدند اما آمریکا به تعهدات قرارداد الجزایر عمل نکرد.
4- سیزده آبان، «نشانگر»ی دقیق در «نمودار» تقابل آمریکا با ایران است. در این 54 سال هر چه پرونده ناکامی‌های آمریکا قطور‌تر شده، ملت ایران قدرتمند‌تر شده و عمق راهبردی و حوزه‌های پیروزی خود را در چهارگوشه منطقه وسعت بخشیده است. عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن هر کدام، نقطه عطفی در این نمودار بزرگ است. به یک معنا آغاز شکست سطوت و هیبت ابرقدرتی آمریکا، تسخیر لانه جاسوسی بود. اگر تعریف «قدرت» را امکان پیشبرد اراده با وجود موانع بدانیم، باید پرسید جمهوری اسلامی 40 سال قبل کجا بود و الان کجاست، و آمریکا کجا بود و الان کجا ایستاده است؟
5- آمریکا در پایان جنگ جهانی دوم (1945 میلادی) یکی از دو ابرقدرت پیروز بود که کوشید غرب آسیا را قبضه کند. ایالات متحده 45 سال بعد، با فروپاشی شوروی و بلوک شرق، احساس کرد ابرقدرت علی‌الاطلاق دنیاست. بنابراین در کمتر از یک دهه بنا را بر تاجگذاری برای اعلام پادشاهی دنیا گذاشت و به افغانستان و سپس عراق حمله کرد تا نقشه «خاورمیانه جدید» را روی زمین پیاده کند. اما این نقشه با وجود موفقیت‌های اولیه پیش نرفت، بلکه تحولات، 180 درجه خلاف مقاصد آمریکا نقش بست و کاخ سفید را چنان از ابهت انداخت که نوکرانی مثل وزیرخارجه مقبور عربستان (سعود الفیصل) آمریکا را به‌خاطر شکست فاجعه‌بار و «تقدیم عراق به ایران در سینی طلایی» شماتت کردند. آمریکا در این جنگ 7هزار میلیارد دلار خسارت دید. این خسارت، به بدهکاری 21 هزار میلیارد دلاری دولت آمریکا ختم شده است.
6- آیا این زنجیره شکست‌ها اتفاقی است؟ اگر انقلاب اسلامی نبود، چنان شکست‌هایی رقم می‌خورد؟ در حالی که حتی روس‌ها در اثر انقلاب‌های رنگی در اقمار خود و حتی در مسکو، منفعل بودند، آیا می‌توان جز ایران را عامل تعیین‌کننده در مغلوبه شدن «جنگ جهانی چهارم» (استراتژی صهیونیسم مسیحی) قلمداد کرد؟ چه کسی نگذاشت عراق و سوریه و لبنان و فلسطین از حلقوم آمریکا و اسرائیل پایین برود؟ چگونه است که آمریکایی‌ها مجبور می‌شوند کنسولگری خود را در بصره تعطیل کنند و دزدکی به بغداد سفر کنند اما - به رغم میل آل‌سعود و آل یهود و آمریکایی‌ها- 20 میلیون دلداده ‌امام حسین علیه‌السلام، مانور خیره‌کننده اقتدار و امنیت را از نجف تا کربلا برگزار می‌کنند؟ شاخص برای سنجش جا‌به‌جایی معادلات قدرت، از این روشن‌تر؟
7- شکاف عمیق میان روند تحولات و انتظارات آمریکا، رو به تزاید آمده است. آمریکا بر اساس روحیه فرعونی، به کمتر از سلطه و غارت وکاپیتولاسیون راضی نیست -چنانکه رژیم عربستان را گاو شیرده می‌نامد- اما از سوی دیگر، هر روز ناتوان‌تر از قبل، رقابت جدیدی را می‌بازد. آخرین بار این ناکامی را در جنگ سوریه و شکست در تعیین پارلمان و دولت جدید عراق دیدیم. با این نگرش روندی، سادگی (یا اغواگری) بود اگر کسانی تلقی یا تلقین کردند که آمریکا با مذاکره و دادن برخی امتیازها از خر شیطان پایین می‌آید. او با استقلال و موجودیت ملت ایران مشکل دارد، همچنان که صِرف مستقل و مقتدر بودن ما، هیبت زورگویانه آمریکا را به هم می‌زند. صاحبان برخی نگرش‌های ارتجاعی چند سال قبل، مقارن مذاکره گفتند تابلوهای معروف به «صداقت آمریکایی» را جمع کنید تا مذاکره پا بگیرد اما خباثت آمریکا پس از توافق در همان دولت اوباما عود کرد، چنانکه آقای روحانی اخیرا گفت «آمریکا از همان ابتدا به اجرای تعهداتش در برجام وفادار نماند. متعاقباً دولت فعلی آمریکا به بهانه‌های واهی با نقض تعهدات خود، از این توافق خارج شد».
8- بالندگی انقلاب اسلامی به بستن منافذ نفوذ است و گرنه در نگاه راهبردی، تهدید نخ نمای تحریم، در چهار دهه گذشته، به فرصت پیشرفت تبدیل شده است. به یاد دارید جان هانا مقام آمریکایی 28 مهر88 در گفت‌و‌گو با لس آنجلس تایمز گفته بود «مطمئناً پیامی که از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون -که بین آنها افراد نزدیک به سران جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید هرچه شدیدتر اعمال شود؛ تحریم ضعیف یا تدریجی، فقط به رژیم امکان می‌دهد که خود را با وضعیت جدید تطبیق دهد. آنها گفتند برای اینکه تحریم مؤثر باشد، باید به صورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن..». از این نظر، دولت ترامپ در حالی که می‌کوشید نقشه سوخته «تحریم‌های فلج‌کننده» را احیا کند، با رفتار 8 ماه گذشته عملا ظرفیت وارد کردن شوک را تخلیه و تا حدود زیادی ما را واکسینه کرد.
9- آمریکایی‌ها به ویژه در 8 ماه گذشته به زعم باطل خود کوشیدند از تحریم به عنوان ابزار شوک و فلج کردن ایران استفاده کنند. اما در حالی که می‌خواستند 13 آبان را اوج فشار روانی-تحریمی خود قرار دهند، اکنون عمده بار این فشار تخلیه شده و ملت و دولت ما، نگرانی تقریبا صفری نسبت به هدفگذاری آمریکا دارند. البته دولت و سایر دستگاه‌ها مسئولیت دارند برای به صفر رساندن آثار تحریم (بلکه تبدیل تهدید به فرصت) بکوشند، چنانکه در دوران دفاع مقدس و پس از آن، تحریم را تبدیل به فرصت‌های بزرگ سازندگی و رهایی از برخی وابستگی‌های اقتصادی کردیم. در عین حال عملا نقشه اصلی دشمن شکست خورده است.
10- بدعهدی و تحریم، ملت ما را متحد‌تر می‌کند؛ و این برخلاف راهبرد تقرقه است. هدف پروژه برجام از نگاه آمریکا و اروپا، فقط مهار برنامه هسته‌ای ایران نبود بلکه از نگاه متوهم آنها، این فرآیند، آغازی برای ضعف ناشی از تفرقه و تغییر در رفتارهای راهبردی ایران بدل از تغییر ساختار بود. برخی تحلیل گران می‌گویند رویکرد طلبکارانه‌تر، دریده‌تر و تهاجمی‌تر ترامپ، خلاف پروژه کلی غرب بود و برخی دیگر برآنند که به شهادت اعتراف نزدیکان ترامپ، تیم او آگاهانه استراتژی ارعاب را برای نشاندن حریف پای میز مذاکره و گرفتن امتیاز به اجرا گذاشت. نیکی هیلی اخیرا فاش کرد «در راستای سیاست مرد دیوانه، همواره ترامپ را تند مزاج، ترسناک و غیر قابل پیش‌بینی به تصویر می‌کشیدم. همین چین را واداشت تحریم‌ علیه کره شمالی را در شورای امنیت بپذیرد». اما هر چه باشد، این رویکرد، رشته‌های فریب را پنبه می‌کند.
11- دو طیف سهل اندیش و ماموریت دار، زمانی نه چندان دور برای رونق بخشیدن به مذاکره و توافق با شیطان بزرگ، خباثت صهیونیست‌ها را برجسته می‌کردند و میان آنها با آمریکا فاصله می‌گذاشتند. مدتی هم کوشیدند حساب اروپا را از آمریکا و اسرائیل جدا کنند. اما دست اروپا به ویژه با شرارت‌های چند ماه اخیر (حمایت از گروهک‌های تروریستی و جوسازی علیه دیپلمات‌های دولت جمهوری اسلامی) رو شده است. آنها مجبورند در مقابل اعلام رسمی «بازگشت همه تحریم‌های معلق شده در برجام»از سوی آمریکا، موضع عملی قاطع بگیرند اما به جای صاف کردن بدهی‌های برجامی معوقه، اتهام افکنی و طلبکاری می‌کنند. بازگشت تحریمهای تعلیق شده در برجام، خبر جدیدی نیست اما آزمون روشنی را متوجه اروپا می‌کند.
12- وزیران خارجه و دارایی آلمان، انگلیس و فرانسه در بیانیه‌ای به همراه خانم موگرینی گفته‌اند «ما عمیقا از بازگشت تحریم‌های ایالات متحده به دلیل خروج آن از توافق متاسفیم». آنها حتی عهدشکنی آمریکا را محکوم هم نکردند و قطعنامه اعتراضی درباره نقض قطعنامه 2231 به شورای امنیت نبردند. طبق همین بیانیه، درباره کانال مالی ویژه مبادلات (مبادله نفت با کالا بدون پرداخت پول) نیز دغدغه مهم شان، تامین با ثبات نفت و گاز مورد نیاز و پایین نگاه داشتن قیمت است. به یاد داشته باشیم چند سال قبل به هنگام اختلاف روسیه و اوکراین درباره نرخ گاز صادراتی به اروپا و توقف صادرات، اروپایی‌ها گفتند این اقدام وسط زمستان کشنده اروپا، آغاز جنگ جهانی سوم است! تامل برانگیز اینکه اروپا برای تامین همین احتیاج راهبردی خود، دو شرط «راه‌اندازی دفتر در تهران» (برای مقاصد ضدامنیتی) و «تصویب ملحقات FATF» را هم مطرح می‌کند. ما از تحریم هیچ دغدغه‌ای نداریم بلکه آن را فرصتی برای تحرک بیشتر و گسیختن رشته‌های وابستگی اقتصادی می‌دانیم. اما باید مراقب «فریب»، «نفوذ دشمن در لباس شریک» و «خنجر از پشت» بود و در نقشه دشمن برای خود تحریمی وارد نشد.

محمد ایمانی

پیشخوان

 

خودتان را به آن راه نزنید!(یادداشت روز)

 

دیروز شورای نگهبان در اقدامی هوشمندانه و با استناد به متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، لایحه الحاق کشورمان به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم-CFT- را رد کرد و روز تاریخی ۱۳ آبان را که ترامپ با انتخاب آن به عنوان «روز بازگشت تحریم‌ها» در پی انتقام از ملت ایران بود، به عزای آمریکا و متحدان بیرونی و دنباله‌های داخلی آن تبدیل کرد. در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛
۱- نزدیک به دو سال است که دولت با زیر پا گذاشتن اصل ۷۷ قانون اساسی و بدون اطلاع مجلس، کشورمان را در مقابل FATF متعهد کرده است! و بیش از ۳۷ بند از ۴۱ بندِ تعهداتی FATF را اجرا می‌کند! و تنها ۴ بند که نیاز به تصویب قانون دارد را- اجباراً- در قالب لایحه به مجلس ارائه کرده است! لایحه مبارزه با تامین مالی تروریسم-CFT- که دیروز از سوی شورای نگهبان به علت مغایرت با قانون اساسی و موازین اسلامی رد شد، یکی از این چهار لایحه است.
گفتنی است که لایحه مقابله با پولشویی در سال ۱۳۸۱ به مجلس رفته و تصویب شده بود ولی دولت کنونی با توجه به تعهدی که بدون رعایت قانون اساسی به گروه اقدام مالی FATF داده است این لایحه را مطابق نظر آنان اصلاح کرده و برای تصویب به مجلس فرستاده بود! بنابراین، اصلاحیه مورد ‌اشاره دیکته‌ای است که دولت به نمایندگی از FATF نوشته و برای تصویب به مجلس داده است! 
۲- این لایحه (CFT) زیر تابلوی فریبنده مقابله با تامین مالی تروریسم تدوین شده است ولی نکته مهم آن است که تعریف ما و غرب از تروریسم و گروه‌های تروریستی، متفاوت و حتی متضاد است و مدیران و برنامه‌ریزان گروه اقدام مالی FATF با صراحت و رسما اعلام کرده‌اند که تعریف جمهوری اسلامی ایران از «تروریسم» را نمی‌پذیرند و ایران باید تعریف FATF را ملاک عمل خود قرار بدهد! دولت و مجلس ادعا می‌کنند که درباره مصداق و تعریف تروریسم «حق تحفظ» داده‌ایم! که در این خصوص باید گفت؛ 
الف- گروه اقدام مالی FATF در آخرین بیانیه خود شروط ۹ گانه‌ای را برای ایران اعلام کرده است و در اولین شرط تاکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران باید تعریف FATF از تروریسم و مصادیق آن را بپذیرد. در این بند آمده است: ایران باید به نحو مناسبی تامین مالی تروریست‌ها را جرم انگاشته و از جمله معافیت گروه‌های تحریم شده را که «در تلاش برای پایان دادن به ‌اشغالگری خارجی، نژادپرستی و استعمار هستند»، حذف نماید. بنابراین، ادعای دولت و نمایندگان موافق این لایحه خلاف واقع است.
ب- ادعا کرده و می‌کنند که «نه در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و نه لیست خزانه‌داری آمریکا نام هیچ یک از سرداران و مسئولان ایرانی وجود ندارد بلکه این قطعنامه‌ها شامل لیست افراد و گروه‌های القاعده، طالبان و داعش! است. این ادعا نیز دروغ محض است چرا که در سایت وزارت خزانه‌داری آمریکا از سازمان صدا و سیما، وزارت اطلاعات، سپاه و وزارت دفاع و در قطعنامه‌های شورای امنیت ملی از فریدون عباسی، محمدرضا نقدی و قاسم سلیمانی به عنوان حامیان تروریسم نام برده شده و براساس قرارداد FATF اموال این افراد باید توقیف و مصادره شود! در بند دوم از شروط ۹ گانه FATF نیز تاکید شده است که؛ منظور از مصادیق تروریست همان قطعنامه‌های سازمان ملل است و از ایران خواسته است اموال و دارايي‌های آنها را شناسایی و بلوکه کند و از انجام تراکنش‌های مالی توسط آنان خودداری ورزد! اکنون باید گفت؛ از برخی نمایندگان مجلس که نقش وکیل‌الدوله را دارند انتظاری نیست به این نکات توجه داشته باشند چرا که اظهارات آنها نشان می‌دهد اساسا از موضوع این لوایح اطلاع چندانی ندارند! ولی از دولت و وزارت خارجه انتظار می‌رود که قبل از اظهار‌نظر‌های خلاف واقع، نیم‌‌نگاهی به سایت‌های رسمی سازمان ملل و FATF بیندازند و سپس اظهار نظر کنند! انتظار زیادی است؟!
ج- با پذیرش این کنوانسیون، ایران باید بودجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی قدس، وزارت اطلاعات، وزارت دفاع و... را قطع کرده و تمامی حساب‌های بانکی آنها را مسدود کند! و این اقدام که «خودتحریمی» ترجمان دیگر آن است باید تحت نظارت بازرسان کنوانسیون صورت پذیرد تا از انجام آن اطمینان کامل حاصل کنند! چه خوابی برای ما دیده‌اند که برای تصویب این لایحه ذلت‌بار سر و دست می‌شکنند؟!
د- بر اساس ماده ۱۹ کنوانسیون ۱۹۶۹ وین که به قانون اساسی حقوق معاهدات شهرت دارد «حق تحفظ یا شرط- Reservation » در یک معاهده بین‌المللی فقط هنگامی قابل پذیرش است که با موضوع و هدف معاهده ناسازگار نباشد. موضوع کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، قطع منابع مالی و مراکز پشتیبان گروه‌های تروریستی است. بنابراین وقتی شرط ما آن است که تعریف کنوانسیون درباره تروریسم و مصداق گروه‌های تروریستی را نمی‌پذیریم، این شرط، به‌زعم آنان با موضوع کنوانسیون مغایرت داشته و قابل پذیرش نیست. آیا دولت حقوقدان! و مخصوصا وزارت امور خارجه کشورمان از این ماده در کنوانسیون وین بی‌خبر است؟!
۳- و اما، با وجود خسارت‌های فاجعه‌آمیز لایحه CFT برای کشورمان که فقط به بخشی از آن ‌اشاره شد، اکنون باید دید لایحه مزبور چه دستاوردی دارد که برای تصویب آن اینهمه تلاش می‌کنند؟! در این خصوص فقط به اظهارات آقای ظریف در جلسه علنی مجلس و به هنگام تصویب این لایحه بسنده می‌کنیم. ایشان می‌گویند؛
« نه بنده و نه آقای رئیس‌جمهور نمی‌توانیم تضمین دهیم که با پیوستن به لایحه حمایت مالی از تروریسم مشکلاتمان حل خواهد شد، اما می‌توانیم تضمین بدهیم که با نپیوستن به این لایحه، آمریکا بهانه مهمی را برای افزایش مشکلات ما پیدا خواهد کرد»! یعنی آقای دکتر ظریف تنها خاصیت این کنوانسیون را در گرفتن بهانه از دست آمریکا می‌دانند! و تاکید می‌کنند که این لایحه غیر از آنکه -به زعم ایشان- قرار است بهانه را از دست آمریکا بگیرد، هیچ خاصیت دیگری ندارد! به بیان دیگر از نگاه وزیر محترم امور خارجه کشورمان، ملاک و معیار قانونگذاری در ایران اسلامی باید تامین خواسته‌های آمریکا باشد! با این توضیح که هرگاه آمریکا با موضوع یا پدیده‌ای در ایران اسلامی مخالفت کرد و علیه آن بهانه‌ای ساز کرد، باید مجلس و دولت به صف شوند و قانونی وضع کنند که تامین‌کننده خواسته آمریکا باشد تا بهانه‌ای که تراشیده است را از دستش خارج کند! آیا استدلال جناب ظریف می‌تواند معنا و مفهوم دیگری داشته باشد؟! باید از ایشان پرسید، مگر طی چهل سال گذشته، بهانه‌تراشی‌های آمریکا علیه ایران اسلامی نقطه پایانی داشته است؟! اصلی‌ترین بهانه آمریکا، اسلامی بودن نظام و استقلال آن است. آیا برای گرفتن این بهانه باید به نوکری آمریکا تن بدهیم؟! اگر نتیجه استدلال آقای ظریف، این نیست پس چیست؟! 
۴- مدعیان اصلاحات و رسانه‌های تحت مدیریت آنها بلافاصله بعد از اقدام هوشمندانه و شایسته تقدیر شورای نگهبان در رد این لایحه ذلت‌بار، صدا به اعتراض بلند کردند که‌ اشاره به برخی از اعتراضات آنان ضمن آنکه خنده‌دار است، نشان‌دهنده سطح معلومات و بینش آنها در این زمینه نیز هست. بخوانید؛
می‌گویند، آیا شورای نگهبان مخالف مبارزه با تروریسم است؟! که باید گفت مخالف اسارت زن و بچه ملت و از جمله نوامیس شما در دست تروریست‌های وحشی نظیر داعش و منافقین و الاهوازیه و... است. مگر این تروریست‌ها تحت حمایت آشکار کشورهای حاضر در مرکزیت و مدیریت FATF نیستند؟! آیا تنها تابلوی مقابله با تامین مالی تروریسم بدون توجه به محتوای آن می‌تواند اطمینان‌آور باشد؟! مگر استعمار به معنی عمران و آبادانی نیست؟ آیا مخالفت با استعمارگران مخالفت با آبادانی است؟! 
ادعا می‌کنند که اقدام شورای نگهبان هدیه به آمریکاست و توضیح نمی‌دهند که اگر این لایحه به زیان آمریکاست چرا برای تصویب آن سر و دست می‌شکنند و یقه چاک می‌دهند؟! آیا خلع سلاح ایران، حذف بودجه سپاه و نیروی قدس و وزارت اطلاعات و وزارت دفاع و رها کردن مردم در چنگال خونریز تروریست‌ها و... آرزوی آمریکا نیست؟! چرا خودتان را به آن راه می‌زنید؟! و یا نمی‌دانید و ادای دانستن در می‌آورید؟!
می‌گویند، چرا شورای نگهبان نظر خود درباره رد لایحه CFT را دقیقا در روز ۱۳ آبان اعلام کرد؟ و توضیح نمی‌دهند که چرا اعلام مخالفت شورای نگهبان با یک لایحه ذلت‌‌بار را که خواسته بارها اعلام شده آمریکاست، در روز مبارزه با استکبار نمی‌پسندند و چرا برخی از آنان به نمایندگی از آمریکا عزا گرفته‌اند؟! 
۵- باید از موافقان لایحه یاد شده (CFT) پرسید اگر این لایحه را قابل‌دفاع می‌دانید چرا حاضر نیستید با یکی از منتقدان جدی آن به مناظره بنشینید و از آن با ارائه سند و استدلال دفاع کنید؟! 
متن این لایحه و پی‌آمدهای آن به ‌اندازه‌ای فاجعه‌بار است که بسیاری از نمایندگان موافق حاضر نیستند مردم از رای موافقشان به این لایحه با خبر شوند! 
۶- و بالاخره باید از هوشمندی شورای نگهبان که بعد از استماع نظر موافقان و مخالفان و تطبیق این لایحه با قانون اساسی و مبانی اسلام به ذلت‌بار بودن آن پی‌برده و با طرح ۲۰ ایراد اساسی و رد این لایحه فاجعه‌ای را که تصویب آن درپی داشت برطرف کرده است صمیمانه قدردانی کرد.
 
حسین شریعتمداری

پیشخوان

آمریکا چهل سال است مغلوب جمهوری اسلامی شده/ ترامپ تتمه‌ آبروی لیبرال دموکراسی را برد/ قدرت اقتصادی و نظامی‌ آمریکا هم رو به افول است/ کسانی که گرایش به سازش دارند، نقشه‌ بی‌پایه می‌کشند


آمریکا چهل سال است مغلوب جمهوری اسلامی شده/ ترامپ تتمه‌ آبروی لیبرال دموکراسی را برد/ قدرت اقتصادی و نظامی‌ آمریکا هم رو به افول است/ کسانی که گرایش به سازش دارند، نقشه‌ بی‌پایه می‌کشند

 

هزاران تن از دانش‌آموزان و دانشجویان به مناسبت یوم‌الله ۱۳ آبان و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روز دانش‌آموز با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

 

به گزارش آخرین خبر ، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در آستانه ۱۳ آبان روز ملی مبارزه با استکبار در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان با تجلیل از حضور پرمعنا و عظیم مردم در «رزمایش بی نظیر، توصیف ناپذیر و شگفتی ساز اربعین»، سه حادثه ۱۳ آبانِ ۴۳، ۵۷ و ۵۸ را نشانه هایی از چالش عمیق و مستمر ملت ایران و امریکا خواندند و با اشاره به شکست شیطان بزرگ در تحقق هدف اصلی توطئه های ۴۰ سال اخیر آن یعنی بازگشت به سیطره دوران رژیم ستم شاهی در ایران تأکید کردند: افول امریکا به واقعیتِ مورد اجماع صاحب‌نظران معتبر جهان تبدیل شده اما در سوی دیگر این چالش، ملت ایران با انگیزه، روحیه و کار و تلاش جوانان عزیزش، آینده ای درخشان و به مراتب بهتر را در پیش دارد.


رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنانشان با تبریک به همه کسانی که توفیق حضور در  حرکت پرشور اربعین را داشتند، گفتند: غربی‌ها از درک و تحلیل این پدیده فوق العاده عاجزند، آنها چند سال در قبال حرکت عظیم اربعین «توطئه سکوت» را به‌کار گرفتند اما امسال مجبور شدند مقداری به آن بپردازند البته با تحلیل های خصمانه و غلط و بلاهت آمیز.

ایشان با تأکید بر اینکه سرچشمه فیاض راهپیمایی اربعین، غربی‌ها و رسانه های آنها را دستپاچه کرده است، گفتند: رسانه های غربی همچون رادیو انگلیس ادعای حکومتی بودن این مراسم عظیم را مطرح کردند اما کدام دولت می تواند ۱۰ تا ۱۵ میلیون انسان را در مسافتی حداقل ۸۰ کیلومتری، پیاده به حرکت درآورد؟

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: اگر بر فرض محال هم قبول کنیم که جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق عامل شکل گیری چنین حرکت عظیمی بوده اند، این یک معجزه است و  غربی‌ها هم اگر می توانند چنین حرکت بی نظیری را راه بیاندازند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حرکت بی نظیر اربعین، جز با عشق و ایمان و جوشندگی خون شهیدان والا مقام شکل نمی گیرد و هیچ عامل دیگری قادر به برپایی چنین عظمتی نیست.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حرکت اربعین سال به سال عظیم تر و بهتر خواهد شد، از پذیرایی و میهمانداری محبت آمیز دولت و ملت عراق و شخصیت های صاحب نظر و سیاسی این کشور قدردانی کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سه حادثه روز سیزده آبان که به نحوی مرتبط با امریکا است، گفتند: حادثه اول در سال ۱۳۴۳ مربوط به تبعید امام خمینی(ره) در پی اعتراض ایشان به لایحه کاپیتالاسیون یا همان مصونیت اتباع امریکایی در ایران بود. حادثه دوم به کشتار دانش آموزان و نوجوانان به دست رژیم امریکاییِ پهلوی در سال ۵۷ مربوط می شود و در حادثه سوم که در سال ۱۳۵۸ اتفاق افتاد، لانه جاسوسی امریکا به دست دانشجویان تسخیر شد که در واقع سیلی متقابل ملت ایران به امریکا بود.
 
 


ایشان این سیلی خوردن و تحقیر امریکا را نتیجه قدرتی دانستند که انقلاب اسلامی به مردم داد و افزودند: مجموعه این سه حادثه نشان دهنده چالش میان ایران و امریکا است که این چالش در طول چهل سال گذشته ادامه داشته و امریکایی‌ها در آن از انواع تحرکات و دشمنی ها استفاده کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی، «حمله به طبس»، «تحریک صدام برای جنگ با ایران»، «حمله موشکی به هواپیمای مسافری» و «حمله به سکوهای نفتی» ایران را نمونه هایی از «جنگ نظامیِ» امریکا در این چالش چهل ساله برشمردند و خاطرنشان کردند: یکی دیگر از تحرکات امریکایی‌ها در این ۴۰ سال، استفاده از «جنگ اقتصادی» است و اینکه اکنون می‌گویند تحریم ها، اقدامی جدید بر ضد ایران است، در واقع کلاه گذاشتن بر سر خود و یا ملت امریکا است زیرا موضوع تحریم از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته است.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از ابزارهای امریکا در چالش ۴۰ ساله با ایران را استفاده از «جنگ رسانه ای» دانستند و گفتند:  جنگ رسانه ای امریکا به معنای دروغ پراکنی، فتنه انگیزی، ترویج فساد و تحریک افراد از ابتدای انقلاب اسلامی وجود داشتع است که البته امروز با استفاده از فضای مجازی، شیوه های آن جدیدتر شده است.

ایشان در جمع بندی این بخش از سخنانشان خاطرنشان کردند: در چالش ۴۰ ساله امریکا و ایران حقیقت مهمی وجود دارد که گاهی از دیده ها پنهان می ماند و آن اینکه، طرف پیروز در این چالش، جمهوری اسلامی ایران و طرف مغلوب، آمریکا بوده است.

رهبر انقلاب اسلامی در بیان دلیل این موضوع افزودند: هدف اصلی امریکا در ۴ دهه اخیر سیطره مجدد بر ایران بود اما با وجود همه تلاشها و توطئه ها، نتوانسته است به این هدف دست پیدا کند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: امروز تنها کشوری که امریکا کوچکترین نقشی در تصمیمات آن ندارد، جمهوری اسلامی ایران است و این، به معنای شکست امریکا است.

ایشان هدف اصلی امریکا از تحریک صدام برای تحمیل جنگ هشت ساله به ایران، شکست و بی آبرو کردن نظام اسلامی در دنیا، برشمردند و تأکید کردند: ایران در جنگ های دویست سال گذشته همواره شکست خورده بود اما در جنگ ۸ ساله توانست طرف مقابل را شکست دهد و یک وجب از خاک کشور به‌دست بیگانه نیفتد.

رهبر انقلاب اسلامی، هدف امریکا از جنگ و تحریم اقتصادی در طول چهل سال گذشته را فلج کردن و عقب نگه داشتن کشور دانستند و افزودند: در جنگ اقتصادی نیز آنچه اتفاق افتاده، بر خلاف خواست امریکا است زیرا حرکت به سمت خودکفایی و تولید در داخل، سرعت گرفته و امروز صدها گروه فعال از جوانان خوش‌فکرِ دانشگاهی مشغول فعالیتها و کارهای مهمی در کشور هستند.

ایشان سپس به شرایط امریکا در جهان اشاره کردند و افزودند: در یک نگاه وسیع تر، قدرت و اقتدار و هیمنه امریکا در دنیا، رو به افول و زوال است و امریکای امروز به مراتب ضعیف تر از امریکای چهار دهه قبل است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اذعان بسیاری از سیاسیون و جامعه شناسان معتبر دنیا مبنی بر فرسوده شدن و از بین رفتن «قدرت نرمِ» امریکا گفتند: قدرت نرم امریکا به معنای «اقناع و قبولاندن نظر خود به کشورهای دیگر»، اکنون در ضعیف ترین موقعیت ممکن قرار دارد و بخصوص از زمان روی کار آمدن رئیس جمهور فعلی امریکا نه تنها ملتها بلکه دولتهای اروپا، چین، روسیه، هند، افریقا و امریکای لاتین نیز با تصمیم های امریکا صراحتاً مخالفت می کنند.
 
 


 
 
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اکنون نه تنها اقتدار معنوی و قدرت نرم امریکا رو به افول است بلکه اقدامات رئیس جمهور عجیب و غریبِ فعلیِ امریکا، «لیبرال دموکراسی» را نیز که پایه تمدن غرب است، بی آبرو کرده است.

ایشان با اشاره به سخنان چندین سال قبل یک محقق معروف دنیا مبنی بر اینکه وضع کنونی امریکا، «نقطه نهایی تکامل تاریخی بشر است»، گفتند: همین جامعه شناس، اکنون سخنان قبلی خود را پس گرفته و مطالبی بیان می کند که نشانگر ضعف و افول امریکا و لیبرال دموکراسی است.

رهبر انقلاب اسلامی، «قدرت سخت» امریکا در زمینه های نظامی‌گری و اقتصاد را نیز رو به افول خواندند و افزودند: آنها ابزار نظامی دارند اما به علت افسردگی، سردرگمی و تردید سربازانشان مجبورند از سازمانهای جنایتکاری نظیر بلک واتر برای تحقق اهدافشان در کشورهای دیگر کمک بگیرند.

ایشان بدهی افسانه ای امریکا و کسری بودجه ۸۰۰ میلیارد دلاری این کشور در سال جاری را از نشانه های روند زوال اقتصادی امریکا برشمردند و خاطرنشان کردند: آنها این واقعیات را با ظاهرسازی و شعار می پوشانند اما در زیر این زرق و برق، افول اقتصادی مشهود است.

حضرت آیت الله خامنه ای با جلب توجه کشورهای منطقه به واقعیت افول امریکا افزودند: کسانی که به پشتیبانی امریکا حاضرند مسئله فلسطین را به‌کلی به فراموشی بسپارند، متوجه باشند که امریکا حتی در منطقه خودش هم رو به زوال است اما ملتهای این منطقه و حقایق آن، زنده و پابرجا هستند.

رهبر انقلاب استمرار روحیه استقلال طلبی در جوانان ایران با هر تفکر و رفتار را از دیگر نشانه های شکست امریکا دانستند و افزودند: آنها با همه تلاش امپراطوری خبری و رسانه ای خود نتوانسته اند احساس تنفر و روحیه استقلال طلبی و مقاومت در مقابل بیگانگان سلطه طلب را در جوانان این سرزمین از بین  ببرند، به‌گونه ای که نسل جوان کنونی از لحاظ انگیزه ایستادگی و مقاومت اگر از نسل اول انقلاب جلو نباشد حتماً عقب نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به رسوخ روحیه استقلال طلبی جوانان ایرانی در کشورهای دیگر افزودند: مردم و جوانان عراقی، سوری، لبنانی، افغانستانی، پاکستانی و کشورهای دیگر به علت سیطره طلبی و اهانت‌های امریکا از آن متنفر هستند اما مقامات امریکایی ناتوان از درک علل این تنفر، آن را از چشم ما می بینند.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: امریکایی ها ما را تهدید می کنند و پیغام می‌دهند که اگر جوانان فلان کشور به نیروهای ما یا طرفداران ما حمله کنند ایران را مقصر می دانیم اما ما می‌گوییم شما غلط می کنید ایران را مقصر می دانید بلکه باید به اقدامات تنفر برانگیز خودتان در آن کشورها نگاه کنید.

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری افول امریکا به کسانی که به سازش با امریکا گرایش دارند، افزودند: بیهوده نقشه بی اساس و بی پایه نکشید، زوال امریکا یک واقعیت است.

ایشان عوامل افول شیطان بزرگ را بلندمدت و مربوط به عملکرد سلطه طلبانه آن در طول تاریخ این کشور دانستند و تأکید کردند: براساس سنت الهی، امریکا محکوم است که از صحنه قدرت جهانی زایل بشود.

رهبر انقلاب پس از ترسیم اوضاع امریکا به عنوان یکی از دو طرف چالش عمیق و مستمر امریکا- ایران خاطرنشان کردند: در سمت دیگر این چالش می توان بدون مبالغه و بزرگنمایی نشانه های پیشرفت و قوی تر شدن را در طول ۴۰ سال اخیر مشاهده کرد.

ایشان حضور فعال صدها گروه جوان، خوش استعداد، مبتکر و با همت را در زمینه های مختلف فکری- عملی و فناوری، نشانه آشکار حرکت جدی جمهوری اسلامی در روند استقلال صنعتی و سیاسی خواندند و افزودند: این جوانان به فکر رئیس شدن و وزارت و وکالت نیستند و این پدیده مبارک ادامه خواهد یافت.

سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع دانش آموزان و دانشجویان با چند توصیه به جوانان ادامه یافت که اولین آنها فراموش نکردن دشمنی با امریکا بود.

ایشان هوشیاری در مقابل فریب و لبخند دروغین دشمن را ضروری خواندند و یادآوری کردند: امریکایی ها گاهی می گویند با ملت ایران مشکلی نداریم و تحریم ها علیه مردم نیست بلکه با دولت ایران دچار چالش هستیم اما این یک دروغ فضاحت بار است چون دولت ایران بدون ملت کاره ای نیست و آنها با حضور و اراده ملت دشمنند.

رهبر انقلاب در پاسخ به این سؤال که ایستادگی و دشمنی ملت ایران با امریکا تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، افزودند: وقتی امریکا سیطره جویی خود را کنار بگذارد می شود با او مانند دیگر کشورها تعامل کرد اما این مسئله بعید است چون ذات استکبار، سلطه جویی و سیطره طلبی است.

دومین توصیه حضرت آیت الله خامنه ای به جوانان، «ترویج و تبیین نظریه مقاومت» بود.

ایشان نظریه «مقاومت در مقابل دشمن قوی‌پنجه» را هم در مقام نظر هم در جایگاه عملی، نظریه ای متقن و صحیح خواندند و افزودند: جوانان در محیط های مختلف هدف اصلی استکبار یعنی سلطه طلبی را تبیین کنند تا ضرورت و صحت نظریه مقاومت، به‌خوبی نمایان و درک شود.

رهبر انقلاب افزودند: از نظر عملی نیز ما مقاومت را حق جوانان عراقی، سوری، لبنانی، کشورهای شمال افریقا، شبه قاره و دیگر مناطق می دانیم و تقویت این جریانها تقویت نظریه مقاومت است.

توصیه آخر حضرت آیت الله خامنه ای به جوانان عزیز ایران، «احساس مسئولیت در قبال موضوع پیشرفت کشور» بود.

ایشان، «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» در پنجاه سال آینده را که برای پخته شدن و تکمیل در اختیار صاحب نظران قرار گرفته، برنامه ای فکر شده برشمردند و افزودند: جوانان خود را بخشی از این نقشه وسیع ۵۰ ساله بدانند و برای ایفای نقش براساس مقتضیات زمان در عرصه های علمی، فناوری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آماده باشند.

رهبر انقلاب قطع وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی را از دغدغه های همیشگی خود و اقتصاددانان خواندند و جوانان مؤمن و اهل فکر و عمل را به ارائه راه حل در این زمینه دعوت کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه مدل پیشرفت ایران از الگوهای توسعه غربی اخذ نشده است، افزودند: ما از دانش و فناوری روز حداکثر استفاده را می بریم اما می دانیم که مدل های غربی برخلاف زرق و برق ظاهری، باطنی مشکل آفرین دارند و کشورهای مختلف را با دشواری و بدبختی روبرو کرده اند.

ایشان همت جوانان برای حل مسائل را نیاز اصلی کشور خواندند و تأکید کردند: جوانان بدون «ترس و تنبلی» ابتکار و نوآوری را سر لوحه تلاش خود قرار دهند و با غیرت و تعصب ملی، وظایفشان را در پیشرفت و سعادت و افتخار ملت و امنیت کشور ایفا کنند.

رهبر انقلاب مسئولان را نیز به جدی گرفتن جوانان پرانگیزه و استقبال واقعی از آنان فراخواندند و گفتند: گاه دیده شده که برخی دستگاههای ذی‌ربط به کارهای خوب، برجسته و راهگشای جوانان کمک نمی کنند.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی سخنانشان تأکید کردند: بدون تردید آینده کشور درخشان و به مراتب بهتر از امروز است و اگر ملت با همین روحیه و انگیزه پیش برود، ایران عزیز در آینده ای نه چندان دور به اوجی می رسد که در تعاملات جهانی دست برتر را داشته باشد و جوانان، این پیشرفت عظیم را که به برکت اسلام و انقلاب ایجاد می شود تجربه کنند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقایان محمدصابر باغخانی و مرتضی عزیزی نمایندگان دانشجویان و دانش‌آموزان با بیان نظرات و دیدگاه‌های خود بر لزوم ایستادگی در مقابل توطئه‌های استکبار با روحیه انقلابی و تکیه بر ظرفیت‌های جوانان کشور تأکید کردند.
 
 

پیشخوان

صفحه1 از3