تروریست‌های مرز میرجاوه منتظر پاسخ کوبنده باشند/ عدم تامین امنیت مرزهای شرقی از سوی پاکستان

 

تروریست‌های مرز میرجاوه منتظر پاسخ کوبنده باشند/ عدم تامین امنیت مرزهای شرقی از سوی پاکستان


مدیرکل دفتر امور مرزی وزارت کشور با اشاره به درگیری روز گذشته تروریست‌ها در مرز میرجاوه که منجر به شهادت ۴ نفر از مرزبانان و بسیجیان کشورمان شد، گفت: تروریست‌ها قصد ورود به عمق را داشتند اما با تلفات سنگینی مواجه شدند؛ پاسخ کوبنده‌ای به آنان می‌دهیم.

 

آخرین خبر : شهریار حیدری در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا درباره جزییات درگیری روز گذشته گروهک اشرار و تروریست‌های مسلح در منطقه مرزی میرجاوه اظهار کرد: بامداد روز گذشته تعدادی از افراد یک گروهک تروریستی مسلح به برجک میل 89 مرزی میرجاوه حمله کردند که در این درگیری تعدادی از مرزبانان و نیروهای انتظامی کشورمان به شهادت رسیدند.

وی با بیان اینکه تروریست‌ها قصد ورود به عمق مرزی کشورمان را داشتند، افزود: در این درگیری که از سمت مرز پاکستان و با سلاح‌های سبک و نیمه سنگین صورت گرفت، 2 نفر از نیروهای مرزبانی و 2 نفر از نیروهای بسیجی به شهادت رسیدند و 3 نفر از نیروهای پاسدار، بسیجی و مرزبانی نیز مجروح شدند.

مدیرکل دفتر امور مرزی وزارت کشور با بیان اینکه تروریست‌ها از داخل خاک پاکستان اقدام به این حمله کور کرده بودند، تصریح کرد: تروریست‌ها به انواع سلاح‌های سبک و نیمه سنگین مجهز بودند اما نیروهای ما مقاومت غیور مردانه‌ای به خرج دادند و تعدادی از آنها را به هلاکت رسانده و مجروح کردند.

به گفته حیدری، مقاومت دلاورمردانه مرزبانان و پاسداران کشورمان باعث عقب‌نشینی تروریست‌های کوردل شد و ما به روان همه شهدای کشورمان درود می‌فرستیم.

وی با بیان اینکه مسئولان پاکستان باید جوابگوی حضور گروهک‌های تروریستی و اشرار در مرز خود باشند، گفت: وزارت امور خارجه و مسئولان ذیربط کشورمان، انتقادات خود را به مسئولان پاکستانی بابت عدم تامین امنیت در مرزهای این کشور با ایران اعلام کرده‌اند و امیدواریم بررسی قطعی از سوی کشور همسایه صورت گیرد تا شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.

مدیرکل دفتر امور مرزی وزارت کشور با تاکید بر اینکه پاسخ قاطعی به تروریست‌های کوردل داده خواهد شد، گفت: این تروریست‌های مزدور، آلت دست بیگانگان و کشورهای غربی هستند و به‌زودی اعمال ننگین آنها و حمله به مرزبانان، پاسخ داده می‌شود.

حیدری تصریح کرد: متاسفانه مرز شرقی ایران و پاکستان به صورت یک طرفه از سوی کشورمان تامین می‌شود و کشور پاکستان مرزبانی مشخصی برای کنترل ندارد و این ضعف باید هر چه زودتر برطرف شود.

وی افزود: متاسفانه هر از چندی گروههای تروریستی و اشرار از سمت مرز پاکستان به ایجاد مزاحمت می‌پردازند که این مهم باید از سوی مسئولان پاکستانی مورد توجه واقع شود و امنیت این منطقه مورد دقت قرار گیرد.

مدیرکل دفتر امور مرزی وزارت کشور با بیان اینکه برنامه‌هایی همانند دیوار کشی و ... نیز در مرزها مورد توجه بوده است، گفت: تمامی اقدامات در بهبود امنیت مرزها اثرگذار است اما در چنین شرایطی کشور همسایه نیز باید به تامین امنیت مرز خود بپردازد و اقدامات یک سویه به تنهایی اثرگذار نیست.

وی تاکید کرد: امیدواریم توجه ویژه‌ای از سوی مقامات پاکستانی برای تامین امنیت مرزها صورت گیرد.

 

اخبار داخلی

 

 

 

 

 بمباران در خواب یا خیانت؟(یادداشت روز)

 

آخرین خبر : جهان در هفته‌ای که گذشت سرگرم تجاوز موشکی آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه بود. پیش ‌از این حمله نیز رژیم صهیونیستی دست به حمله‌ای هوایی علیه سوریه زد. اگر‌چه این تجاوزها به بهانه حمله شیمیایی به دوما انجام شد اما تشت رسوایی متجاوزان بسیار زودتر از آنچه فکرش را می‌کردند بر زمین افتاد و مشخص شد اصل ماجرا نمایشی بوده و با کارگردانی لندن و بازیگری کلاه‌سفیدها -سیاهی لشکر انگلیس در سوریه- صورت گرفته است. آمریکا و متحدانش با این موشک‌پراکنی کور و بی‌نتیجه صرفاً به دنبال نشان دادن چنگ و دندان به ایران بودند. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها مدتهاست که آشکارا می‌گویند یکی از اهداف اصلی آنان در سوریه، بیرون راندن ایران از میدان است.
آنان بهتر از هر کسی می‌دانند که ایران در این میدان پر خطر به چه دستاوردهای مهم و استراتژیکی دست یافته و اغراق نیست اگر بگوییم تنها برنده این میدان شلوغ و پر بازیگر بوده است.
آنچه امروز آمریکا و متحدانش را عصبانی کرده و به مرز جنون رسانده، دستاوردهای ارزنده جمهوری اسلامی در عرصه سوریه است که حتی ناظران و تحلیلگران غربی نیز به آن اذعان دارند. عبارتند از؛
1- جنگ هفت ساله سوریه و حضور مستشاری ایران در این جنگ، تجربه‌ای ارزشمند را در اختیار نیروهای نظامی کشورمان گذاشت. نکته مهم و قابل توجه در این قضیه آن است که جنگ سوریه، یک جنگ کلاسیک و متعارف نبوده و نیست. تحلیلگران مسائل نظامی میدان سوریه را نمونه‌ای کوچک از یک جنگ جهانی با بازیگران متعدد داخلی و خارجی می‌دانند که در تاکتیک‌های جنگی نیز از پیچیدگی‌های خاصی برخوردار و ترکیبی از جنگ کلاسیک، شهری و چریکی است. نیروهای ایرانی در این میدان قدرت فرماندهی، چابکی، ابتکار عمل، خلاقیت و انعطاف‌پذیری بالای خود را عملاً به رخ حریفان خود کشیدند و به موازات آن نشان دادند که روحیه شهادت‌طلبی و رزمندگی برخاسته از معنویت که عنصر کلیدی و تعیین‌کننده در میدان نبرد است، در نیروهای نظامی ایران-چه پاسداران و چه ارتشیان- پس از دوران دفاع مقدس نه تنها افول نکرده بلکه در میان نیروهای جوان و جنگ ندیده نیز به‌شدت بالاست.
2- هدف اصلی آنان که جنگ را به سوریه تحمیل کردند و این کشور را به آتش کشیدند، تضعیف و از بین بردن محور مقاومت در منطقه بود اما پس از هفت سال ماجرا برعکس نیز شده است. سردار قاآنی جانشین فرمانده سپاه قدس، در تیرماه 1391 می‌گوید، مقام معظم رهبری در خصوص حزب‌الله فرموده‌اند: «شما خشت زیرین یک ارتش اسلامی در منطقه هستید.» این سخن رهبر انقلاب مربوط به 10 سال پیش از نقل آن یعنی سال 1381 است. حال پس از حدود دو دهه از آن سخن حکیمانه و پیش‌بینی الهی، خشت زیرین و زرین حزب‌الله، با ظهور فاطمیون، زینبیون، حیدریون و بسیج مردمی سوریه تبدیل به دژی مستحکم شده است. هیچکس به‌اندازه آمریکایی‌ها از میزان ارزش و اقتدار این ارتش اسلامی با خبر نیست و هیچکس به‌اندازه صهیونیست‌ها از آن وحشت ندارد.
3- ایران اکنون عمق استراتژیک خود را به‌طور چشمگیری افزایش داده و دست بلند خود را به حیاتی‌ترین نقاط منطقه غرب آسیا رسانده است. حجم مباحث و تحلیل‌های مجامع سیاسی و نظامی غربی درباره اهمیت و کاربرد کریدور زمینی ایران-عراق-سوریه-لبنان و مخاطرات آن برای جبهه غربی-عربی-عبری قابل تامل و خواندنی است. آنان که در زمین رویارویی، بازی را واگذار کرده‌اند می‌کوشند در میدان تبلیغات این دستاورد ایران را واژگونه جلوه داده و با دوگانه‌سازی قلابی شیعی-سنی، آن را خطرناک و بی‌ثبات‌کننده جلوه دهند. این هم از عجایب روزگار معاصر است. ایران را که حداقل در 200 سال اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده و آغازگر جنگی نبوده، خطرناک معرفی می‌کنند و آمریکا و انگلیس و فرانسه با آن سوابق استعماری و جنگ‌افروزی و قتل عام، لابد خیرخواه و منجی مسلمانان منطقه‌اند!
4- شکست داعش و پایان خلافت خودخوانده این گروه جنایتکار یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ ایران در این میدان است. اهمیت موضوع زمانی دقیقاً درک و فهم می‌شود که توجه کنیم داعش از اساس و ابتدا به عنوان تهدیدی امنیتی و خطرناک برای جمهوری اسلامی ایران، پایه‌گذاری شد و بال و پر گرفت. اگرچه آمریکایی‌ها و متحدانش با راه‌اندازی نمایش‌های مضحکی همچون ائتلاف جهانی علیه داعش کوشیدند خود را در این پیروزی سهیم نشان داده و سهم بخواهند اما رسوایی پیدایش و قدرت‌گیری داعش از سوی آمریکا، روشن‌تر از آن بود که واشنگتن را به نتیجه برساند. ماجرا چنان مفتضح بود که به رقابت‌های انتخاباتی آمریکا نیز کشیده شد و ترامپ، هیلاری کلینتون را به‌خاطر نقش دولت اوباما در ظهور داعش مورد سرزنش قرار ‌داد. عجیب نیست که صهیونیست‌ها علناً می‌گفتند نباید اجازه دهیم داعش از بین برود و حال که رفته است، به فکر چاره برای منطقه پساداعش افتاده‌اند. بدون شک گذر زمان و برملا شدن برخی اسناد و مدارک محرمانه از این ماجرای سیاه، ارزش و قیمت بی‌بدیل این دستاورد ایران را بیش از پیش روشن خواهد کرد.
همانقدر که این دستاوردها و پیروزی‌ها برای ایران شیرین است، در کام آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و آل‌سعود تلخ و زهر است و در جبهه دیگری مشغول انتقام‌گیری و ضربه زدن هستند؛ میدان جنگ اقتصادی. مارک دوبوویتز رئیس‌اندیشکده آمریکایی و به شدت ضدایرانی «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» به دولت ترامپ می‌گوید باید ایران را بمباران اقتصادی کرد و طرح آن نیز آماده است! و یا ریچارد گلدبرگ کارشناس این بنیاد در تحلیلی می‌نویسد: هر چه ریال سریع‌تر سقوط کند، رژیم ایران ضعیف‌تر خواهد شد. ترامپ نباید این فرصت را از دست بدهد. روز سه‌شنبه روزنامه صهیونیستی هاآرتص در تحلیلی نوشت اگر دولت ترامپ به دنبال زدن ضربه سخت به ایران است باید به سراغ اقتصاد این کشور برود و در ادامه به طور مستقیم به نوسانات اخیر ارزی ‌اشاره کرده و آن را فرصتی مغتنم می‌شمارد که باید حداکثر استفاده را از آن کرد.
واقعیت آن است که سال‌هاست مردم ایران به دلیل آنکه حاضر نیستند در مقابل آمریکا سر تسلیم فرود آورند، تحت شدیدترین بمباران اقتصادی قرار دارند. بمبارانی که هدف نهایی آن به زانو درآوردن این ملت است. مطالعه دو کتاب از دست‌اندرکاران آمریکایی این جنگ اقتصادی تمام عیار و بی‌سابقه برای درک شدت و ابعاد این درگیری مفید است؛ کتاب «نبرد خزانه‌داری: ظهور عصر جدید جنگ‌افزارهای مالی» نوشته خوان زاراته، معاون مدیریت مبارزه با تروریسم و جرایم مالی در خزانه‌داری آمريكا که در سال 2013 و اوایل شروع مذاکرات هسته‌ای منتشر شده و دیگری کتاب «هنر تحریم» نوشته ریچارد نفیو که وی را معمار تحریم‌های ایران لقب داده‌اند. کتاب نفیو سال گذشته منتشر شده است.
زاراته در بخشی از کتاب خود می‌نویسد؛ «هدف از تحریم‌ها حرکت به سمت یک خفگی اقتصادی در بالاترین درجه ممکن بود، تمرکز تحریم‌ها از محدود‌سازی توانایی ایران برای انجام تجارت با دنیا شروع می‌شد و به سمت افزایش رنج‌های اقتصادی مردم ایران پیش می‌رفت، این فرآيند دو نتیجه را دربر داشت، یا بین رهبران ایران شکاف بیفتد و یا توسط مردمِ کشورشان مجبور شوند جهت‌گیری‌های خود را تغییر داده و از دستیابی به توانایی‌های هسته‌ای صرف نظر کنند... حالت فشار حداکثری، اثرات اقتصادی گسترده‌تری را بر ایران متصور می‌شود، آن مبارزه از یک مدل تحریمی پیروی می‌کند که
بر نارضایتی‌های داخلی و آشوب برای مجبور کردن رهبران ایران متکی است.»
نفیو چند ماه پیش در مصاحبه با یک رسانه ضدانقلاب فارسی‌زبان درباره کتاب خود، در پاسخ به این پرسش که هدف از تحریم‌ها فشار بر حاکمیت یا مردم ایران بود، می‌گوید؛ «بستگی به کشوری دارد که مورد تحریم واقع می‌شود و این‌که منافع مشخص آن‌چه است. اگر رژیم قذافی در لیبی را تحریم کنید اصلا نباید سراغ جمعیت رفت چون قذافی اهمیت خاصی به جمعیتش یا سطح دردشان نمی‌داد. در مورد کیم جونگ اون و کره شمالی هم همین است. در این‌جا «درد» باید مشخصا نخبگان حاکمیت را هدف بگیرد تا آنها اوضاع را عوض کنند. در مورد روسیه هم همین است. به نظرم وقتی باید «درد» را در مورد جمعیت‌ها به کار برد که حاکمیت پایگاهی مردمی داشته باشد و ایران از نظر من در این دسته است... در ماجرای تحریم‌ها باید تمرکز درد را جایی قرار می‌دادیم که تصمیم‌گیرندگان را قانع کند، در مورد ایران این از طریق ناراضی ساختن مردم از اوضاع بود.»
شواهد و قرائن نشان می‌دهد یکی از مشکلات و موانع اصلی ما در این جنگ و بمباران اقتصادی آن است که نه تنها آحاد مردم بلکه درصد قابل توجهی از مسئولان و مدیران کشور نیز به ابعاد و ساز و کار این جنگ واقف نیستند. تازه‌ترین نشانه این عدم درک صحیح جایگزین کردن یورو با دلار از سوی دولت است! بسیاری از کشورها به‌ویژه چین و روسیه از جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران عبرت گرفته و دست به اقدامات پیشگیرانه و در مواردی حتی تهاجمی برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سوی آمریکا زده‌اند. برای کشور مقتدر و ملت سربلندی همچون ایران شایسته نیست که مایه عبرت دیگران شوند و خود از این جنگی که سالهاست درگیر آن هستند درس نیاموزند. ساز کردن زمزمه ادامه برجام بدون آمریکا، نشانه دیگری از این غفلت خسارت‌آفرین است. سکوت و تعلل خواص جامعه، در بیدار کردن به خواب رفته‌ها و معرفی ستون پنجم دشمن در این نبرد اقتصادی، گناهی نابخشودنی است. وقتی مردم هر روز زیر بمباران اقتصادی دشمن هستند، اینکه عده‌ای دغدغه‌های ملی را به سطح کنسرت و نشان دادن یا ندادن ساز تنزل می‌دهند، عجیب و دردآور است. این موج غفلت پراکنی را باید به حساب خواب گذاشت یا خیانت؟

محمد صرفی

 

 

 

اخبار داخلی

خبرگزاری فارس: یورو جایگزین دلار در تکالیف ارزی شد/ بانک مرکزی موظف شد نرخ برابری ریال در مقابل یورو را به صورت مستمر اعلام و مدیریت کند


یورو جایگزین دلار در تکالیف ارزی شد/ بانک مرکزی موظف شد نرخ برابری ریال در مقابل یورو را به صورت مستمر اعلام و مدیریت کند


هیأت دولت در جلسه خود به ریاست رئیس‌جمهور، کلیه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی را موظف کرد ارز یورو را به عنوان ارز مبنای گزارشگری و انتشار آمار، اطلاعات و داده‌های مالی خود، مورد استفاده قرار دهند.

 

به گزارش آخرین خبر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رئیس جمهور،هیأت وزیران در جلسه امروز (چهارشنبه 29 فروردین) خود به ریاست حسن روحانی رئیس جمهور، کلیه وزارتخانه ها، سازمان‌ها و شرکت های دولتی را مؤظف کرد ارز یورو را به عنوان ارز مبنای گزارشگری و انتشار آمار، اطلاعات و داده های مالی خود مورد استفاده قرار دهند.

همچنین بانک مرکزی مؤظف شد از تاریخ ابلاغ این مصوبه، نرخ برابری ریال در مقابل یورو را به صورت مستمر اعلام و مدیریت نماید.

در ادامه جلسه، تعدادی از پیشنهادهای دستگاه‌های اجرایی پس از بحث و بررسی به تصویب هیأت وزیران رسید.

 

منبع : فارس

 

اخبار داخلی

قاسمی: اتحادیه عرب ظرفیت‌های خود را همچنان صَرف اتهامات و تلاش‌های فرسایشی و باطل می‌کند

 

قاسمی: اتحادیه عرب ظرفیت‌های خود را همچنان صَرف اتهامات و تلاش‌های فرسایشی و باطل می‌کند


سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان به بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب واکنش نشان داد.

 

به گزارش آخرین خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در واکنش به بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب، ضمن تأکید مجدد برسیاست اصولی و دایمی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها، اتهامات وارده به ایران در برخى از بندهاى این بیانیه را  کاملا مردود دانست.

بهرام قاسمی با ابراز تأسف عمیق از برخی مفاد بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب  که در ظهران عربستان تشکیل شد، اظهار داشت: این بیانیه نیز  مانند دیگر  بیانیه های پیشین با تکرار ادعاها و دروغ های واهی و بی ثمر علیه جمهوری اسلامی ایران، در شناخت دقیق علل بحران های منطقه بار دیگر با نادیده انگاشتن حقایق، بی راهه را بر راه  ترجیح داده است.

 قاسمی تصریح کرد: امیدواری بسیاری وجود داشت  که این اجلاس به دور از اتخاذ استاندارهای چندگانه  همیشگی و تکراری، در شناخت عوامل مؤثر و اصلی برای ایجاد ثبات و بازگشت آرامش به منطقه، گامی مثبت در جهت همگرایی منطقه ای بردارد اما سایه سنگین سیاست های مخرّب سعودی بر بندهایی از بیانیه پایانی اجلاس کاملا مشهود است.   
   
سخنگوی وزارت امور خارجه با ایرانی خواندن جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، تلاش برخی همسایگان جنوبی برای جعل نام این جزایر و تکرار ادعاهای نادرست ، غلط و  اساسا بیجای آنان را «آب در هاون کوبیدن» توصیف کرد و آن را منسوخ، بی اثر و دخالت در امور داخلی ایران دانست و شدیدا محکوم کرد.

قاسمی تأکید کرد: مایه  تأسف  فراوان است که برخی کشور های عضو این اتحادیه عربی  با چشم فرو بستن روی واقعیت های تاریخی و جغرافیایی، حق حاکمیت همسایگان را نادیده گرفته و از  سیاستی خردورزانه و مبتنی بر حسن همجواری پیروی نمی کنند و با وارونه جلوه دادن واقعیت های مسلم  تاریخی، ظرفیت و  توان بالقوه کشورهای عربی و اسلامی برای بُرون رفت منطقه از بحران ها را همچنان صرف اتهامات و تلاش های فرسایشی و باطل می کنند.

سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پایان افزود: سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران همواره بر حفظ همگرایی هر چه بیشتر و احترام متقابل به حق حاکمیت کشورها به ویژه همسایگان و رعایت حسن همجواری استوار بوده و انتظار دارد کشورهای منطقه ضمن حفظ احترام متقابل و عدم مداخله در امور یکدیگر بر طبل اتهامات و ادعاهای واهی نکوبند و واقع بینی، تعامل، تامل، منطق، گفتگو و حسن نیت و آینده نگری را برای کاستن از  تنش ها و نگرانی های بی حاصل و اتخاذ تدابیر لازم جهت اقدامات اعتمادساز و ثبات بخش سرلوحه سیاست های خود قرار دهند.

 

اخبار داخلی

 

چالش ذهني يا چالش عيني؟
 
در سال 2000 ميلادي براي حذف اسلوبودان ميلوشويچ، رئيس‌جمهور شرق‌گراي صربستان – که البته قابل دفاع نيست- هر قدر تلاش کردند نتوانستند از طريق انتخابات مردمي اقدام کنند.


آخرین خبر : در سال 2000 ميلادي براي حذف اسلوبودان ميلوشويچ، رئيس‌جمهور شرق‌گراي صربستان – که البته قابل دفاع نيست- هر قدر تلاش کردند نتوانستند از طريق انتخابات مردمي اقدام کنند. يک کاميون برگه A4 از اروپاي غربي وارد صربستان کردند که روي آن نوشته شده بود: «او مي‌رود». برگه‌هاي انبوه آن کاميون را شبکه‌اي از دانشجويان در تمام اماکن عمومي بلگراد و شهرهاي ديگر نصب کردند. در سلف‌سرويس، آسانسور، ترمينال، پارک و هر کجا که مي‌رفتيد اين برگه مقابل چشم بود و بالاخره « او رفت». آيا ما را در اين پروسه و ريل قرار داده‌اند؟

چندي است رسانه‌هاي غرب، احمدي‌نژاد و همراهان، بخشي از اصلاح‌طلبان و روشنفکران و اپوزيسيون داخل و خارج از کليدواژه «فروپاشي» استفاده مي‌کنند و آنقدر در آن مي‌دمند که خودشان نيز باورمند شده‌اند. به صورتي که وقتي رهبري در اول فروردين از «اميد به آينده» و دلايل آن سخن گفتند، رسانه‌هاي فارسي زبان غرب برآشفتند که ايشان را ايزوله کرده‌اند و از کشور بي‌خبر و بدون دليل خوش‌بين است و اخیراً کنفرانسی با عنوان «مدیریت گذار از جمهوری اسلامی» با محوریت اپوزيسیون و اصلاح‌طلبان خارج از کشور در لندن تشکیل شد که بعد از فروپاشی چه کنند؟ سؤال اين است که در ميدان عمل اتفاق جديدي افتاده است؟ يا رسانه‌هاي غرب و دورشدگان از قدرت از طريق توليد «ادراکات ذهني» اين فضا را ساخته‌اند؟
براي فهم اين مسئله يا رد آن نبايد چشم بر مشکلات بست و چالش‌ها را نديد. رهبري نيز بارها اعلام کرده‌اند هيچ‌کس به اندازه بنده از مشکلات کشور خبر ندارد، اما کدام مسئله باعث شده است عده‌اي به بيان چنين جسارتي برسند؟
مشکل بيکاري با حدود 11‌درصد وجود دارد، اما اين آمار جديد است؟ يا 5، 10 و 15 سال پيش نيز کم و بيش درگير آن بوده‌ايم؟ مردم مشکل معيشتي دارند – که حتماً حدود 20 ميليون دارند- اما مسئله جديدي رخ داده است؟ مسافرت‌هاي نوروزي داخل و خارج کشور و سرازير شدن دهها هزار نفر به ترکيه و شرق آسيا و ميليون‌ها نفر به کيش، قشم و شمال و ديگر شهرهاي کشور و رشد 30درصدي آن نشان مي‌دهد که اگر بهبودي نبود، پديده منفي جديدي هم رخ نداده است.
500 هزار نفر به خودروسواران کشور در سال گذشته اضافه شده است. در اکثر شهرهاي کشور شب‌ها نيز کوچه‌ها پر از خودرو است و علت آن اين است که بسياري از خانواده‌ها چند خودرويي شده‌اند و يک خودرو در پارکينگ قرار مي‌گيرد و بقيه کوچه را اشغال کرده‌اند. در سرانه خودرو و مصرف سوخت و انرژي و آب و برق در جهان اول هستيم. در تفريح جزو ملت‌هاي برتر جهان هستيم، بين ميليون‌ها نفر در دهه محرم و ماه رمضان نذري توزيع مي‌شود که شاخص از تراز توانمندي معيشتي توزیع کنندگان است. بر اساس آمارهاي جهاني فقر مطلق پيش از انقلاب 46درصد و اکنون کمتر از 9درصد است. 30درصد جمعيت روستايي اول انقلاب به 72درصد جمعيت شهري تبديل شده‌اند که با امکانات مدرن شهري زندگي مي‌کنند. ميليون‌ها نفر مشغول تحصيلند و...
مشکل ارزي کشور پديده‌اي جديد نيست و بحران‌هاي آن را چندين‌بار ديده‌ايم. تحريم پديده‌اي 37ساله و سال 1391 بدتر از امروز بود. فروش نفت شش سال پيش کمتر از امروز بود. قيمت نفت در زمان خاتمي به 6 دلار رسيد، پس پديده جديد کدام است؟ و بالعکس. غرور ملي در مبارزه منطقه‌اي ارتقا يافت. سخت‌ترين مذاکرات را با دشمنان انجام داديم و بر تعهدات خود پايبند هستيم، مدرسه و دانشگاه مشغول کار خودشان هستند. پس کدام پديده جديد عامل درک جديد از وضعيت کشور است؟ البته حوادث طبيعي نيز وجود دارد که مولد آن نه حاکميت است و نه ملت. همانگونه که در صدر اين نوشته آمد، مشکلات و چالش‌ها وجود دارد، ولي نمي‌توان امروز را بدتر از ديروز دانست و ليوان را يک‌باره خالي ديد. 

اما دلايل ادراک‌سازي جديد را مي‌توان به عوامل زير مرتبط دانست.
1- امريکايي‌ها فروپاشي از درون را راهبرد اولويت‌دار خود براي ايران انتخاب کرده‌اند و از بازگويي علني آن ابايي ندارند. بخشي از اين راهبرد يا ادراک‌سازي با هدف «نفوذ در اراده‌ها» صورت مي‌گيرد.
2- بخشي از شبکه‌هاي اجتماعي که دست دشمن هستند يا فاقد مسئوليت‌پذيري‌اند، کشور را به «تصرف مجازي» درآورده‌اند و بخشي از اين ادراک‌سازي را به عهده دارند و هر روز با کليدواژه «قيام سراسري» بر بي‌اعتباري خود مي‌افزايند.
3- به نظر مي‌رسد کساني که در داخل مسير خود به سوي قدرت را مسدود مي‌بينند، بخشي از اين ادراک‌سازي را به عهده دارند. بخشي از انقلابيون ديروز و نهضت آزادي دو بال اين موضوع هستند که وجه مشترکشان فاصله با قدرت است و بيانيه‌هاي آن از روح واحد سرچشمه مي‌گيرد و مسئله خود را به عنوان مسئله ملي و ملت مي‌فروشند.
4- قوه قضائيه به‌رغم همه مشکلات و فسادي که نمي‌توان منکر آن شد، در سه سال اخير به خيمه دانه‌درشت‌ها رسيده‌است. آنان که آرزويشان برخورد قوه قضائيه با دانه‌درشت‌ها بود و آن را متهم به بي‌عرضگي يا رابطه‌گرايي مي‌کردند، امروز از اين برخوردها ناراحتند. برخورد با فرزندان مرحوم هاشمي، برادر روحاني و جهانگيري، معاونين احمدي‌نژاد و... پديده‌اي مهم است اما به جاي اينکه حسن نظام دانسته شود آن را وارونه و به عنوان قبح نظام به خورد ملت مي‌دهند تا فضا را تاريک و يأس‌آلود نمايند.
برخي از «فروپاشي اجتماعي» استفاده مي‌کنند که مفهوم‌سازي گنگ و انتزاعي است. ايران امروز از يکپارچگي 500 ساله برخوردار است و چيزي بدان اضافه نشده است. هيچ ملتي در جهان مانند ملت ايران وحدت‌گرا نيست، اين ملت در محرم به يک حزب سراسري تبديل نمي‌شود؟ حسين (ع) پيونددهنده دل‌هاي ملت ماست و بدا به حال آنان که ملت عاشورايي ما را به بهانه نان نازک‌تر وارونه‌نمايي مي‌کنند. امام راحل که مظهر اسما و صفات الهي بود، ملت ايران را بهتر از ملت رسول‌الله و اميرالمؤمنين دانستند و آنان را فرزندان «عاشورا» و «رمضان» ناميدند. اين مدال افتخار را که برق آن چشم فاسدان و قداره‌بندان جهان را کور کرده‌است، به بهانه قيمت تخم‌مرغ نازل نکنيم. وحدت نخبگان کشور حول اصول انقلاب اسلامي و انديشه امام گره‌گشاي همه چيز است که البته «تعمير قلوب» نيز شرط و پيشتاز دوباره ديدن صحنه است.

 
دکتر عبد‌الله گنجی

اخبار داخلی

صفحه1 از89

محل تبلیغات شما