مسعود ده نمکی : زلزله در راه است


 آقایان چپ و راست! گسل تهران در انتخابات فعال تر  شد .نه تهران کوفه است نه مردم سایر شهرها کم شعور

 
آخرین خبر : در رسوایی 2 گفتیم  زلزله در راه است کسی باور نکرد حالا هم که در تهران پیش لرزه سیاسی را احساس کرده اند دارند توپ را می اندازند در زمین تلگرام و باور نمی کنند ظهور طبقه جدید با مختصات جدید و مطالبات جدید  معلول تناقضات رفتاری در حکومت داری بوده و راست  و یا فلان مداح با کوفه خواندن تهران و چپ و یا اقای مرعشی  با  توسعه نیافتگی و به تعبیری کم شعزاور خواندن شهرستانی ها و با فرمان شو دادن  در مواقع شکست  باز به بیراهه می روند و دارند صورت مسله را پاک می کنند.
 
 اگر بپذیریم  اصلاح طبان در شبکه سازی مجازی موفق بودند  و پیروزی لیست آنها در تهران نتیجه این کار است آن طرفی ها هم رسانه ملی را داشتند . عقلای قوم باید بپذیرند این رای ها واکنشی و معلول  چیزهای دیگری است .چه اول شدن فایزه هاشمی در تهران در مجلس پنجم و چه رای خاتمی در دوم خرداد و چه رای احمدی نژاد و چه امروز.
 
 کدام نظام سیاسی در دنیا را سراغ داریم که در هر انتخابات  مشروعیت خود را در دو قطبی سازی بین سیاه و سفید به چالش بگذارد .بحران های اجتماعی و فرهنگی فاصله و تضاد طبقاتی در کشور  اگر چاره نشوند نه چپ برنده انتخابات است و نه راست .جدال سنت و مدرنیته و توسعه بدون الگوی بومی و فاصله طبقاتی  و فروپاشی اخلاقیات و فساد سیستمی دارد گسل بین جامعه ایرانی را فعال می کند . زدن این حرفها به مفهوم ندیدن نیمه پرلیوان نیست ولی اینجا بحث آسیب شناسی و معدل گیری است.
 
 کدام عقل سلیمی می پذیرد با این همه ادعای پیشرفت آمار بین 7 تا ده میلیون معتاد و 14 میلیون پرونده قضایی در سال و سن بالای ازدواج و آمار وحشتناک طلاق در مدیریت فرهنگی و اقتصادی مشکل نداریم و همه اینها تقصیر بیگانه است.
 
 قبل از انتخابات 84 مستند  فقر و فحشا و کدام استقلال کدام پیروزی را ساختم تا هشدار دهم و بفهمند ولی نفهمیدن و تازه شنیدم چند ماه پیش مسولین به تماشای چنین مستندنشسته اند.
 
 امسال  رسوایی 2 را ساختم تا بگویم زلزله در راه است و باز نفهمیدند و دارند آسمان را به ریسمان می بافند نتیجه انتخابات در تهران  یک نشانه است چون کلان شهرها دارند به تهران های کوچک تبدیل می شوند احساس سرخوشی چپ از این آرا زود گذر است چون مطالبات جدید در راه است با دیدن رسوایی 2 بیشتر متوجه منظورم خواهید شد.
 

منبع : سایت 598

سینما و تاتر


نگذارید شما را بازیچه سیاست بازی های خود کنند

 
این تصمیم با رأی شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شده که یکی از اعضای آن شخص آقای روحانی بوده و ایشان هم به این تصمیم رأی مثبت داده است. در حال حاضر هم لغو حصر سران کودتای سال 88 نیاز به مصوبه شورای عالی امنیت ملی دارد که آقای روحانی رئیس آن است پس نیازی به مذاکره ندارد.

به گزارش آخرین خبر و به نقل از سرویس سیاسی پایگاه 598 / سایت های بی بی سی و صدای آمریکا مدعی شده اند که استاد عزت الله انتظامی در نامه سرگشاده ای به آقای روحانی درخواست کرده تا وی تلاش کند مسأله حصر سران کودتای سال 88 (موسوی و کروبی) حل و فصل شود. وی در نامه اش به روحانی نوشته است که شما توانستید با مذاکره سایه شوم تحریمها را از سر ملت بردارید، پس موضوع حصر را هم  با مذاکره حل کنید، چطور می شود با قدرتهای بزرگ چانه زد و به نتیجه رسید اما نمی توان با مسئولان کشور در این باره مذاکره کرد.

به نظرم جناب استاد از چند موضوع بی خبرند که با تحریک دیگران، تصمیم به نوشتن این نامه گرفته اند.

اولا: حصر سران کودتای سال 88 یک سال بعد از کودتا و بعد از اصرار آنها بر رفتارهای مخرب اتخاذ شده است. این تصمیم با رأی شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شده که یکی از اعضای آن شخص آقای روحانی بوده و ایشان هم به این تصمیم رأی مثبت داده است. در حال حاضر هم لغو حصر سران کودتای سال 88 نیاز به مصوبه شورای عالی امنیت ملی دارد که آقای روحانی رئیس آن است پس نیازی به مذاکره ندارد. اگر این کار منطق قانونی دارد و رأی اکثر اعضای شورای عالی امنیت ملی را به دست می آورد، چرا معطل است؟

ثانیا: در خصوص مذاکرات هسته ای هم اشتباه به اطلاع شما رسانده اند. چون تحریمها لغو نشده بلکه بخشی کوچک و بی تأثیری از آنها که مربوط به موضوع هسته ای بوده، لغو و موارد دیگر هسته ای، متوقف ولی بخش اصلی تحریمها همچنان به بهانه های دیگر باقی است. برای همین هم آقای روحانی در مصاحبه خود با عقب نشینی از ادعای دروغ لغو «همه تحریمها» گفت که برای لغو «همه تحریمها» باید در خصوص موضوعات دیگر هم مذاکره کند!   

ثالثا: آقای روحانی مدعی است که در این مذاکرات، طرف مقابل حقوق ما را (حق غنی سازی لغو تحریمها) به رسمیت شناخته که ما حاضر به مذاکره و رسیدن به نتیجه ادعایی شدیم. اگر بر اساس مدل شما هم بخواهیم با سران کودتای سال 88 برخورد کنیم، آنها هم برای لغو حکم حصر - که امضای آقای روحانی هم ذیل آن است -  باید دو نکته را بپذیرند و اعلام کنند:

1. ادعای تقلب، فقط یک دروغ سیاسی بود.

2. ضرر و زیانهای مادی و معنوی وارد شده را جبران می کنند.

می دانید اگر نظام اسلامی در سال 88، وقتی نفر پیروز با 15درصد بالای 50 درصد پیروز شده بود، زیر بار حرف زور مدعیان تقلب می رفت، چهار سال بعد، وقتی آقای روحانی با 0/7 درصد بالای 50درصد رئیس جمهور شد، عده دیگری می توانستند ادعای تقلب کنند.

رابعا: رسانه هایی مثل BBC و VOA که نامه شما را بازتاب داده اند، دلشان مثل شما نگران حصر کسی نیست چون چهار دختر ملک عبدالله (پادشاه سقط شده سعودی) بیش از 12 سال توسط پدرشان در حصر بودند، بر اساس ادعای مادرشان، فقط یک وعده غذا می خوردند و اجازه پیدا نکردند از درب خانه خود خارج شوند، اما این رسانه ها هرگز پیگیر آزادی این چهار دختر نبودند بلکه وقتی هم که پادشاه سعودی سقط شد و مرد، او را حامی زنان و  امثال جان کری وی را مرد «خرد و تدبیر» نامیدند. با  اینکه دختران ملک عبدالله، رهبری هیچ کودتایی را بر عهده نداشتند، با آنها اینگونه برخورد شد اما سران کودتای سال 88 که شما دلتان به حالشان می سوزد و در 91 سالگی عمرتان نگران آنها هستید، سونا و جکوزی شان ترک نمی شود و برنامه لب دریایشان هم لغو نمی شود. بهترین غذاها را سفارش می دهند و بهترین پزشکان از آنها مراقبت می کنند.  

استاد! نگذارید شما را بازیچه سیاسی کاری های خود کنند که با همه رأفت و چشم پوشی های نظام اسلامی، در این «هزار دستان» برخی به اندازه «گاوِ  مش حسن» هم نفهمیدند والا اینگونه با مشارکت در یک کودتا به خدمت استکبار جهانی در نمی آمدند و شما چطور توقع دارید جرم کودتاگران نادیده گرفته شود.

سینما و تاتر

به دلیل اینکه آقای ایوبی و جنتی هر دو از عالم دیپلماسی به عالم فرهنگ آمده‌اند. عالم دیپلماسی با عالم فرهنگ فاصله‌ای به تناسب وسط تنور و بیرون از تنور دارد. ظاهرشان خیلی به هم شبیه است؛ کت و شلواری هستیم، خیلی تیپ‌هایمان ‌تر‌و‌تمیز و مرتب است، مثل هم لباس می‌پوشیم؛ ولی عمیق که شویم، دیپلمات‌هایی که به فرهنگ آمده‌اند، مرد مبارزه و ایستادگی در جایگاه‌هایی که باید باشند، نیستند؛ چون چشمشان به تلکس رمزی شده است و نه اجتهاد شخصی.
 

ابراهیم حاتمی‌کیا :

رأس هرم اجرائی کشور هیچ نسبتی با هنر و فرهنگ ندارد/ ایوبی و جنتی هر دو از عالم دیپلماسی به عالم فرهنگ آمده‌اند/ هیأت دولت گاهی در موضع اپوزیسیون می‌ایستد

به دلیل اینکه آقای ایوبی و جنتی هر دو از عالم دیپلماسی به عالم فرهنگ آمده‌اند. عالم دیپلماسی با عالم فرهنگ فاصله‌ای به تناسب وسط تنور و بیرون از تنور دارد. ظاهرشان خیلی به هم شبیه است؛ کت و شلواری هستیم، خیلی تیپ‌هایمان ‌تر‌و‌تمیز و مرتب است، مثل هم لباس می‌پوشیم؛ ولی عمیق که شویم، دیپلمات‌هایی که به فرهنگ آمده‌اند، مرد مبارزه و ایستادگی در جایگاه‌هایی که باید باشند، نیستند؛ چون چشمشان به تلکس رمزی شده است و نه اجتهاد شخصی.

آخرین خبر : ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان سینمای ایران، خوش صحبت است. دوستان و حتی کسانی که فکر دشمنی با او را دارند، با حرفهایش غافلگیر می‌شوند. کاریزمای حاتمی‌کیا هر چقدر برای رسانه‌ها و مردم مطلوب باشد برای دولت‌ها دردسر ساز بوده است. قامت اعتراضیش وجهی از کاریزمای او را شکل می‌دهد و این را همیشه و در هر دوره ای می توان در حرفهایش شنید. سال 87 بود و در روزگاری که او سریال درون‌گرای «حلقه سبز» را ساخت بود مصاحبه ای با محمد قوچانی کرده بود. در همان سالهای ابتدایی دولت احمدی‌نژاد هم همین وجه اعتراضی آقا ابراهیم مشهود بود. آنجایی که رو به مصاحبه کننده‌ی زیرک می‌کند و می‌گوید:باور کنید دلم می‌گیرد. آن همه حرف‌های گفتنی و داستان‌های شنیدنی در این گنجینه‌ی سینمای جنگ هست که می‌شود گفت. اما چه کنم که نگهبان‌های تنگ نظری وجود دارند که نمی‌گذارند کارم را بکنم. این شهر خفه‌ام کرده. دیگر خسته شده‌ام از فیلم ساختن در این چهار دیواری ‌های تنگ. می‌خواهم بزنم بیرون. نگاه من افق‌های باز بود. به دشت و حالا گرفتار شده‌ام به هیچ عنوان هم دوست ندارم نگاه غمگسارانه‌ی بی معنی به گذشته داشته باشم. حرف روز دارم. اما چه کنم که نقل این داستان‌ها توپ و تفنگ و تق و توق می‌خواهد، و این‌ها همه دست کسانی‌است که با امثال من مثل یک سرباز رفتار می‌کنند.»

دیروز مصاحبه تازه‌ای از ابراهیم حاتمی‌کیا در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» منتشر شده است.اوضاع انگار کمی متفاوت شده است. اینجا هم کارگردان «بادیگارد» از دنیایی فراتر از متن فیلمهایش حرف می‌زند. حاتمی‌کیا باز هم از آرزوهای فیلمسازیش گفته است: یک روزی آرزویم این بود که فیلم چمران را بسازم و می‌گفتم اگر مُردم هم دیگر اشکالی ندارد، فقط چمران را بسازم. الان باز دلم چیزهای دیگری می‌خواهد. از یک قله رد شدم و دلم قله‌های دیگری می‌خواهد.

 

دوست دارم از مروت پهلوانی قاسم سلیمانی بگویم

در اینجای بحث مصاحبه کننده می‌پرسد: ‌الان چه قله‌ای مانده؟ و حاتمی‌کیا نامی به زبان می‌آورد که در این چندسال، بارها از او به حسرت یاد کرده است. او می‌گوید: در کوبانی که در منطقه کردستان عراق واقع شده، پ‌ک‌ک حضور قوی دارد. نیروهای پ‌ک‌ک کلی از بچه‌ها و سربازهای ما را ناغافل در پادگان‌ها و پاسگاه‌ها زده و شهید کرده‌اند. وقتی قضیه کوبانی پیش آمد، مروت پهلوانی قاسم سلیمانی به نحوی بود که اصلا نیامد بگوید که بگذار همه آنها به خاطر ظلم‌هایی که در حمله‌هایشان به سربازان ما روا داشتند، تقاص پس بدهند! بلکه با نیروهایش بلند شد و رفت و کوبانی را نجات داد و نگذاشت شهر به دست داعش بیفتد. دوست دارم از این مروت‌ها بگویم. دوست دارم بچه‌هایی را که در گوشه‌اند و دیده نمی‌شوند و به چشم نمی‌آیند، در فیلم‌هایم روایت کنم و به جامعه‌ام بگویم اینها را بیشتر بشناسید!

سربازان امروز ایران در «بَرَز» می‌ایستند، پای دیوار قلعه نمی‌ایستند مبادا قلعه دچار ضربه شود

 

کارگردان «از کرخه تا راین» در مورد اینکه جنگ هنوز برایش زنده است و در مورد سربازان امروز ایران اسلامی گفته است: درست است که سی‌وچند سال از انقلاب می‌گذرد، ولی اتفاقاتی که امروز در منطقه می‌افتد، نشان می‌دهد که جنگ هنوز ادامه دارد! گاهی در تلگرام می‌بینم بچه‌ها می‌گویند ایران یک قلعه است! قلعه‌ها هم یک محدوده بیرون از خود دارند که به آن «بَرَز» می‌گویند. سرباز آنجا می‌ایستد، پای دیوار قلعه نمی‌ایستد که مبادا قلعه دچار ضربه شود. امروز بچه‌های ما دارند جلوتر از قلعه می‌جنگند والا داعش الان پشت دروازه ما و در حال توآمدن بود. برای همین بحث جنگ زنده و خیلی هم جدی است. هر وقت هم که بحث جدی‌تر شده و خبر از قصرشیرین آمده که ممکن است از آنجا وارد شوند، همه‌مان دیدیم که خوف برمان داشته. جنگ برایم هنوز زنده است. قاسم سلیمانی زنده است و مسیر، مسیری است که هنوز ادامه دارد. یک وقتی فکر می‌کردیم یک روز که جنگ تمام شد، این عده برمی‌گردند به پادگان‌ها و سر زندگی‌شان می‌نشینند، اما می‌بینید که چنین خبری نشد. جنگ هنوز ادامه دارد و هیچ کاری هم نمی‌شود کرد و به بدترین شکلش هم دارد اتفاق می‌افتد.

رأس هرم اجرائی کشور برخلاف لباسی که بر تن دارند، هیچ نسبتی با هنر و فرهنگ ندارد 

 

کارگردان بادیگارد در بخش دیگری از این مصاحبه باز هم با همان اصطلاح دیپلمات‌های فرهنگی نسبت به مدیریت فرهنگی کشور معترض شده است و در جایی می‌گوید: مسئولان کنونی جز اظهار عجز و ناتوانی از بودجه حتی تشویق‌گر این موضوع هم نیستند. می‌گویند که پول نداریم و فقط می‌توانیم تشویق‌تان کنیم. زمان ساخت فیلم «خاکستر سبز»، آقای لاریجانی وزیر ارشاد وقت، مرا در دفترش خواسته و گفت که حاضر است کمک کند تا من بروم بوسنی و تحقیق کنم؛ یعنی مدیر فرهنگی افقی را می‌بیند و براساس آن فیلم‌ساز را تشویق می‌کند که اگر از سوژه‌ای فیلم بسازی که دغدغه نظام است، موظفم کمکت کنم. این‌طور می‌شود که فیلم‌ها رنگ همسوی سیاست‌های نظام می‌گیرند و اراده نظام در فیلم‌ها دیده می‌شود؛ اما درباره این جشنواره چه باید بگویم؟ اثر مدیران فرهنگی بعد از آرامش‌دادن چیست؟ مثلا فیلم‌سازی که می‌خواهد برای جشنواره برلین فیلم بفرستد، می‌داند این جشنواره چه مانیفستی دارد که براساس آن اگر فیلمی درباره علایق آنها بسازد و حتی در طول فیلم‌برداری یا مونتاژ نماینده‌اش به فیلم سرکشی کند، می‌توان آن را در جشنواره دید؛ اما آقای ایوبی شما جدای از شعار چه خواستید و چه شد؟ البته انتقاد صرفا به ایوبی و جنتی برنمی‌گردد. متأسفانه رأس هرم اجرائی کشور برخلاف لباسی که بر تن دارند، هیچ نسبتی با هنر و فرهنگ ندارد و در این آشفته‌بازار وقتی زیردستان نیز از سربازانی انتخاب شوند که دغدغه این بحث را ندارند و اگر لازم به ایستادن پای اصولی باشد؛ چون خصلت ایستادگی نیاموخته‌اند، با هر باد موافق و مخالفی جا‌به‌جا می‌شوند و رفتارشان پر از تناقض‌های مدیریتی است.

ایوبی و جنتی هر دو از عالم دیپلماسی به عالم فرهنگ آمده‌اند 

 

حاتمی‌کیا در پاسخ به چرایی عدم حمایت مدیران فعلی سینمایی از مجوزهایی که خودشان صادر می‌کنند و همچنین دلایل توقیف فیلمها گفت:  به دلیل اینکه آقای ایوبی و جنتی هر دو از عالم دیپلماسی به عالم فرهنگ آمده‌اند. عالم دیپلماسی با عالم فرهنگ فاصله‌ای به تناسب وسط تنور و بیرون از تنور دارد. ظاهرشان خیلی به هم شبیه است؛ کت و شلواری هستیم، خیلی تیپ‌هایمان ‌تر‌و‌تمیز و مرتب است، مثل هم لباس می‌پوشیم؛ ولی عمیق که شویم، دیپلمات‌هایی که به فرهنگ آمده‌اند، مرد مبارزه و ایستادگی در جایگاه‌هایی که باید باشند، نیستند؛ چون چشمشان به تلکس رمزی شده است و نه اجتهاد شخصی.

مرد فرهنگی اگر بداند در جایگاهی که اشغال کرده، مؤثر نیست استعفا می‌دهد؛ ولی اینها اینطور نیستند! 

 

او در اینجای بحث نظر جالبی در مورد وجه ایستادگی مدیران قبلی فرهنگی بیان می‌کند. او از خاتمی‌،مهاجرانی و لاریجانی نام می‌برد و در مورد تفاوتشان با مدیران فعلی فرهنگ کشور می‌گوید: اول خاتمی و بعدا مهاجرانی و بعدا تا حدودی لاریجانی واجد این ویژگی ایستادگی و مبارزه بودند. مهاجرانی وزیری بود که کاراکتر داشت و در جایگاهی که داشت، مؤثر عمل می‌کرد. حالا اینکه موافق دیدگاه و مواضعش هستیم یا نه، به جای خود؛ ولی او برای حفظ منافع اهالی فرهنگ مبارزه می‌کرد. مطمئن هستم که آقای ایوبی در طول صدارتش یک‌بار هم با روحانی دیدار و تقاضای کمک به سینما نداشته؛ حتی آقای جنتی هم همین‌طور، ولی ببینید در دوران مرحوم سیف‌الله داد یا همین شمقدری چقدر از رئیس‌جمهور وقت فرصت گرفتند و پول و امکانات به سینما تزریق کردند. مرد فرهنگی اگر بداند در جایگاهی که اشغال کرده، مؤثر نیست استعفا می‌دهد؛ ولی چون این دوستان قرار نیست در حوزه فرهنگ بمانند و اینجا منصبی است برای ارتقا به جاهای دیگر پس هیچ‌وقت چنین اتفاقی نخواهد افتاد؛ مگر آنکه‌ آن‌قدر شور شود که به نوعی عذرش را بخواهند.

 

حاتمی‌کیا البته در جایی از مصاحبه به احوالات  «حاج حیدر» ‌و «بادیگارد» و نزدیکی آن به  مختصات سیاسی - اجتماعی‌ فعلی کشور می‌گوید که تصمیم قهرمان فیلم آن هم در دوران ریاست‌جمهوری روحانی برای اینکه بادیگارد چهره‌های سیاسی نباشد، ارجاع سیاسی ندارد ولی تاکید می‌کند: نه لزوما به یک فرد خاص و به این مقطع! اصلا تعارف ندارم، من اگر می‌خواستم چنین حرفی بزنم، خیلی صریح می‌گفتم. اشاراتی به جهان سیاست دارم؛ اما اشاراتم به سیاست دوران روحانی نیست.

 

کاگردان «آژانس شیشه ای» در بخش دیگری از مصاحبه و در پاسخ به سوال حاشیه ای دیگری که آیا از اینکه به روحانی رأی دادید، پشیمان هستید یا نه؟ می‌گوید: نمی‌دانم چه باید بگویم. اگر درد شترهای خودمان در حوزه فرهنگ باشد که سخت پشیمانم، ولی وقتی کلیت نظام را تحلیل می‌کنم، حضورش را مؤثر می‌دانم.

«گزارش یک جشن» را نقد ٨٨ می‌دانم و ای کاش زمان خودش پخش می‌شد 

 

حاتمی‌کیا در این مصاحبه در پاسخ به سوالی در مورد سرنوشت نمایش «گزارش یک جشن» گفته است که هیچ پیگیری برای نمایش آن ندارد ولی حرفهایی هم در مورد موافقان و مخالفان این فیلم بیان می‌کند: «گزارش یک جشن» فیلمی است که من ساخته‌ام و بسیار آن را دوست دارم. یادم هست که منتقدان خیلی روی خوش به این فیلم نشان ندادند؛ ولی مردم بسیار بسیار در سالن‌های سینماها تشویقم کردند. می‌دانم که این فیلم موافق و مخالفانی دارد. عده‌ای آن را طرفداری از جریان ٨٨ می‌دانند و عده‌ای آن را در کارنامه من انحراف از اصول ارزشی. همه اینها هم به سکانس پایانی فیلم برمی‌گردد که به سبک دوربین موبایلی فیلم‌برداری شده است. من «گزارش یک جشن» را نقد ٨٨ می‌دانم و معتقدم ‌ای کاش در زمان خودش آن را پخش می‌کردیم. شجاعتی که در شمقدری دیدم و در دولت قبلی ندیدم. اطمینان دارم که هیچ فیلمی در محاق توقیف نخواهد ماند؛ همان‌طور‌که به رنگ ارغوان در دولت خاتمی توقیف شد و در دولت احمدی‌نژاد آزاد؛ این فیلم نیز بالاخره روی پرده را خواهد دید. من همچنان مشتاقم که فیلمم اکران شود؛ ولی نه به تشویق کسانی که چهره‌ای دوگانه و به روایتی منافقانه دارند و قصدشان از اکران، تحلیل فیلم نیست؛ چرا‌که در همان زمانی هم که ساخته شد، دغدغه‌شان مفهوم فیلم نبود، الان نیز همین دغدغه را دارند و بیشتر بازی سیاسی است. من هیچ میلی برای بازی در این میدان نفسانی ندارم و همچنان صبور خواهم ماند.

 

مصاحبه کننده در این گفت‌وگو بحث را به سمت دیگری می‌کشاند و از حاتمی‌کیا در مورد افرادی که اصطلاحا دلواپس می نامدشان سوال می‌کند. حاتمی‌کیا هم در مورد این سوال با زیرکی جواب داده است و گفته است : دلواپسان که دارند کارشان را می‌کنند! از دولتمردان هم باید خواست پای وظایفشان بایستند! اگر دل‌های یک عده‌ای برای یک‌سری اتفاقات واپس است که الحمدلله با ایمان کامل دارند کارشان را می‌کنند، این طرف دل مسئولانی که فاقد این ایستادگی و ایمان هستند باید واپس باشد تا بلکه کاری کنند!

هیأت دولت گاهی در موضع اپوزیسیون می‌ایستد

در جایی از مصاحبه از حاتمی‌کیا درمورد اتفاقاتی حاشیه ای فیلم «رستاخیز» یا حواشی سفر معتمداریا به کاشان سوال می‌شود و کارگردان «بادیگارد» باز هم با انتقاد از نقش منفعل دولت می‌گوید: حیرت‌آور است وقتی می‌بینیم این اتفاق افتاده که هیأت دولت هم گاهی در موضع اپوزیسیون می‌ایستد و حرفش را می‌زند؛ یعنی خودش را از آنچه به‌عنوان ساختار سیستم مطرح است، جدا می‌کند. می‌گویند «ببینید این اتفاقات که می‌افتد، کار ما نیست، کار آنهاست!» به نظر من این غم‌انگیز است و نباید چنین نگاهی حاکم باشد. الان آقای ایوبی و آقای جنتی و تشکیلات ارشاد که جزء ساختار نظام هستند، نمی‌شود صرفا در برابر این اتفاقات، در مقام اپوزیسیون ظاهر شوند و نقد کنند! باید بروند و این مسائل را با ایستادگی و پایمردی حل کنند. نه اینکه فقط در لفظ، منتقد این اتفاقات باشند و برایش کاری نکنند.

 

کاگردان «به رنگ ارغوان» حتی در مورد عدم حضور رئیس جمهوری در شورای عالی سینما انتقاد کرده است و گفت: مقام معظم رهبری جایگاه فرهنگ را این‌گونه تعریف کرده‌اند که «فرهنگ را ذیل سیاست جا ندهید» و از اهالی فرهنگ خواسته‌اند که در جایگاهی بالاتر بایستند. وقتی می‌بینم آقای روحانی یک‌ بار هم در جلسات «شورای‌عالی سینما» که با چه مصیبتی شکل گرفت، شرکت نمی‌کند تا لااقل در جریان یک بخشی از مسائل قرار بگیرد، دیگر چه می‌توانم بگویم؟ اصلا ایشان به‌عنوان رئیس شورای‌عالی، این شورا را کنار گذاشتند و برایشان جزء بحث‌های حاشیه‌ای شده.

یا اینجا نمی‌آمدی یا بابت این صندلی‌ای که رویش نشسته‌ای، باید برای سینما بجنگی 

در این جای بحث مصاحبه کننده به حمایت از مواضع دولت می‌گوید: ‌البته چاله‌های زیادی از دولت قبل مانده بود که مشغول پر کردنش بودند و هستند، از جمله مناقشه هسته‌ای و مذاکرات بین‌المللی... . حاتمی‌کیا هم جوابش را صریح می دهد:اینها حرف و بازی است. هر چیزی به جای خود. می‌خواهم بگویم اگر از این به بعد به فرهنگ و سینما توجهی ویژه نداشته باشند، سهمی از این دستاورد رفع تحریم‌ها نصیب سینما نمی‌شود. مسئولان جوری از بی‌بودجگی خزانه فرهنگ حرف می‌زنند، که انگار می‌خواهند مسئولیت از گردنشان برداشته شود. باید به ایشان گفت آقا یا اینجا نمی‌آمدی به‌عنوان مسئول بنشینی یا بابت این صندلی‌ای که رویش نشسته‌ای، باید برای بچه‌های هنر و سینما بجنگی، خون ‌دل بخوری و پایشان بایستی تا این مسائل حل شود. اما من می‌بینم این اتفاق نمی‌افتد. چرا نمی‌افتد؟ چون مسئولان فعلی، جنگاوران حوزه فرهنگ نیستند؛ متخصصان حوزه سیاست و دیپلماسی‌اند. دیپلماسی قواعد متفاوتی دارد. دیپلمات امروز یک چیز می‌گوید، فردا حرفش را عوض می‌کند. امروز می‌گوید من مخالف یک چیزی هستم و شب تلکسی می‌آید و پیامی می‌گیرد، فردا می‌شود موافق همان چیز! احتیاجی هم ندارد وارد بحثی شود؛ او برای حرفش نمی‌جنگد.

 

حاتمی‌کیا معتقد است هنوز جنگجو است و از ایستادن پای اصول، حمایت می‌کند. او درجایی از کاهانی و فرهادی و کیمیایی به عنوان کارگردانهایی که پای اصولشان ایستاده اند با احترام یاد می‌کند و می‌گوید:  آنچه ممکن است برای یک کارگردان در فیلم‌سازی و در جشنواره رخ ‌دهد، به من و جهان من هیچ ربطی ندارد. حتی ممکن است با همان کارگردان خارج از این فضا، یک جای دیگر شاخ به شاخ همدیگر بایستیم و اصلا همدیگر را تحمل هم نکنیم. اما به‌عنوان فیلم‌سازی که پای آنچه می‌گوید، ایستاده و اگر قدم‌های بعدی‌اش را هم دنبال کنید، می‌بینید دارد همان را می‌گوید و دنبال می‌کند، این ستایش‌برانگیز است. مثلا سینمای کاهانی هیچ ربطی به سینمای من ندارد اما کاهانی برای من محترم است. چون پای آنچه می‌گوید می‌ایستد و مسیرش هم مشخص است و می‌داند دارد چه‌کار می‌کند. حتی آقایانی مثل فرهادی، آقای کیمیایی و... هم مسیر و جایگاهشان مشخص است و دارند راه خودشان را می‌روند و این برای من تحسین‌برانگیز است. اما در این بین بعضی‌ها هم هستند که فیلم می‌سازند، یک‌ بار این‌وری و یک‌بار آن‌وری می‌روند و اصلا نمی‌فهمی رنگشان چیست؟ قلمشان چیست؟ خطشان چیست؟ هیچ‌چیزشان را نمی‌توان فهمید چون اینها موج‌سوارانند!

با فیلمسازی که هویت ندارد مخالفم/ شیوه مرده شوری در فیلمسازی را دوست ندارم 

 

کارگردان«دیده بان» می‌گوید با فیلمسازی که هویت ندارد مخالف است و در مورد اینکه چگونه هویت یک فیلمساز شکل می‌گیرد می‌گوید: با اصرارکردن بر جایگاه خود، بابت آن صبوری‌کردن، اصرارورزیدن برای بیان حرف خود، تحمل‌کردن دشواری‌ها و کوتاه‌نیامدن. متأسفانه در این چند سال در سینمای ما، به این بحث چندان وقعی نگذاشته‌اند. مثلا من الان سه دهه است که فیلم می‌سازم و می‌توانید از هر فیلم من، مرا دنبال کنید. بگویید این مسیرش این است و افت‌وخیزهایش هم این است. چند فیلم‌ساز را می‌توانید این‌طوری تعقیب کنید؟ چقدر از فیلم‌سازهای ما این‌طوری کار می‌کنند؟ یک مرده‌شورهایی هستند که هر مرده‌ای را به آنها بدهند می‌شورند و هیچ مسئله‌ای هم برایشان مهم نیست. من این شیوه مرده‌شوری را دوست ندارم. برای همین فیلم‌سازی که مشی دارد و مرده‌شور نیست، حتی اگر زمین تا آسمان نظرات و نگاهمان با هم متفاوت باشد، برایش ارزش قائلم، محترم می‌شمارمش و می‌گویم بارک‌الله، آفرین!

 

‌کارگردان «بادیگارد» در این مصاحبه که گویا برای پیش از ایام انتخابات مجلس صورت گرفته است، در خصوص نگاه و نظر نمایندگان مجلس قبلی به موضوع فرهنگ و هنر گفته است: راستش تا به‌ حال خیلی به مجلس توجهی نداشتم، ولی وقتی فریادهای اصولی آرمانگرایان را می‌بینم که هیچ فریادرسی از دولت برنمی‌خیزد، تازه به جایگاه مجلس و کمیسیون فرهنگی فکر می‌کنم. خدا کند در مجلس آینده کسانی در کمیسیون فرهنگی بنشینند که درک آرمانی از فرهنگ داشته باشند، والا همین صدا نیز خاموش خواهد شد.

به شبکه های اجتماعی خوش بین نیستم، آدرس غلط می‌دهند 

 

در بخش دیگری از این مصاحبه، حاتمی‌کیا از عدم علاقه اش به شبکه های اجتماعی و رسانه‌های مجازی می‌گوید. مصاحبه کننده از او می‌پرسد: ‌پس چطور جوان‌ها را می‌شناسید و از دنیای جوان‌ها باخبر می‌شوید؟ و حاتمی‌کیا جواب می‌دهد:مگر جوان‌ها فقط در همین محیط‌های مجازی هستند؟ من خیلی خوشبین به این فضاها نیستم و حتی معتقدم آدرس غلط می‌دهند. کسانی که به این فضا دل خوش می‌کنند، عملا از جامعه عقب می‌افتند. این محیط‌ها حضورشان به اندازه یک فشار دگمه به خاموش‌کردن دستگاه اینترنت است و من در فیلم «چ» کاملا فهمیدم که این فضا اصلا قابل‌اعتماد نیست و نباید دل به آن سپرد. اما برای ارتباط با جوان‌ها، راه‌های حضوری و چشم‌درچشم هست که من به حد خودم در آن حضور دارم. ادعای بزرگی هم ندارم، دو پسر جوان دارم که با آنها زندگی می‌کنم. به اندازه خودم جوان‌ها را درک می‌کنم؛ به اندازه معاشرت یک مرد ٥٤ساله، با نسل جدید ارتباط دارم. هرچه از جوان‌ها می‌دانم از زاویه پدر و پدربزرگی است که نوه دارد. البته به‌گواه دوستان جوانی که با من هم‌قدم می‌شوند، روحم به‌شدت جوان است و اهل مبارزه.

 

منبع:شرق

سینما و تاتر



حمایت هنرمندان از بهنوش بختیاری/ من هم بقال هستم!

 
ماجرا از برنامه آدینه روز فرزاد حسنی در رادیو جوان آغاز شد، وقتی در گفت و گوی ساده و صمیمی بهنوش بختیاری با مردم به مساله ای اشاره شد که یک بندش همان مرزبندی برخی ها مبنی بر عدم همراهی با جشن بزرگ هسته ای بود!
 

به گزارش آخرین خبر و به نقل از آوینی فیلم، برخی مواقع چرخش روزگار به سراغ رسوا شدگان عالم ادعا می رسد تا آن چه را عمری در صفحات نوشتار و نگاه غمازانه در باب حق دموکراسی خواهی و آزادی طلبی به سینه می زدند، در رسیدن به جام حقیقت، رنگی دیگر از خود را نشان دهد. این نوع سیاسی کاری گروهی به اصطلاح فرهنگ مدار که هیچ عقیده ای غیر از نگاه تاب دار خود را در فضای گفت و گو پذیرا نیستند، نه تنها در چرخه انتخابات سیاسی بلکه در محضر فضای هنری بازخورد منفی خود را با برچسبی مشخص چون " بی اخلاقی رسانه ای" نشان داده است. ماجرا از برنامه آدینه روز فرزاد حسنی در رادیو جوان آغاز شد، وقتی در گفت و گوی ساده و صمیمی بهنوش بختیاری با مردم به مساله ای اشاره شد که یک بندش همان مرزبندی برخی ها مبنی بر عدم همراهی با جشن بزرگ هسته ای بود! در این برنامه از دهان این بانوی بازیگر درآمد و از آینده اش گفت و آن جا که به آرزویش مبنی بر ادامه تحصیل رسید، ادامه داد: "دوست دارم جامعه شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته ای سریع ذوق زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکرکنم، مثلا درباره اینکه بعد از ترکمنچای چه اتفاقی افتاد! " همین چند کلمه مختصر در قالب یک جمله کافی بود تا روزنامه ای اصلاح طلب که در مقالات و چارچوب های پُر مدعایش دم از عدالت اجتماعی و فضای شفاف نقادانه می زند، شمشیر را از رو بسته و ماهیت حقیقی خود را در بی ثباتی اخلاق عیان کند. آن جا که با به کار بردن الفاظی ناشایست به گفته های بهنوش بختیاری پاسخ داد و عباراتی ناشایست به کار برد که نه تنها خلاف عرف و شان و فرهنگ و دین اسلامی و ایرانی ماست، بلکه در هر فرهنگ و آئینی هم مورد نکوهش قرار خواهد گرفت، چرا که استفاده از کلماتی سخیف چون " دلقک" نشان از نمایی کاملا مغایر با اخلاق رسانه ای را نمایان خواهد ساخت. این روزنامه نه تنها به این بازیگر بلکه به طیف های مختلف جامعه و افراد شاغل و کسبه بازار که با همه وجود در راه کسب حلال و پیشبرد بخشی از چرخه کشور فعالیت می کنند، در قالب مطلب خود توهین کرد و این نوشته، کله پز سر کوچه تا سلمونی محل را در بر گرفته است! این روزنامه اصلاح طلب طی یادداشتی در تاریخ دوشنبه ۱۲/۵/۹۴ با عنوان "واسه نونه واسه نونه" نوشت: "بهنوش بختیاری یک بازیگر طنز و شومن است و اندازه‌ همان سلمونی یا بقال می ‌توان روی نظرش حساب کرد و بس."

البته این رویه سال ها پیش از این توسط نشریات زنجیره ای در دوران اصلاحات در زمینه سیاسی رونمایی شده بود، اما تحقیر یک بازیگر با همه ضعف ها و قوت های خود و با هر گونه دانش و تخصصی که در زمینه بیان عقاید خواهد داشت، مساله ای جدید محسوب می شد و از این رو واکنش های بسیاری از مردم و هنرمندان را در برخورد با نشریه هتاک گو به دنبال داشت. موسسه فرهنگی و هنری شهید آوینی و سایت آوینی فیلم هم با توجه به نقشی که برای خود در خصوص اخلاق رسانه ای و آگاهی بخشی عمومی و مهم تر این که جایگاه اخلاق در زندگی قائل است، در گزارشی که تقدیم می گردد ضمن بررسی همه جانبه ماجرا به واکاوی، تحلیل و بررسی این قضیه در قالب گفت و گوهایی اختصاصی با افراد مطرح عالم سینما می پردازد که هر کدام در مصاحبه با ما، نگرانی خود را از این فضای مسموم ضد اخلاقی اعلام کردند.




پوران درخشنده: رسانه ای که باید آگاهی بخش باشد و فرهنگ سازی کند، نباید خود اقدام به بی اخلاقی کند


پوران درخشنده، کارگردان فیلم "هیس دخترها فریاد نمی زنند" که به دنبال کسب مجوز برای ساخت فیلم جدیدش در زمینه اجتماعی می باشد، از جمله هنرمندان مطرحی بود که این فضای بی اخلاقی را مورد نکوهش قرار داد. این فیلمساز که در آثارش ردپای اخلاق را می توان به وضوح مشاهده کرد، درباره اتفاق تلخ رخ داده به آوینی فیلم گفت: " مخالف این نوع برخوردها در عالم رسانه ای هستم و این نوع برخورد در شان هیچ کدام از آحاد جامعه نیست. اگر اخلاق نباشد، سنگ روی سنگ قرار نمی گیرد. اخلاقیات در زمینه های مختلف باید وجود داشته باشد و چه هنرمندان و چه رسانه ها و دیگر آحاد جامعه آن را در نظر بگیرند. این که بخواهیم در فضای رسانه هر جمله و کلمه ای را منتقل کنیم، غیر قابل پذیرش است و اصلا نمی توان آن را تائید کرد. رسانه ای را که باید آگاهی بخش باشد و فرهنگ سازی کند، نمی بایست خود اقدام به بی اخلاقی کند و من این را اصلا قبول ندارم." درخشنده در این گفت و گو، ضمن خبر به پایان رسیدن نگارش فیلمنامه جدیدش، هر گونه بی اخلاقی را در جامعه شماتت می کند، چرا که این جا مرحله ای است که نمی توان انگشت سکوت به چهره داشت و تعهد رسانه ای چنین سکوتی را برنمی تابد.




مهران رجبی: این اظهارات ناشی از بی منطقی است که واکنشی کم ارتفاع و بی دلیلی را به دنبال داشته است


مهران رجبی، بازیگر مطرح آثار طنازانه که با بهنوش بختیاری در آثار بسیاری همکاری داشته است، در گفت و گویی اختصاصی با آوینی فیلم، ضمن محکوم کردن این جنجال های رسانه ای، شرایط رخ داده را محصول بی فرهنگی و بیسوادی دست اندرکاران نشریات هتاک دانسته و ادامه داد: " این اظهارات ناشی از بی منطقی است که واکنشی کم ارتفاع و بی دلیلی را به دنبال داشته است و حتی به نظرم ارزش پاسخگویی هم ندارد، چرا که برخی از این رسانه ها دنبال جار و جنجال برای خود هستند." مهران رجبی در پاسخ به خبرنگار آوینی فیلم، با بیان این که گفته های فوق نه تنها این بازیگر که مردم را هم در برمی گیرد، افزود: این ها ادبیات اولیه مواجه با مردم و مخاطبین را ندارند و گرنه کاسب محله و کله پز هم در مورد مسائل کشور خود حق اظهار نظر دارد و این مساله در کشور آزاد است، چرا که تبعات یک مساله سیاسی و اقتصادی همه آحاد جامعه را در بر می گیرد. این بازیگر پُر طرفدار که فرصت محدودی برای گفت و گو به دلیل قرار گرفتن در جلوی دوربین مجموعه ای جدید داشت، در ادامه ضمن بیان ویژگی های فعال و گرم رفتاری خانم بختیاری گفت: " خانم بهنوش یختیاری را در مجموعه هایی که همکار بودم می شناسم و ایشان خانم مهربان، پاک و نازنینی است و باید روزنامه ای که این توهین را انجام داده از ایشان و جامعه هنری عذرخواهی کند و اگر این کار را هم نکرد فدای سر ایشان و همه." با گفته های این بازیگر مشخص می شود که چگونه یک اظهار نظر بی خردانه موجبات آزردگی روح هنرمند را در بر خواهد گرفت.




احمد نجفی: نباید شرایطی پیش بیاید که کسی نتواند هیچ گونه نظری بدهد

احمد نجفی، پیشکسوت بازیگری هم که همیشه در گفته هایش به دنبال سفارش اخلاق در چرخه زندگی است، ضمن رد هر گونه بی اخلاقی در فضای رسانه ای و جامعه، خواستار توجه به مقولات اخلاقی در همه زمینه ها شد. نجفی در گفت و گو با آوینی فیلم در خصوص بی حرمتی به بهنوش بختیاری، هنرمندان و دیگر اقشار جامعه گفت: " مردم ما را می شناسند و چه هنرمندان و چه رسانه ها باید مراقب ادبیات و رفتار حرفه ای خود باشند. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اخلاقیات در آن جایگاه خاصی دارد و فرهنگ ما با کشورهای غربی فرق دارد و حریم افراد و احترام به دیدگاه و نظر دیگران بسیار مهم است. نباید شرایطی پیش بیاید که کسی نتواند هیچ گونه نظری بدهد. اگر هم نقدی وجود دارد باید با زبان بهتری گفته شود، نه این که با پرخاشگری همراه باشد و از کلمات نامناسبی استفاده شود. بالاخره این هنرمندان زحمت می کشند و شخصیتی دارند. این خوب نیست که هر کسی چیزی می گوید بکوبیم و نباید به مسائل بی اخلاقی در جامعه دامن زده شود. البته هنرمندان هم باید مراقب رفتار خود در شبکه های اجتماعی و در جامعه باشند." احمد نجفی پیرامون گفته های بهنوش بختیاری گفت: " من هم موافق شادی های پس از توافق نبودم، چرا که هنوز برجام بوده و تا رسیدن به مرحله نهایی شدن باقی مانده است. از طرفی زمانی باید جشن گرفت که مشکلات اقتصادی و معضلات مردم توسط دولت برطرف شده باشد." این بازیگر ارزنده که با کاراکتر کارگاه علوی نزد دوستداران شناخته می شود در پایان با اشاره به الگو قرار دادن اخلاق والای حضرت آقا برای مردم گفت: " ایشان وقتی این سال را با نام همدلی ملت و دولت می نامند، منظورشان دعوت همه بخش های اجتماع به معرفت و اخلاقی نیکو و احترام متقابل است و باید این اخلاق مداری در جامعه بوجود بیاید. این درست نیست که بخواهیم افراد را متهم به دلقک بازی و نادانی کنیم."




مجتبی راعی: حق افراد است که به اظهارنظر شخصی بپردازند


مجتبی راعی، کارگردان با اخلاق سینمای ایران با متانت و صبوری پاسخگوی سوالات خبرنگار آوینی فیلم شد و ضمن محکوم کردن هر گونه بی اخلاقی در جامعه گفت: " در این مورد باید تفکیک لازم میان اظهار نظر شخصی و کارشناسی به عمل آید. زمانی وجود دارد که شخصی در جایگاه حقوقی و علمی اقدام به اظهار نظری کارشناسانه می کند و این تبعات خاصی خواهد داشت، اما وقتی برخی ها براساس نگاه شخصی خود در مورد مسائل مختلف اظهار نظر می کنند، قضیه فرق می کند و این حق افراد مختلف است که در مورد مسائل براساس دیدگاه شخصی نظر دهند." این کارشناس فرهنگی و کارگردان سینما در ادامه ضمن بیان این که می بایست اظهار نظر در هر زمینه ای براساس دیدگاه و نظری آگاهانه باشد، حق اظهار نظر در جامعه برای همه را آزاد دانسته و اعلام داشت: " اصولا ادب و اخلاق در جامعه اصل مهمی است و همه می بایست به آن اهمیت بدهند. به خصوص در جامعه فرهنگی ما انتظار رعایت این گونه مسائل است." با این گفته ها و با توجه به حق اظهار نظر که برای هر یک از اقشار جامعه وجود دارد، صاحبان رسانه برای این نوع تفکر نحیف خود باید فکری بکنند.




مرجانه گلچین: هنرمندان با این شرایط ترس از بابت اظهار نظر خواهند داشت

مرجانه گلچین را هم به عنوان بانویی بازیگر و هم ایفاگر نقش های طنازانه برای گفت و گو در این زمینه انتخاب کردم و با او در خصوص توهین ناجوانمردانه ای که برای یکی از همکارانش پیش آمد، به گفت و گو پرداختم. این بازیگر مطرح گفت: " توهین کردن در هر زمینه ای مساله ای غیر اخلاقی محسوب می شود و باید نظر هر کس حتی مخالفین را شنید. متاسفانه فضای خوبی در این زمینه وجود ندارد و ما حتی در شبکه های مجازی هم شاهد بی اخلاقی هایی هستیم و انگار این بی حرمتی ها دارد تبدیل به مساله ای رایج می شود. چنان چه چند روز پیش دوستی فیلمی به من نشان داد که بچه ای دارد به خانواده اش توهین می کند و آن ها دارند می خندند! مرجانه گلچین در مورد عنوان دلقکی که آن روزنامه به خانم بختیاری داده، گفت: " این از فهم نادرست می آید وگرنه بازیگری مساله مهمی است و با دلقک بودن فرق دارد." این بازیگر در پاسخ به سوال خبرنگار آوینی فیلم در مورد این که با این شرایط شما جرات اظهار نظر را در مورد مسائل مختلف خواهید داشت، گفت: " متاسفانه همین جوری است و اگر فضا آزاد نباشد و حق اظهار نظر نداشته باشیم، سعی می کنیم از مسائل دوری کنیم، چرا که می ترسیم حرف ما تعبیر دیگری بیابد."

این پرونده به خوبی روشن می دارد که چگونه بی توجهی به عقاید و عدم احترام به افراد مختلف که براساس دیوار بی اعتمادی و ناشی از دسته بندی افراد در جامعه توسط برخی از مدعیان آزادی به وجود می آید، فضا را به سمت تشنج فکری خواهد رساند و دیواری بلند از بی اعتمادی را در نزد مردم ایجاد خواهد کرد.

سینما و تاتر


 
پخش سیاه و سفید سریال "جیرانی" قطعی شد

فریدون جیرانی گفت: تصویربرداری قسمت‌های پایانی سریال "تعبیر وارونه یک رویا" اواخر خرداد ماه به پایان می‌رسد.
  به گزارش آخرین خبر ، فریدون جیرانی کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار رادیو تلویزیون باشگاه خبرنگاران درخصوص آخرین وضعیت سریال "تعبیر وارونه یک رویا" گفت: در حال حاضر تصویربرداری دو سوم سریال "تعبیر وارونه یک رویا" به پایان رسیده است و طبق پیش بینی‌های انجام شده تصویر برداری کل کار تا پایان خرداد ماه به اتمام می‌رسد.
 
وی در ادامه افزود: درحال حاضر مشغول کار در خانه‌ای واقع در کاشانک هستیم. قسمت پایانی ما در خارج از  کشور بازی شد اما قسمت‌های ما قبل پایانی تا اواخر خرداد ماه گرفته می‌شود.
 
کارگردان فیلم "مرگ تدریجی یک رویا" خاطرنشان کرد: قرار است در روزهای آینده یک بازیگر زن میانسال به ما اضافه شود. این زن نقش کوتاه اما مهمی دارد که لازم است در سریال حضور داشته باشد اما بازیگر آن هنوز انتخاب نشده است.
 
وی افزود: سریال "تعبیر وارونه یک رویا" بسیار سختی بود و قطعا به صورت سیاه سفید به روی آنتن خواهد رفت.
 
جیرانی در پایان خاطرنشان کرد: سریال تعبیر وارونه یک رویا باید پخش شود تا بازتاب آن را ببینیم و قبل از آن نمی‌شود در مورد نحوه‌ی استقبال مخاطبان از این سریال صحبت کرد.
 
گفتنی است؛ سریال "تعبیر وارونه یک رویا" به تهیه کنندگی سید کمال طباطبایی و کارگردانی فریدون جیرانی از شبکه 1 سیما به روی آنتن خواهد رفت.

سینما و تاتر

صفحه1 از2

محل تبلیغات شما