نوکر باوفا ! (گفت و شنود)

 

گفت: از سایه جنگ چه خبر؟!

گفتم: آمریکایی‌ها از بیرون و برخی جریانات وابسته از داخل با مطرح کردن این دروغ شاخدار قصد ترساندن مردم و تسلیم آنها در برابر تحریم‌ها را داشتند!

گفت: الان که پشت سرهم اعلام می‌کنند که قصد جنگ نداریم و…؟!


گفتم: برای اینکه در منطقه چنان سیلی سخت و آبداری از مقاومت خورده‌اند که مجبور شده‌اند دنده عقب بگیرند!


گفت: پس چرا بعضی‌ها در داخل کشور هنوز هم در این شیپور فریب می‌دمند!


گفتم: نوکر یکی از خان‌ها هرچه از خان تعریف و تمجید می‌کرد کسی تحویل نمی‌گرفت. یک روز گفت خان ما مقامات برجسته‌ای دارد! هر شب به آسمان‌ها می‌رود و با ملائکه حرف می‌زند! مردم از این دروغ عصبانی شدند و پیش خان رفتند و پرسیدند؛ این چه ادعایی است؟! خان

گفت؛ من تا دستشویی هم نمی‌توانم بروم چه رسد به آسمان‌ها؟! اهل روستا به نوکر خان گفتند؛ خود خان که حرفت را تکذیب می‌کند. گفت؛ خان غلط کرده و به گور پدرش خندیده که تکذیب می‌کند!

 

گفت و شنود



راه کج! (گفت و شنود)

 

گفت: روزنامه همشهری نوشته است ایران باید جاسوسان دو‌تابعیتی را آزاد کند!

گفتم: اینکه همان درخواست چند روز پیش پمپئو است! نکند داری اطلاعیه سازمان سیا را به روزنامه همشهری نسبت می‌دهی؟!

گفت: ‌ای عوام! بیا خودت بخوان! البته این روزنامه نوشته است آزاد کردن جاسوس‌های دو‌تابعیتی آمریکا یک معامله «بُرد ـ بُرد» است!

گفتم: یعنی همه چیزمان را بدهیم به آمریکا ببرد! مثل برجام که می‌گفتند یک معامله برد- برد است! و همه تاسیسات هسته‌ای کشورمان را دادیم بُرد.

گفت: این روزنامه کدام طرفی است؟ پول جمهوری اسلامی را می‌گیرد ولی باغچه آمریکا را بیل می‌زند!

گفتم: یارو به هیچ صراطی مستقیم نبود. بهش گفتند دعا کن خدا نجاتت بدهد، دستش را بلند کرد و گفت؛ خدایا خودت راه راست را به طرف ما کج کن!

گفت و شنود


شیر یا روباه؟! (گفت و شنود)



گفت: جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفته است برای مقابله با ونزوئلا همه گزینه‌ها روی میز است!

گفتم: او در این مصاحبه یک پرونده در دست داشت که روی آن نوشته بود؛ «اعزام ۵ هزار نیروی نظامی به کلمبیا» و آن را طوری در دست گرفته بود که جمله روی آن قابل دیدن باشد! یعنی ممکن است آمریکا از طریق کلمبیا به ونزوئلا حمله کند!


گفت: قمپز در‌کرده! اگر توان حمله داشتند تا حالا صد بار حمله کرده بودند!


گفتم: در آمریکا معروف است که جان بولتون به هیچ کشوری سفر نمی‌کند مگر اینکه قبل از سفر اعلام می‌کند که باید آنجا را بمباران کرد!


گفت: بعد از شکست آمریکا در سوریه خبرنگاران از او پرسیده بودند؛ مگر قرار نبود بشار اسد را ساقط کنید و بولتون گفته بود، البته حمله به سوریه بی‌دستاورد هم نبوده است!


گفتم: یارو برای شکار به جنگل رفته بود. وقتی برگشت دوستانش پرسیدند؛ شیری یا روباه؟ در جواب گفت؛ مگه خر چه عیبی داره؟!

گفت و شنود

جرثومه فساد!(گفت و شنود)

 

گفت: روزنامه ایران نوشته است چون تعدادی بر اثر استفاده از مشروبات‌الکلی مسموم می‌میرند باید صرف مشروبات الکلی آزاد شود تا شرابخواران از مشروبات الکلی استاندارد استفاده کنند!

گفتم: به جهنم که می‌میرند. چشمشان کور، عرق کوفت نکنند تا سقط نشوند! اصلا این جرثومه‌های پلیدی برای چه باید زنده باشند؟!

گفت: تازه روزنامه ایران که این غلط‌های زیادی را کرده است، 
ارگان رسمی دولت هم هست!

گفتم: چشم دولت روشن با این روزنامه‌اش!


گفت: روزنامه ایران درباره زنان بدکاره خیابانی هم همین پیشنهاد را داده و خواستار آزادی شغلی آنها شده است!


گفتم: در جلسه خواستگاری مادر داماد از مادر عروس پرسید؛ کبریت دارید؟ داماد می‌خواد سیگار بکشه! مادر عروس گفت؛ مگه سیگاریه؟ مادر داماد گفت؛ نه، عرق خورده هوس سیگار کرده! پرسید؛ عرق‌خور هم هست؟! 

گفت؛ در قمار باخته بود ناراحت شده عرق خورده! پرسید؛ یعنی قمارباز هم هست؟! گفت؛ توی زندان یاد گرفته! پرسید؛ خلافکار هم هست؟! گفت؛ آدم کشته بود افتاده بود زندان! مادر عروس بلند شد از اتاق بیرون بره مادر داماد پرسید؛ میری کبریت بیاری، گفت؛ می‌رم آر‌پی‌جی بیارم که زمین رو از لوث وجود او پاک کنم!

 

گفت و شنود

 

 آشغال!(گفت و شنود)

 

گفت: رادیو آمریکا در گفت‌و‌گو با چند وطن‌فروش نشان‌دار برای تمامیت ارضی ایران در دریای خزر ابراز نگرانی کرد!

گفتم: خونه خرس و بادیه مس؟! مگر در کنوانسیون حقوقی خزر چه اتفاقی افتاده؟ حالا با چه کسانی مصاحبه کرده؟


گفت: از زبان رضا ربع‌پهلوی و بنی‌صدر و شیرین عبادی گفته که حق ایران در کنوانسیون خزر نقض شده است!


گفتم: حق ایران که سر جایش باقی است ولی ربع پهلوی باید از خجالت وطن‌فروشی‌های پدر و پدر بزرگش آب شود و به زمین فرو برود. پدر بزرگش اروند را به عراق و آرارات را به ترکیه داد و پدرش بحرین را به انگلیس و جزایر زرکوه و آریایی را به امارات واگذار کرد.


گفت: بنی‌صدر هم که جاسوس نشان‌دار سیا بود و در جریان جنگ تحمیلی با آمریکا و صدام همکاری می‌کرد و شیرین عبادی هم که به نوشته روزنامه رستاخیز دوران شاه از کشتار مردم مظلوم قم حمایت کرده و با معرفی صهیونیست‌ها جایزه صلح نوبل گرفته بود.


گفتم: این اجق وجق‌ها را باید موش کور بخوره! طرف پرسید؛ چرا موش کور؟ گفتم واسه اینکه نبینه داره چه

آشغالی می‌خوره!

 

گفت و شنود

صفحه1 از2