واکنش شریعتمداری به سخنان عراقچی/ چه کسی باید برود؟!


واکنش شریعتمداری به سخنان عراقچی: چه کسی باید برود؟!

 

باید از آقای عراقچی پرسید؛ جنابعالی از کدام جایگاه سخن می‌گویید و حکم صادر می‌کنید؟! اگر به نمایندگی از وزارت خارجه سخن می‌گویید که وای به حال وزارت خارجه! و اگر از پیش خود اظهار نظر کرده‌اید که بازهم وای به حال وزارت خارجه‌ای که جنابعالی معاون سیاسی آن هستید!

 

به گزارش آخرین خبر ، «حسین شریعتمداری» در واکنش به سخنان «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه در شماره امروز روزنامه «کیهان» نوشت: 

اظهارات سخیف آقای عراقچی در‌باره برادران و خواهران افغانی مقیم ایران، در جغرافیای سخنان آن شب ایشان یک «وصله ناجور»! است و به جمله معترضه‌ای شبیه است که با موضوع مورد بحث وی همخوانی ندارد. ناهمخوانی اظهارات وی با موضوع مصاحبه، این احتمال را قوت می‌بخشد که ایشان اصرار عجیب و سؤال‌برانگیزی داشته است به هر بهانه‌ای که شده، آن اظهارات سخیف را بر زبان آورد! موضوع مصاحبه ایشان بدعهدی آمریکا و اروپا در انجام تعهدات برجامی آنها بوده است و فقط نیم نگاهی به آنچه آقای عراقچی در این مصاحبه مطرح کرده است به وضوح نشان می‌دهد که ایشان غیر از تکرار مکررات، هیچ سخن تازه و نا‌شنیده‌ای برای مخاطبان آن برنامه نداشته است. تنها سخن تازه آقای عراقچی در مصاحبه یاد شده، اظهارات دشمن‌پسند وی درباره مهاجران مظلوم افغانستان در ایران اسلامی است از این روی، به وضوح می‌توان نتیجه گرفت که ایشان در مصاحبه خویش غیر از آنچه در این خصوص گفته است برنامه دیگری نداشته است! آقای عراقچی می‌گوید: «وقتی تحریم‌های آمریکا اثر کند منابع مالی ما محدود شود و فروش نفت ایران به صفر برسد که البته این اتفاق نمی‌افتد ما مجبور هستیم که سیاست‌های ویژه‌ای برای اقتصاد خود اعمال کنیم و ممکن است در یک جا به یک نقطه‌ای برسیم که نتوانیم این هزینه‌ها را ادامه دهیم و در آن صورت ممکن است از خواهران و برادران افغانستانی خود بخواهیم ایران را ترک کنند»!
باید از آقای عراقچی پرسید؛ جنابعالی از کدام جایگاه سخن می‌گویید و حکم صادر می‌کنید؟! اگر به نمایندگی از وزارت خارجه سخن می‌گویید که وای به حال وزارت خارجه! و اگر از پیش خود اظهار نظر کرده‌اید که بازهم وای به حال وزارت خارجه‌ای که جنابعالی معاون سیاسی آن هستید! آیا اظهارات سخیف شما دقیقا و بی‌کم و کاست همسو با سیاست اعلام شده آمریکا و اسرائیل برای جدا کردن ملت‌های مسلمان منطقه از ایران اسلامی نیست؟! مگر همین دو روز قبل مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا با همین منظور و انگیزه به عراق نرفته بود؟! مگر جان بولتون رسما از جدایی میان ملت‌های مسلمان منطقه با ایران اسلامی به عنوان یکی از اهداف استراتژیک آمریکا یاد نکرده بود؟! آقای عراقچی! شما نمی‌دانید که برادران افغانی ما با حضور در جنگ تحمیلی و در دفاع از کیان اسلام بیش از ۳ هزار شهید داشته‌اند؟! اصلا شما می‌دانید که تیپ فاطمیون متشکل از برادران افغانستانی مقیم ایران اسلامی در مقابله با تکفیری‌های داعش چه تعداد شهید داده‌اند و هنوز هم می‌دهند؟! راستی جنابعالی و سایر مدیران وزارت خارجه تاکنون در کجای این معادله قرار داشته‌اید؟!
جناب عراقچی! چرا رگ غیرتتان علیه آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها نجنبیده است؟! مثلا چرا نگفته‌اید به ادامه کار شرکت‌های غربی در ایران خاتمه می‌دهیم؟! یادتان هست که در ملاقاتی به اظهارات وندی شرمن ‌اشاره کردم که گفته بود فریبکاری در ذات و در دی. ان.‌ای(DNA)ایرانیان است و پرسیده بودم چرا خواستار حذف او از میز مذاکرات با آمریکا نمی‌شوید؟ و جنابعالی گفته بودید، من تیتر یک آن روز کیهان را به وندی‌شرمن نشان دادم و... بعد چی؟! به حضور وی در مذاکرات علی‌رغم آن جسارت بی‌شرمانه رضایت دادید! چرا در آن ماجرای خفن رگ غیرتتان نجنبید؟! چون آمریکایی بودند؟!
در گزارش امروز کیهان به موضوع مورد بحث پرداخته‌ایم و در این وجیزه فقط به بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای فاطمیون بسنده می‌کنیم. آنجا که می‌فرمایند؛
«بنده از قدیم به برادران هزاره افغانستان نگاه ستایش‌گرانه‌ای داشتم چرا که از نزدیک دیده بودم طلبه‌های‌شان با ما مأنوس بوده و از قدیم با آنها آشنا بودم. جمعیت زیادی از خانواده‌های افغانستانی به ایران آمدند و در انقلاب و دفاع مقدس با ما همراهی کردند... در قضایای سوریه، دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حرم‌های مطهر در عراق و مسئله داعش، برادران افغانستانی و هزاره از مجموعه‌های پیشقدم در این قضایا بودند که هم خوب شرکت کردند و هم خوب جنگیدند. ما برای شهدای شما [فاطمیون] ارزش قائل هستیم و این قضایا از جمله حوادثی است که در طول تاریخ اسلام نظیر آن را کم داشتیم... بعضی از خانواده‌ها دو شهید دادند و این به‌خاطر احساس دِینی است که دارند. پاره جگر آنها به میدان خطری برود که سرنوشتش معلوم نیست. خانواده‌ها قدر این زحمت‌ها را بدانند که پیش خدا عزیز هستند. شهیدی با چهار فرزند به‌شهادت رسیده است، این‌ها خیلی با ارزش است. خداوند به شما صبر و اجر بدهد و در دنیا و آخرت عزیز هستید. ان‌شاءالله ما هم به‌برکت شهدای شما عاقبت‌به‌خیر باشیم و در قیامت با شما محشور شویم».
جناب عراقچی لطفا به خدمات و فداکاری‌ها و ایثار برادران افغانی در ایران اسلامی نیم نگاهی بیندازید. اکنون به عملکرد خودتان و وزارتخانه متبوعتان نگاه کنید. چه می‌بینید؟ حضور برادران و خواهران افغانی در ایران اسلامی سرشار از ایثار و جانبازی و فداکاری است و... حضرتعالی و وزارتخانه متبوعتان غیر از تحمیل سند ذلت‌بار برجام و برباد دادن امکانات و ظرفیت‌های کشور چه دستاوردی داشته‌اید؟! حالا خودتان کلاهتان را قاضی کنید و بفرمایید اگر قرار به رفتن باشد، آیا عقل و عدل و انصاف و منافع ملی حکم نمی‌کند که شما باید بروید؟!
و بالاخره چه جانسوز است این چند بیت از قصیده بلند برادر عزیزمان، محمدکاظم کاظمی شاعر افغانستانی خطاب به قدر‌ناشناسانی نظیر شما که؛

تمام آنچه ندارم، نهاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
به این امام قسم، چیز دیگری نبرم
به جز غبار حرم، چیز دیگری نبرم
خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان
و مستجاب شود باقی دعاهاتان
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان- هرکه هست- آجر باد

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان

 

دیر‌هنگام بود اما ضروری

 
واکنش عصبی و توأم با نگرانی شدید سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان‎) نسبت به بیانیه اخیر نیز درخور توجه است و حاکی از هراس آنان در مواجهه با اقدامی است که جمهوری اسلامی ایران اولین گام آن را برداشته است. این واکنش‌ها به وضوح از ضرورت ادامه قاطعانه راه پیش‌روی حکایت می‌کند.
 


به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان نوشت:  بیانیه دیروز شورای عالی امنیت ملی که خطاب به ۵ کشور باقی‌مانده در برجام صادر شده بود، اگرچه اقدامی دیر‌هنگام بود ولی در صورت تداوم می‌تواند شروع قابل قبولی برای خروج دولت از دیپلماسی انفعالی تلقی شود و از این جهت باید آن را به فال نیک گرفت و به دولت برای پیشبرد آن کمک کرد. برجام یک معاهده بین‌المللی بود که با قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل تضمین شده بود. خروج آمریکا از برجام در حالی صورت گرفت که ما همه امتیازات را داده و طرف مقابل (چه آمریکا و چه اروپا) به هیچیک از تعهدات خود عمل نکرده بودند. بعد از خروج آمریکا نیز دولت‌های اروپایی تمامی تعهداتی را که در برجام پذیرفته بودند نادیده گرفتند و این حالت تا به امروز ادامه داشته است. از این روی با قاطعیت می‌توان گفت که برجام دیگر وجود خارجی ندارد و در این میان فقط ما مانده‌ایم و ده‌ها امتیاز از دست رفته و تعهدات برجای مانده! به بیان دیگر اساسا برجامی باقی نمانده بود که ما خود را موظف به باقی ماندن در آن بدانیم، ولی علی‌رغم این واقعیت ملموس و غیرقابل انکار، کماکان به حضور در برجامی که دیگر وجود خارجی نداشت ادامه دادیم تا...


دیروز شورای عالی امنیت ملی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که ۲ ماه به ۵ کشور طرف مقابل (انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین) مهلت می‌دهد که به تعهدات برجامی خود عمل کنند و به عنوان اولین گام، اعلام شد که «ایران دیگر خود را متعهد به رعایتِ محدودیت‌های «نگهداری ذخایر اورانیوم غنی‌شده» و «ذخایر آب سنگین» نمی‌داند و به کشورهای باقیمانده در برجام ۶۰ روز برای اجرای تعهدات خود بویژه در حوزه‌های بانکی و نفتی فرصت می‌دهد». و در ادامه بیانیه آمده است که «در هر زمان که خواسته‌های ما تامین شود، ما نیز به همان میزان اجرای مجدد تعهدات متوقف شده را از سر خواهیم گرفت، اما در غیر‌این صورت، جمهوری اسلامی ایران مرحله به مرحله تعهدات دیگری را متوقف خواهد کرد». در این باره ‌اشاره‌ای گذرا به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد؛

 ۱- محتوای بیانیه در تراز اقتدار مثال‌زدنی ایران اسلامی نبود و می‌توانست از موضع بلند‌تر و برجسته‌تری که با جایگاه مقتدرانه کشورمان همخوانی داشته باشد مطرح شود. مثلا؛ دو اقدامی که ایران به عنوان اولین گام از توقف آن خبر داده است (خودداری از نگهداری ذخایر اورانیوم غنی‌شده و ذخایر آب سنگین)، اقداماتی است که پیش از این از سوی آمریکا ممنوع شده بود! بنابر این نمی‌تواند یک اقدام تنبیهی تلقی شود! تاسف‌آور آنکه آقای ظریف در همین زمینه توئیت می‌کند: «ایران اقداماتی را متوقف کرد که آمریکا اجرای آنها را ناممکن ساخته بود»! این اظهار نظر آقای ظریف می‌تواند دشمن را با این ‌اشتباه در محاسبات روبرو کند که بیانیه اخیر را چندان هم جدی نگیرد!

۲- آخرین گزارش آژانس در اسفندماه حاکی از آن است که ایران ۱۶۳.۸ کیلوگرم اورانیوم غنی شده دارد و حجم ذخایر فعلی آب سنگین ایران را هم زیر ۱۳۰ تن که مجاز بوده، اعلام کرده است. بنابراین اولین اقدام ما که در بیانیه بر آن تاکید شده است بلافاصله قابل اجراء نیست! و حال آنکه می‌توانستیم اقداماتی نظیر غنی‌سازی ۲۰ درصد و یا آغاز به کارگیری آبشار سانتریفیوژهای تیپ IR8 را به عنوان اولین اقدام مطرح کنیم.

۳- در بیانیه به حقوق قانونی و تصریح شده کشورمان در بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام استناد شده است که استناد دقیق و محکمه‌پسندی است. موضوع بند ۳۶ برجام «ساز و کار حل و فصل اختلافات» میان طرفین است؛ طبق این بند چنانچه ایران به این نتیجه برسد که هر یک از اعضای۱+۵ تعهدات برجامی خود را رعایت نکرده‌اند، می‌تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع نماید، و نهایتا چنانچه معلوم شود عدم رعایت تعهدات از سوی یکی از اعضای برجام، مصداق «عدم پایبندی اساسی» است، می‌تواند با استناد به آن از اجرای کلی یا جزیی تعهداتش خودداری کند. این عدم پایبندی کشورهای عضو (چه آمریکا و چه اروپا ) مدت‌هاست (حداقل یکسال است) که اتفاق افتاده و جا داشت از همان هنگام مورد استناد ایران اسلامی قرار می‌گرفت که اکنون نیز به مصداق جلوی ضرر از هرکجا گرفته شود سودمند خواهد بود، استناد کنونی بیانیه مفید تلقی می‌شود.

۴- و بالاخره صدور بیانیه اخیر، اگرچه «دیرهنگام» بوده است و انگار بعد از ۱۲ ماه فرصت به کشورهای یاد شده، یک مهلت دو ماهه دیگر نیز به آنها داده‌ایم! ولی به عنوان اولین گام و طرح «کف مطالبات» برای خروج از انفعال، می‌تواند شروع قابل قبولی تلقی شود. مشروط به آنکه با قاطعیت و گام‌های مستحکم بعدی همراه باشد و صد البته برای موفقیت این حرکت همه باید پا به رکاب باشند.

۵- واکنش عصبی و توأم با نگرانی شدید سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان‎) نسبت به بیانیه اخیر نیز درخور توجه است و حاکی از هراس آنان در مواجهه با اقدامی است که جمهوری اسلامی ایران اولین گام آن را برداشته است. این واکنش‌ها به وضوح از ضرورت ادامه قاطعانه راه پیش‌روی حکایت می‌کند.

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان



حسین شریعتمداری: خیانت در امانت نیست؟


آخوندی از یک‌سو دولت‌ها را هیچکاره می‌دانند و از سوی دیگر در همین دولت‌های به قول خودشان هیچکاره، مسئولیت وزارت راه و مسکن را می‌پذیرند!
 


به گزارش آخرین خبر ، «حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:


«برتولت برشت» نمایشنامه‌نویس و شاعر معروف آلمانی، از قول بازیگر نقش اول یکی از نمایشنامه‌های خود می‌گوید «چرا هنوز نفهمیده‌اید که؛ می‌توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می‌توان برای یک‌بار به همه دروغ گفت!

ولی هرگز نمی‌توان برای همیشه به همه دروغ گفت».

آقای آخوندی، وزیر سابق راه و شهرسازی در جمع دانشجویان دانشگاه شیراز و در نشستی با عنوان «نگرانی برای فردای ایران»! اظهاراتی داشته است که با عرض پوزش باید آن را مصداق بی‌کم و کاست سخن یاد شده از برتولت برشت دانست. یکی از گزارش‌های اصلی کیهان امروز (متهم ردیف اول گرانی مسکن؛ محاکمه نشد، طلبکار شد!) به نقدی گذرا بر اظهارات ایشان اختصاص دارد. در این وجیزه اما، سخن دیگری در میان است. آقای آخوندی در اظهارات خود که با آمیزه‌ای از درهم‌ریختگی و تناقض همراه است، می‌کوشد ناکارآمدی خود را در انجام مسئولیتی که به عنوان وزیر راه و شهرسازی برعهده داشته است به پدیده موهوم و ناشناخته‌ای با عنوان «دولت پنهان»! نسبت بدهد. ایشان در این باره می‌گوید:
«یکی از دلایلی که امکان سیاست‌ورزی به دولت رسمی نمی‌دهد، وجود دولت پنهانی است که همه‌چیز را کنترل می‌کند، به‌عنوان نمونه دلیل اینکه دولت نتوانست برجام، اف‌ای‌تی‌اف و… را به سرانجام برساند، همین موضوع است»! و در ادامه می‌گوید «دولت پنهان» منحصر به چند سال اخیر نیست بلکه در تمامی عمر ۴۰ ساله انقلاب اسلامی وجود داشته و فعال بوده است! اکنون باید پرسید:

۱- اگر آقای آخوندی دولت‌های جمهوری اسلامی را طی ۴۰ سال گذشته «هیچکاره»! تلقی می‌کرده و آنگونه که ادعا می‌کند «دولت پنهان»! را همه‌کاره می‌دانسته است، چرا پست وزارت در دولت‌های هیچکاره -کنونی و دولت اصلاحات- را پذیرفته و بر حضور خود در این پست اصرار داشته است؟! خودشان بفرمایند که چنانچه این اقدام وی را «خیانت در امانت»! ندانیم، آیا خوشبینانه‌ترین واژه برای اقدام ایشان «کلاهبرداری» نیست؟!

۲- ایشان از یک‌سو دولت‌ها را هیچکاره می‌دانند و از سوی دیگر در همین دولت‌های به قول خودشان هیچکاره، مسئولیت وزارت راه و مسکن را می‌پذیرند و بعد از برکناری (با ظاهر به اصطلاح محترمانه استعفاء)! در جلسه تودیع می‌گویند: «افتخار می‌کنم که حتی یک واحد مسکونی هم نساختم»! پس برای چه وزیر شده بودید؟! این سخن شما اعتراف صریح به نفوذ در دولت با هدف خرابکاری و ایجاد نارضایتی در مردم نیست؟! خودتان بگویید نام آن چیست؟! ناسلامتی شما وزیر مسکن بودید! نبودید؟!

۳- به‌عنوان دلیلی بر حضور دولت پنهان گفته‌اند؛ «دولت نتوانست برجام، اف‌ای‌تی‌اف و… را به سرانجام برساند»! مگر قرار بود چه بکنید که نگذاشتند؟! چرا از پله دوم حرکت می‌کنید؟! با اختیار کامل وارد مذاکره شدید و به هیچیک از نقدها و توصیه‌های علمی و کارشناسانه منتقدان نه فقط توجهی نکردید بلکه آنها را به تهمت و افتراء نیز نواختید و نهایتاً فقط فاجعه آفریدید و خسارت‌های کلان به ملت تحمیل کردید آیا غیر از این است؟! و... این رشته سر دراز دارد که می‌گذاریم و می‌گذریم!

 

سرمقاله های کیهان


ما، برجام و دیگر هیچ!

 

می‌فرمایند اگر از برجام خارج شویم، یک ائتلاف ضد‌ایرانی شکل می‌گیرد و فشارها افزایش می‌یابد! خب، مگر هم‌اکنون این ائتلاف با حضور دشمنان تابلو‌دار ایران اسلامی شکل نگرفته و مگر فشارها همه روزه افزایش نمی‌یابد؟! قرار است چه اتفاق دیگری بیفتد و آمریکا به کدام اقدام خصمانه دیگر دست بزند که تاکنون نزده است؟!
 


به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان نوشت: بعد از اعلام مخالفت آمریکا با تمدید معافیت مشتریان نفت ایران از تحریم‌های یکجانبه، رسانه‌های غربی و برخی از رسانه‌های داخلی در اقدامی همسو که هماهنگ شده به نظر می‌رسید این نظریه را پیش کشیدند و به آن دامن زدند که تصمیم ترامپ با هدف تشویق ایران به خروج از برجام اتخاذ شده است!


این توهم‌پراکنی در حالی است که آنچه از برجام باقی مانده است مجموعه‌ای از امتیازات از دست داده کشورمان و محدودیت‌هایی است که تحمیل آن را پذیرفته‌ایم. در طرف مقابل اما، آمریکا که از برجام خارج شده و تعهداتی که بر عهده‌اش بود را نقض کرده است و اروپا نیز که قرار بود به تعهدات خود عمل کند نه فقط از انجام آن خودداری ورزیده، بلکه با تحریم‌های جدید آمریکا نیز همراهی کرده است. به عنوان مثال واکنش اروپا در مقابل تازه‌ترین اقدام ضد‌ایرانی آمریکا، یعنی عدم تمدید معافیت مشتریان نفت ایران تنها «یک ابراز تاسف»! بوده است.

پیش از این تاکید کرده بودیم که برجام برای آمریکا یک سند طلایی است و ترامپ هرگز از آن خارج نشده و این امتیاز بزرگ را که با فریب تیم هسته‌ای کشورمان به دست آورده است از دست نمی‌دهد. بعد از خروج ترامپ از برجام عده‌ای به کیهان خُرده گرفتند که آنگونه نشد! ولی بعدها موگرینی اعتراف کرد که روحانی به ما (اروپا) تضمین داد که ایران از برجام خارج نمی‌شود! و خروج آمریکا از برجام بعد از کسب این تضمین صورت گرفت وگرنه برای آمریکا بسیار احمقانه بود که از سند طلایی برجام خارج شود.

به بیان دیگر، هم‌اکنون آمریکا هیچ تعهدی در مقابل برجام ندارد، اروپا نیز هیچیک از تعهدات برجامی خود را نپذیرفته و انجام نمی‌دهد و فقط ایران است که همه امتیازات را داده است، تاسیسات هسته‌ای را نابود کرده است و در مقابل به جای لغو تحریم‌ها، با افزایش آن روبرو شده است، ده‌ها فشار اقتصادی و سیاسی دیگر را نیز بر دوش کشیده است! و با ادامه حضور خود در برجام باید تعهدات و محدودیت‌های بعدی را هم بپذیرد!

اکنون این سؤال با دولت محترم در میان است که کدامیک از موارد یاد شده را می‌توان انکار کرد؟! اگر هیچیک از آنها قابل انکار نیست که نیست، آیا ادامه حضور ما در برجام ذلت‌بار-‌و با توجه به اصل و اساس برجام که کلاهی گشاد بوده است، ذلت مضاعف- نیست؟!

خروج ایران از برجام کابوس آمریکا و اروپاست و توهم‌پراکنی مورد ‌اشاره در صدر این وجیزه صرفا برای فریب ما و ادامه حضورمان در برجام است. برجام دیگر یک معاهده چند‌جانبه نیست، تعهد یک‌جانبه ما به پذیرش ده‌ها محدودیت و تحریم و فشار سیاسی و اقتصادی است. بی‌آنکه در مقابل آن امتیازی بگیریم و یا گرفته باشیم! به بیان دیگر، اکنون ما مانده‌ایم و برجام و دیگر هیچ! آیا غیر از این است؟!

آقایان به جای کلیات ابوالبقایی که در سخنرانی‌های یکطرفه می‌بافند، برای یک‌بار هم که شده در یک گفت‌و‌گوی دوستانه و دو‌طرفه با منتقدان شرکت کنند و به مردم توضیح بدهند که برجام غیر از امتیازات از دست رفته و تعهدات برجای مانده و افزایش ده‌ها تحریم جدید-به جای لغو تحریم‌ها- چه دستاوردی برای کشور داشته است که اصرار دارند از آن خارج نشوند؟! اگر به آنچه ادعا می‌کنند، اعتقاد دارند؟ بسم‌الله! در یک نشست دو‌سویه از این اعتقاد خود دفاع کنند!

می‌فرمایند اگر از برجام خارج شویم، یک ائتلاف ضد‌ایرانی شکل می‌گیرد و فشارها افزایش می‌یابد! خب، مگر هم‌اکنون این ائتلاف با حضور دشمنان تابلو‌دار ایران اسلامی شکل نگرفته و مگر فشارها همه روزه افزایش نمی‌یابد؟! قرار است چه اتفاق دیگری بیفتد و آمریکا به کدام اقدام خصمانه دیگر دست بزند که تاکنون نزده است؟!

این ادعای حضرات یاد‌آور حکایت آن بنده خدایی است که به وی گفتند پدرت دار فانی را وداع کرده. گفت؛ دار ‌فانی دیگر چه نوع داری است؟ گفتند؛ یعنی رخت از جهان بر بسته، گفت؛ رختش که سرجایش است! گفتند؛ یعنی به رحمت ایزدی پیوسته، گفت؛ رحمت ایزدی دیگر کیست؟ گفتند؛ عمو جان! پدرت مرده، طرف گفت؛ راستش را بگویید حتما اتفاق بدی برای پدرم افتاده و شما نمی‌خواهید به من بگویید! گفتند؛ مگر بدتر از مرگ پدرت اتفاق دیگری هم هست؟!

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان

مسئولان زمینه ساز حمله آمریکا به ایران!


شریعتمداری معرفی کرد:
مسئولان زمینه ساز حمله آمریکا به ایران!


کسانی که پیشنهاد می‌کنند از کانون قدرتمان دست بکشیم تا جنگ رخ ندهد، خود زمینه‌ساز تحمیل جنگ به کشور هستند.
 

به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سی‌امین نشست سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان که با عنوان «جوان پیشرو در مسیر تمدن‌سازی» در هتل فرهیختگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات برگزار شد، با ‌اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب گفت: این بیانیه، نقشه راه است و صادرکننده آن طی ۳ دهه اخیر ده‌ها پیش‌بینی تحقق یافته دارد؛ این پیش‌بینی‌ها در حالی صورت گرفته که همه شواهد پیرامونی و ظواهر امر خلاف آن را نشان می‌داد و افزود: بیانیه گام دوم از این زاویه نیز حائز اهمیت است.

وی گفت: به‌طور مثال در ماجرای حمله همه‌جانبه ائتلاف غربی و عبری و عربی به سوریه، که با جدیت دنبال می‌شد. در این ائتلاف آمریکا، انگلیس، فرانسه، رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی به‌صورت علنی حضور داشتند و اجلاس‌هایی با عنوان دوستداران مردم سوریه! در آنکارا، دبی، لندن، نیویورک و... برگزار کردند و سیل اسلحه و مهمات و نیروهای غیر‌سوری به سوی معارضین سرازیر شد. در آن هنگام بسیاری از کارشناسان، کار را تمام شده تلقی می‌کردند. اما رهبر معظم انقلاب با اطمینان اعلام کردند که هم بشار اسد و هم نظام سوریه باقی خواهد ماند و آمریکا هم در سوریه توفیقی حاصل نخواهد کرد و دیدیم که چنین هم شد. وی افزود البته این مقابله، مقابله با شخص بشار اسد نبود بلکه مقابله با محور مقاومت محسوب می‌شد.

شریعتمداری یادآور شد: وقتی حزب‌الله لبنان درگیر جنگ با رژیم صهیونیستی شد، در روزهای اولیه وقتی با آتش سنگین ارتش رژیم غاصب قدس روبرو شدند، این احساس پدید آمد که مبادا حرکتشان ابتر بماند چون با پنجمین ارتش مجهز دنیا وارد جنگ شده بودند، اما حضرت آقا پیش‌بینی دیگری داشت و حزب‌الله را پیروز این میدان معرفی می‌کردند که همین نیز محقق شد.

وی خاطرنشان کرد: در فتنه ۸۸ که نمونه دیگری از جنگ احزاب در صدر اسلام بود تمامی گروه‌ها، احزاب و جریانات مخالف و ضد‌انقلاب با مدیریت آشکار قدرت‌های استکباری، اختلافات ظاهری را کنار گذاشته و با فرمول «ائتلاف سفید» که ریچارد هاوس طراحی کرده بود علیه جمهوری اسلامی ایران به میدان آمده بودند. اوباما، تونی بلر و رژیم صهیونیستی علنا از سران فتنه و فتنه‌گران حمایت می‌کردند تا آنجا که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، اعلام کرد که اصلاح‌طلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند. آنها به‌اندازه‌ای از پیروزی خود اطمینان داشتند که پیشاپیش شیپور پیروزی می‌زدند آن زمان هم پیش‌بینی‌های رهبری بر تمام این ائتلاف فائق آمد.

مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: صدور بیانیه گام دوم در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نیز یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته آن است. چهل سالی که انقلاب اسلامی، بی‌وقفه با سخت‌ترین حملات و کینه‌توزی‌های دشمنان ریز و درشت روبرو بوده است. توطئه‌هایی که هر یک از آنها به تنهایی می‌توانست قدرتمندترین نظام‌ها را سرنگون کند. وی اظهار داشت: جمهوری اسلامی در این حال و هوا برنامه چهل سال آینده خود را اعلام می‌کند، یعنی به آرزوهای برباد رفته آمریکا و متحدانش پوزخند می‌زند. وی افزود: باید توجه داشت اینکه جان‌بولتون آرزو می‌کند انقلاب اسلامی چهل سالگی خود را نبیند، از موضع انفعال است، اظهارات وی یک واکنش انفعالی نسبت به پیش‌بینی حضرت آقاست که فرموده بودند اسرائیل ۲۵ سال دیگر وجود نخواهد داشت.

مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: یکی دیگر از ویژگی‌های بیانیه گام دوم، آن است که در آن، همه نکات مطرح شده، مستندات خود را نیز به پیوست دارد به گونه‌ای که مخاطب به وضوح بر درستی آن انگشت تاکید و تأیید می‌گذارد. به عنوان مثال وقتی در بیانیه سخن از مسیر رو به اقتدار جمهوری اسلامی در چالش با آمریکا در میان است، به مراحل پلکانی این چالش نیز اشاره می‌شود. یک روز چالش آمریکا با ما بر سر تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی بود و امروز بر سر حضور مقتدرانه ما در مرزهای این رژیم است. یک روز مسئله نفوذ عوامل وابسته به دشمن در ساختار نظام بود، عواملی نظیر ناخدا افضلی در فرماندهی نیروی دریایی، بنی صدر، عامل کُد‌دار سیا در جایگاه ریاست جمهوری و امثال آن، اما امروز نفوذ ما در سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی دشمن و هم‌پیمان‌های آن در منطقه است. تعداد قابل توجهی از ۲۹۰ جاسوس سیا که دیروز وزارت اطلاعات از شناسایی و دستگیری آنها خبر داد در کشورهای منطقه فعال بوده‌اند. آن روزها چالش آمریکا با ما این بود که هیچکس به ایران اسلحه نفروشد ولی امروز این چالش به پیشگیری از انتقال سلاح‌های پیشرفته ایران به سایر کشورها تبدیل شده است و نمونه‌های فراوان دیگری از همین دست.

شریعتمداری یاد‌آور شد نباید تصور کنیم در مسیر پیش‌روی هیچ مانعی وجود ندارد و با هیچ مشکلی روبرو نخواهیم بود. موانع پیش‌روی نشانه پویایی انقلاب است و همانگونه که در بیانیه گام دوم هم ‌اشاره شده است هر گاه چالش و عقبه‌ای را پشت سر گذاشتیم به دستاورد بزرگی نیز دست یافته‌ایم.

مدیر مسئول کیهان در بخش دیگری از سخنانش گفت: امروزه دیگر با عوامگرایی و پوپولیسم به معنای رایج آن‌ که برخاسته از هیجان یک طیف باشد روبه‌رو نیستیم، بلکه دشمن از پوپولیسم به عنوان یک حربه علیه انقلاب اسلامی بهره می‌گیرد. ویژگی‌های این رفتار عوامگرایانه که به نظر من باید آن را پوپولیسم دوشاخه و برنامه‌ریزی شده دانست آن است که از یکسو کانون‌های اقتدار و فرصت‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد و از سوی دیگر در ایجاد آشفتگی در بازار اقتصاد و عرصه سیاست فعال است.

وی افزود: این جریان از یک سو با ادعاهای عوامانه حضور منطقه‌ای ایران را زیر سؤال می‌برد و یا اقتدار موشکی کشورمان را بی‌فایده معرفی می‌کند و از سوی دیگر قدرت دشمن را بزک می‌کند و می‌کوشد ملت را از سایه جنگ بترساند و در همان حال برای دوری از جنگ آدرس سازش و تن دادن به خواسته‌های دشمن را می‌دهد و یا اینکه ادعا می‌کنند خشکسالی‌های اخیر ناشی از سدسازی بوده است اما بعد از جاری شدن سیل اعتراض می‌کنند که اگر چندین سد دیگر احداث می‌شد، سیل خسارت‌های کمتری داشت و یا اعتراض به فریبکاری‌های غرب را تندروی و ضد‌تعامل سازنده! تبلیغ می‌کنند و حضور مخلصانه حشد‌الشعبی برای کمک به سیل‌زدگان را خلاف امنیت ملی قلمداد می‌کنند!

شریعتمداری در ادامه گفت: کسانی که پیشنهاد می‌کنند از کانون قدرتمان دست بکشیم تا جنگ رخ ندهد، خود زمینه‌ساز تحمیل جنگ به کشور هستند. چرا که تا حالا دیده نشده آمریکا به کشوری قدرتمند حمله کند. اساساً آمریکا به کشوری که احساس کند اقتدار و قدرت دارد حمله نمی‌کند. به همین علت با جرأت می‌توان گفت جریان مورد ‌اشاره به بهانه کاهش فشار یا برداشتن سایه جنگ، درواقع زمینه‌ساز جنگ است.

وی در ادامه تاکید کرد: پذیرش FATF دعوت از آمریکا برای اعمال فشار بیشتر است. در ماجرای هسته‌ای می‌گفتند برای پیشگیری از حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها مذاکره می‌کنیم ولی نه فقط تحریم‌ها برداشته نشد بلکه به آن اضافه نیز شد ضمن آنکه آمریکا فقط با ترساندن برخی مسئولان از توهم سایه جنگ، تاسیسات هسته‌ای کشورمان را از کار ‌انداخت! پذیرش FATF نیز کمک می‌کند تا آمریکا فشار بیشتری به کشور وارد کند. مفاد CFT مقابله با تامین مالی تروریسم است و در حالی که آمریکا سپاه را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار‌ داده است، در صورت پذیرش آن باید با دست خود سپاه را کنار بگذاریم! یعنی به لقمه راحتی برای بلعیده شدن از سوی آمریکا تبدیل شویم. این نکته بدیهی‌تر از آن است که قابل مناقشه باشد و کسانی که بر پذیرش FATF اصرار دارند، در پی زمینه‌سازی برای حمله آمریکا به کشورمان هستند و چنانچه از این واقعیت بدیهی بی‌خبرند، شایستگی حضور در مسئولیت‌ها را ندارند.
 
 
منبع : جهان نیوز

سرمقاله های کیهان

صفحه1 از10

محل تبلیغات شما