مسئولان یک ماه با حقوق کارگری زندگی کنند مشکل گرانی حل می‌شود

در حالی که مردم بخصوص اقشار ضعیف جامعه با دیو گرانی دست و پنجه نرم می‌کنند، تلقی عمومی شکاف میان زندگی مردم و مسئولان است و به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل تعلل و دیده نشدن جوش و خروش کافی میان مسئولان برای سامان دادن به این وضعیت، عدم درک و تجربه مستقیم و شخصی آنان از فشار سنگین مشکلات معیشتی است.

 
 
آخرین خبر : کافی است سری به بازار بزنید و ببینید که قیمت اقلام هر روز گران تر از روز قبل می شود و برای این که جنسی را ارزان‌تر بخری باید امروز بخری که فردا دیر است! مردم از خود می پرسند آیا مسئولین دولت نسبت به این مشکلات آگاهی ندارند؟ آیا مسئولین برای خرید مایحتاج خود به بازار و مغازه نمی روند؟! آیا برای آنان طعام های بهشتی نازل می شود؟!
بی شک یکی از مشکلات اصلی این جاست که حقوق دریافتی مدیران با آن چه که توده‌های مردم دریافت می‌کنند و با آن زندگی خود را می‌گذرانند متفاوت است و از این رو مشکلات را درک نمی‌کنند، مشکل جای دیگری نیز هست و آن این که بخش قابل توجهی از جوانان بیکار هستند و از حقوق حداقلی جز آن چه که به عنوان یارانه در سر هر ماه دریافت می کنند نیز بی نصیب هستند، موضوعی که نوبخت معاون رئیس جمهور در سفر به کرمان از آن پرده برداشته و گفت تازه فهمیده است برخی مردم تنها با یارانه زندگی می کنند!

چاره کار چیست؟!

چاره کار روشن و واضح است، مسئولین دولتی اگر یک ماه –فقط یک ماه- با حقوق کارگری زندگی کنند و از اندوخته ای که من حیث یحتسب و لایحتسب به دستشان می‌رسد و خواهد رسید برخوردار نباشند بی شک مشکل را درک کرده و برای حل آن جدی و شبانه روزی خواهند کوشید، چون زندگی شیرین است و حداقل برای نجات خود، فکرشان را به کار خواهند انداخت تا بدانند که چه باید کرد؟! زندگی سخت مفروض و پیش فرض نیست که اگر این گونه بود مدیران دولتی نیز در سختی زندگی می کردند، پس راه وجود دارد ولی متاسفانه برخی مدیران این راه‌ها را برای زندگی خود به کار می بندند و چون از زندگی دیگران خبری در دست ندارند نیازی هم نمی بینند که به حل این «مشکلات مردم» همت بگمارند.

دلیل عدم اطلاع از مشکلات مردم

یکی از دلایل جهل مسئولین نسبت به مشکلات مردم زندگی اشرافی برخی از مدیران است، یک مدیر اشرافی که در حصار محافظین و در خودروی آخرین مدل طی طریق می‌کند و محل گذر او نیز خیابان‌های شمال شهر بوده و به ندرت به مرکز شهر می آید و در این حضور –با عبور از خط ویژه- نیز مردم را به مدد حضور محافظین نمی‌بیند از مشکلات توده‌های مردم نیز خبردار نخواهد بود. زندگی اشرافی برخی مسئولین، آن ها را از مشکلات مردم بی‌خبر کرده و نسبت به تامل در اطراف حل این مشکلات نیز بی نیاز می سازد.

بعد از 6 سال تازه فهمیدند!

پنجشنبه هفته گذشته محمدباقر نوبخت، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه در سفر یک روزه به جنوب کرمان از طرح های اقتصاد مقاومتی قلعه گنج بازدید و طرح آبرسانی به این شهر را افتتاح کرد. سفری که البته تنها محدود به افتتاح چند پروژه نشد و به گفته نوبخت، شناختی دقیق تر از مشکلات مردم را به دنبال داشت شناختی که دیر و با فاصله حدود 6 ساله از آغاز به کار دولت کنونی روی داده است!
نوبخت در جنوب کرمان گفته است: این سفر باعث شد مسائلی را که در برنامه ها ندیده بودیم ببینیم و اکنون از نزدیک با مشکلات مردم آشنا شدیم.
وی حتی از برج نشینی خود انتقاد کرده و گفته است : این سوال برای من بوده که چگونه می‌توانم در طبقه دهم ساختمانی در تهران بنشینم و برای مردم کپرنشین مناطق محروم کشور برنامه‌ریزی کنم!
نوبخت با بیان اینکه برخی مسئولان خود را از جنس مردم نمی‌دانند و هیچ حسی نسبت به مردم محروم ندارند عنوان کرد: قطعا عذر چنین مدیرانی را می‌خواهیم.
معاون رئیس جمهور حتی برای قرابت بیشتر با مردم قلعه گنج، به خاطرات کودکی خود نیز متوسل شد تا شاید سخنانش باور پذیرتر باشد. هرچند خود نیز در ادامه اعتراف کرد که «البته ما در شهر زندگی می‌کردیم و مشکلات ما به اندازه این کودکان نبود، اما زندگی سختی داشتیم».

زندگی برخی وابسته به یارانه است

در شرایطی که حجت الاسلام روحانی رئیس جمهور در ایام انتخابات سال 92 پرداخت یارانه‌ها را پدیده ای افتخار آمیز ندانسته و گفته بود: «آن چنان رونق اقتصادی ایجاد خواهد شد و آن چنان درآمد سرشار در اختیار مردم قرار خواهد گرفت که اصلا به 45 هزار تومان یارانه نیاز نداشته باشند»  نوبخت در حاشیه سفر به کرمان به پرداخت یارانه توسط دولت افتخار کرده و گفت: «با مشاهده وضعیت مردم در جنوب استان کرمان متوجه شدم که درآمد برخی خانواده های این منطقه وابسته به یارانه هاست و از این رو به پرداخت یارانه ها افتخار می‌کنم».
با گذشت نزدیک به شش سال از آغاز به کار دولتی که قرار بود چنان رونق اقتصادی ایجاد کند تا مردم نیازی به دریافت یارانه نداشته باشند نوبخت می گوید؛ عایدی برخی مردم از محل این یارانه ها است و با این جمله تکلیف وعده داده شده در خرداد 1392 به وضوح دیده و لمس می شود.
سخنان نوبخت موید آن است که اشرافی‌گری برخی مسئولین و برج عاج نشینی، آنان را از مردم و مشکلاتشان دور می سازد و زمینه ساز آن می شود که پس از 6 سال و زمانی که با مشکل مردم و برای ساعاتی محدود مواجه شدند احساساتی شده و سخنانی بگویند بی آن که این سخنان در مقام اجرا نیز خود را نشان دهند.
نوبخت از مسئولینی گفته است که درد مردم را نمی دانند و باید عذرشان خواسته شود و روی سخن و سوال این جا است که این مسئولین در 6 سال گذشته در کدام سمت ها کار می کرده‌اند و چه کرده اند و عذر کدامشان خواسته شده است؟!

تبعات اشرافی‌گری مسئولین انتهایی ندارد

رهبر معظم انقلاب بارها در سخنان خود به مسئله «اشرافی گری مسئولین» اشاره و خطرات این رویکرد برای کشور را بر شمرده اند.
ایشان 30 خرداد سال جاری در دیدار با نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی تاکید کردند : « یک مسئله‌‌ مهمّ دیگری که فقط مسئله‌‌ شما نیست‌ و مسئله‌‌ کشور است، مسئله‌‌ اشرافی‌گری است؛ بلای اشرافی‌گری، بلای بزرگی است. برای بنده تصویر یک ساختمانی را که با پول بیت‌المال در یک نقطه‌ای ساخته شده است آوردند، من حیرت کردم واقعاً که چطور جرئت شده است، چطور دست و دل کسی به او اجازه داده است که پول بیت‌المال را صرف یک‌چنین چیزی بکند. مسئله‌‌ اشرافی‌گری اگر چنانچه رایج شد، جزو سبک زندگی ما شد، آثار و تبعات آن و ریزش‌هایی که به وجود می‌آید، دیگر انتهایی ندارد، خیلی مشکل است، خیلی کار را مشکل خواهد کرد؛ این را بایست [در نظر] داشته باشید.»
معظم له یک فروردین سال جاری نیز در جوار حرم مطهر رضوی علیه السلام تصریح کردند : «یکی از مشکلات ما رفاه‌طلبیِ افراطی است؛ یکی از مشکلات ما اشرافی‌گری است. اشرافی‌گری متأسّفانه از طبقات بالا سرریز می‌شود به طبقات پایین؛ آدم متوسّط -[یعنی] از قشرهای متوسّط- هم وقتی می خواهد میهمانی بگیرد، وقتی می‌خواهد عروسی بگیرد، مثل اشراف عروسی می‌گیرد. این عیب است، این خطا است، این ضربه‌‌ به کشور می‌زند. زیاد مصرف کردن، زیادی خواستن، زیادی خوردن، زیادی خرج کردن، جزو عیوب مهمّ ما است در سبک زندگی‌مان.»
11 مرداد 1395 نیز رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم به همین موضوع اشاره و تصریح کردند : «جلوی اشرافی‌گری باید گرفته بشود؛ اشرافی‌گری بلای کشور است. وقتی اشرافی‌گری در قلّه‌های جامعه به‌وجود آمد، سرریز خواهد شد به بدنه؛ [آن‌وقت‌] شما می‌بینید فلان خانواده‌ای که وضع معیشتی خوبی هم ندارد، وقتی می‌خواهد پسرش را داماد کند یا دخترش را عروس کند یا فرض کنید مهمانی بگیرد، مجبور است به سبک اشرافی حرکت بکند. وقتی اشرافی‌گری فرهنگ شد، می‌شود این. جلوی اشرافی‌گری باید گرفته بشود. رفتار مسئولین، گفتار مسئولین، تعالیمی که می‌دهند، باید ضدّ این جهت اشرافی‌گری باشد؛ کمااینکه اسلام این‌جوری است.»
معظم له 25 آذر 1379 نیز در خطبه های نماز جمعه به مسئولین توصیه کردند خود را با اقشار ضعیف جامعه مقایسه کنند و در این زمینه فرمودند : « صاحبان مناصب در نظام حق، حق ندارند خودشان را با اعیان و اشراف مقایسه کنند و بگویند چون اشراف و اعیان این گونه خانه و زندگی دارند و این طور گذران می‌کنند، پس ما هم که صاحب این منصب و این مسئولیت در جمهوری اسلامی یا در نظام اسلامی و حاکمیت اسلامی هستیم، سعی کنیم مثل آنها زندگی کنیم؛ یا این که چون رؤسا و مسئولان و وزرای کشورهای دیگر در نظامهای غیر الهی و غیر حق این طور زندگی می‌کنند، این طور خوشگذرانی می‌کنند و این گونه از امکانات مادی استفاده می‌کنند، ما هم بایستی همان طور زندگی کنیم؛ نه. حق ندارند زندگیشان را با اعیان و اشراف و متمکّنان و یا با منحرفان اندازه‌گیری کنند. پس با چه کسانی باید زندگی خودشان را اندازه بگیرند؟ «ان یقدّروا انفسهم بضعفهًْ النّاس»؛با مردم معمولی، آن هم ضعیف‌ها و پایین‌ترهایشان.»
در زمینه اشرافی‌گری مسئولین، رهبر معظم انقلاب در طول سالیان متمادی گذشته بارها سخن گفته اند، زمانی که مدیران و مسئولین دولتی زندگی اعیانی و اشرافی داشته باشند این زندگی اشرافی زمینه ساز آن خواهد شد که میان اقشار مختلف مردم شکاف ایجاد شده و افرادی که زندگی تجملی ندارند و یا درآمد آنان منطبق با چنین زندگی اشرافی نیست دست به کارهای دیگری بزنند، در چنین بزنگاه هایی گرانفروشی، احتکار، سرقت و دستبرد به اموال دیگران و ...رخ می دهد و بی شک مسئول نخست چنین خطراتی در جامعه مدیرانی هستند که زندگی اشرافی را از راس به بدنه تزریق کرده اند.
مشکلات کنونی اقتصادی کشور زمینه ساز تضعیف انسجام ملی می شود، مردم می گویند ما در مشکلات فراوان زندگی می کنیم و مسئولین خبری از این مشکلات ندارند، اگر مدیر دولتی یک ماه با حقوق کارمند و کارگر زندگی کند بی شک به فکر آن خواهد افتاد که این مشکل را حل کند و چون که صد آمد نود هم پیش ما است، هنگامی که مشکل این مدیر حل شد مشکل مردمی که سال ها است با حقوق یک ماهه این مدیر زندگی کرده اند و دم بر نیاورده‌اند نیز حل خواهد شد!
خیر و موهبت دیگری که زندگی مسئولین در حد و سطح مردم برای کشور می تواند به همراه داشته باشد این است که احساس تبعیض در مردم از بین می رود، مردم زمانی که ببینند مسئولین و مقامات دولتی در حالی که از امکانات و رانت های فراوان می توانند برخوردار شوند بر نفس خود لگام زده و چون مردم عادی زندگی می کنند مشکلات را بهتر تحمل کرده و صبورتر می شوند و طبیعتا دشمن نیز در رسیدن به هدف که همان فشار به مردم و در نتیجه تغییر در محاسبات نظام است ناکام می شود. البته مردم نیز در این ماجرا بدون نقش نیستند و در انتخاب نمایندگان و مسئولین مختلف، ساده زیستی و دوری از اشرافی‌گری را به عنوان یک اصل مهم و اساسی باید مدنظر داشت و فریب برخی شارلاتان بازی ها را نخورد.

 

 

منبع : کیهان

 

اخبار داخلی

نامه جدید احمدی‌نژاد به حاج قاسم/ از واسطه گری برای آزادی برادر جهانگیری تا ظلم به بقایی/ حمله رئیس‌جمهور سابق به فرمانده سپاه قدس تصادفی است؟

نامه جدید احمدی‌نژاد به حاج قاسم/ از واسطه گری برای آزادی برادر جهانگیری تا ظلم به بقایی/ حمله رئیس‌جمهور سابق به فرمانده سپاه قدس تصادفی است؟

نمی‌دانم که دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا بعضی‌ها بیدار شوند و به مسیر ارزش‌های الهی، صیانت از آزادی، اجرای عدالت، دفاع از مظلوم و مقابله با ظلم بازگردند.

آخرین خبر : محمود احمدی نژاد، طی نامه ای خطاب به فرمانده سپاه قدس، ضمن ادعای پادرمیانی سردار سلیمانی برای آزادی مهدی جهانگیری، از شهادت ندادن وی به بی گناهی بقایی اعتراض کرد! پیش تر هم احمدی نژاد پیرامون پرونده قضایی بقایی، خطاب به فرمانده سپاه قدس دست به قلم شده بود.


متن نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار سرلشگر پاسدار حاج قاسم سلیمانی
فرمانده محترم سپاه قدس

سلام علیکم

گفته می‌شود که جنابعالی در ماجرای دستگیری برادر آقای جهانگیری، معاون اول رییس جمهور از سهامداران اصلی بانک گردشگری، پادرمیانی کرده و با توصیه به مقامات مربوطه موجبات آزادی ایشان را فراهم کرده‌اید.

در همین حال با اتهام کذب تحویل مبالغی توسط شما به آقای بقایی، ظلم بزرگی به این برادر مؤمن، پاک، خادم و انقلابی روا داشته شد.

متأسفانه حضرتعالی در این موضوع کاملاً آشکار حاضر به ادای شهادت نشدید و به مکاتبات متعدد و درخواست‌های مکرر بی توجه ماندید.

در اثر این کوتاهی یک فرد بی‌گناه مورد سنگین‌ترین مجازات‌های ظالمانه قرار گرفت و اینک ماه‌ها است که در زندان انفرادی و تحت نظر پزشکان در اسارت به سر می‌برد.

نمی‌دانم که دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا بعضی‌ها بیدار شوند و به مسیر ارزش‌های الهی، صیانت از آزادی، اجرای عدالت، دفاع از مظلوم و مقابله با ظلم بازگردند.

از خداوند متعال رفع ظلم و استقرار عدالت و عزت و آزادی را مسئلت دارم.

خادم ملت ایران
محمود احمدی نژاد


حمله احمدی‌نژاد به حاج قاسم تصادفی است؟

مهدی محمدی، کارشناس مسائل سیاسی در واکنش به همزمانی حملات علیه سردار قاسم سلیمانی خبر از اجرای یک پروژه واحد داد. محمدی در صفحه شخصی اش در اینستاگرام نوشت:

من فعلا مایل نیستم به جزئیات بپردازم یا موضوع را زیاده از حد بال و پر بدهم. بسیار کوتاه و ساده اما فکر می کنم همه باید به این نکته توجه کنند که حمله های عجولانه و اتهام زنی ها و رجزخوانی های اخیر علیه سردار قاسم سلیمانی که برخی در روزهای گذشته علنی شده و برخی دیگر هنوز در پرده و لفافه مانده، همه اجزاء یک پروژه واحد است. به هم مرتبط کردن این پدیده ها اصلا سخت نیست.

رییس جمهور سابق به یکباره یاد آن می افتد که یک بار دیگر بابت جرائم دوستان نزدیکش حاج قاسم را متهم کند، رییس ستاد ارتش اسراییل تلاش می کند بگوید اجازه نداده سردار سلیمانی در سوریه یک لبنان دوم بسازد، نتانیاهو برای اولین بار موشک باران سوله های خالی در فرودگاه دمشق را علنی می کند و صفحات روزنامه ها و کانال های تلگرامی اصلاح طلب در ایران هم آرام آرام از ضرورت مذاکره با اسراییل حرف می زنند. همه اینها در حالی است که اسراییل محاصره شده، سعودی در یمن و سوریه شکست فاجعه باری خورده، امریکا از سوریه خارج شده و اسراییل نمی تواند بیش از دو روز با حماس بجنگد. واقعا چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ اجازه بدهید بعدا درباره جزئیات حرف بزنیم اما یک نکته کاملا روشن است: در این سطح، هیچ چیز تصادفی رخ نمی دهد.

 

منبع : جهان نیوز

 

اخبار داخلی

این بار عطریانفر دست آقای معاون اول را رو کرد

این بار عطریانفر دست آقای معاون اول را رو کرد

 

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران گفت: نقش جهانگیری تقریباً مشابه دوره ای است که در دوره اول با آقای روحانی همکاری می کرد.
 

به گزارش آخرین خبر ، محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با مهر در مورد نقش پررنگ معاون اول رییس جمهور در دولت یازدهم و دوازدهم، اظهار داشت: اختیارات معاون اول تابع مجموعه واگذاری هایی از حوزه اختیارات رییس جمهور است که به معاون اول خودش تفویض می کند. باور من این است که آقای جهانگیری در دوره اول حجم مناسبی از اختیارات را از ناحیه رییس جمهور در اختیار داشت لکن در دولت رییس جمهور تا حدودی توجه کافی را به مشورت هایی که از ناحیه معاون اول داده می شد، مبذول نداشت.

عطریانفر تصریح کرد: در حال حاضر وضعیت به صورت اول برگشته و نقش آقای جهانگیری تقریباً مشابه دوره ای است که در دوره اول با آقای روحانی همکاری می کرد.

وی در مورد کاهش بودجه دفتر معاون اول بیان کرد: معاون اول بودجه ای در داخل بودجه ریاست جمهوری دارد و این ارقام خیلی مهم نیست و اختیارات معاون اول به این عدد و رقم ها نیست و به حوزه مسئولیت ها و ماموریت هایی که به او واگذار می شود ارتباط دارد.

گفتنی است، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور قصد دارد نشان دهد که در دولت دوم روحانی محدود شده و مانند دولت اول اختیارات خاصی نداشته و حتی توان تغییر منشی خودش را هم ندارد. هرچند پیش تر عدم صحت این مسئله را برخی از نزدیکان رئیس جمهور بیان کرده بودند اما بسیاری از فعالان سیاسی از جهانگیری پرسیده بودند که اگر آقای معاون اول اختیار خاصی ندارد پس چرا استعفا نمی دهد؟ اما بار دیگر عطریانفر پرده از این موضوع برداشت و شرایط جهانگیری در دولت یازدهم با دوازدهم را برابر دانست. نوبت جهانگیری است که مشخصا هدفش از بیان این اظهارات را بیان کند.

 

منبع : جهان نیوز

 

اخبار داخلی

 فارس من|  به دستور دادستان «سگ‌باز‌ها» جلب می‌شوند/ ماهی 2 میلیون؛ هزینه‌ سگ‌های لاکچری پایتخت

 

به دستور دادستان «سگ‌باز‌ها» جلب می‌شوند/ ماهی 2 میلیون؛ هزینه‌ سگ‌های لاکچری پایتخت


ماجرای یک سگ‌گردی در یکی از پارک‌های لواسان حاشیه‌خبری زیادی در پی داشته است تا جایی که مسؤولان انتظامی و قضایی این شهر به آن واکنش نشان داده‌اند اما ریشه‌ چنین معظلات اجتماعی را باید در روح اشرافیت شمال پایتخت جست‌و‌جو کرد.

 

به گزارش آخرین خبر، انتهای آذرماه بود که یک خانواده تهرانی برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به پارکی در شهر لواسان واقع در شمال پایتخت رفته بودند مورد حمله دو سگ بدون قلاده و کنترل قرار می‌گیرند که در این حادثه بهار، دختر مشغول بازی در این پارک از ناحیه دست و پا دچار جراحت سنگین شد.

برای شستشوی زخم‌ها، دخترم را بیهوش می‌کردند

پدر بهار، دختر مجروح شده در این حادثه به خبرنگار فارس گفت: «ما روز تعطیل برای تفریح و دوچرخه سواری دخترم به این پارک در لواسان رفتیم. تا اینکه یک خودرو در خیابان مجاور پارک می‌کند و یکباره دو سگ که در تصویر منتشر شده هم عکس‌شان موجود است از نژادهای پیتبول و ژرمن شپرد بدون قلاده و کنترلی از خودرو خارج شدند و دور ما را می‌گیرند. یکباره صاحبان سگ فریاد می‌زنند که کسی از جایش تکان نخورد اما دخترم بهار حسابی ترسید و به همین خاطر به سمت مادرش دوید که همین کار باعث تحریک و حمله سگ‌ها به بهار شد».

عکس| سگ گردانی پسران جوان در لواسان باعث یک حاثه دلخراش مصدومیت دختر بچه شد.

وی درباره زمان وقوع این حادثه گفت: «بعد از اینکه این اتفاق افتاد ما تلاش می‌کردیم سگ را از بهار جدا کنیم اما سگ‌ها جدا نمی‌شدند و من و دوستم به سگ‌ها لگد می‌زدیم که دخترم را رها کنند که صاحبان سگ‌ها به ما خرده گرفتند که چرا سگ‌ها را می‌زنید؟ ما بلافاصله به بهار را بیمارستان منتقل کردیم و به پلیس هم زنگ زدیم.  شدت جراحت دخترم به قدری سنگین بود که در چند روزی که بیمارستان حضور داشتیم نمی‌توانستند او را به راحتی شست‌و‌شو بدهند و هر بار برای شست‌و‌شو باید او را بیهوش می‌کردند. صاحبان سگ نیز با قید وثیقه آزاد شدند و متاسفانه هیچ جریمه قانونی جز دیه برای برخورد با آن‌ها وجود ندارد».

ورود سگ به پارک ممنوع است یا آزاد!؟

علی‌رغم نصب تابلوی ورود ممنوع حیوانات در برخی پارک‌ها اما به نظر می‌رسد به دلیل نبود ضابطه مشخص در این زمینه، شهرداری‌ها نمی‌توانند جلوی ورود حیوانات به پارک‌ها را بگیرند و عملا شاهد پاتوق‌هایی ویژه برای سگ‌بازها هستیم. با توجه به تشدید پدیده سگ گردانی در سال‌های اخیر قانون جامعی در این باره وضع نشده است. عده‌ای معتقدند که کلا باید آوردن سگ به معابر عمومی ممنوع شود و گروهی دیگر که بیشتر فعالین حقوق حیوانات را شامل می‌شود بر این باورند که نمی‌شود جلوی این کار را گرفت و کسانی که سگ نگهداری می‌کنند باید محلی برای تفریح حیوانات خود داشته باشند و باید قوانینی جامع در این باره با مشارکت جامعه شناسان، کارشناسان حوزه بهداشت و قانونگذاران وضع شود.

خلأ قانونی داریم

محمدهادی حیدرزاده، مشاور معاون خدمات شهری شهرداری تهران در گفت‌وگو با فارس، درباره ورود سگ‌ها به پارک، می‌گوید: در قانون آمده است که ورود حیوانات به اماکن عمومی که باعث سلب آسایش می‌شود، ممنوع است. او با بیان اینکه عمدتا در تمام پارک‌ها تابلوی «ورود سگ ممنوع» را زده‌ایم، گفت: نگهبانان پارک از ورود حیوانات جلوگیری می‌کنند، اما در برخی از پارک‌ها برای ورود سگ‌ها محدودیتی وجود ندارد. حیدرزاده در پاسخ به این پرسش که با افرادی که سگ‌هایشان را به پارک می‌آورند چه برخوردی می‌شود، گفت: قانون مشخصی برای ورود حیوانات به پارک نداریم، فقط گفته‌اند در اماکن عمومی ورود این حیوانات ممنوع است، حتی نگفته‌اند جرم است؛ نگهبان پارک فقط این افراد را به بیرون پارک مشایعت می‌کند.
 

عکس| پیت بول نوعی از سگ‌های شکاری است که نگهداری آن در کشور‌های زیادی ممنوع اعلام شده است



شهرداری: اجازه ورود سگ‌‌ها را به پارک نمی‌دهیم/ صاحب پیت‌بول: نگهبان‌ پارک آشنا است

امیر افراسیابی رئیس شورای اسلامی شهر لواسان در گفت‌و‌گو با فارس با بیان اینکه در تمامی پارک‌های لواسان تابلوی «ورود سگ ممنوع» نصب شده است افزود: پارک دریاچه لواسان دو ورودی رسمی دارد که توسط نگهبانان شهرداری محافظت می‌شود و از ورود سگ از طریق این دو ورودی ممانعت به عمل می‌آید اما ورودی‌های متعدد دیگری برای ورود به این پارک وجود دارد که امکان کنترل را از عوامل شهرداری خارج می‌کند.

وی از تشدید مراقب‌ها در پارک‌های لواسان خبر داد و افزود: آوردن سگ به محدوده پارک علیرغم ممنوعیت، جرم محسوب نمی‌شود و عوامل شهرداری هم فقط در حد تذکر شفاهی امکان برخورد دارند و برای برخورد جدی با متخلفان نیازمند ورود نیروی انتظامی به موضوع هستیم.

این در حالی است  که صاحب این سگ‌ها در گفت‌و‌گویی با روزنامه «هفت صبح» تصریح کرده است که حمله به دختر بچه در داخل پارک بوده، افزود: ما هر هفته سگ‌هایمان را داخل پارک می‌بریم، نگهبان‌ها نیز در جریان‌اند و ما را می‌شناسند، نه تنها ما بلکه افراد دیگری هم سگ‌هایشان را به داخل پارک می‌آورند.

رئیس دادگستری لواسانات: قانون نقص دارد

محسن شریعتی رئیس دادگستری لواسانات در گفت‌و‌گو با روابط عمومی قوه قضائیه با بیان اینکه سهل انگاری متهم محرز است، خاطرنشان کرد: بنده به عنوان دادستان و مدعی العموم این موضوع را تا انتها و در محدوه قانون پیگیری خواهم کرد و از حق و حقوق تضییع شده خانواده شاکی حمایت می‌کنم.

اما برای بررسی مشکلات قانونی مطرح شده از سمت شهرداری و شورای شهر و رئیس دادگستری لواسانات به سراغ متن قانون رفتیم؛ بر اساس ماده 522 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 مجلس، متصرف هر حیوانی که از احتمال حمله آن آگاه است، باید آن را حفظ کند و اگر در اثر تقصیر او، حیوان مزبور به دیگری صدمه وارد کند، ضامن است. این در حالی است که اگر از احتمال حمله حیوان آگاه نبوده و ناآگاهی ناشی از تقصیر او نباشد، ضامن نخواهد بود.

طبق تبصره یک این ماده، نگهداری حیوانی که شخص توانایی حفظ آن را ندارد، تقصیر محسوب می‌شود. همچنین بر اساس تبصره 2، نگهداری از هر وسیله یا شیء خطرناکی که دیگران را در معرض آسیب قرار دهد و شخص قادر به حفظ و جلوگیری از آسیب‌رسانی آن نباشد، مشمول حکم تبصره یک این ماده است.

بر طبق ماده ۶۸۸ مکرر قانون مجازات اسلامی نیز «گرداندن حیوانات خطرناک یا حیواناتی که مضر برای سلامت عمومی بوده یا نجس العین می باشند از قبیل سگ در اماکن و معابر عمومی و وسائط نقلیه ممنوع است و مرتکب علاوه بر جزای نقدی از یک میلیون ریال تا پنج میلیون ریال به ضبط حیوان مذکور محکوم می گردد».

«گرداندن حیوانات خطرناک یا حیواناتی که مضر برای سلامت عمومی بوده یا نجس العین می‌باشند از قبیل سگ در اماکن و معابر عمومی و وسائط نقلیه ممنوع است و مرتکب، علاوه بر جزای نقدی از یک میلیون ریال تا پنج میلیون ریال و به ضبط حیوان مذکور محکوم می‌گردد».

فرمانده کلانتری لواسان: به دستور دادستان، سگ‌باز‌ها جلب می‌شود

الهی فرمانده کلانتری 166 لواسان در گفت‌وگو با فارس از دستور دادستان لواسان برای جلب افرادی که سگ به داخل پارک‌ها می‌آورند خبر داد و افزود: مردم هر کجا تخلفی در این رابطه ببینند می‌توانند به مامورین ناجا اطلاع دهند و نیروی انتظامی به طور جدی در این رابطه عمل خواهد کرد.

 

رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران:مردم خودشان رعایت کنند!

زهرا صدراعظم نوری رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، درخصوص ورود حیوانات به پارک‌ها گفت: طبق ضوابط، ورود حیوانات مانند سگ به پارک ممنوع است. 

وی اضافه کرد: همانطور که باید در سطح شهر حقوق حیوانات رعایت شود باید حقوق شهروندان هم رعایت شود. یاد بگیریم به حقوق همدیگر احترام بگذاریم و توصیه می‌کنیم شهروندان حیوانات خود را به پارک‌ها نیاورند. 

رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر ادامه داد: شهرداری نمی‌تواند کاری کند، تعداد پارک‌ها بسیار زیاد است و نمی‌توانیم افرادی را بگذاریم که از ورود سگ‌ها جلوگیری کند. شهروندان باید خودشان رعایت کنند و حیواناتشان را به اماکن عمومی نیاورند. 

سگ‌هایی هم قیمت پراید!

یکی از گردانندگان پانسیون‌های فروش سگ در تهران می‌گوید، نژاد و اصالت یک سگ تعیین کننده قیمت این حیوان است. «علی اصغری» می‌افزاید: قیمت یک سگ در تهران از 500 هزار تومان شروع و به صورت معمول به 40 میلیون تومان ختم می‌شود که البته قیمت برخی نژادهای خاص به 200 میلیون تومان نیز می‌رسد. حال افرادی که شاید مبلغی معادل خرید یک خودرو پراید و یا یک سمند کار کرده را برای خرید یک سگ پرداخت می‌کنند، پس از خرید این حیوان خانگی باید هزینه‌هایی را نیز بابت خرید وسایل، مکمل‌هایی غذایی و واکسن بپردازند.

براساس آمار گمرک در هشت ماهه نخست سال جاری، ۳ هزار و ۷۵ تن فرآورده‌ غذایی مخصوص سگ و گربه وارد ایران شده است. براساس واردات این حجم غذای سگ و گربه به کشور، ۵ میلیون و ۸۹۶ هزار و ۷۸۹ دلار ارز از کشور خارج شد که بالغ بر ۱۹ میلیارد و ۷۴۷ میلیون و ۳۶۰ هزار و ۵۲۳ تومان در آمار گمرک به ثبت رسیده است.

سال 96 بیش از 9میلیون دلار بابت غذای سگ و گربه از کشور خارج شده است. وزارت صنایع پیش‌بینی کرده در سال آینده بیش از 20میلیون دلار ارز، خرج غذای سگ و گربه شود. هر سگ  از چندصدهزار تا 40میلیون تومان خرید و فروش می‌شود. قیمت بعضی سگ‌های تزئینی به 200میلیون تومان نیز می‌رسد. سگ‌گردانی، یکی از مشاغل کاذبی است که تا 150هزارتومان در روز درآمد دارد. هزینه نگهداری سگ تا 2میلیون تومان   یعنی بیش از حداقل حقوق قانون کار در ماه است.

 


 

 

در رابطه با تشدید موضوع سگ گردانی ابعاد مختلفی وجود دارد که بدون پرداختن به ابعاد مختلف موضوع تحلیل ما از این واقعه ناقص خواهد بود. حیوانات وحشی که قیمت آنها گاهی به چند ده میلیون تومان هم می‌رسد به راحتی در فضای مجازی و حتی برخی مکان‌های خاص بدون مزاحمت خرید و فروش می‌شوند و جریمه‌هایی که در قالب دیه برای صاحبان سگ‌های حمله کننده به مردم صادر می‌شود بازدارنده نیست. قدر مسلم این موضوع ابعاد فرهنگی و اجتماعی خاص خود را هم دارد چرا که پدیده سگ گردانی در بین خانواده های مرفه و بالاشهر نشین بیشتر از طبقات متوسط و ضعیف جامعه دیده می‌شود و این معضل در سایه غفلت متولیان قانونی و فرهنگی در کشور ما در حال گسترش است.

 

علاوه‌بر معضل جولان برخی افراد با حیوانات نامتعارف و وحشی در سطح شهر پراکنده شدن و افزایش حضور سؤال برانگیز سگ‌های ولگرد نیز در سطح برخی محلات شهر تهران و همچنین برخی شهرستان‌ها تبدیل به مشکلی اساسی برای مردم شده است که می‌طلبد سازمان‌های مسؤول از جمله شهرداری‌ها با استفاده از روش‌های استاندارد و رعایت اصول اخلاقی و بهداشتی نسبت به کنترل جمعیت و جمع‌آوری این حیوانات که می‌تواند باعث بیماری و ترس و وحشت مردم شود اقدام نمایند.

 

 


گزارش‌: میثم فیروزمند

 

منبع : فارس 

اخبار داخلی

 

تخطئه خاطرات هاشمی رفسنجانی برای دومین بار از سوی خوئینی‌ها

تخطئه خاطرات هاشمی رفسنجانی برای دومین بار از سوی خوئینی‌ها

 

موسوی خوئینی‌ها یکبار در سال گذشته برخی از خاطرات هاشمی را زیر سؤال برد و برای بار دوم در چند روز گذشته این خاطرات را «حرف‌هایی دانست که فقط در ذهن هاشمی بوده» و از واقعیت به دور.

 

آخرین خبر : در روزهای اخیر مصاحبه‌ای در سه قسمت از حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها منتشر شد که موضوع اصلی آن زندگی و زمانه «هاشمی رفسنجانی» بود. در بخش‌هایی از این مصاحبه به تمجید از هاشمی پرداخته شده و بخش‌هایی نیز انتقاد از هاشمی رفسنجانی بود. در ادامه به بیان نکات مهمی از این مصاحبه می‌پردازیم.

1. دغدغه اول آقای هاشمی مبارزه بود

ایشان قطعاً بین مبارزان و روحانیون، از چهره‌های پیشتاز و مؤثر بود. بعد از امام خمینی (ره)، اگر از مرحوم آقای منتظری بگذریم که در تأثیرگذاری بین روحانیون نفر اول بود، آقای هاشمی قطعاً دومین فرد بعد از آقای منتظری در قم و تهران و بسیاری از شهرها بود. ... آقای هاشمی درگیری ذهنی و اشتغال اولش مسئله مبارزه بود برای همین هم پرجنب و جوش‌تر از دیگران بود و هم دیگران را به کار وامی‌داشت.[1]

 

 

2. هاشمی برای پیشبرد کارهایش قانون را دور می‌زد

وجه منفی‌اش این بود که اگر آقای هاشمی در مسیر این هدف، معتقد بود کاری باید انجام شود، دیگر هیچ مانعی را بر سر راه نمی‌پذیرفت؛ چه این مانع قانون باشد، چه اشخاص و حقوق دیگران. هر حقی را در قبال این حقی که معتقد بود باید زنده کرد، نادیده می‌گرفت. من بشخصه یکی از مواردی که بارها با ایشان صحبت می‌کردم، بحث قانون بود. ایشان معتقد بود کار باید راه بیفتد، برای راه افتادن کار می‌شود قانون را دور زد.

3. آقای هاشمی یک عملگرا بود

آقای هاشمی در سال 76 گفت اتفاقاً من با آقای خامنه‌ای اختلاف نظر دارم. آقای خامنه‌ای نظرش این است که باید انتخابات خیلی پرشور باشد و مردم همه بیایند و هرچه مردم بیشتر بیایند بیشتر تأیید نظام است. اما من می‌گویم آقا شما بگویید نظرتان چه کسی است، ما همه می‌رویم کار می‌کنیم که همان بشود. آقای هاشمی معتقد بود بالاخره یک رئیس جمهور لازم داریم، آقای خامنه‌ای بگوید چه کسی بشود یا با هم توافق کنیم که چه کسی بشود. ما تلاش می‌کنیم که همان بشود. تعبیر عملگرا برای ایشان خیلی تعبیر درستی بود.

4. آقای هاشمی به دنبال مهندسی انتخابات بود

من چون این‌کاره نیستم، خیلی نمی‌توانم بگویم چه کار می‌کرد. این روزها یک تعبیری به کار می‌برند برای این کار به اسم «مهندسی انتخابات». آقای هاشمی آن زمان را در نظر بگیرید با آن روابط و امکانات و قدرت نه آقای هاشمی سال‌های آخر را، آقای هاشمی آن زمان می‌توانست انتخابات را جوری مهندسی کند که آن نتیجه‌ای که می‌خواهد گرفته شود. البته ممکن هم هست که آن نتیجه گرفته نشود یعنی تضمینی نبود ولی او دنبالش می‌رفت. مثلاً فرض کنید همان سال 76، اگر رهبری هم نظرش این بود، می‌گفت من می‌خواهم که آقای ناطق رئیس جمهور بشود بشود و شاید هم مایل بودند انتخاب شود اما با رعایت همه معیارهای انتخاباتی، به طوری که همه مردم باور کنند واقعاً انتخابات جدی است. بنابراین پای صندوق رأی بیایند. اما آقای هاشمی نظرش متفاوت بود، می‌گفت ما همه سازوکارها را جوری طراحی کنیم که این آقا رأی بیاورد حالا به جای بیست میلیون، 15 میلیون بیایند پای صندوق رأی.

 


خوئینی‌ها در مجلس اول نائب‌رییس هاشمی بود

 

5. هاشمی در دهه شصت چپ رادیکال بود

موسوی خویینی: آقای هاشمی هیچ‌وقت در عمرش در خط اعتدال نبود. ایشان در آن تقسیم‌بندی اولیه یکی از عناصر کاملاً برجسته جناح چپ بود. از یک مقطعی، قدری صحبت‌هایش را تغییر داد و کم‌کم از جناح چپ فاصله گرفت و به راست نزدیک شد. صحبت‌های ایشان در خطبه‌های نمازجمعه‌اش نشان می‌دهد چپ رادیکال بود. مثلاً در مسائل پولی و اقتصادی، در نمازجمعه مطرح کرد باید از کسانی که پول‌ در بانک‌ها دارند خمس بگیریم. این باعث شد یک مرتبه خلق‌الله پول‌هایشان را از بانک‌ها بیرون کشیدند. یعنی رادیکال‌ترین موضع درباره اندوخته‌های مردم در بانک‌ها را داشت؛ یعنی برویم سرک بکشیم چه کسی چقدر پول دارد. در حالی که سپرده‌های اشخاص در بانک‌ها، محرمانه است.[2]

6. مگر هاشمی از ما دفاع کرد که ما از او دفاع کنیم؟

من بعنوان یکی از اصلاح‌طلب‌ها، بیکار ننشستم که هر کسی حرفی علیه آقای هاشمی زد فوری به میدان بیایم و از آقای هاشمی دفاع کنم. مگر آقای هاشمی نسبت به من اینطور بود؟ در دنیای سیاست این‌ها توقعات یکطرفه نیست. چه دلیلی داشته هر کسی به ناروا علیه آقای هاشمی حرفی زده، اصلاح‌طلب‌ها به صحنه بیایند و از او اعلام برائت کنند. مگر آقای هاشمی برای اصلاح‌طلبان از این کارها کرده است؟[3]

 

روزنامه شرق: دقیقا معلوم نیست خوئینی‌ها به دنبال چه نتیجه مثبتی از این مصاحبه است

در واکنش به این نظرات خوئینی‌ها بسیاری از رسانه‌ها و سیاستمداران واکنش نشان دادند. روزنامه شرق در مطلبی با عنوان «سکوت خوئینی‌ها سر هاشمی شکست» نوشت: همگان موسوی‌خوئینی‌ها را به‌عنوان نیرویی سیاسی می‌شناسند؛ بنابراین انتظار آن است این شخصیت برجسته تاریخ انقلاب، قدری مصالح سیاسی حاکم بر این ‌روزهای ایران را در نظر داشته باشد؛ زیرا علاوه بر آنکه تخریب هاشمی در شرایط فعلی منجر به از‌بین‌رفتن وحدت سیاسی می‌شود، چهره فردی را مخدوش می‌کند که مردم از او به‌عنوان یک اصلاح‌گر یاد می‌کنند و دقیقاً معلوم نیست آقای موسوی‌خوئینی‌ها با این مباحث چه نتیجه مثبتی را دنبال می‌کند.

آفتاب یزد: اصلاح‌طلبان نمی‌دانند طرف هاشمی را بگیرند یا موسوی خوئینی‌ها

آفتاب یزد نیز نوشت: اظهارات موسوی خوئینی‌ها یادآور دوره اصلاحات و عمق فاصله میان اصلاح طلبان و آیت الله هاشمی است که در آن دوره جریان اصلاحات شدیدترین نقدها را نثار مرحوم هاشمی می‌کردند. اما این بار اصلاح طلبان مستأصل و در شگفت از چگونگی واکنش به اظهارات موسوی خوئینی‌ها و ماجرای آیت الله هاشمی هستند به نوعی که نمی‌دانند اکنون باید طرف کدام یک را بگیرند چرا که از هر زاویه‌ای جریان اصلاحات خودش را زیر سؤال قرار می‌دهد.

رسول منتجب نیا نیز در این باره به آفتاب یزد گفت: معتقدم در شرایط فعلی که بخش زیادی از تندروها و افراطیون که هم در زمان هاشمی و هم بعد از فوت او وی را سد راه خود می‌دانستند و بیشترین حمله‌ها را به او کرده‌اند اکنون فرصت تشدید این حملات را پیدا می‌کنند. چرا ما باید در چنین شرایطی هاشمی را به نقد بکشیم...این نگاه نقادانه شرایط و زمان خاصی را می‌طلبید که الان شرایطش مساعد نبود. به هر حال همین بزرگان در همان جبهه‌هایی هستند که آقای هاشمی نیز در سال‌های آخر عمرش به واسطه آن مشکلات بسیاری را تحمل کرد؛ مشکلاتی که تاوان حمایت از اصلاح‌طلبان بود.

صادق زیباکلام: آقای خوئینی‌ها در برخی موارد رسما دروغ گفتند

صادق زیباکلام در گفت و گو با نامه نیوز واکنش تندی به این سخنان نشان داده و می‌گوید: آقای موسوی خوئینی‌ها در ردیف انقلابیون تندرو و رادیکال اوایل انقلاب و دهه شصت بود... موسوی خوئینی‌ها هیچ گاه در کنار اصلاح طلبان دیده نشد. او همواره با سکوت از کنار تحولات مهم گذشت و همیشه با نیش و طعنه با کسانی که تغییر موضع دادند برخورد کرد...

متأسفانه یکسری جاها در آن مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها رسماً دروغ گفتند... آقای موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه دارد تاریخ را تحریف می‌کند. قطعاً مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها برای جریان تندرو ارزشمند است، جریانی که از هیچ توهین و تخریبی علیه هاشمی رفسنجانی بعد از سال 88 خوداری نکرد. جریان تندرو از این مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها چقدر کیف می‌کند ولی در پایان از آقای موسوی خوئینی‌ها می‌پرسم، آیا قدرت این ارزش را دارد که آدم همه اخلاق را زیرپای آن بریزد و له کند؟

محمد هاشمی: چرا خوئینی‌ها این نقدها را در زمان حیات هاشمی مطرح نکرد؟

شرق یادداشتی از محمد هاشمی‌رفسنجانی، فعال سیاسی منتشر کرد که در بخشی از آن آمده است: سخنان آقای موسوی‌خوئینی‌ها علاوه‌بر تعجب‌آور‌بودن مغرضانه بود. تخریب مرحوم هاشمی از زبان فردی که از نزدیکی آقای هاشمی با امام اطلاع دارند، بعید است. اگر سخنان آقای خوئینی‌ها درباره مرحوم هاشمی درست است، چرا ایشان چنین موضوعاتی را در زمان حیات آن مرحوم اظهار نکردند؟

به نظر می‌رسد که اظهار چنین سخنانی برای عقب‌نماندن از عرصه سیاسی است. برخی وقتی تصور می‌کنند که دیگر در یاد مردم نیستند با انتقاد به شخصیت‌های برجسته خود را دوباره مطرح می‌کنند که چنین رویکردی منصفانه نیست. اگر آقای خوئینی‌ها برای سخنانش مستنداتی دارد، به مردم ارائه کند نه آنکه با ذکر سخنانی مشوش افکار مردم را تحت تأثیر قرار دهد.[4]

 


حجت‌الاسلام امام جمارانی از اعضای بلندپایه مجمع روحانیون

 

حجت‌الاسلام امام جمارانی: اینها نظرات شخصی موسوی خوئینی‌هاست

حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی امام جمارانی نیز در همین رابطه نوشت: «در روزهای اخیر مصاحبه‌ای از طرف آیت الله موسوی خویینی ها که خود از نزدیکان امام و فعالان نهضت ایشان بوده‌اند، در رابطه با شخصیت آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام شد که به نظر حقیر مصاحبه‌ی مطلوبی نبود و گمان نمی‌کنم مجمع روحانیون مبارز و اعضای آن با شناختی که اینجانب از ایشان دارم، دارای چنین نظراتی باشند و حتماً این مصاحبه و انتقادات مطرح شده در آن، نظرات شخص آیت الله موسوی خویینی‌ها است که متأسفانه باید عرض کنم به هیچ عنوان مصلحت نبود در این شرایط و اوضاع و احوال کشور و آن هم در فقدان آیت الله هاشمی رفسنجانی چنین سخنانی درباره ایشان مطرح شود.[5]

یادداشتی که رمزگشایی کرد؟

اما پس از چند روز درگیری و کش و قوس بین طرفداران هاشمی رفسنجانی و موسوی خوئینی‌ها، مشخص شد که این مصاحبه با هماهنگی یاسر هاشمی منتشر شده است!

فرزند موسوی خوئینی‌ها در یادداشتی که اخیرا منتشر کرده به روند انجام این گفت‌وگو اشاره و از نقش یاسر هاشمی رفسنجانی در این مصاحبه سخن گفته است.

به گفته فرزند موسوی ‌خوئینی‌ها ماه‌ها پیش یاسر هاشمی از پدرش خواسته تا برای درج در ویژه‌نامه سالگرد آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی مصاحبه‌ای انجام دهد. موسوی‌خوئینی‌ها هم در پاسخ می‌گوید که او در دوران مدیر مسوولی روزنامه «سلام» از منتقدان جدی آیت‌الله هاشمی در دهه 70 بوده و تلویحاً اشاره می‌کند که او انتخاب مناسبی برای انجام مصاحبه یادبود نیست. در نهایت اما این مصاحبه انجام می‌شود.

او همچنین توضیح داده پدرش اصرار داشته مصاحبه‌های انتقادی برای درگذشتگان معمولاً بیهوده خواهد بود و به محاق می‌روند اما دست‌اندرکاران این ویژه‌نامه اصرار می‌کنند که می‌خواهند مصاحبه‌ای چالشی داشته‌ باشند.

به گفته حسین موسوی‌خوئینی‌ها در حالی که پدرش منتظر بوده تا پس از برگزاری مراسم گرامیداشت یاد آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی ویژه‌نامه به دستش برسد، این مصاحبه در خبرگزاری ایرنا منتشر می‌شود. پس از آن هم در 26 دی نسخه‌ای از ویژه‌نامه را برای موسوی‌خوئینی می‌فرستند و مشخص می‌شود به صلاحدید یاسر هاشمی متن کامل در ایرنا و یک سوم آن در ویژه‌نامه منتشر شده‌ است.

پسر موسوی خوئینی‌ها در پایان یادداشت خود نیز آورده است: «در نوبت پیشین و در پی تخطئه‌ بخش‌هایی از خاطرات مرحوم هاشمی‌رفسنجانی از سوی پدرم، برخی علاقه‌مندانِ ازراه‌رسیده، برای تحقق خواست قلبی و دیرینشان خیز برداشته بودند که با هوشیاری و برخورد سنجیده‌ «دفتر نشر معارف انقلاب» خنثی شد.[6]

ماجرای تخطئه پیشین خاطرات هاشمی توسط خوئینی‌ها چه بود؟

در تیرماه 1396 موسوی خوئینی‌ها به بخش‌هایی از خاطرات هاشمی واکنش نشان داده بود و در کانال تلگرامی‌اش نوشت: خوانندۀ محترمی پرسیده‌اند: «آیا پس از رحلت امام خمینی (ره) شما خواهان ریاست بر قوۀ قضائیه بوده‌اید؟»

 خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را؛ با همۀ زحمت‌هایی که برای پیروزی انقلاب و پس از آن برای کشور و نظام کشید، و با همۀ رنج‌هایی که در این راه متحمل شد، یک چیزهایی هم داشت که البته منحصر به او هم نبود، همه کم‌وبیش دارند که گفته‌اند گل بی‌خار خداست.

 

اشاره موسوی خوئینی‌ها به طور ویژه به دو قطعه از خاطرات هاشمی است که به شخص او (خوئینی‌ها) مربوط می‌شود:

ایشان در خاطراتش نوشته است: «... به جلسۀ رسمی برای تحلیف رفتیم. آقای موسوی اردبیلی و موسوی خوئینی‌ها هم بودند. به نظر می‌رسد از جایگزینیِ آقای یزدی ناراحت‌اند...» (هاشمی رفسنجانی: کارنامه و خاطرات ۱۳۶۸: بازسازی و سازندگی، ۱۳۹۱. ص ۲۷۱)

«آقای موسوی خوئینی‌ها آمد؛ خودم ایشان را خواستم ... از رهبری رنجیده، به خاطر اینکه ایشان را رئیس قوۀ قضائیه نکرده است» (همان، ص ۲۸۰)

در هر دو مورد، ایشان را تخطئه می‌کنم. اگرچه توصیه شده است که «أُذکروا موتاکم بالخیر» (از مرده‌هایتان به نیکی یاد کنید)، همین اندازه می‌گویم که اگر دیگر خاطرات ایشان تا این اندازه بی‌دقت باشد، در استفاده از آن‌ها همواره باید جانب احتیاط را در پیش گرفت.

من شواهد دیگری هم دارم که نشان دهم مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در نقل این خاطره‌ها راه خطا رفته است، اما به همان اندازه هم که اشاره کردم مایل نبودم حرمت آن بزرگ شکسته شود.

بنده خواهان ریاست بر قوۀ قضائیه نبودم. همچنین خواهان مَنصب دادستانی کل کشور هم نبودم. در سال 1358 هم که نامزدی نمایندگی مجلس به بنده پیشنهاد شد -و بیش از هر کسی مرحوم آقای هاشمی اصرار به نامزدی بنده داشت- باز هم خواهان نمایندگی مجلس نبودم، چون در تمام این موارد فکر می‌کردم از عهدۀ این کارها برنمی‌آیم.[7]

 

منبع : فارس

 

پی‌نوشت:

[1]- http://yon.ir/4s4As

[2]- http://yon.ir/LS09N

[3]- http://yon.ir/oVSoA

[4]- http://www.irna.ir/fa/News/83171906

[5]- https://www.jamaran.ir/بخش-بازنشر-59/1096779-

[6]- http://www.jahannews.com/news/666740/

[7]- mshrgh.ir/749714

 

 

 

 

اخبار داخلی

صفحه1 از119

محل تبلیغات شما