شیر یا روباه؟! (گفت و شنود)



گفت: جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفته است برای مقابله با ونزوئلا همه گزینه‌ها روی میز است!

گفتم: او در این مصاحبه یک پرونده در دست داشت که روی آن نوشته بود؛ «اعزام ۵ هزار نیروی نظامی به کلمبیا» و آن را طوری در دست گرفته بود که جمله روی آن قابل دیدن باشد! یعنی ممکن است آمریکا از طریق کلمبیا به ونزوئلا حمله کند!


گفت: قمپز در‌کرده! اگر توان حمله داشتند تا حالا صد بار حمله کرده بودند!


گفتم: در آمریکا معروف است که جان بولتون به هیچ کشوری سفر نمی‌کند مگر اینکه قبل از سفر اعلام می‌کند که باید آنجا را بمباران کرد!


گفت: بعد از شکست آمریکا در سوریه خبرنگاران از او پرسیده بودند؛ مگر قرار نبود بشار اسد را ساقط کنید و بولتون گفته بود، البته حمله به سوریه بی‌دستاورد هم نبوده است!


گفتم: یارو برای شکار به جنگل رفته بود. وقتی برگشت دوستانش پرسیدند؛ شیری یا روباه؟ در جواب گفت؛ مگه خر چه عیبی داره؟!

گفت و شنود

جرثومه فساد!(گفت و شنود)

 

گفت: روزنامه ایران نوشته است چون تعدادی بر اثر استفاده از مشروبات‌الکلی مسموم می‌میرند باید صرف مشروبات الکلی آزاد شود تا شرابخواران از مشروبات الکلی استاندارد استفاده کنند!

گفتم: به جهنم که می‌میرند. چشمشان کور، عرق کوفت نکنند تا سقط نشوند! اصلا این جرثومه‌های پلیدی برای چه باید زنده باشند؟!

گفت: تازه روزنامه ایران که این غلط‌های زیادی را کرده است، 
ارگان رسمی دولت هم هست!

گفتم: چشم دولت روشن با این روزنامه‌اش!


گفت: روزنامه ایران درباره زنان بدکاره خیابانی هم همین پیشنهاد را داده و خواستار آزادی شغلی آنها شده است!


گفتم: در جلسه خواستگاری مادر داماد از مادر عروس پرسید؛ کبریت دارید؟ داماد می‌خواد سیگار بکشه! مادر عروس گفت؛ مگه سیگاریه؟ مادر داماد گفت؛ نه، عرق خورده هوس سیگار کرده! پرسید؛ عرق‌خور هم هست؟! 

گفت؛ در قمار باخته بود ناراحت شده عرق خورده! پرسید؛ یعنی قمارباز هم هست؟! گفت؛ توی زندان یاد گرفته! پرسید؛ خلافکار هم هست؟! گفت؛ آدم کشته بود افتاده بود زندان! مادر عروس بلند شد از اتاق بیرون بره مادر داماد پرسید؛ میری کبریت بیاری، گفت؛ می‌رم آر‌پی‌جی بیارم که زمین رو از لوث وجود او پاک کنم!

 

گفت و شنود

 

 آشغال!(گفت و شنود)

 

گفت: رادیو آمریکا در گفت‌و‌گو با چند وطن‌فروش نشان‌دار برای تمامیت ارضی ایران در دریای خزر ابراز نگرانی کرد!

گفتم: خونه خرس و بادیه مس؟! مگر در کنوانسیون حقوقی خزر چه اتفاقی افتاده؟ حالا با چه کسانی مصاحبه کرده؟


گفت: از زبان رضا ربع‌پهلوی و بنی‌صدر و شیرین عبادی گفته که حق ایران در کنوانسیون خزر نقض شده است!


گفتم: حق ایران که سر جایش باقی است ولی ربع پهلوی باید از خجالت وطن‌فروشی‌های پدر و پدر بزرگش آب شود و به زمین فرو برود. پدر بزرگش اروند را به عراق و آرارات را به ترکیه داد و پدرش بحرین را به انگلیس و جزایر زرکوه و آریایی را به امارات واگذار کرد.


گفت: بنی‌صدر هم که جاسوس نشان‌دار سیا بود و در جریان جنگ تحمیلی با آمریکا و صدام همکاری می‌کرد و شیرین عبادی هم که به نوشته روزنامه رستاخیز دوران شاه از کشتار مردم مظلوم قم حمایت کرده و با معرفی صهیونیست‌ها جایزه صلح نوبل گرفته بود.


گفتم: این اجق وجق‌ها را باید موش کور بخوره! طرف پرسید؛ چرا موش کور؟ گفتم واسه اینکه نبینه داره چه

آشغالی می‌خوره!

 

گفت و شنود

 

ماکارونی دراز! (گفت و شنود)


گفت: نتانیاهو با یک توپ فوتبال به تلویزیون رژیم صهیونیستی آمده و خطاب به مردم ایران گفته است شما در زمین فوتبال با قدرت ظاهر شدید و نشان دادید که می‌توانید آنچه در ابتدا ناممکن به نظر می‌رسد را ممکن کنید.

گفتم: بر منکرش لعنت، مثلا خیلی‌ها تصور می‌کردند اسرائیل شکست‌ناپذیر است ولی ما پوزه این حیوان وحشی را به خاک مالیده‌ایم و...

گفت: منظورش این است که ایران از حمایت نیروهای مقاومت دست بردارد!

گفتم: و جان و مال و نوامیس مردم را به تروریست‌های تکفیری و ارتش‌های کودک‌کش رژیم صهیونیستی و آمریکا و... بسپارد!

گفت: او می‌گوید که رسیدن به آن روز، بزرگ‌ترین آرزوی اسرائیل است!

گفتم: یارو خواب دید که داره بزرگ‌ترین و درازترین ماکارونی دنیا رو می‌خوره، وقتی از خواب پرید متوجه شد که نصف کش شلوارش رو خورده!

گفت و شنود

 

حباب(گفت و شنود)

 

گفت: می‌گویند افزایش قیمت مسکن و اجاره بها حباب است!

گفتم: حباب دیگر یعنی چی؟!

گفت: منظورشان این است که این افزایش قیمت‌ها واقعی نیست! مثل حباب است که زود می‌ترکد!
گفتم: ولی قیمت مسکن و اجاره بها که به طور واقعی افزایش یافته. کجای آن حباب است؟! افزایش قیمت سکه و دلار و سایر اقلام را هم می‌گفتند حباب است ولی نبود!

گفت: چه عرض کنم؟! باید گفت، برجام حباب بود که قرار بود فتح‌الفتوح و بزرگترین دستاورد قرن باشد! تحریم‌ها را بردارد! گشایش اقتصادی بیاورد! و...!

گفتم: یارو که رفته بود ماشین بخره، بعد از امتحان یکی از خودرو‌ها به بنگاهی گفت؛ داداش این ماشین که همه جاش صدا میده، بنگاهی گفت؛ اختیار دارید، در عوض بوقشو امتحان کنید اصلا صدا نمیده!

 

گفت و شنود

صفحه1 از2