با این سطح آگاهی از مشکلات مردم خواستار اختیارات ویژه نیز شده‌اید؟!


صرفنظر از این خطای فاحش که از شدت وضوح نیاز چندانی به نقد ندارد، جای این پرسش است که آیا این اظهار نظر به غایت خطا و دور از منطق، برخاسته از دیدگاه و نظر خود رئیس‌جمهور بوده است، یا در این خصوص به توصیه و مشاوره دیگران تکیه کرده‌اند؟!
 

آخرین خبر : استناد آقای روحانی به «نظرسنجی»! به‌اندازه‌ای غیر علمی و بیرون از قواعد ابتدایی نظرسنجی است که وبسایت رسمی ریاست جمهوری نیز ترجیح داده است این بخش از اظهارات ایشان را حذف کند.

حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان نوشت:

بخشی از اظهارات شنبه شب رئیس‌جمهور که در ضیافت افطار با اصحاب رسانه مطرح شده بود، بازتاب منفی فراوانی داشته است و این بازتاب‌ها کماکان در حجم قابل توجهی ادامه دارد. یادداشت پیش‌روی اگرچه نسبت به اظهارات آن شب آقای دکتر روحانی خالی از نقد نیست ولی نگاه این وجیزه به نقطه‌ای دیگر و از زاویه‌ای دیگر است. آقای رئیس‌جمهور می‌فرمایند:

«این سخن درست نیست که در روزنامه‌ها درد مردم را بگوییم تا رئیس‌جمهور بفهمد که درد مردم چقدر است! نه، رئیس‌جمهور و اعضای دولت می‌دانند. دولت من شاید یکی از دولت‌هایی باشد که خیلی در میان مردم است، من خودم بارها به دوستان گفته‌ام؛ من روزانه نظرسنجی می‌کنم؛ یعنی توی خیابون وقتی با ماشین می‌روم تمام چهره‌های مردم را نگاه می‌کنم؛ اینکه چند نفر لبخند دارند، چند نفر عصبانی‌اند، چند نفر قیافه‌شان گرفته! است و به هر شهری و در هر جمعیتی می‌روم، خودم نظرسنجی می‌کنم و نگاه آدم‌ها را نسبت به خودم می‌بینم؛ پس نیازی نیست که روزنامه‌ها از مشکلات مردم بنویسند تا رئیس‌جمهور باخبر شود! رئیس‌جمهور و دولت درد مردم را می‌داند»!

استناد آقای رئیس‌جمهور به این به اصطلاح «نظرسنجی»! به‌اندازه‌ای غیر علمی و بیرون از قواعد ابتدایی نظرسنجی است که وبسایت رسمی ریاست جمهوری نیز ترجیح داده است این بخش از اظهارات ایشان را از مجموعه سخنان آن شب رئیس‌جمهور حذف کند و جمله‌ای را به جناب روحانی نسبت بدهد که با آنچه گفته بودند فاصله‌ای پر ناشدنی دارد. سایت رسمی آقای رئیس‌جمهور با تغییر سخن آقای روحانی، از قول ایشان آورده است؛

«روزانه هنگام رفت و آمد در خیابان‌ها و همچنین در سفرهای استانی از چهره مردم، شرایط کشور و زندگی آنها را شخصاً ارزیابی می‌کنم»!

این بخش تغییر یافته را با متن اصلی اظهارات آقای رئیس‌جمهور مقایسه کنید! آنچه در این میان به دست می‌آید، اینکه آقای رئیس‌جمهور نیز به وضوح متوجه شده‌اند سخنی «نابجا» بر زبان آورده و درباره کشف نظر مردم از پشت شیشه‌های دودی خودروی مورد استفاده خویش مرتکب خطایی فاحش و به دور از ابتدایی‌ترین اصول و قواعد علمی و منطقی شده‌اند! و اما، صرفنظر از این خطای فاحش که از شدت وضوح نیاز چندانی به نقد ندارد، جای این پرسش است که آیا این اظهار نظر به غایت خطا و دور از منطق، برخاسته از دیدگاه و نظر خود رئیس‌جمهور بوده است، یا در این خصوص به توصیه و مشاوره دیگران تکیه کرده‌اند؟! پاسخ این پرسش می‌تواند کمک موثر و تعیین‌کننده‌ای به رئیس‌جمهور محترم باشد و از تکرار خطاهای مشابه دیگر -‌که متاسفانه تاکنون تعداد آنها نیز چندان اندک نبوده است- جلوگیری کند. بخوانید!

الف- آقای دهباشی، تهیه‌کننده مستند تبلیغاتی آقای روحانی برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ در گفت‌وگویی که چهار سال بعد داشته است، می‌گوید جملاتی را که روحانی در آن فیلم تبلیغاتی بر زبان آورد پیشنهاد من به ایشان بود! و می‌افزاید؛ «به روحانی گفتم که بگوید من سال‌هاست که وقتی بین منزل و اداره تردد می‌کنم و مردم را می‌بینم و چهره‌ها را مطالعه می‌کنم می‌بینم چقدر گرفته و چقدر عبوس است و خنده در چهره‌ها نیست»!

دقیقاً شبیه آنچه آقای روحانی در مراسم افطار شنبه‌شب خویش با اصحاب رسانه بر زبان آورده و سپس مجبور به حذف آن شده بودند! آیا اظهارات شنبه‌شب روحانی را هم «آقای دهباشی دیگری» به ایشان توصیه و یا خدای نخواسته دیکته کرده‌اند؟! اگر پاسخ این سؤال مثبت است، دهباشی شنبه‌شب چه کسی بوده است؟! و آقای رئیس‌جمهور با کدام اعتماد و اطمینان به توصیه وی عمل کرده‌اند؟! حذف جملات یاد شده در فاصله اندکی بعد از اظهار آن نشان می‌دهد که پی‌بردن به سخیف بودن اظهار نظر یاد شده چندان هم دشوار نبوده است و اگر غیر از این بود، بلافاصله از مجموعه سخنان آن شب جناب روحانی حذف نمی‌گردید و یا با جملات ساختگی دیگری جابه‌جا نمی‌شد!

ب- اگر آقای روحانی آن اظهارات عجیب را بدون مشورت با دیگران و صرفاً با خواست و اراده خود بیان کرده است و سپس کسانی در اطراف ایشان به سخیف بودن آن پی‌برده و خواستار حذف آن شده‌اند، سؤال بعدی این است که چرا آقای رئیس‌جمهور تا این اندازه از واقعیات جامعه بی‌خبر و با مشکلات فراوانی که مردم با آن روبرو می‌باشند، غریبه و ناآشنا هستند؟! و تعجب‌آور اینکه در بخشی از همان اظهارات شنبه‌شب خود خطاب به اصحاب رسانه می‌فرمایند:

«نیازی نیست که روزنامه‌ها از مشکلات مردم بنویسند تا رئیس‌جمهور باخبر شود! رئیس‌جمهور و دولت درد مردم را می‌داند»! و توضیح نمی‌دهند که آیا با همین‌گونه از نظرسنجی‌ها که به آن اشاره کرده‌اید!! از مشکلات مردم باخبرید و به قول خودتان، نیازی به طرح آن در رسانه‌ها ندارید؟!

و بالاخره، باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ با این سطح آگاهی از مشکلات مردم خواستار اختیارات ویژه نیز شده‌اید؟!

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان


بنویسیم یا ننویسیم؟!

 

استناد آقای رئیس‌جمهور به این به اصطلاح «نظر‌سنجی»! به‌اندازه‌ای غیر علمی و بیرون از قواعد ابتدایی نظر‌سنجی است که سایت رسمی ریاست جمهوری نیز ترجیح داده است این بخش از اظهارات ایشان را از مجموعه سخنان آن شب رئیس‌جمهور حذف کند.

 

به گزارش آخرین خبر ، «حسین شریعتمداری» در سرمقاله شماره امروز روزنامه «کیهان» نوشت:

بخشی از اظهارات شنبه شب رئیس‌جمهور که در ضیافت افطار با اصحاب رسانه مطرح شده بود، بازتاب منفی فراوانی داشته است و این بازتاب‌ها کماکان در حجم قابل توجهی ادامه دارد. یادداشت پیش‌روی اگرچه نسبت به اظهارات آن شب آقای دکتر روحانی خالی از نقد نیست ولی نگاه این وجیزه به نقطه‌ای دیگر و از زاویه‌ای دیگر است. آقای رئیس‌جمهور می‌فرمایند:
 «این سخن درست نیست که در روزنامه‌ها درد مردم را بگوییم تا رئیس‌جمهور بفهمد که درد مردم چقدر است! نه، رئیس‌جمهور و اعضای دولت می‌دانند. دولت من شاید یکی از دولت‌هایی باشد که خیلی در میان مردم است، من خودم بارها به دوستان گفته‌ام؛ من روزانه نظرسنجی می‌کنم؛ یعنی توی خیابون وقتی با ماشین می‌روم تمام چهره‌های مردم را نگاه می‌کنم؛ اینکه چند نفر لبخند دارند، چند نفر عصبانی‌اند، چند نفر قیافه‌شان گرفته! است و به هر شهری و در هر جمعیتی می‌روم، خودم نظرسنجی می‌کنم و نگاه آدم‌ها را نسبت به خودم می‌بینم؛ پس نیازی نیست که روزنامه‌ها از مشکلات مردم بنویسند تا رئیس‌جمهور باخبر شود! رئیس‌جمهور و دولت درد مردم را می‌داند»!
استناد آقای رئیس‌جمهور به این به اصطلاح «نظر‌سنجی»! به‌اندازه‌ای غیر علمی و بیرون از قواعد ابتدایی نظر‌سنجی است که سایت رسمی ریاست جمهوری نیز ترجیح داده است این بخش از اظهارات ایشان را از مجموعه سخنان آن شب رئیس‌جمهور حذف کند و جمله‌ای را به جناب روحانی نسبت بدهد که با آنچه گفته بودند فاصله‌ای پر ناشدنی دارد. سایت رسمی آقای رئیس‌جمهور با تغییر سخن آقای روحانی، از قول ایشان آورده است؛
«روزانه هنگام رفت و آمد در خیابان‌ها و همچنین در سفرهای استانی از چهره مردم، شرایط کشور و زندگی آنها را شخصا ارزیابی می‌کنم»! این بخش تغییر یافته را با متن اصلی اظهارات آقای رئیس‌جمهور مقایسه کنید! آنچه در این میان به دست می‌آید، اینکه آقای رئیس‌جمهور نیز به وضوح متوجه شده‌اند سخنی «نابجا» بر زبان آورده و درباره کشف نظر مردم از پشت شیشه‌های دودی خودروی مورد استفاده خویش مرتکب خطایی فاحش و به دور از ابتدایی‌ترین اصول و قواعد علمی و منطقی شده‌اند! و اما، صرفنظر از این خطای فاحش که از شدت وضوح نیاز چندانی به نقد ندارد، جای این پرسش است که آیا این اظهار نظر به غایت خطا و دور از منطق، برخاسته از دیدگاه و نظر خود رئیس‌جمهور بوده است، یا در این خصوص به توصیه و مشاوره دیگران تکیه کرده‌اند؟! پاسخ این پرسش می‌تواند کمک موثر و تعیین‌کننده‌ای به رئیس‌جمهور محترم باشد و از تکرار خطاهای مشابه دیگر -‌که متاسفانه تا‌کنون تعداد آنها نیز چندان ‌اندک نبوده است- جلوگیری کند. بخوانید!
الف- آقای دهباشی، تهیه‌کننده مستند تبلیغاتی آقای روحانی برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ در گفت‌و‌گویی که چهار سال بعد داشته است، می‌گوید جملاتی را که روحانی در آن فیلم تبلیغاتی بر زبان آورد پیشنهاد من به ایشان بود! و می‌افزاید؛ «به روحانی گفتم که بگوید من سال‌هاست که وقتی بین منزل و اداره تردد می‌کنم و مردم را می‌بینم و چهره‌ها را مطالعه می‌کنم می‌بینم چقدر گرفته و چقدر عبوس است و خنده در چهره‌ها نیست»! دقیقا شبیه آنچه آقای روحانی در مراسم افطار شنبه‌شب خویش با اصحاب رسانه بر زبان آورده و سپس مجبور به حذف آن شده بودند! آیا اظهارات شنبه‌شب روحانی را هم «آقای دهباشی دیگری» به ایشان توصیه و یا خدای نخواسته دیکته کرده‌اند؟! اگر پاسخ این سؤال مثبت است، دهباشی شنبه‌شب چه کسی بوده است؟! و آقای رئیس‌جمهور با کدام اعتماد و اطمینان به توصیه وی عمل کرده‌اند؟! حذف جملات یاد شده در فاصله ‌اندکی بعد از اظهار آن نشان می‌دهد که پی‌بردن به سخیف بودن اظهار نظر یاد شده چندان هم دشوار نبوده است و اگر غیر از این بود، بلافاصله از مجموعه سخنان آن شب جناب روحانی حذف نمی‌گردید و یا با جملات ساختگی دیگری جابه‌جا نمی‌شد!
ب- اگر آقای روحانی آن اظهارات عجیب را بدون مشورت با دیگران و صرفا با خواست و اراده خود بیان کرده است و سپس کسانی در اطراف ایشان به سخیف بودن آن پی‌برده و خواستار حذف آن شده‌اند، سؤال بعدی این است که چرا آقای رئیس‌جمهور تا این ‌اندازه از واقعیات جامعه بی‌خبر و با مشکلات فراوانی که مردم با آن روبرو می‌باشند، غریبه و نا‌آشنا هستند؟! و تعجب‌آور اینکه در بخشی از همان اظهارات شنبه‌شب خود خطاب به اصحاب رسانه می‌فرمایند:     
«نیازی نیست که روزنامه‌ها از مشکلات مردم بنویسند تا رئیس‌جمهور باخبر شود! رئیس‌جمهور و دولت درد مردم را می‌داند‌»! و توضیح نمی‌دهند که آیا با همین‌گونه از نظرسنجی‌ها که به آن ‌اشاره کرده‌اید!! از مشکلات مردم با‌خبرید و به قول خودتان، نیازی به طرح آن در رسانه‌ها ندارید؟!
و بالاخره، باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ با این سطح آگاهی از مشکلات مردم خواستار اختیارات ویژه نیز شده‌اید؟!

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان


چند سال دیگر باقی مانده؟!


حالا به ۱۴۰۰ سال قبل برگردیم. یهود بنی‌قریضه (همان صهیونیست‌های امروزی که برخلاف آنچه ادعا می‌کنند، پیروان فرعونند و نه حضرت موسی علیه‌السلام) بعد از جنگ احد که شکست ظاهری مسلمانان را در پی داشت، به فکر مقابله با پیامبر خدا(ص) افتادند و بر این باور بودند که دژها و قلعه‌های مستحکمی که دارند مانع از دسترسی سپاه اسلام به آنان خواهد شد ولی...
 


به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:  رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۱۱ میلادی یک سامانه پیشرفته ضد‌موشک را در اراضی‌ اشغالی نصب کرده و به کار گرفت. رژیم ‌اشغالگر قدس از این سامانه با عنوان «گنبد آهنین- Iron Dome» یاد می‌کرد و با افتخار آمیخته به غرور اعلام می‌کرد که گنبد آهنین به هیچ موشکی اجازه ورود به اسرائیل نمی‌دهد و تمامی موشک‌های شلیک شده را در آسمان رهگیری کرده و نابود می‌کند! دیروز روزنامه صهیونیستی معاریو فاش کرد که رژیم صهیونیستی تصمیم به برچیدن این سامانه گرفته است. معاریو درباره علت این تصمیم می‌نویسد گنبد آهنین نشان داده است که در مقابل موشک‌های شلیک شده از سوی جبهه مقاومت کارایی چندانی ندارد و توضیح می‌دهد که هفته قبل گنبد آهنین فقط ۳۰ درصد از ۷۰۰ موشکی را که نیروهای مقاومت به سوی فلسطین ‌اشغالی شلیک کرده بودند، رهگیری کرد و ۷۰ درصد دیگر از این موشک‌ها به اهداف خود اصابت کردند.


حالا به ۱۴۰۰ سال قبل برگردیم. یهود بنی‌قریضه  (همان صهیونیست‌های امروزی که برخلاف آنچه ادعا می‌کنند، پیروان فرعونند و نه حضرت موسی علیه‌السلام) بعد از جنگ احد که شکست ظاهری مسلمانان را در پی داشت، به فکر مقابله با پیامبر خدا(ص) افتادند و بر این باور بودند که دژها و قلعه‌های مستحکمی که دارند مانع از دسترسی سپاه اسلام به آنان خواهد شد ولی...

از قول خدا در سوره مبارکه حشر بخوانید:
هُوَ الَّذي أَخرَجَ الَّذينَ كَفَروا مِن أَهلِ الكِتابِ مِن دِيارِهِم لِأَوَّلِ الحَشرِ ما ظَنَنتُم أَن يَخرُجوا  وَظَنّوا أَنَّهُم مانِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللهِ فَأَتاهُمُ اللهُ مِن حَيثُ لَم يَحتَسِبوا وَقَذَفَ في قُلوبِهِمُ الرُّعبَ  يُخرِبونَ بُيوتَهُم بِأَيديهِم وَأَيدِي المُؤمِنينَ فَاعتَبِروا يا أُولِي الأَبصارِ

او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان) از خانه‌هایشان بیرون راند! گمان نمی‌کردید آنان خارج شوند، و خودشان نیز گمان می‌کردند که دِژهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع می‌شود؛ امّا خداوند از آنجا که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دل‌هایشان ترس و وحشت افکند، به‌گونه‌ای که خانه‌های خود را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران می‌کردند، پس عبرت بگیرید ‌ای اولی الابصار!... راستی، چند سال دیگر از آن ۲۵ سال باقی مانده است؟

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان


اختیار کافی داشتید، اما...!


آقای رئیس جمهور کدام لایحه را برای حل و فصل فلان مشکل موجود به مجلس ارائه داده و یا کدام تصمیم را اتخاذ کرده بودید که فقدان اختیارات کافی باعث توقف آن شده است؟! مثلا برای مقابله با گرانی لجام گسیخته، تورم، بیکاری و ...کدام گام را برداشته بودید؟!

 

به گزارش آخرین خبر ، «حسین شریعتمداری» در واکنش به سخنان چند روز پیش «روحانی» مبنی بر فقدان اختیارات رئیس جمهور، با انتشار یادداشتی در روزنامه «کیهان» نوشت:


جناب آقای روحانی، در ضیافت افطاری که با حضور جمعی از فعالان سیاسی برگزار شده بود بی‌آنکه به مسئولیت‌های بر زمین مانده دولت برای مقابله با مشکلات موجود ‌اشاره کنند، علت اصلی مشکلات را در فقدان اختیارات رئیس‌جمهور دانسته و گفته‌اند:«وقتی از دولت سؤال و مطالبه‌ای می‌شود باید از طرف دیگر بررسی شود که دولت چه مقدار در حوزه‌های مورد سؤال دارای اختیار بوده است به طور مثال اگر در خصوص سیاست خارجی، فرهنگ و یا فضای مجازی از دولت سؤال و مطالبه‌ای می‌شود، باید ببینیم که دولت چقدر در این حوزه‌ها اختیار دارد. باید در حد توان و در حوزه اختیارات رئیس‌جمهور از دولت مطالبه داشت». در این باره ‌اشاره به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد؛
۱- انتظار این بود- و هنوز هم هست- که آقای رئیس جمهور به جای کلی‌گویی، دقیقا می‌فرمودند که کدام اقدام را برای حل کدام مشکل انجام داده و یا در دست اقدام داشته‌اند که نبود اختیارات لازم مانع از انجام آن شده است؟! مثلا کدام لایحه را برای حل و فصل فلان مشکل موجود به مجلس ارائه داده و یا کدام تصمیم را اتخاذ کرده بودند که فقدان اختیارات کافی باعث توقف آن شده است؟! یافتن این موارد در کارنامه دولت کار دشواری نیست، بسم‌الله! حداقل چند نمونه از آن را برای افکار عمومی توضیح بدهید! مثلا برای مقابله با گرانی لجام گسیخته، تورم، بیکاری و ...کدام گام را برداشته بودید؟!
۲- جناب روحانی در تمامی طول چهل سال گذشته یکی از مسئولان بلند‌پایه نظام بوده‌اند، بنابراین نمی‌توانند ادعا کنند که از ساز و کارهای قانونی جمهوری اسلامی ایران بی‌خبر بوده‌اند و سؤال این است که وقتی می‌دانستید رئیس‌جمهور- به قول خودتان-  برای انجام وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذارده است، اختیارات لازم و کافی ندارد! چرا برای تصدی پست ریاست جمهوری نامزد شدید؟!
۳-  باید از آقای رئیس‌جمهور پرسید که آیا این جملات را به خاطر دارید؟! مگر جنابعالی نبودید که در تبلیغات انتخاباتی خود می‌فرمودید: «والله‌العلی العظیم (قسم جلاله) اگر مشکلات این کشور که بسیار و بسیار و بسیار پیچیده است، راه‌حل نداشت کاندیدا نمی‌شدم. بدانید برادران و خواهران عزیز، همه آنهایی که کلید را تکان دادید، واقعاً برای این قفل‌ها کلید وجود دارد»!
آن قسم جلاله با اظهارات شنبه شب شما که ریشه مشکلات را در نبود اختیارات کافی می‌دانید چگونه قابل جمع است؟!
۴- فرض محال که محال نیست؟ هست؟! حالا فرض می‌کنیم که جنابعالی با وجود چند دهه مسئولیت مطرح در جمهوری اسلامی و علی‌رغم قسم جلاله‌ای که یاد کرده بودید، بعد از حضور در جایگاه ریاست جمهوری، تازه متوجه شدید که رئیس‌جمهور برای حل مشکلات، اختیارات کافی ندارد! خب، چرا برای بار دوم هم نامزد شدید و باز هم برای حل مشکلات موجود همان وعده‌های غلیظ و پر رنگ را تکرار کردید؟!
جناب روحانی، رئیس‌جمهور محترم! همه آنچه به آن ‌اشاره شد و فقط مشتی از خروارها و ‌اندکی از بسیارهاست و به وضوح نشان می‌دهد که اظهارات حضرتعالی درباره نبود اختیارات کافی قابل قبول نیست و علت بر زمین ماندن وعده‌هایی که داده‌اید هرچه باشد فقدان اختیارات نیست! فقط نیم نگاهی به راهی که طی ۶ سال گذشته پیموده‌اید بیندازید. تقریباً تمامی پیش‌بینی‌های منتقدان دلسوز درباره سرانجام خسارت‌بار راهی که در پیش گرفته بودید به حقیقت پیوسته است ولی جنابعالی بسیاری از آن پیشنهادات را نه فقط نادیده گرفتید، بلکه پیشنهاد‌دهندگان را با انواع تهمت‌ها و اهانت‌ها نواختید! آیا غیراز این است؟!
جناب آقای روحانی سخن جنابعالی که آن را با قسم جلاله همراه کرده و می‌فرمودید؛ همه مشکلات راه‌حل دارد، سخن قابل قبولی است و حضرتعالی برای پیمودن این راه «اختیار لازم» را داشتید ولی با عرض پوزش این سؤال در میان است که آیا «توان لازم» را هم داشتید!

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان

واکنش شریعتمداری به سخنان عراقچی/ چه کسی باید برود؟!


واکنش شریعتمداری به سخنان عراقچی: چه کسی باید برود؟!

 

باید از آقای عراقچی پرسید؛ جنابعالی از کدام جایگاه سخن می‌گویید و حکم صادر می‌کنید؟! اگر به نمایندگی از وزارت خارجه سخن می‌گویید که وای به حال وزارت خارجه! و اگر از پیش خود اظهار نظر کرده‌اید که بازهم وای به حال وزارت خارجه‌ای که جنابعالی معاون سیاسی آن هستید!

 

به گزارش آخرین خبر ، «حسین شریعتمداری» در واکنش به سخنان «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه در شماره امروز روزنامه «کیهان» نوشت: 

اظهارات سخیف آقای عراقچی در‌باره برادران و خواهران افغانی مقیم ایران، در جغرافیای سخنان آن شب ایشان یک «وصله ناجور»! است و به جمله معترضه‌ای شبیه است که با موضوع مورد بحث وی همخوانی ندارد. ناهمخوانی اظهارات وی با موضوع مصاحبه، این احتمال را قوت می‌بخشد که ایشان اصرار عجیب و سؤال‌برانگیزی داشته است به هر بهانه‌ای که شده، آن اظهارات سخیف را بر زبان آورد! موضوع مصاحبه ایشان بدعهدی آمریکا و اروپا در انجام تعهدات برجامی آنها بوده است و فقط نیم نگاهی به آنچه آقای عراقچی در این مصاحبه مطرح کرده است به وضوح نشان می‌دهد که ایشان غیر از تکرار مکررات، هیچ سخن تازه و نا‌شنیده‌ای برای مخاطبان آن برنامه نداشته است. تنها سخن تازه آقای عراقچی در مصاحبه یاد شده، اظهارات دشمن‌پسند وی درباره مهاجران مظلوم افغانستان در ایران اسلامی است از این روی، به وضوح می‌توان نتیجه گرفت که ایشان در مصاحبه خویش غیر از آنچه در این خصوص گفته است برنامه دیگری نداشته است! آقای عراقچی می‌گوید: «وقتی تحریم‌های آمریکا اثر کند منابع مالی ما محدود شود و فروش نفت ایران به صفر برسد که البته این اتفاق نمی‌افتد ما مجبور هستیم که سیاست‌های ویژه‌ای برای اقتصاد خود اعمال کنیم و ممکن است در یک جا به یک نقطه‌ای برسیم که نتوانیم این هزینه‌ها را ادامه دهیم و در آن صورت ممکن است از خواهران و برادران افغانستانی خود بخواهیم ایران را ترک کنند»!
باید از آقای عراقچی پرسید؛ جنابعالی از کدام جایگاه سخن می‌گویید و حکم صادر می‌کنید؟! اگر به نمایندگی از وزارت خارجه سخن می‌گویید که وای به حال وزارت خارجه! و اگر از پیش خود اظهار نظر کرده‌اید که بازهم وای به حال وزارت خارجه‌ای که جنابعالی معاون سیاسی آن هستید! آیا اظهارات سخیف شما دقیقا و بی‌کم و کاست همسو با سیاست اعلام شده آمریکا و اسرائیل برای جدا کردن ملت‌های مسلمان منطقه از ایران اسلامی نیست؟! مگر همین دو روز قبل مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا با همین منظور و انگیزه به عراق نرفته بود؟! مگر جان بولتون رسما از جدایی میان ملت‌های مسلمان منطقه با ایران اسلامی به عنوان یکی از اهداف استراتژیک آمریکا یاد نکرده بود؟! آقای عراقچی! شما نمی‌دانید که برادران افغانی ما با حضور در جنگ تحمیلی و در دفاع از کیان اسلام بیش از ۳ هزار شهید داشته‌اند؟! اصلا شما می‌دانید که تیپ فاطمیون متشکل از برادران افغانستانی مقیم ایران اسلامی در مقابله با تکفیری‌های داعش چه تعداد شهید داده‌اند و هنوز هم می‌دهند؟! راستی جنابعالی و سایر مدیران وزارت خارجه تاکنون در کجای این معادله قرار داشته‌اید؟!
جناب عراقچی! چرا رگ غیرتتان علیه آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها نجنبیده است؟! مثلا چرا نگفته‌اید به ادامه کار شرکت‌های غربی در ایران خاتمه می‌دهیم؟! یادتان هست که در ملاقاتی به اظهارات وندی شرمن ‌اشاره کردم که گفته بود فریبکاری در ذات و در دی. ان.‌ای(DNA)ایرانیان است و پرسیده بودم چرا خواستار حذف او از میز مذاکرات با آمریکا نمی‌شوید؟ و جنابعالی گفته بودید، من تیتر یک آن روز کیهان را به وندی‌شرمن نشان دادم و... بعد چی؟! به حضور وی در مذاکرات علی‌رغم آن جسارت بی‌شرمانه رضایت دادید! چرا در آن ماجرای خفن رگ غیرتتان نجنبید؟! چون آمریکایی بودند؟!
در گزارش امروز کیهان به موضوع مورد بحث پرداخته‌ایم و در این وجیزه فقط به بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای فاطمیون بسنده می‌کنیم. آنجا که می‌فرمایند؛
«بنده از قدیم به برادران هزاره افغانستان نگاه ستایش‌گرانه‌ای داشتم چرا که از نزدیک دیده بودم طلبه‌های‌شان با ما مأنوس بوده و از قدیم با آنها آشنا بودم. جمعیت زیادی از خانواده‌های افغانستانی به ایران آمدند و در انقلاب و دفاع مقدس با ما همراهی کردند... در قضایای سوریه، دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حرم‌های مطهر در عراق و مسئله داعش، برادران افغانستانی و هزاره از مجموعه‌های پیشقدم در این قضایا بودند که هم خوب شرکت کردند و هم خوب جنگیدند. ما برای شهدای شما [فاطمیون] ارزش قائل هستیم و این قضایا از جمله حوادثی است که در طول تاریخ اسلام نظیر آن را کم داشتیم... بعضی از خانواده‌ها دو شهید دادند و این به‌خاطر احساس دِینی است که دارند. پاره جگر آنها به میدان خطری برود که سرنوشتش معلوم نیست. خانواده‌ها قدر این زحمت‌ها را بدانند که پیش خدا عزیز هستند. شهیدی با چهار فرزند به‌شهادت رسیده است، این‌ها خیلی با ارزش است. خداوند به شما صبر و اجر بدهد و در دنیا و آخرت عزیز هستید. ان‌شاءالله ما هم به‌برکت شهدای شما عاقبت‌به‌خیر باشیم و در قیامت با شما محشور شویم».
جناب عراقچی لطفا به خدمات و فداکاری‌ها و ایثار برادران افغانی در ایران اسلامی نیم نگاهی بیندازید. اکنون به عملکرد خودتان و وزارتخانه متبوعتان نگاه کنید. چه می‌بینید؟ حضور برادران و خواهران افغانی در ایران اسلامی سرشار از ایثار و جانبازی و فداکاری است و... حضرتعالی و وزارتخانه متبوعتان غیر از تحمیل سند ذلت‌بار برجام و برباد دادن امکانات و ظرفیت‌های کشور چه دستاوردی داشته‌اید؟! حالا خودتان کلاهتان را قاضی کنید و بفرمایید اگر قرار به رفتن باشد، آیا عقل و عدل و انصاف و منافع ملی حکم نمی‌کند که شما باید بروید؟!
و بالاخره چه جانسوز است این چند بیت از قصیده بلند برادر عزیزمان، محمدکاظم کاظمی شاعر افغانستانی خطاب به قدر‌ناشناسانی نظیر شما که؛

تمام آنچه ندارم، نهاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
به این امام قسم، چیز دیگری نبرم
به جز غبار حرم، چیز دیگری نبرم
خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان
و مستجاب شود باقی دعاهاتان
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان- هرکه هست- آجر باد

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان

صفحه1 از11

محل تبلیغات شما