روایت کیهان از «خفه ‌شو»ی اصلاح‌طلبانه به بازیگر دون‌پایه مهناز پر فشار


روایت کیهان از «خفه ‌شو»ی اصلاح‌طلبانه به بازیگر دون‌پایه

حماقت و وقاحت یک بازیگر دون پایه سینما در منفی‌بافی علیه کمک نیروهای مردمی عراق به سیل‌زدگان، صدای روزنامه اعتماد را هم درآورد.
 

به گزارش آخرین خبر ، حماقت و وقاحت یک بازیگر دون پایه سینما در منفی‌بافی علیه کمک نیروهای مردمی عراق به سیل‌زدگان، صدای روزنامه اعتماد را هم درآورد.

این روزنامه اصلاح‌طلب با انتقاد از اراجیف «مهناز-الف» نوشت: وقتی یک ایرانی سال‌ها در بین مردم عرب ساکن منطقه غرب آسیا- یا چنان‌که غربی‌ها می‌نامند خاورمیانه- زندگی می‌کند، به یک نتیجه روشن می‌رسد: ما و عرب‌ها مانند خویشانی نزدیک به‌هم شبیه هستیم. آنها چون ما، اهل مهربانی و گشاده‌دستی و سفره‌انداختن و ضیافت‌کردن و دست‌گیری هستند، پا به خانه‌شان اگر بگذاری برایت جان می‌دهند، بی‌دلیل مهمانت می‌کنند. از اختلافات دولت‌ها بگذرید که بیشتر این اختلافات را دشمن بداندیش خارجی در منطقه به‌وجود آورده و دامن زده و از آن سود می‌برد. مردم در این ناحیه از زمین به راستی مانند قوم و خویش‌های نزدیک هستند، زندگی سنتی مردم در امیرنشین‌های مختلف جنوب خلیج فارس و عمان، درست مانند شیوه زندگی مردم ایرانی سواحل شمالی است.

حال این برادران و خواهران و خویشان بسیار نزدیک ما، به همه اختلاف‌افکنی‌های خارجی و غربی‌ها و شرقی‌ها پشت کرده‌اند، دل‌شان از مصیبتی که بر سر اقوام ایرانی‌شان آمده سوخته و با هرچه داشته‌اند به یاری ما آمده‌اند. باید از این مهربانی اشک شوق ریخت، از این اتحاد و محبتی که بین مردم دوسوی مرز وجود دارد باید خوشحال شد و در پوست نگنجید. عراقی‌ها مردم قدردانی هستند، شعار کاروان‌های کمک‌شان به ایران را دیده‌اید؟ می‌گویند: «شما در زمان حمله تروریست‌ها به کمک ما آمدید و ما الان باید به کمک شما بیاییم!»  این را بگذارید پیش نامهربانی‌ها و نمک‌خوردن و نمکدان  شکستن بعضی دیگر از ملت‌ها، که گاه با کمک ایران برسر پا ایستادند و بعد با دشمنان ایران همراه شدند و در کنفرانس‌های ضدایرانی شرکت و پیمان ضدایرانی امضاء کردند.

رسیدن کمک‌های عراقی‌های مهربان به ایران، سوژه بعضی «سلبریتی»های نه‌چندان خوش‌نام شده خانم مهناز افشار (که اظهارنظر در تمامی امور را برخود فرض می‌دانند) در توییتی، رسیدن کمک‌های عراقی‌ها به ایران را از زبان هموطنی عرب‌زبان خجالت‌آور توصیف کرده‌اند. باید در پاسخ گفت اولا کمک‌های عراقی، از سوی مردم و به‌طور خودجوش جمع‌آوری شده و آنها هرچه داشته و نداشته‌اند در کاروان گذاشته و فرستاده‌اند و...

از این حیث ارزشش هزار بار بیشتر از کمک‌های دولتی است. ثانیا دریافت کمک از برادران هم‌کیش و نزدیک خجالت‌آور است ولی پذیرفتن کمک‌های اندک و صدقه‌سری فرانسوی‌ها وسوییسی‌ها و آلمانی‌ها خجالت‌آور نیست؟ پذیرفتن آمدن صدها عراقی برای کار وکمک خجالت‌آور است یا برخورد متفرعنانه و زشت اروپایی‌ها - آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها- با ایرانیان. اگر صحبت از عزت‌نفس باشد، باید از پذیرفتن این کمک‌هایی که به شوخی شبیه هستند سر باز می‌زدیم. به فهرست کمک‌های اروپایی نگاه کنید تا موضوع روشن شود. ایران بزرگ را تا چه حد دست‌کم می‌گیرند؟ یا عمدا می‌خواهند تحقیرمان کنند؟ سلبریتی‌ها در مقابل غربی‌ها و اروپایی‌ها ذره‌ای عزت‌نفس ندارند. برای همین است که ترجیح می‌دهند فرزندشان به جای اینکه در ایران عزیز به دنیا بیایند، در «اروپا» متولد شود! یا دیگری حاضر است برای آنکه هزینه ماهیانه ده‌هزار دلار فرزندش در کانادا را تامین کند هر بلایی سر ملت ایران بیاید. البته صحبت‌ها و نوشته‌های آنها در شبکه‌ها را خیلی هم نباید جدی گرفت به هر روی بسیاری از این افراد به علت مشغله زیاد کاری فرصت مطالعه و خودسازی وتحصیل نداشته‌اند و نظراتی که ارایه می‌دهند غالبا فاقد اعتبار است اما متاسفانه صدای آنها در شبکه‌های مجازی بلند است هرچند که در عرصه واقعی اجتماع وزنی ندارند. کمک برادر و خواهر عراقی‌ام که با هزار مهربانی اندک توشه‌ای برای خویشان مصیبت‌زده ایرانی‌اش فرستاده، هزار بار به 40جفت پوتین اهدایی آلمانی و 5000 تخته پتوی فرانسوی رجحان دارد.


منبع:کیهان

اخبار داخلی

وقت کنارگذاشتن زنگنه رسیده است/ چرا رفتن آخوندی و قاضی‌زاده به روحانی کمک کرد؟

وقت کنارگذاشتن زنگنه رسیده است/ چرا رفتن آخوندی و قاضی‌زاده به روحانی کمک کرد؟

تفکر برخی از دولتمردان و نوع مدیریت آنان که مدیریت ورشکسته ای است این موضوع را بوجود می آورد که آیا دولت قرار نیست از گزینه تعویض استفاده کند؟

آخرین خبر :  دولت یازدهم از وزرایی تشکیل شد که برخی از آنان نام و آوازه «ژنرال» و «برند» حاکی از تجربه کاری در دوره‌های ریاست جمهوری گذشته بود را یدک می کشیدند. همین موضوع میانگین سنی دولت را به شدت افزایش داد تا جایی که برخی بیان می کردند که دولت مدیران بی انگیزه زیاد دارد و به دولت لقب «پیر وخسته» دادند. موضوعی که با واکنش سلبی «اسحاق جهانگیری» معاون اول روحانی مواجه شد و وی گلایه کرد که چرا به دولت لقب پیر و خسته می دهید؟ اما هم او بود که بعدها در سخنانی مطرح کرد که « برخی مدیران بی انگیزه آویزان دولت شده اند.» بعد از همین سخنان بود که رسانه‌های اصلاح طلب و حامی دولت از روحانی خواستند که مدیران خسته را مرخص کند. 


پس از تشدید مشکلات اقتصادی در سال 97 و زمزمه پوست اندازی و مطالبه ترمیم ساختار دولت، برخی از همین وزرا از کابینه روحانی یکی یکی خارج شدند. «سید عباس آخوندی» از جمله همین وزرا بود که خروج وی از دولت بار زیادی از حاشیه‌های پاستور کاست. آخوندی در برهه‌های مختلف عملکرد ضعیف و رفتار جنجالی از خود به نمایش گذاشت. توهین به مسکن مهر که خانه و کاشانه بخش زیادی از هموطنان است، توهین به خبرنگاران اصحاب رسانه و رفتار ناشایست در فرودگاه با مردم از جمله همین موارد بود.

پس از وی بود که «سید حسن قاضی زاده هاشمی» از قطار دولت روحانی پیاده شد. وی نیز مشکلات زیادی در دولت داشت. طرح تحول سلامت که یکی از نقاط قوت دولت روحانی شناخته می شد به جایی رسید که به یک طرح شکست خورده بدل شد و از جمله عللی بود که قاضی زاده به سبب آن از دولت جدا شد. قاضی زاده وزیر پرحاشیه‌ای هم بود. از توصیه «خودت بمال» به یک پیرمرد که از آقای وزیر به جهت بالا بودن هزینه فیزیوتراپی گلایه کرد گرفته تا توهین به فرمانداران بدره حواشی وزیر سابق بهداشت طول و دراز است. قاضی زاده یکی از مسئولان ضدرسانه بود و با رسانه‌ها نه تنها رابطه خوبی نداشت بلکه همواره در سخنرانی‌هایش رسانه‎ها را تقبیح می کرد. ابراز رضایت و خوشحالی قاضی زاده از تعطیلی برنامه تلویزیونی «حاشیه پزشکی» یکی از همین موارد است.

پیشتر از این دو وزیر حضور «محمدرضا نعمت ‍زاده» وزیر صمت دولت یازدهم در کابینه روحانی حاشیه‌های زیادی از جمله فعالیت های اقتصادی خانواده این وزیر اسبق در فضای سیاسی کشور بوجود آورد. حتی در این خصوص «احمد توکلی» نماینده ادوار گذشته مجلس و از چهره های شاخص اقتصادی به معاون اول روحانی نامه نوشت و از وی خواست تا نعمت زاده را عزل کنند و به مشکلات وزارت صنعت معدن تجارت رسیدگی شود.

رفتن سخنگوی دولت در مردادماه سال 96 نیز اتفاق جالبی در نوع خود بود. «محمد باقر نوبخت» از جمله دولتمردان دو شغله‌ای بود که علاوه بر ریاست بر سازمان برنامه و بودجه، سخنگوی دولت نیز بود. سخنگویی که مورد انتقاد گروه‌های مختلف سیاسی قرار گرفت. تکذیب‌های مختلف از سوی نوبخت سبب شد تا اصحاب رسانه وی را «مرد تکذیب» بنامند. با کناره گیری وی از این سمت تا به امروز جایگاه سخنگویی دولت خالی است اما حاشیه‌های سخنگوی دولت مشکلات و جنجال زیادی برای دولت ایجاد کرده بود.

اگر از حواشی مربوط به «محمد جواد ظریف» که یکبار در سال 97 به مدت 24 ساعت استعفا داد و جنجال زیادی بوجود آورد بگذریم به حاشیه‌های مربوط به « بیژن نامدار زنگنه» می رسیم. زنگنه هم در نوع خود رفتار جالبی از خود در دولت بروز داده است. فروش نفت یکی از چالش‌های مختلفی است که حضور ژنرال زنگنه هم نتوانسته آنرا حل و فصل کند. زنگنه در ابتدا جلو تولید بنزین را گرفت و کارت سوخت را باطل کرد. استدلال او این بود که کاری که در هیچ جای دنیا انجام نمی شود چرا در ایران باید انجام شود! حالا زمزمه های احیای کارت سوخت برای مدیریت مصرف و هدفی که افکارعمومی آنرا گران کردن حامل های انرژی می دانند، چندین و چند بار است که به گوش می رسد. موضوع قرارداد دوباره وی با شرکت فرانسوی توتال سبب شد تا کشورمان در این زمینه خسارت دیگری ببیند. خسارتی که نحوه مدیریت زنگنه بر کشور در این وزارتخانه تحمیل کرده است از این نوع کم نیست. قرارداد کرسنت یادآور خسارت دیگری است که زنگنه به کشور تحمیل کرد. دو نرخی کردن قیمت بنزین از جمله طرح‌هایی بود که مجلس نسبت به آن واکنش منفی نشان داد. 

فعلا آخرین خبری که درباره این طرح وجود دارد این است که مجلس با دونرخی کردن قیمت حامل های انرژی مخالفت است. در همین رابطه، «علی‌عسگر ظاهری»، عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت: «مصوبه اخیر کمیسیون تلفیق مجلس در خصوص اینکه در سال 98 در قیمت حامل‌های انرژی نسبت به سال 97 تغییری وجود نداشته باشد، به معنای این است که تا امروز هرگونه افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در سال 98 و هرگونه دونرخی شدن یا سهمیه بندی این فرآورده‌های نفتی در سال آینده منتفی است.»

با همه وعده‌هایی که دولت درباره فروش نفت و لغو تحریم ها داده بود حالا گفته می شود که به درستی وزارت نفت نتوانسته این موضوع را مدیریت کند و کار به مرز هشدار رسیده است. در این زمینه، «نقوی حسینی»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به فشار‌های غرب علیه جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: «سال ۹۸ اوج فشار‌های آمریکا وارد می‌شود و تحریم‌ها بیشتر و فروش نفت صفر می‌شود.»

برخی از وزرای پرحاشیه‌ در سال گذشته از دولت جدا شدند. موضوعی که ظرفیت‌های مثبتی برای دولت بوجود آورد و البته در برخی از موارد چون وزارت صمت هنوز این مشکلات ادامه دارد و حتی تشدید شد. اما باید گفت که دولت هنوز مدیران به گفته جهانگیری بی انگیزه آویزانی دارد که بایستی در این خصوص تجدید نظر اساسی کند. افرادی که نگرش و نوع فعالیت آنها به وضوح نشان می دهد که مسئولانی ورشکسته هستند و دولت به جای آسیب دیدن قوه مجریه و خصوصا کشور در این حوزه باید از گزینه تعویض هم استفاده کند. 
 
 
منبع : جهان نیوز

اخبار داخلی

 

کیهان: دود سوختگی ترامپ از دودکش اینستاگرام بالا زد

 
شبکه اینستاگرام همسو با سیاست‌های خصمانه هیئت حاکم آمریکا، صفحات منسوب به برخی شخصیت‌های حزب‌اللهی و فرماندهان سپاه پاسداران را بست.
 


به گزارش آخرین خبر ، صفحات اینستاگرام منسوب به سرلشگر قاسم سلیمانی، سرلشگر باقری، سردار جعفری، سردار پاکپور، سردار کمالی، محمدباقر قالیباف و عزت الله ضرغامی دیروز به‌طور همزمان از دسترس خارج و مسدود شد.
 

صفحه اینستاگرام منسوب به سرلشگر قاسم سلیمانی برای چندمین‌بار از دسترس خارج شد. از آنجا که برخی صفحات منسوب به او پیشتر نیز به‌طور موقت مسدود شده بود، تصور نمی‌شد اتفاق دیروز، موضوع جدید باشد اما تنها ساعاتی بعد، صفحات اینستاگرامی شمار دیگری از مقام‌های نظامی کشور مسدود شد.

صفحه اینستاگرامی سرلشگر عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران و سرتیپ محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه نیز مسدود شده‌اند.

وزارت خارجه آمریکا اخیراً نام سپاه پاسداران را در این فهرست تروریستی خود قرار داد.
یادآور می‌شود فقط صفحات منسوب به سردار حاج قاسم سلیمانی بالغ بر یک‌میلیون بازدید‌کننده و دنبال‌کننده داشت.

سردار سلیمانی از سال 2007 میلادی در فهرست‌های تحریمی آمریکا قرار دارد اما او اکنون باوجود همین تحریم‌ها، محبوبیتی منطقه‌ای و آوازه‌ای جهانی یافته است تا آنجا که نشریه آمریکایی نیوزویک، سال گذشته در صفحه اول خود با انتشار عکس این سردار شجاع ایرانی  نوشت او ابتدا داعش را خُرد و نابود کرد و حالا با آمریکا می‌جنگد.

روزنامه گاردین هم چندسال پیش از هراس ژنرال‌های آمریکایی از قاسم سلیمانی و نفوذ او در عراق به هنگام اشغالگری آمریکا خبر داده بودند.

با این اوصاف باید از هیئت حاکمه صهیونیسم مسیحی در فضاهایی مانند اینستاگرام پرسید آیا با حذف صفحات منسوب به سرداران سپاه پاسداران، می‌توانید نفوذ ایران و سپاه قدس در عراق و سوریه و لبنان و... را هم حذف کنید؟! یا کاری کنید که نوبت بعد، ترامپ دزدکی و با هواپیمای چراغ خاموش به عراق سفر نکند؟! و یا اینکه اندکی از 7 هزار میلیارد دلار هزینه و خسارت شما در منطقه جبران می‌شود؟

این نکته نیز گفتنی است که اغلب شبکه‌های اجتماعی منسوب به آمریکا و غرب با وجود ژست آزادی و تحمل، بارها به رفتار ایدئولوژیک و تعصب‌آمیز و خصمانه مبادرت کرده‌اند که هویت واقعی این شبکه‌های کاملاً دارای نقاب اجتماعی را نشان می‌دهد و ضرورت تحمل راه‌اندازی شبکه‌های امن ملی را مجدداً گوشزد می‌کند.


منبع: کیهان

اخبار داخلی

سرنوشت وعده افسانه‌ای «۱۰۰ روزه» روحانی چه شد؟


سرنوشت وعده افسانه‌ای «۱۰۰ روزه» روحانی چه شد؟


حالا وعده برنامه صد روزه دولت به افسانه‌ای قابل تامل تبدیل شده است. افسانه ای که حتی خود رئیس جمهور هم آنرا تکذیب کرد اما باید پرسید که آیا وعده و برنامه های دیگر دولت هم به همین سرنوشت تلخ بدل شده‌اند.
 

آخرین خبر : «حسن روحانی» در انتخابات سال 92 وعده‌های بسیاری به مردم ایران داد. وعده بازگشت عزت به پاسپورت، ایجاد رونق اقتصادی آنچنان که مردم نیازی به پول یارانه‌ها نداشته باشند، چرخیدن چرخ اقتصاد به همراه سانتریفیوژها، شعار نجات اقتصاد ایران، نجات کشور از بیکاری و گرانی و ... از جمله این موارد بودند. اما یکی از مهمترین وعده‎های انتخاباتی حسن روحانی گزارش و حل 100 روزه مشکلات اقتصادی بود.


روحانی سال ۹۲ درباره وعده صد روزه جهت حل مشکلات کشور گفت: «راه‌حل‌های کوتاه مدت یک ماه و ۱۰۰ روزه برای حل مشکلات ومعضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی در دولت تدبیر و ا مید پیش بینی شده است که با این برنامه ما می‌توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم.» 

وی ادامه داد:‌ «با ایجاد یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و مراکز تولیدی که مشکل دارند، مشکلات آن‌ها را در یک مدت کوتاه حل و فصل کنند.»

اما بعدها در سال 96 رئیس‌جمهور در نشست خبری با رسانه‌های داخلی و خارجی وعده صد روزه خود که یکی از مهمترین و به یادماندنی‌ترین وعده‌های وی در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بود را دروغ بزرگ خواند و بیان کرد که مگر کسی عقل نداشته باشد که بگوید ۱۰۰ روزه مشکلات را حل می‌کنم.

رئیس جمهور در این باره بیان داشت:‌ «من نگفتم مشکلات را صد روزه حل می‌کنم، من گفتم اگر به دولت برسم گزارش صد روزه‌ای از کارهایی که کردم به مردم ارائه می‌دهم. کسی که مشکلات را یک شبه حل می‌کرد رفته است. من چهارسال منتظر این سؤال بودم که این دروغ را آشکار کنم.»

حسن روحانی درحالی وعده "تحول" صد روزه را "گزارش" صد روزه اعلام کرد و گفت «بنده وعده نداده بودم و قرار بود گزارش به مردم بدهم» که در ششم آذر ۱۳۹۲ در ارائه گزارش ۱۰۰ روزه به مردم گفت: «من در ایام تبلیغات انتخاباتی، به مردم بزرگ ایران وعده داده بودم که علاوه بر برنامه چهارساله دولت تدبیر و امید، برنامه کوتاهی هم برای یک دوره ۱۰۰ روزه داشته باشم و در پایان ۱۰۰ روز کار دولت، عملکرد دولت را در طول آن ۱۰۰ روز، به ملت عزیز گزارش دهم.»

اما حالا نه از برنامه کوتاه مدت دولت برای حل مشکلات اقتصادی مردم خبری است و نه حتی رئیس جمهور گزارشی به مردم درباره روند مقابله دولت با مشکلات اقتصادی که این روزها همه نقشه ها و وعده‌های دولت را نقش بر آب کرده است، ارائه می کند.

این روزها خبری روی خروجی رسانه‌ها خصوصا مطبوعات حامی دولت قرار گرفت که بسیار عجیب بود. معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری که به استان خوزستان سفر کرده از عصبانیت رئیس‌جمهوری به جهت پرداخت‌نشدن خسارات سیل سال 95 گفت. 

مردمی که در سال 95 دچار سیل شده بودند، به «حسینعلی امیری» اعتراض داشتند که  او در پاسخ به آنان گفت: «یکی از اعضای محترم دولت موضوع سیل سال ۹۵ را  مطرح کرد که آقای رئیس‌جمهور از اینکه موضوع در پیچ‌و‌خم‌های اداری افتاده خبر نداشت. ایشان برافروخته شدند و به آقای نوبخت دستور دادند که سریعا مانده خسارات سیل سال ۹۵ پیگیری و پرداخت شود». امیری همچنین گفته: «دولت در حال تجهیز منابع برای جبران خسارات سیل است و در کنار مردم خواهد بود. خیال مردم راحت باشد زیرا حل‌و‌فصل مسائل مربوط به سیل در اولویت دولت است».

یک مقدار جلوتر هم برویم باید گفت که حالا نه تنها از گزارش صد روزه روحانی به مردم خبری نیست بلکه دولت سخنگو هم ندارد تا درباره آشفته بازار اقتصادی کشور به مردم توضیحی ارائه دهد.

حالا وعده برنامه صد روزه دولت به افسانه‌ای قابل تامل تبدیل شده است. افسانه ای که حتی خود رئیس جمهور هم آنرا تکذیب کرد اما باید پرسید که آیا وعده و برنامه های دیگر دولت هم به همین سرنوشت تلخ بدل شده‌اند. وعده برنامه صد روزه دولت با وجود مستند بودن و فیلمی که از آن وجود دارد، تکذیب شد و بعد از تکذیب هم گفته شد که گزارش بوده است نه برنامه اما حالا نه از گزارشی خبری است و نه از برنامه‌‌ای. البته مشخص نیست چه کسی باید پیگیر قانونی مطالباتی باشد که به مردم در انتخابات‌ها وعده داده می شود اما لااقل در این زمینه رسانه‌ها می توانند با پیگیری مطالبات مردم از مسئولان امر نسبت به توضیحات درباره عملکردشان بخواهند پاسخ مستدل و محکم به افکارعمومی بدهند. 
 
 
منبع : جهان نیوز

          - امیر حمزه نژاد

اخبار داخلی

متهم: من وارد سیستم کثیف بانک مرکزی شدم!


متهم: من وارد سیستم کثیف بانک مرکزی شدم!

 
فقط بانک مرکزی! بانک مرکزی محور اصلی سه ساعت دفاعیات متهم ردیف اول پرونده البرزایرانیان با ۶ هزار شاکی بود. آنقدر بانک‌مرکزی را متهم کرد که قاضی صلواتی به رغم هشدار چندین‌باره خود مبنی بر عدم توهین به بانک مرکزی خطاب به وی گفت: خودت را عقل کل می‌دانی! بانک مرکزی کجا بحران‌سازی کرده است؟
 

به گزارش آخرین خبر ، روزگذشته امیرحسین آزاد، مدیرعامل شرکت تعاونی ولیعصر متهم ردیف اول پرونده البرزایرانیان به اتهام افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی، جعل امضا، مهر و خیانت در امانت در جایگاه قرار گرفت تا از خود دفاع کند. وی ادعا داشت بانک مرکزی خود اعلام کرده که می‌توانید تابلوی مؤسسه مالی و اعتباری فردوسی را نصب کنید، اما در ادامه اینگونه گفت که بانک مرکزی تلفنی یا همان شفاهی درخواست‌های خود را مطرح می‌کرده تا هر زمانی که خواست زیر حرفش بزند. 


آزاد در بخش دیگری از دفاعیات خود ادعا کرد، دادسرای پولی و بانکی چندین بار به بهانه فراری دادن وی را تهدید به بازداشت کرده. این در حالی است که خود در بین دفاعیه دائماً می‌گفت: من قصد فرار نداشتم و تا جایی همکاری می‌کردم که حتی تلفنی به اداره آگاهی احضار می‌شدم. 

این متهم که در عمده دفاعیه خود سیستم بانک مرکزی را مسبب حضورش در دادگاه می‌دانست، ادعا داشت: ۱۰۰بار نامه به مسئولان بانک مرکزی نوشتم، اما کسی گوش نداد. البته خودم هم مقصر هستم و این بازداشت‌ها حق من است، چون وارد یک سیستم کثیف در بانک مرکزی شدم. هرکجای دنیا بروید حساب و کتاب دارد، اما بانک مرکزی فقط یک سایت دارد که اعلام کند، چه کسی مجوز دارد و چه کسی ندارد! مگر شفاف‌سازی بد است، چرا شرایط‌ها را اعلام عمومی نمی‌کنید و اگر دنبال دلال بازی نیستید باید شفاف‌سازی را انجام دهید. 

وی از یک‌سو بانک مرکزی را متهم به فساد و غیرشفاف عمل‌کردن کرد و از سوی دیگر ادعا داشت: بانک مرکزی به برخی دیگر از مؤسسات نورچشمی بدون مجوز، کاری ندارد. متهم مؤسساتی، چون نور و کوثر را مورد اشاره قرار داد و ادعا کرد به دلیل رانت و نفوذ نداشتن نورچشمی نبوده تا مورد حمایت قرار گیرد و بانک مرکزی با فضا‌سازی علیه آن‌ها درصدد حمایت از نورچشمی‌های خود است. 

اظهاراتی که با پاسخ قاضی صلواتی مواجه شد و خطاب به وی گفت: شما یک‌جانبه به دادگاه می‌روی، به بازپرس، دادسرا و بانک‌مرکزی هرچه دلت خواست گفتی. شما به واسطه پدرخانمت که استاندار بندرعباس بوده با رابطه وارد دفتر آقای پورمحمدی می‌شوی و مجوز را می‌گیری، اقاریر شما در پرونده و صورتجلسه قید شده است. 
قاضی صلواتی گفت: در دفاعیات خود بیان کردید که بانک مرکزی بحران‌سازی کرده است، بانک مرکزی کجا بحران‌سازی کرده است؟ به شما اجازه توهین داده نمی‌شود. خودت را عقل کل می‌دانی!

بخشی از دفاعیه این متهم به بحث خودرو‌های لوکس و سفر‌های خارج از کشور اختصاص داشت. وی ادعا می‌کرد، هیچ یک از این موارد از پول سپرده‌گذاران نبوده و حتی قبل از این اتهام هم خودروی لوکس داشته است. 

در حالی که طبق متن کیفرخواست ۶ هزار و ۳۶ نفر از سرمایه‌گذاران برای شکایت مراجعه کرده‌اند، تعهد باقیمانده تعاونی البرز ایرانیان هزار و ۴۰۰ میلیارد و تعهد باقیمانده تعاونی ولیعصر ۲۵۰میلیارد تومان است، اما متهم ردیف اول این پرونده ادعا داشت با بیش از ۹۹ درصد سپرده‌گذاران تسویه کرده است و تنها ۸۴ نفر مانده‌اند که آن‌ها هم هرکدام یک میلیارد گرفته‌اند.


منبع: روزنامه جوان

اخبار داخلی

صفحه1 از142

محل تبلیغات شما