خبرگزاری فارس: سکه و ایرباس!/ مخالفت کیهان با کلاه برداری آمریکاست نه هواپیمای ایرباس

حسین شریعتمداری:
سکه و ایرباس!/ مخالفت کیهان با کلاه برداری آمریکاست نه هواپیمای ایرباس


مدیرمسئول رونامه کیهان عنوان کرد: چرا باید تریبون پرمخاطب صدا و سیما در پربیننده‌ترین ساعت‌ها به تبلیغات یک طرفه دولتمردان اختصاص داشته باشد؟

 

به گزارش آخرین خبر به نقل از خبرگزاری فارس، حسین شریعتمداری، مدیرمسئول رونامه کیهان طی مطلبی در این روزنامه نوشت: دوشنبه شب 23 اسفند ماه بعد از سفر چند ساعته به اهواز و حضور و سخنرانی در جمع ملکوتی راهیان نور و توفیق زیارت پیکر مطهر 14 شهید تازه تفحص شده، برای بازگشت به تهران وارد فرودگاه اهواز شدم. ساعت پرواز یک و 45 دقیقه بامداد بود که با تأخیر انجام شد و البته مسئولان محترم «ایران ایر» ضمن پذیرائی از مسافران، به خاطر تأخیر ناخواسته نیز پوزش خواستند که اقدامی درخور تقدیر بود، اما موضوع این وجیزه اشاره به نکته دیگری است که درس‌آموز است.
در حالی که همراه با سایر مسافران در سالن انتظار فرودگاه ایستاده بودیم، یک فروند هواپیمای ایرباس که گفته می‌شد از نوع 321 و اولین ایرباس خریداری شده اخیر است به زمین نشست و برای تخلیه مسافر در نزدیکی سالن انتظار پارک کرد به گونه‌ای که از پشت شیشه‌های سراسری سالن قابل دیدن بود. در این هنگام یکی از مسافران رو به نگارنده کرد و پرسید؛ آقای شریعتمداری! به نظر شما این هواپیما خوب نیست؟ پاسخ دادم چرا خوب نباشد، هواپیمای خوب و مدرنی است. گفت؛ پس چرا در کیهان به خرید آن اعتراض کرده‌اید؟ گفتم؛ فرض کنید که جنابعالی یکصد سکه طلا سفارش داده و بهای آن را هم پیشاپیش پرداخت کرده‌اید اما وقتی موعد تحویل سکه‌ها فرا می‌رسد، طرف مقابل فقط 2 سکه طلا به شما می‌دهد و هنگامی که 98 سکه دیگر را مطالبه می‌فرمائید، پاسخ می‌شنوید که فقط همین 2 سکه طلا حق شماست! آیا به او اعتراض نمی‌کنید؟ آقایی که سؤال را مطرح کرده بود، گفت؛ البته که اعتراض می‌کنم. پرسیدم؛ اعتراض جنابعالی به سکه‌هاست یا به کلاهبرداری فروشنده؟ به یقین 2 سکه طلایی را که دریافت کرده‌اید بی‌فایده و غیرقابل استفاده نمی‌دانید بلکه به طرف مقابل اعتراض دارید که چرا بهای 100 سکه طلا را از شما دریافت کرده ولی فقط 2 سکه تحویل داده است. به ایشان و چند تن دیگر از خانم‌ها و آقایان مسافر که شاهد این گفت‌وگو بودند عرض کردم؛ قرار بود با اجرائی شدن برجام، صدها میلیارد دلار از دارایی‌های کشورمان که بلوکه شده است، آزاد شود، تمامی تحریم‌ها آنگونه که آقای رئیس‌جمهور به صراحت اعلام کرده بود، لغو شود، فروش هواپیما و قطعات آن از تحریم خارج شود، گشایش اقتصادی ایجاد شود، روابط تجاری که لازمه آن گشایش «ال‌سی» در بانک‌های خارجی است از بن‌بست خارج شود، چرخ معیشت مردم همراه با سانتریفیوژها به چرخش درآید، سرمایه‌گذاری خارجی صورت پذیرد، تورم از میان برداشته شود و تولید از رکود خارج شود ولی طرف مقابل ما یعنی 6 کشور 5+1 و مخصوصاً آمریکا به هیچ یک از این تعهدات خود عمل نکرده است و این واقعیت تلخ را مسئولان بلندپایه هسته‌ای نظیر آقایان روحانی، صالحی، ظریف، عراقچی و سیف نیز انکار نمی‌کنند. اعتراض ما این است که چرا باید آمریکا و سایر کشورهای طرف مذاکره آن همه تعهدی که در برجام پذیرفته‌اند را با فروش 2 فروند ایرباس، تمام شده اعلام کنند؟! و متأسفانه برخی از مسئولان محترم نیز بدون توجه به کلاه گشادی که سر ملت رفته است، این دو فروند ایرباس را دستاورد برجام معرفی کنند و بعضی‌هایشان با آن عکس یادگاری هم بگیرند؟
آقایی که سؤال را مطرح کرده بود با کمال تواضع گفت؛ من از طرح سؤالم معذرت می‌خواهم و حق را به کیهان می‌دهم که از منافع ملت دفاع کرده و نسبت به کلاهبرداری آمریکا هشدار داده است.چرا صدا و سیما این واقعیت‌ها را برای مردم توضیح نمی‌دهد و یکسره به توجیه اقدامات دولت مشغول است و من تصور می‌کردم آقای شریعتمداری معتقد است به جای هواپیماهای مدرن باید سوار هواپیماهای فرسوده شویم و...
نگارنده توضیح این نکته را نیز ضروری دانسته و خطاب به آنان گفتم؛ مسئله دیگر آن است که آیا خرید ایرباس اولویت ضروری کشور است؟ شما آقایان و خانم‌ها استطاعت آن را دارید که با هواپیما مسافرت کنید و فاصله اهواز تا تهران را که با اتوموبیل و از راه زمین نزدیک به 10 ساعت زمان می‌برد، در فاصله کوتاه یک‌ساعته طی کنید و شاید هم بعضی از شما مانند بنده، به مأموریت آمده باشید ولی حتماً می‌دانید که راه‌های کشور یعنی جاده‌هایی که اکثریت قریب به اتفاق مردم از آن استفاده می‌کنند نیاز جدی به ترمیم و تأمین امنیت سفر دارند، چرا به جای خرید هواپیما که در جای خود ضروری است، نباید، ترمیم جاده‌ها را در اولویت قرار داد؟ به عنوان مثال چرا نباید جاده‌ حد فاصل اهواز تا تهران دو بانده و اتوبان باشد تا همه ساله شاهد حوادث دلخراش رانندگی، مثلاً در پل دختر و برخی نقاط دیگر نباشیم؟
بلندگوی فرودگاه مسافران را به سوار شدن دعوت کرد و یکی از آقایان گفت؛ متأسفانه دولت در حفظ پرستیژ و عزت کشورمان هم موفق نبوده است و در حالی که به پله‌های هواپیما رسیده بودیم گفتم؛ تا آنجا که عربستان فکسنی هم برایمان شاخ و شانه می‌کشد.
 اما، سخن دلسوزانه‌ای هم با صدا و سیما و مسئولان محترم آن در میان است و آن این که صدا و سیما اگرچه اقدامات و برنامه‌های شایسته تقدیری دارد ولی در برخی موارد در تبیین و روشنگری مسائل برای مردم آنگونه که انتظار می‌رود، فعال نیست. چرا باید تریبون پرمخاطب صدا و سیما در پربیننده‌ترین ساعت‌ها به تبلیغات یک طرفه دولتمردان اختصاص داشته باشد؟ و مثلاً چه اشکالی دارد فلان مسئول بلندپایه، به جای آن که بدون حضور هیچ یک از منتقدان به گونه‌ای یکطرفه درباره حوزه مسئولیت خود سخن بگوید، این برنامه‌ها با حضور یک منتقد منصف برگزار شود و یا حداقل آن که به منتقدان نیز فرصت بیشتری برای تبیین مسائل داده شود.

 

سرمقاله های کیهان



«زورو» نامزد نمی‌شود!(یادداشت روز)


نام «زورو» را تقریبا همه شنیده‌اند و به احتمال زیاد یکی از دهها فیلم و کارتونی را که از او ساخته شده است، دیده‌اند. «زورو» یک شخصیت‌ خیالی است که «جانستون مک‌کالی»، کمدین‌نویس‌ آمریکایی در سال 1919 ماجرای او را خلق کرده بود. او اشراف‌زاده‌ای است که برخلاف سایر درباریان زمان خود، حامی مردم فقیر و رنج کشیده است و هر جا ظلم و ستمی می‌بیند، نقاب سیاه خود را به چهره می‌کشد، شمشیر برنده‌اش را به دست می‌گیرد، بر اسب سیاهش که «تورنادو»  نام دارد می‌نشیند و به دفاع از محرومان و مقابله با ناراستی‌ها می‌شتابد. «زورو» همیشه نیز موفق است. بر همه مشکلات غلبه می‌کند و هیچ مانعی در مقابل او تاب مقاومت ندارد.


آخرین خبر : «زورو» اما به دنیای خیالی تعلق دارد و به همین علت است که با وجود آنهمه هوش و تدبیر و اقتدار هرگز نامزد ریاست‌جمهوری نمی‌شود، چرا که اصلا وجود خارجی ندارد که بخواهد و یا بتواند رئیس‌جمهور شود! این واقعیت از نگاه مردم نیز پنهان نیست و از این روی در انتخابات ریاست‌جمهوری به دنبال شخص یا شخصیتی نظیر «زورو» نیستند و ترجیح می‌دهند فقط شاهد شیرین‌کاری‌های او بر پرده سینما و یا صفحه تلویزیون باشند. اما در این سوی ماجرا، برخی از نامزدهای ریاست‌جمهوری در تبلیغات انتخاباتی تصویری از خود ارائه می‌کنند و وعده و وعیدهایی به مردم می‌دهند که بعضا خیالی به نظر می‌رسد.
نامزدهایی که وعده‌های بیرون از توان خود داده‌اند چنانچه به کرسی ریاست‌جمهوری که بالاترین مقام اجرایی کشور است، دست پیدا کنند، آنچه وعده‌ داده بودند بر زمین می‌ماند و اگر خدای نخواسته توان پوزش از مردم را نداشته و یا به هر علت حاضر نباشند در مسیر غلطی که طی کرده و خسارت به‌بار آورده‌اند، تغییری ایجاد کنند، این احتمال وجود خواهد داشت که برای توجیه ناکارآمدی خود به راه‌کارهایی متوسل شوند که نه فقط چاره‌کار نیست بلکه گواه دیگری بر ناکارآمدی است. از جمله این راه‌کارهای ناکارآمد می‌توان به دو نمونه که متاسفانه رد پای آن در دولت کنونی دیده می‌شود اشاره‌ای گذرا داشت.
اول؛ تغییر صورت مسئله در وعده‌های داده شده. حامیان دولت محترم اگرچه در تبلیغات انتخاباتی خود تأکید می‌کردند که فقط 30 درصد از مشکلات اقتصادی مربوط به تحریم‌هاست و 70 درصد آن از سوءمدیریت ریشه گرفته است و رئیس‌جمهور محترم نیز سوءمدیریت را اصلی‌ترین علت در پدید آمدن مشکلات اقتصادی می‌دانست ولی بعد از انتخاب به ریاست‌جمهوری تقریبا همه دولت را در وزارت خارجه خلاصه کرد و مذاکرات هسته‌ای را به عنوان تنها دستور کار این وزارتخانه در نظر گرفت. ایشان در جریان مذاکرات، راه‌حل تمامی مشکلات اقتصادی را در توافق هسته‌ای معرفی کرد و حتی آب خوردن مردم را هم در گرو رسیدن به توافق هسته‌ای دانست. ایشان اگرچه به هنگام حکم تنفیذ تأکید کرده بود «به خدا پناه می‌برم از بستن دهان منتقدان»، ولی در طول مذاکرات تقریبا به هیچیک از نظر منتقدان که بسیاری از آنان به گونه‌ای فنی و حقوقی و با اطلاع از روند مذاکرات، زبان و قلم به انتقاد دلسوزانه و پیشنهادهای کارشناسانه گشوده بودند، نه فقط توجهی نکرد، بلکه نقد آنها را با تندی و ناسزا پاسخ گفت. بی‌توجهی دولت محترم به هشدار منتقدان در حالی بود که امروزه درستی نظر آنان به وضوح دیده می‌شود.
دولت محترم بعد از توافق هسته‌ای از آن با واژه‌های اغراق‌آمیز یاد کرد؛ معجزه قرن! آفتاب تابان! فتح‌الفتوح! تسلیم قدرت‌های بزرگ جهانی در برابر ایران! ورق‌خوردن تاریخ به نفع ایران! بزرگتر از فتح خرمشهر! و...
همانگونه که ملاحظه می‌کنید، توافق هسته‌ای را حلال همه مشکلات و دستاوردی عظیم‌تر از همه دستاوردهای انقلاب معرفی می‌کردند. آقای رئیس‌جمهور در اولین روز اجرایی شدن برجام گفت؛
«امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی و اشاعه‌ای هم به‌صورتی که در قطعنامه بوده لغو خواهد شد، تمام تحریم‌های مالی، تمام تحریم‌های بانکی، تمام تحریم‌های اقتصادی به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق»!
همان روز آقای دکتر صالحی در یک مصاحبه تلویزیونی گفت؛
«تمامی تحریم‌ها لغو می‌شود و وضعیت تجاری، اقتصادی و داد و ستد مالی و بقیه امور جاری مملکت در ابعاد اقتصادی و مسائل تحریم که برداشته می‌شود به صورت عادی برخواهد گشت»!
آقای عراقچی در همین زمینه گفت؛
«در توافقاتی که به دست آمده در زمینه رفع تحریم‌ها بر همین مبنا هست که تمامی تحریم‌های اقتصادی و مالی در همان روز اجرایی شدن توافق باید لغو بشود و این صورت خواهد گرفت»!
آقای ظریف در این خصوص گفت؛
«کل تحریم‌های اقتصادی، مالی و پولی اتحادیه اروپا از روز اجرا، لغو، کل تحریم‌های  اعمال شده از سوی ایالات متحده بر شخصیت‌های غیرآمریکایی، از روز اجرا، متوقف می‌شود. این همانی است که آقا هم فرمودند، کل تحریم‌ها»!
و ده‌ها نمونه دیگر از این دست که فهرست آن نیز به درازا می‌کشد.
اما، امروزه نه فقط از تحقق هیچیک از آن وعده‌ها خبری نیست بلکه به‌وضوح دیده می‌شود، فرصت‌ها، امکانات و امتیازات نظام را طی 4 سال گذشته به هدر داده‌اند و به جای گشایش اقتصادی حیرت‌انگیز که قول آن را با آب‌و تاب داده بودند، چرخ معیشت مردم را به عقب نیز چرخانده‌اند تا آنجا که مسئولان بلندپایه دست‌اندرکار مذاکرات نیز به صراحت از این خسارت محض یاد می‌کنند و دستاورد توافق هسته‌ای را که قرار بود معجزه قرن! و فتح‌الفتوح! باشد، «تقریبا‌هیچ» اعلام می‌کنند.
خب! حالا کمترین انتظار آن است که دولت محترم با کمال خضوع از مردم پوزش بخواهد و به خاطر وعده‌هایی که داده بود و تقریبا همه آنها بر زمین مانده است به پیشگاه ملت عذر تقصیر بیاورد ولی متاسفانه دولت به جای پوزش و عذرتقصیر، صورت مسئله را عوض می‌کند و برای برجام دستاوردهایی می‌تراشد که اولا؛ دستاورد نیست و ثانیا؛ موضوع اصلی وعده‌ها نبوده است، مانند اینکه، برجام سایه جنگ را از سر ملت دور کرده است! و نظایر آن! به بیان دیگر: مسئله را از میدان قابل اندازه‌گیری که لغو تحریم‌ها بود و انجام یا عدم تحقق آن برای همگان قابل دیدن است، به میدان‌های غیرقابل اندازه‌گیری منتقل می‌کند.
رئیس‌جمهور محترم روز چهارشنبه هفته گذشته در کنگره بین‌المللی روز‌شهید می‌فرمایند؛
«سؤال می‌کنند که آیا همه تحریم‌ها پایان یافته؟ البته که نه، ما در یک بخش، تازه اگر طرف مقابل منصفانه عمل بکند، تازه اگر صادقانه عمل کند، تازه اگر به عهدش پایبند باشد، در یک جاده که اسمش تحریم هسته‌ای است، آنجا ما موانع را برداشته‌ایم، جاده‌های دیگر ما هنوز مشکل داشته، مشکل دارد، هنوز راه طولانی پیش روی داریم»! و سپس تاکید می‌کند که؛
«چرا ما واقعیت‌ها را به خوبی و با روشنی برای مردم نمی‌گوئیم»؟!
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا، این سؤال نباید از دولت محترم پرسیده شود که چرا «واقعیت‌ها را به خوبی و با روشنی» برای مردم نگفته‌اند؟! و هنوز هم نمی‌گویند؟!
دوم؛ دولت محترم همزمان با تغییر صورت مسئله در وعده‌هایی که داده بود و تقریبا همه آنها بر زمین مانده است،  صورت مسئله را در پرسش‌ها و خواسته‌های اساسی مردم نیز تغییر داده و از قول مردم، پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که سؤال مردم نبوده و نیست. مثلا اینکه؛ «ما دولتی هستیم که می‌گوئیم باید از سرمایه خارجی استفاده کنیم، هر که می‌گوید نه، راه دیگری برود، نظر ما همین است»!  آیا مردم با سرمایه‌گذاری خارجی مخالف بوده و هستند که رئیس‌جمهور محترم از آن با عنوان یکی از موارد مخالفت با دولت خود یاد می‌کند؟ و یا از رفت و آمدهای پی‌درپی هیئت‌های خارجی بدون آن که سرمایه‌ای بیاورند ابراز ناخرسندی می‌کنند؟ نظیر سفر پر آب و رنگ نخست‌وزیر سوئد که دولتمردان حتی برخی قراردادهای تجاری را در میهمانی خانه سفیر سوئد امضاء کردند و برای ملت تحقیر آفریدند و نتیجه آن که دولت سوئد تنها دو روز بعد از بازگشت نخست‌وزیر کشورش از ایران، طرحی را برای تحریم کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل پیشنهاد کرد. مردم از این تحقیر گله داشته و عصبانی هستند و نه از سرمایه‌گذاری خارجی که هرگز تحقق نیافته است. و یا نظیر طرح این پرسش از زبان مردم که؛ «وقتی ما از تعامل با جهان سخن می‌گوئیم، بعضی‌ها بدشان می‌آید. نمی‌دانم چرا بعضی‌ها در تعامل با جهان حساسیت دارند»؟!  نسبت دادن این پرسش به مردم در حالی است که ملت از نادیده گرفتن جایگاه و حرمت ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم در تعامل با بیگانگان مخالف هستند و نه با اصل تعامل. ولی آقایان پرسش‌های اصلی مردم را وانهاده و از قول آنها پرسش‌هایی را به میان کشیده و می‌سازند که ربطی به مردم ندارد.
این روال یعنی تغییر صورت مسئله در بسیاری از موارد دیگر نیز به وضوح دیده می‌شود، نظیر، سختی معیشت مردم، بیکاری، افزایش بی‌رویه واردات، تعطیلی نزدیک به 60 درصد کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی، تورم کمرشکن، رکود سنگین و...
 انتظار از دولت محترم آن بوده و هست که به جای تغییر صورت مسئله، در کمال فروتنی از ناکارآمدی خود پوزش بخواهد.


 حسین شریعتمداری

سرمقاله های کیهان




اگر پاسخی هست؟!

 

وقتی از یک مسئول بلندپایه می‌شنوید که می‌گوید؛ «نباید در زندگی خصوصی مردم مداخله کنید! به شما چه ربطی دارد که مردم در خانه خود چه می‌کنند»؟! چه احساسی به شما دست می‌دهد؟



به گزارش آخرین خبر ، مدیر مسئول روزنامه کیهان در یادداشت روز نوشت ، وقتی از یک مسئول بلندپایه می‌شنوید که می‌گوید؛ «نباید در زندگی خصوصی مردم مداخله کنید! به شما چه ربطی دارد که مردم در خانه خود چه می‌کنند»!؟ چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ و چه‌تصوری در ذهنتان شکل می‌گیرد؟ به یقین در این اندیشه فرومی‌روید که در کشورتان مراکزی هستند که به زندگی خصوصی مردم و حریم خانوادگی آنها سرک می‌کشند تا از آنچه در خانواده آنان می‌گذرد باخبر شوند!؟ و به خود حق می‌دهید که این هشدار جدی گرفته شود و کسانی که به این اقدام پلشت دست می‌زنند مورد مؤاخذه قرار بگیرند. حالا اگر همان مسئول بگوید «وقتی ما از تعامل با جهان سخن می‌گوییم، بعضی‌ها بدشان می‌آید، نمی‌دانم چرا بعضی‌ها در تعامل با جهان حساسیت دارند»!؟ در این حالت نیز بی‌تردید جماعتی را به خاطر می‌آورید که خواستار انزوای ایران هستند و از هرگونه رابطه و تعامل با کشورهای دیگر نفرت دارند! و باز هم تصور کنید همان مسئول محترم زبان به انتقاد بگشاید و بگوید؛ «ما دولتی هستیم که می‌گوییم باید از سرمایه خارجی استفاده کنیم، هر که می‌گوید نه، راه دیگری برود، نظر ما همین است»! با شنیدن این فراز از سخن آن مسئول به‌فکر فرو می‌روید و تأسف می‌خورید که چرا کسانی با سرمایه‌گذاری خارجی مخالفت می‌ورزند!؟ و...

حالا اگر از آن مسئول محترم بپرسید؛ چه کسانی اصرار دارند در زندگی خصوصی مردم دخالت کرده و به حریم امن خانواده‌ها سرک بکشند؟ پاسخ ایشان چه خواهد بود؟ اینگونه دخالت‌ها جرم قطعی است و کسانی که مرتکب این گناه بزرگ شوند مطابق قانون مجرم شناخته شده و مستحق مجازات هستند. بنابراین اگر این مسئول محترم که رئیس قوه مجریه نیز هست نمونه‌ای از اینگونه دخالت‌ها سراغ دارد، چرا برای پی‌گیری آن به مسئولان و مراکز مربوطه خبر نمی‌دهد!؟   و اگر سراغ ندارد، چرا هشدار می‌دهد؟ احتمالا در مقابل این اعتراض شما خواهد گفت؛ من فقط از یک قانون ضروری خبر داده‌ام. آیا شما با سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم موافق هستید که هشدار مرا بی‌مورد تلقی می‌کنید؟ در این هنگام با عرض پوزش باید گفت؛ ما معتقدیم که معاونان رئیس‌جمهور نباید افرادی را بی‌آن که جرم و گناهی مرتکب شده باشند دستگیر و تحت شکنجه قرار دهد؟ به یقین از این هشدار برآشفته و خواهند گفت؛ مگر ما دست به چنین اقدامی زده‌ایم که هشدار می‌دهید!؟   پاسخ اما خیلی روشن است و دقیقا شبیه پاسخی که ایشان به پرسش مشابه شما داده‌اند! و آن اینکه؛ مگر شما دولتمردان محترم با دستگیری افراد بی‌گناه و زندانی کردن و شکنجه آنها موافق هستید!؟ اگر موافق نیستید که نباید از این هشدار نگران شوید!...

در موارد دیگر نظیر مخالفت با سرمایه‌گذاری خارجی و یا تعامل با کشورهای دیگر و... نیز باید پرسید چه کسانی با سرمایه‌گذاری خارجی مخالفند؟ و آیا انتقاد کسانی که به رفت و آمدهای دهها هیئت خارجی در پوشش سرمایه‌گذاری و دستاورد هیچ در هیچ آنها انتقاد دارند را می‌توان به حساب مخالفت با سرمایه‌گذاری خارجی نوشت!؟   و یا چه کسانی با تعامل و روابط بین‌الملل مخالف هستند؟ آیا تاکید منتقدان بر حفظ حیثیت و حرمت مردم و نظام در روابط خارجی را به عنوان مخالفت با تعامل و رابطه  تلقی می‌کنید!؟ دولت یازدهم صدها تعهد به دولت‌های دیگر داده است بی‌آن که آنها هیچ تعهدی داده باشند؟ آیا نام این نامعادله یکسویه را سرمایه‌گذاری خارجی می‌گذارید؟ و یا برخورد دولت یازدهم از موضع ضعف با کشورهای دیگر که دون شأن ملت شریف ایران است، «تعامل»! نام دارد و مثلا کسانی که اعتراض می‌کنند چرا وقتی وزیر خارجه فرانسه به صراحت می‌گوید؛ ایران به ما نیازمند است و هرگز به مانور مشترک فرانسه و انگلیس و آمریکا در خلیج‌فارس که علیه ایران تدارک شده، اعتراض نخواهد کرد، مخالفت با تعامل است یا مخالفت با دیپلماسی انفعال؟ و یا حضور دولتمردان در سطح وزرا در خانه سفیر سوئد برای امضای قراردادهای تجاری بازی با عزت مردم و نظام نیست؟ آیا اعتراض به این برخورد منفعلانه، مخالفت با تعامل است؟ و...

با عرض پوزش باید گفت که متأسفانه مدتی است آقای رئیس‌جمهور به جای پاسخ به پرسش‌های اصلی مردم، از پیش خود پرسش‌هایی مطرح می‌کنند - و یا مشاوران ایشان القاء می‌کنند - که سؤال مردم نیست و سپس در مقام پاسخگویی به این پرسش‌ها برمی‌آیند.

پرسش‌های اصلی مردم درباره وعده‌های بر زمین مانده دولت یازدهم است، نظیر قول لغو همه تحریم‌ها در همان اولین روز اجرایی شدن برجام که نه فقط تحقق نیافته، بلکه دهها تحریم دیگر نیز به آن افزوده شده است، یا سؤال درباره تورم کمرشکن که رئیس‌جمهور محترم ملاک آن را جیب مردم دانسته بود، ایجاد اشتغال، چرخیدن چرخ معیشت مردم، خروج از رکود، حمایت از تولید داخلی که نتیجه بی‌توجهی به آن، تعطیلی نزدیک به ۶۰ درصد از کارگاه‌ها و کارخانه‌هاست. مقابله با حقوق‌های نجومی و... انتظار مردم آن است که به این پرسش‌ها پاسخ داده شود. اگر پاسخی هست!


منبع: کیهان

 

سرمقاله های کیهان


حسین شریعتمداری :

تکریم می‌فروشند و تحقیر می‌خرند !


دولت محترم بعد از امتیازهای نقدی که به آمریکا داد و در مقابل، فقط وعده‌های نسیه گرفت، امروزه همان فرمول - بخوانید برجام 2 - را در رویکرد به اروپا، دنبال می‌کند!

 

به گزارش آخرین خبر ، «حسین شریعتمداری» در سرمقاله شماره امروز روزنامه «کیهان» نوشت:

1- کمتر از 72 ساعت - یعنی فقط سه روز - پس از پایان سفر پرآب و رنگ نخست‌وزیر سوئد و هیئت بلندپایه همراه وی به ایران که با استقبال نزدیک به ذوق‌زدگی مسئولان کشورمان همراه بود، نماینده دولت سوئد در سازمان ملل متحد با ارائه پیشنهاد قطعنامه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران به اعتماد و اطمینان دولتمردان ایران پاسخ داد!

دیروز نماینده دولت سوئد در سازمان ملل طی نطق کوتاهی از تصمیم دولت متبوع خویش برای صدور این قطعنامه خبر داد و از کشورهای عضو درخواست کرد تا در جلسه‌ای که روز دهم مارس - 20 اسفندماه سال جاری - برای تهیه پیش‌نویس این قطعنامه تشکیل می‌شود، حضور یابند. متن نطق نماینده دولت سوئد در سازمان ملل اینگونه است؛

«سوئد به عنوان عضو مرکزیت سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای علیه نقض‌حقوق بشر در ایران تهیه کرده و تقدیم می‌دارد. هدف ما تهیه یک متن به منظور تمدید حکم کلی حقوق بشری علیه ایران برای یک سال آینده است. همین جا از همه کشورهای عضو دعوت می‌کنم تا در جلسه مشورتی که روز دهم مارس برای تهیه پیش‌نویس این قطعنامه تشکیل می‌شود، شرکت کنند»!

سفر هیئت بلندپایه سوئدی با ریاست نخست‌وزیر این کشور به ایران در حالی صورت گرفت که مسئولان اجرایی کشورمان با آب و تاب فراوان از این سفر یاد می‌کردند و اصرار داشتند حضور این هیئت اروپایی را یکی از دستاوردهای برجام و در جهت مقابله با تحریم‌ها معرفی کنند. تا آنجا که آقای روحانی، رئیس‌جمهور محترم در صفحه توئیت خود به دو زبان فارسی و انگلیسی نوشت «ایران و سوئد مصمم به بازگرداندن سطح همکاری به قبل از تحریم‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی نزدیکتر به ویژه صندوق تضمین صادرات و روابط بانکی هستند.»

توئیت آقای دکتر روحانی در حالی بود که روز 25 بهمن وقتی هیئت سوئدی از کارخانه مونتاژ قطعات کامیون‌ها و اتوبوس‌های اسکانیا بازدید می‌کرد، «هنریکسون» مدیر اجرایی اسکانیا به خبرگزاری سوئد گفته بود «تجارت با ایران همچنان در ریسک و خطر جدی است چرا که تحریم‌های آمریکا علیه ایران همچنان باقی مانده است، اکثر بانک‌ها ترجیح می‌دهند با ایران مبادلات بانکی نداشته باشند».

2- روز 18 بهمن‌ماه جاری تیتر اول روزنامه کیهان را به گزارشی با عنوان «اخم آمریکا، لبخند اروپا، تکرار بازی پلیس خوب و پلیس بد» اختصاص دادیم و با استناد به مواضع و عملکرد کشورهای اروپایی علیه ایران اسلامی و همراهی و همخوانی کامل آنها با آمریکا از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون و مخصوصا دو دهه اخیر، نتیجه گرفته بودیم که وقتی پای خصومت و مقابله با جمهوری اسلامی ایران در میان است آمریکا و اروپا با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند و به اظهارنظرها و اسناد رسما منتشر شده از سوی مقامات اروپایی اشاره کرده بودیم که نشان می‌داد، در عرصه مقابله با ایران اسلامی، اروپا و آمریکا به بازی «پلیس خوب و پلیس بد» روی آورده‌اند و گلایه کرده بودیم چرا «‌در حالی که با روی کار آمدن ترامپ، کاخ‌سفید دست چدنی خود را از دستکش مخملین بیرون آورده و عمق دشمنی خود با انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن را آشکار کرده است، عده‌ای در داخل کشور با ساده‌لوحی آمیخته به وادادگی، راه مقابله با ترامپ دیوانه را در رویکرد به اروپا جست‌وجو می‌کنند»؟!

همه شواهد موجود اما حکایت از آن دارند که دولت محترم در چنبره بازی فریبنده «پلیس خوب و پلیس بد» که آمریکا و اروپا بازیگران اصلی آن هستند و در پس معرکه با یکدیگر در اتحاد کامل به سر می‌برند، گرفتار شده است و این در حالی است که آقای دکتر روحانی 4 سال قبل و در جریان تبلیغات انتخاباتی درباره نسبت آمریکا و اروپا به همین نکته اشاره کرده و طی سخنانی در دانشگاه صنعتی شریف گفته بود؛

«بنده معتقدم مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست»! و در توضیح دیدگاه خود از وابستگی‌ اروپا به آمریکا سخن به میان آورده و تاکید کرده بود «اروپایی‌ها به دنبال آقا اجازه از آمریکا هستند... آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند. با کدخدا بستن راحت‌تر است»! اکنون جای این پرسش است که اگر جناب رئیس‌جمهور محترم کماکان بر نظر قبلی خود تاکید دارند و معتقدند اروپایی‌ها بدون اجازه آمریکا آب نمی‌خورند؟ چرا باید تجربه شکست خورده و نه فقط ناکام بلکه خسارت‌آفرین مذاکرات هسته‌ای با آمریکا را در پیوند با اروپا تکرار کرد؟! بدیهی است که صرف رابطه با اروپا مورد نظر نیست، بلکه وادادگی، اعتماد بی‌جا و مهم‌تر از آن، نادیده گرفتن توان و ظرفیت‌های خودی در رویکرد به کشورهای اروپایی است که خسارت‌آفرین است و متاسفانه دولت محترم حاضر نیست از این رویکرد دست بکشد. تحویل گرفتن هیئت سوئدی در سطحی بسیار فراتر از روال جاری و تعریف شده دیپلماتیک تا آنجا که برخی از توافقنامه‌ها در میهمانی خانه سفیر سوئد - بخوانید کوکتل پارتی سفیر سوئد - به امضاء رسیده است، نگران‌کننده و تحقیر‌آمیز است، نیست؟!  به موارد زیر توجه کنید!

3- چندماه قبل، ریچارد «هاویت» - تهیه‌کننده سند راهبردی اتحادیه اروپا درباره روابط با ایران - گفته بود «توافق هسته‌ای یک نقطه عطف بود، هر چند که همه مشکلات ما با ایران درباره اسرائیل، دموکراسی و حقوق‌بشر حل نشده است ما باید دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا را در تهران افتتاح کنیم و گفت‌وگو درباره حقوق‌بشر در ایران را از سر بگیریم. پیشرفت واقعی در زمینه حقوق بشر امکان‌پذیر است. نیروهایی در داخل ایران، در حال اعمال فشار بر حاکمیت هستند و ما امیدواریم گزارش ما نیز باعث پیشرفت در این زمینه شود... اکنون اروپا در ایران نفوذ دارد ولی آمریکا از این نفوذ برخوردار نیست. ما می‌خواهیم از این اهرم استفاده کنیم و به جنگ در سوریه و یمن پایان دهیم و به سوی ساختار جدید امنیتی در خاورمیانه حرکت کنیم.» آیا این اظهارنظر رسمی از سوی یکی از عالی‌رتبه‌ترین مقامات اتحادیه اروپا علیه کشورمان تحقیر‌آمیز نیست؟!

قبل از سفر وزیرخارجه فرانسه به ایران، سخنگوی وزارت خارجه این کشور در اظهارنظری مداخله‌جویانه می‌گوید: «توسعه مناسبات تجاری با ایران جایگاه اصلاح‌طلبان و میانه‌روها - بخوانید وادادگان - را تقویت خواهد کرد»! آیا دولت محترم که داعیه حفظ و حراست از عزت ایران اسلامی و شخصیت مردم این مرز و بوم را دارد، نباید در مقابل اظهارات مداخله‌جویانه دولت فرانسه کمترین واکنشی از خود نشان بدهد؟! که نداد!

«نادال»  به گزارش رویترز، در ادامه می‌گوید «ما خواهان قدرتمند کردن اصلاح‌طلبان و میانه‌روها هستیم تا به مردم ایران نشان بدهیم توافق هسته‌ای برایشان فایده داشته است و تندروها نتوانند بگویند اصلاح‌طلبان هیچ استفاده‌ای از برجام عاید کشور نکرده‌اند»!

اروپایی‌ها نیز مانند آمریکایی‌ها بارها تاکید کرده‌اند که منظورشان از «تندروها» همان توده‌های وفادار به اسلام و انقلاب است و کاش زبان دولت اعتدال! به حرکت می‌آمد و اهانت آشکار اروپایی‌ها علیه مردم وفادار به اسلام و انقلاب - یعنی همان‌ها که همین چند روز پیش در سالروز پیروزی انقلاب با حضور چند ده میلیونی بر وفاداری خود به اسلام و انقلاب تاکید ورزیدند - را پاسخ می‌گفت، که نگفت. چرا...؟!

بازهم بخوانید؛

در ضیافت شام «ژان مارک آیرو» وزیرخارجه فرانسه در تهران، یکی از تجار فرانسوی از او می‌پرسد «جناب وزیر، چرا این سفر دقیقا در روزی انجام می‌شود که فرانسه همراه انگلیس و آمریکا در خلیج‌فارس و در نزدیکی آبهای ایران مانور نظامی که پیام‌های خاصی دارد، برگزار می‌کند؟ آیا فکر نمی‌کنید این مسئله روی روابط تجاری ما با ایران تأثیر بگذارد و نتوانیم قرارداد خاصی منعقد کنیم؟ آیا شما از واکنش مقامات ایرانی نگران نیستید»؟! تصور می‌کنید جواب وزیرخارجه فرانسه به این پرسش تاجر هموطن خود چه بوده است؟! بخوانید!

وزیرخارجه فرانسه در پاسخ می‌گوید؛ «خیر، بنده هیچ نگرانی نسبت به موفقیت‌آمیز بودن این سفر ندارم، مقامات ایرانی در هیچیک از جلسات مقدماتی به این مسئله اعتراض نکرده‌اند»! حالا بعد از یک آفرین بلند! به غیرت دینی و ملی دولتمردان کشورمان به ادامه پاسخ وزیرخارجه فرانسه توجه کنید! با کمال وقاحت دولت - و ملت - ایران را تحقیر کرده و می‌گوید؛ «دولت ایران به این سفرها احتیاج دارد و مطمئن هستم که هیچ اعتراضی نخواهیم شنید»! و با کمال تأسف باید گفت که هویت برخی از دولتمردان کشورمان را خوب شناخته بود و از جانب آنها در مقابل این تحقیر هیچ  اعتراضی دریافت نکرد!

دراین‌باره، بازهم بخوانید!

روز دوشنبه 25 بهمن‌ماه خانم «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که در شورای آتلانتیک شرکت کرده بود، می‌گوید؛ «ما نیز همراه آمریکا نسبت به ایران نگرانی‌های مشترکی داریم و به عنوان کشورهای اروپایی تحریم‌های خود علیه ایران را درباره موضوعات غیرهسته‌ای پابرجا نگاه می‌داریم» و تاکید می‌کند که؛ « در برخی از موارد تحریم‌های ما علیه ایران شدیدتر از تحریم‌های آمریکا نیز خواهد بود»!

«مایکل پریجنت» کارشناس ارشد موسسه هادسون و افسر اطلاعاتی آمریکا در مصاحبه‌ای به خبرنگاران اطمینان می‌دهد که «کشورهای اروپایی تاکید کرده‌اند تا وقتی ایالات متحده آمریکا اجازه ندهد به شبکه بانکی آمریکا دسترسی پیدا کنند، حاضر به تعامل اقتصادی با ایران نخواهند بود»!

و دهها نمونه دیگر از این دست که نشان می‌دهد دولت محترم بعد از امتیازهای نقدی که به آمریکا داد و در مقابل، فقط وعده‌های نسیه گرفت، امروزه همان فرمول - بخوانید برجام 2 - را در رویکرد به اروپا، دنبال می‌کند و این دفعه «تکریم» می‌کند و «تحقیر»! می‌گیرد!  و این همه در حالی است که آمریکا و متحدان اروپایی و دنباله‌های منطقه‌ای آنها از اقتدار ایران اسلامی کابوس می‌بینند و غرب آسیا چند سالی است که به ویترین شکست‌های خفت‌بار آنان در مقابل ایران اسلامی تبدیل شده است... و این قصه سر دراز دارد.

 

سرمقاله های کیهان




بازچه خوابی دیده‌اید؟! (یادداشت روز)



«آشتی ملی» واژه‌ای است که این روزها اصحاب وطن‌فروش‌ فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 و شماری از مدعیان اصلاحات و اعتدال بر زبان و قلم دارند و ادعا می‌کنند که تحقق آن، مخصوصا برای مقابله با تهدیدهای اخیر آمریکا علیه کشورمان ضرورت حیاتی دارد. سخن از آشتی‌ملی برای مقابله با تهدیدهای آمریکا، آنهم از سوی جماعتی که برخی از آنان ننگ پادویی‌ برای مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس را در کارنامه خود دارند و آشکارا دست به وطن‌فروشی زده‌اند، نه فقط عجیب و باور نکردنی به نظر می‌رسد بلکه با توجه به وابستگی برملا شده آنان به دشمنان بیرونی مردم و نظام، نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که مأموریت تازه‌ای برای فتنه‌انگیزی و توطئه‌ای دیگر در آستین داشته باشند.

آنچه در پی خواهد آمد، در قالب‌های‌ کلیشه شده «بدبینی»!  و «خوشبینی»!  قابل تفسیر نیست، بلکه نگاهی مستند و برخاسته از موازین عقلی و ملاک‌های شرعی و حقوقی است که واقعیت تلخ آن را با برچسب‌ها و تهمت‌های رایج مدعیان اصلاحات نظیر تندروی! و افراطی‌گری! و سیاسی‌کاری!  و ... نمی‌توان پنهان کرد. بخوانید!

1- جماعت یاد شده در اصرار خود برای «آشتی‌ملی»، توضیح نمی‌دهند مگر ملت با یکدیگر در قهر و تقابل به سر می‌برند که «آشتی ملی» ضرورت پیدا کرده باشد؟ هنوز 48 ساعت - دو روز - بیشتر از حماسه عظیم و مثال‌زدنی 22بهمن نگذشته است که در آن جمعیت چندده میلیونی مردم یکدل و یکصدا در سراسر کشور به میدان آمده و آرزوهای آمریکا و متحدان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنان را زیرگام‌های استوار خود لگدمال کردند و نشان دادند به یکدیگر بسیار نزدیکتر و همراه و هم‌ زبان‌تر از آنند که به «نسخه آشتی ملی» - آنهم نسخه‌ای که از سوی وطن‌فروشان پیچیده شده است- نیازی داشته باشند.

2- ممکن است گفته شود که توده‌های چند ده میلیونی مردم در راهپیمائی بزرگ 22 بهمن سلیقه‌های سیاسی متفاوتی داشته‌اند و هدف از «آشتی ملی» مورد نظر، برداشتن این فاصله‌ها و ایجاد همسویی در سلیقه‌هاست، که باید گفت؛ تفاوت سلیقه‌ها  نه فقط آسیب‌رسان نیست بلکه طبیعی و پسندیده نیز هست و می‌تواند از یکسو نشانه آزاداندیشی و از سوی دیگر زمینه‌ساز برخورد اندیشه‌ها باشد که تصحیح نظرات و برداشت‌ها نتیجه آن است.

و اما، توده‌های انبوهی که در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرده بودند در حمایت از اصول و مبانی اسلام و انقلاب و نظام و اعلام آمادگی برای مقابله با توطئه‌ها و تهدیدهای آمریکا و متحدانش نه تنها کمترین اختلاف‌نظری نداشتند بلکه در این موارد اشتراک‌نظر و همسویی کامل داشتند بنابراین اگر «آشتی ملی» مورد نظر جماعت یاد شده، آنگونه که اعلام کرده‌اند، برای مقابله با تهدیدهای آمریکاست که این وحدت و همدلی در مقیاسی برجسته و بی‌نظیر در میان ملت وجود دارد و از این روی، طرح مسئله «آشتی ملی» فقط می‌تواند با هدف القای این توهم باشد که ملت با یکدیگر سر ناسازگاری دارند! و البته با توجه به سوابق سیاه جماعت مطرح کننده آشتی‌ملی، بعید نیست که طرح آن با همین هدف و مقصود صورت گرفته باشد.

3- پیشنهاد «آشتی ملی» از سوی کسانی مطرح می‌شود که برخی از آنان مطابق اسناد غیرقابل انکار موجود در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 آشکارا نقش پادوهای مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را برعهده گرفته و در پیوند و ائتلاف با همه جریانات و گروه‌های ضدانقلاب نظیر بهایی‌ها، منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، مارکسیست‌ها، تجزیه‌طلب‌ها، نهضت‌آزادی‌ها، ملی‌گراها، تروریست‌های نشان‌دار نظیر کومه‌له و حتی عبدالمالک ریگی، مأموریت براندازی نظام را دنبال می‌کردند. آیا این واقعیت که فتنه‌گران با صدها زبان و قلم و بدون کمترین پرده‌پوشی بر آن تاکید ورزیده بودند و تمامی اسناد آن نیز موجود می‌باشد، قابل انکار است؟!

سران و اصحاب فتنه، ننگ تحت‌الحمایه آمریکا و اسرائیل و کشورهای اروپایی و شیوخ دست‌نشانده عرب بودن را به جان خریدند، آنجا که آشکارا از سوی بلندپایه‌ترین مسئولان آمریکایی، اروپایی، اسرائیلی مورد حمایت قرار گرفتند و نتانیاهو آنان را «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران»!  نامید، اوباما حمایت همه‌جانبه از فتنه‌‌گران را بی‌پرده اعلام کرد، تونی‌بلر نخست‌وزیر وقت انگلیس، فتنه‌گران را شایسته کمک‌های همه‌جانبه دانست، جرج سوروس سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی‌ و حامی شناخته شده کودتاهای مخملی که 2 بار با یکی از سران فتنه و چندبار با برخی دیگر از فتنه‌گران ملاقات کرده و درباره حمایت خود به آنان اطمینان داده بود، در مصاحبه با CNN پیش‌بینی کرد که با وجود جنبش‌سبز! نظام اسلامی ایران تا پایان سال آینده سرنگون خواهد شد. اصحاب فتنه کدامیک از این موارد را که دهها نمونه مستند دیگر نیز دارد، انکار می‌کنند؟!  فتنه‌‌گران، مساجد را آتش زدند، مردم بی‌دفاع را به قتل رساندند، نمازگزاران روز عاشورا را سنگباران کردند، تصویر مبارک حضرت امام(ره) را پاره و لگدمال کردند و سرانجام در حالی که از حمایت دشمنان بیرونی به اطمینان رسیده بودند، مقصود نهایی خود را بر زبان آوردند و شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» سر دادند و با وقاحت برگرفته از عمرسعد، در روز عاشورای حسینی(ع) آشکارا به ساحت مقدس آن حضرت اهانت کردند و اهانت‌کنندگان را «مردمان خداجوی»! نامیدند و...

آیا سران و اصحاب فتنه می‌توانند هیچیک از جنایاتی که مرتکب شده‌اند و ننگ وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 را انکار کنند؟! اکنون جای این پرسش است که شما جماعت فتنه‌گر چه نسبت و قرابتی‌ با ملت شریف ایران دارید که از آشتی با آنان دم می‌زنید؟!  و آیا غیر از مجازات‌های سنگین و در مواردی اشدمجازات، عادلانه‌ترین انتظاری نیست که باید داشته باشید؟!

4- پذیرش اصحاب فتنه در ساختار نظام، مانند آن است که دزدان سرگردنه را برای حفاظت از اموال و دارایی مردم به کار گیرند! آنهم دزدان سرگردنه و سارقان مسلحی که از جنایت‌های مرتکب شده نه فقط توبه نکرده و پوزش نخواسته‌اند بلکه اصرار دارند جنایات آنها به فراموشی نیز سپرده شود! به بیان روشن‌تر، یعنی این که بار دیگر به درون نظام راه یافته و مأموریت ناکام و ناتمام قبلی را تمام کنند! که صرف‌نظر از لاف ‌گزافی که می‌زنند، باید گفت؛ «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست» و به قول حضرت امام(ره) «عرِض خود می‌بری و کذا و کذا» گفتنی است نیم بیت دوم این شعر آن است که «عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌‌داری» و حضرت امام(ره) با تعبیر آن به «کذا و کذا» خواسته‌اند این جماعت را تحقیر کنند که حتی عرضه به زحمت انداختن ما را هم ندارید.

و این سخن حکیمانه و راهگشا نیز از امیر مومنان علیه‌السلام است که؛ «ان الحق القدیم، لایبطله شیئی... حق گذشته را هیچ‌ چیز باطل نمی‌کند».

5- با توجه به آنچه گذشت که فقط اندکی از بسیارهاست، بدون کمترین تردیدی اصرار جماعت یاد شده برای به فراموشی سپردن جنایات بزرگی که مرتکب شده‌اند و تلاش برای ورود دوباره به ساختار نظام را که این روزها در پوشش آشتی ملی مطرح می‌کنند، فقط می‌توان با دو انگیزه زیر به ارزیابی نشست؛

الف: ورود به ساختار نظام و نفوذ به مراکز تصمیم‌ساز و سیاست‌پرداز با هدف تغییر محاسبات مسئولان و نهایتا پی‌گیری مأموریت وطن‌فروشانه قبلی. این احتمال از آنجا قوت می‌گیرد که سران و اصحاب فتنه و برخی از همراهان مدعی اصلاحات و اعتدال آنها هنوز هم به صراحت، کینه‌توزی آمریکا علیه ایران اسلامی را نادیده می‌گیرند. چهره منفور آمریکا را بزک می‌کنند و در همان حال، ملت را از قدرت آمریکا می‌ترسانند و سازش را برای در امان ماندن از خشم آمریکا توصیه می‌کنند!  جماعت مورد اشاره اصرار دارند این دیدگاه ذلیلانه را به مردم و مسئولان تزریق کنند و از این طریق، راه را برای باج‌خواهی و زورگویی و نهایتا تسلیم ایران اسلامی به شیطان بزرگ هموار سازند. تبلیغاتی نظیر اینکه؛ تنش‌آفرینی ما باعث دشمنی آمریکاست! به موشک و ماشین جنگی چه نیازی داریم! باید از خارج مدیر وارد کنیم! توان تولیدی ما در حد پختن آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی است!  مگر می‌توان در مقابل قدرت‌های بزرگ ایستاد، آنهم با شعارهایی که بعضا تو‌خالی است! و... در یک کلمه خالی کردن دل ملت و ترغیب به پذیرش ذلت و تسلیم کشور به دشمن است. آیا غیر از این است؟!

در کلام خدا به جماعتی از منافقان اشاره شده است که با وجود سابقه سیاهی که داشتند خواستار حضور در سپاه اسلام شده بودند. (آیات 47 و 48 سوره توبه) و می‌فرماید «اگر با شما برای جنگ بیرون آمده بودند، چیزی غیر از اضطراب به شما نمی‌افزودند و (آمده بودند) تا فتنه‌انگیزی کنند و با رخنه کردن در میان شما برای دشمنان جاسوسی کنند» و تاکید می‌فرماید که آنها پیش از این هم فتنه‌گری می‌کردند و کارها را برای تو واژگونه جلوه می‌دادند.

این دقیقا همان کاری است که امروز اصحاب فتنه به آن مشغولند و اصرار دارند  امور را برای مردم و مسئولان نظام وارونه جلوه دهند، یعنی تلاش برای تغییر محاسبات که به قول  رهبرمعظم انقلاب اصلی‌ترین هدف از نفوذ در کانون‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر است.
خدای منان در جای دیگری از سوره احزاب (آیه 60) به نقش «مرجفون» که همان شایعه‌سازان برای تضعیف روحیه مردم انقلابی هستند و به سپاه اسلام نفوذ کرده بودند، اشاره می‌فرماید و مومنان را از نیرنگ آنها برحذر می‌دارد و...

ب: این احتمال نیز وجود دارد و احتمالی قوی‌ نیز هست که طرح «آشتی ملی» را با هدف حاشیه‌سازی و سرگرم کردن مردم به میدان آورده‌اند تا از این طریق روی ناکامی‌های پی‌درپی و وعده‌های بر زمین مانده دولت که متأسفانه برخی از اصحاب فتنه در آن نقش موثری داشته‌اند، سرپوش بگذارند.

و دراین‌باره گفتنی‌های دیگری هست که به بعد موکول می‌کنیم.



حسین شریعتمداری

سرمقاله های کیهان

محل تبلیغات شما