اینستکس تحقیر ملت و نتیجه دیپلماسی التماسی است


حسین شریعتمداری:

اینستکس تحقیر ملت و نتیجه دیپلماسی التماسی است


مدیرمسئول روزنامه کیهان گفت: اینستکس یک سامانه فریب برای تحقیر ملت ایران است که با هدف تامین منافع غرب تهیه شده است.
 

به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری، درباره اینستکس (INSTEX) که مخفف Instrument in Support of Trade Exchange به معنای «ابزاری برای حمایت از تبادلات تجاری» توسط اتحادیه اروپا، اظهار کرد: اینستکس در حقیقت دو مرحله پایین‌تر از سامانه ذلت‌بار SPV است که اروپایی‌ها درپی تحمیل آن بودند.
 

وی با بیان اینکه اینستکس نوعی کلاهبرداری است، افزود: آنچه که در این سامانه مالی آمده است تامین‌کننده منافع کشورهای اروپایی و ادامه خسارت‌های فاجعه‌باری است که برجام درپی داشته است.

مدیرمسئول روزنامه کیهان با ‌اشاره به متن اینستکس، گفت: در تصویب نهایی اینستکس قرار شده ایران ارز حاصل از فروش نفت خود به کشورهایی نظیر کره‌جنوبی، هند و ژاپن را به بانک‌های اروپایی بسپارد. این یک امتیاز بزرگ برای اروپاست که از ذخایر ارزی ما به نفع خود سود می‌برد و این درحالی است که اروپایی‌ها برخلاف متن صریح برجام و صرفا برای رعایت تحریم‌های آمریکا حاضر نیستند از ایران نفت بخرند.
اینستکس

شریعتمداری در گفتگو با خبرگزاری آنا گفت: از طرفی دیگر اینستکس ایران را ملزم می‌کند که تنها با کشورهای اروپایی رابطه تجاری داشته باشد. در این بخش نیز فقط منافع اروپا در نظر گرفته شده است که امتیاز دیگری برای آنهاست و نه ما.

مدیر مسئول کیهان گفت حقیرانه‌ترین و ذلت‌بار‌ترین بخش اینستکس آن است که ایران در مقابل درآمد نفتی خود تنها مجاز به خرید مواد غذایی و دارو خواهد بود. این دقیقا همان نسخه نفت در مقابل غذا و داروست که آمریکا و اروپا بعد از شکست صدام در حمله به کویت برای عراق پیچیدند! انگار ما یک کشور شکست‌خورده و تسلیم‌شده و یا کودک یتیم و نا‌بالغی هستیم که اروپایی‌ها باید ما را سرپرستی کنند و برای دارایی‌هایمان تصمیم بگیرند!

شریعتمداری افزود: محروم کردن ایران از رابطه تجاری با کشورهای غیر‌اروپایی و تحمیل انحصار تجاری ایران به اروپا تحقیر دیگری است که در اینستکس علیه کشورمان تدارک دیده‌اند.

مدیرمسئول کیهان با تأکید بر اینکه ایران در عرصه تولیدات دارویی و غذایی بسیار پیشرفت داشته، تصریح کرد: خرید غذا و دارو از اروپا به منزله ورشکستگی و تعطیلی کارخانه‌ها و مراکز تولید این مواد است که ورشکستگی این واحدهای تولیدی و افزایش بیکاری را به دنبال دارد.

وی در ادامه گفت: اینستکس به این همه تحقیر و زورگویی بسنده نکرده و اجرای آن را به تصویب کنوانسیون‌های استعماری پالرمو،FATF و CFT نیز مشروط کرده است و مذاکره درباره توان موشکی و حضورمان در منطقه را هم در بیانیه پیوست آورده است!

شریعتمداری اظهار داشت؛ گستاخی اروپا حاصل دیپلماسی التماسی دولت است و اگر در مقابل باج‌خواهی‌های غرب ایستاده بودیم جرأت ارائه اینگونه طرح‌ها و سامانه‌های استعماری را نداشتند ولی هنگامی که در مقابل زورگویی‌های خود واکنش غیرتمندانه‌ای از سوی دولت نمی‌بینند، هر روز بر اینگونه جسارت‌ها می‌افزایند.

مدیر‌مسئول کیهان گفت: نیم‌نگاهی به متن اینستکس به وضوح نشان می‌دهد که تروئیکای اروپایی در این متن، خواسته‌های آمریکا و آرزوهای ترامپ را فهرست کرده و انجام آن را از ایران خواسته‌اند. ترامپ درحالی از برجام خارج شد که به گفته موگرینی، اطمینان یافته بود ایران در برجام باقی می‌ماند و برای توان موشکی خود حاضر به مذاکره می‌شود. ترامپ ۹ بار این خواسته خود را تکرار کرده بود ولی این اتفاق نیفتاد و حالا اروپایی‌ها همان آرزوی ترامپ را در قالب اینستکس  فهرست کرده و ارائه داده‌اند!

وی با ‌اشاره به سمت و سوی تحقیر‌آمیز و فاجعه‌بار اینستکس و اینکه برخی از مقامات اروپایی نیز اعلام بر بی‌فایده بودن آن تاکید کرده‌اند گفت: اکنون دیگر آن عده اقلیت از اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نیز باید بدون کمترین تردید FATF را رد کنند و با اتفاق آراء بر عزت و اقتدار ایران اسلامی تاکید بورزند.
 
 
منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان

پشت پرده نامه هشت وزیر و پاسخ رهبری

پشت پرده نامه هشت وزیر و پاسخ رهبری

براساس روال جاری و تعریف شده اداری، اینگونه نامه‌ها دارای طبقه‌بندی محرمانه هستند و نباید خبر آن رسانه‌ای شود ولی آقایان نامه یاد شده را به یک نامه سرگشاده! تبدیل کرده‌اند که تعجب‌آور و غیر‌قابل توجیه و توضیح است
 

به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری طی یادداشتی نوشته است: دیروز از سوی دولت اعلام شد که ۸ تن از وزیران با ارسال نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب خواستار تسریع در تصویب کنوانسیون پالرمو و لایحه CFT در مجمع تشخیص مصلحت نظام شده‌اند. دولتمردانی که این خبر را در اختیار رسانه‌ها قرار ‌داده‌اند، از پاسخ رهبر معظم انقلاب به این درخواست سخنی به میان نیاورده‌اند و این پرسش را بی‌پاسخ گذاشته‌اند که اگر حضرت آقا هنوز به نامه آنها پاسخی نداده‌اند، چرا خبر ارسال این نامه را رسانه‌ای کرده‌اند؟ و چنانچه رهبر معظم انقلاب به این نامه پاسخ داده‌اند، چرا در خبری که به رسانه‌ها داده‌اند به پاسخ حضرت ایشان ‌اشاره‌ای نکرده‌اند؟!

توضیح آنکه براساس روال جاری و تعریف شده اداری، اینگونه نامه‌ها دارای طبقه‌بندی محرمانه هستند و نباید خبر آن رسانه‌ای شود ولی آقایان نامه یاد شده را به یک نامه سرگشاده! تبدیل کرده‌اند که تعجب‌آور و غیر‌قابل توجیه و توضیح است. این اقدام دولت چرا صورت گرفته است و چه مقصود و منظوری را دنبال می‌کند؟! برای رمزگشایی از این ماجرا باید به نمونه مشابه آن یعنی ماجرای برجام ‌اشاره کرد.

دولت در آغاز کار، برجام را فتح‌الفتوح! بزرگترین دستاورد تاریخ ایران! تسلیم قدرت‌های بزرگ جهانی در مقابل ملت! و... معرفی می‌کرد و مدعی بود که در اولین روز اجرای آن تمام تحریم‌های هسته‌ای و غیر‌هسته‌ای لغو می‌شود! و در همان حال ضمن تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز از خود و تیم مذاکره‌کننده، منتقدان را به باد تهمت‌های ناروا گرفته و با طعنه خطاب به آنان می‌گفت «حالا از کجا صابون بیاوریم که رویتان را بشوئید»! و مثلا ازخجالت بیرون بیایید! ولی بعد از آنکه همگان به وضوح دیدند برجام کلاه گشادی بوده است که آمریکا بر سر کشورمان گذاشته است و دستاوردی جز برباد دادن تاسیسات هسته‌ای و امکانات و ظرفیت‌های چند ساله کشور نداشته است، ادعا کردند که تمامی مذاکرات و مراحل آن تحت نظر رهبری صورت گرفته است و با سوء‌استفاده از برخورد ملاطفت‌آمیز ایشان اصلا به روی مبارک خود نیاوردند که به کدامیک از شروط ۹‌گانه‌ای که رهبر معظم انقلاب اعلام کرده بود عمل کرده‌اند؟! و نگفتند به هیچیک!

امروز هم به نظر می‌رسد که نامه ۸ وزیر به رهبری با همان سمت و سو نوشته شده و همان رنگ و بوی برجام خسارت‌بار و فاجعه‌آمیز را دارد! آقایان از یک سو با صراحت اعلام می‌کنند که تصویب FATF، کنوانسیون پالرمو و لایحه CFT هیچیک از مشکلات موجود را حل نمی‌کند! بنابراین سؤال این است که با وجود چنین نظر صریحی درباره این لوایح چه اصراری بر تصویب آن دارید؟! و چرا باید به تعهداتی تن بدهیم که به قول خودتان هیچ دستاوردی ندارد؟! (اظهارات صریح آقای ظریف در جلسه علنی ۱۵ مهرماه ۹۷ مجلس شورای اسلامی).

کیهان با واسطه از یک مقام نزدیک به دولت شنیده است که رهبر معظم انقلاب از نویسندگان نامه پرسیده‌اند اگر لوایح مورد ‌اشاره تصویب بشود آیا مشکلی را حل خواهد کرد؟ و آقایان پاسخ داده‌اند که هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. اگر این نقل قول صحت داشته باشد که با توجه به اظهارات قبلی آقای ظریف، صحیح به نظر می‌رسد، انتظار منطقی و اخلاقی آن بود که آقایان به این پاسخ نیز ‌اشاره می‌کردند. که نکرده‌اند! ضمن آنکه رهبر معظم انقلاب تصمیم درباره این امور را به مراجع قانونی آن -‌در اینجا مجمع تشخیص مصلحت نظام- سپرده‌اند.

 

منبع : کیهان

سرمقاله های کیهان

 

خودتان را به آن راه نزنید!(یادداشت روز)

 

دیروز شورای نگهبان در اقدامی هوشمندانه و با استناد به متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، لایحه الحاق کشورمان به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم-CFT- را رد کرد و روز تاریخی ۱۳ آبان را که ترامپ با انتخاب آن به عنوان «روز بازگشت تحریم‌ها» در پی انتقام از ملت ایران بود، به عزای آمریکا و متحدان بیرونی و دنباله‌های داخلی آن تبدیل کرد. در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛
۱- نزدیک به دو سال است که دولت با زیر پا گذاشتن اصل ۷۷ قانون اساسی و بدون اطلاع مجلس، کشورمان را در مقابل FATF متعهد کرده است! و بیش از ۳۷ بند از ۴۱ بندِ تعهداتی FATF را اجرا می‌کند! و تنها ۴ بند که نیاز به تصویب قانون دارد را- اجباراً- در قالب لایحه به مجلس ارائه کرده است! لایحه مبارزه با تامین مالی تروریسم-CFT- که دیروز از سوی شورای نگهبان به علت مغایرت با قانون اساسی و موازین اسلامی رد شد، یکی از این چهار لایحه است.
گفتنی است که لایحه مقابله با پولشویی در سال ۱۳۸۱ به مجلس رفته و تصویب شده بود ولی دولت کنونی با توجه به تعهدی که بدون رعایت قانون اساسی به گروه اقدام مالی FATF داده است این لایحه را مطابق نظر آنان اصلاح کرده و برای تصویب به مجلس فرستاده بود! بنابراین، اصلاحیه مورد ‌اشاره دیکته‌ای است که دولت به نمایندگی از FATF نوشته و برای تصویب به مجلس داده است! 
۲- این لایحه (CFT) زیر تابلوی فریبنده مقابله با تامین مالی تروریسم تدوین شده است ولی نکته مهم آن است که تعریف ما و غرب از تروریسم و گروه‌های تروریستی، متفاوت و حتی متضاد است و مدیران و برنامه‌ریزان گروه اقدام مالی FATF با صراحت و رسما اعلام کرده‌اند که تعریف جمهوری اسلامی ایران از «تروریسم» را نمی‌پذیرند و ایران باید تعریف FATF را ملاک عمل خود قرار بدهد! دولت و مجلس ادعا می‌کنند که درباره مصداق و تعریف تروریسم «حق تحفظ» داده‌ایم! که در این خصوص باید گفت؛ 
الف- گروه اقدام مالی FATF در آخرین بیانیه خود شروط ۹ گانه‌ای را برای ایران اعلام کرده است و در اولین شرط تاکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران باید تعریف FATF از تروریسم و مصادیق آن را بپذیرد. در این بند آمده است: ایران باید به نحو مناسبی تامین مالی تروریست‌ها را جرم انگاشته و از جمله معافیت گروه‌های تحریم شده را که «در تلاش برای پایان دادن به ‌اشغالگری خارجی، نژادپرستی و استعمار هستند»، حذف نماید. بنابراین، ادعای دولت و نمایندگان موافق این لایحه خلاف واقع است.
ب- ادعا کرده و می‌کنند که «نه در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و نه لیست خزانه‌داری آمریکا نام هیچ یک از سرداران و مسئولان ایرانی وجود ندارد بلکه این قطعنامه‌ها شامل لیست افراد و گروه‌های القاعده، طالبان و داعش! است. این ادعا نیز دروغ محض است چرا که در سایت وزارت خزانه‌داری آمریکا از سازمان صدا و سیما، وزارت اطلاعات، سپاه و وزارت دفاع و در قطعنامه‌های شورای امنیت ملی از فریدون عباسی، محمدرضا نقدی و قاسم سلیمانی به عنوان حامیان تروریسم نام برده شده و براساس قرارداد FATF اموال این افراد باید توقیف و مصادره شود! در بند دوم از شروط ۹ گانه FATF نیز تاکید شده است که؛ منظور از مصادیق تروریست همان قطعنامه‌های سازمان ملل است و از ایران خواسته است اموال و دارايي‌های آنها را شناسایی و بلوکه کند و از انجام تراکنش‌های مالی توسط آنان خودداری ورزد! اکنون باید گفت؛ از برخی نمایندگان مجلس که نقش وکیل‌الدوله را دارند انتظاری نیست به این نکات توجه داشته باشند چرا که اظهارات آنها نشان می‌دهد اساسا از موضوع این لوایح اطلاع چندانی ندارند! ولی از دولت و وزارت خارجه انتظار می‌رود که قبل از اظهار‌نظر‌های خلاف واقع، نیم‌‌نگاهی به سایت‌های رسمی سازمان ملل و FATF بیندازند و سپس اظهار نظر کنند! انتظار زیادی است؟!
ج- با پذیرش این کنوانسیون، ایران باید بودجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی قدس، وزارت اطلاعات، وزارت دفاع و... را قطع کرده و تمامی حساب‌های بانکی آنها را مسدود کند! و این اقدام که «خودتحریمی» ترجمان دیگر آن است باید تحت نظارت بازرسان کنوانسیون صورت پذیرد تا از انجام آن اطمینان کامل حاصل کنند! چه خوابی برای ما دیده‌اند که برای تصویب این لایحه ذلت‌بار سر و دست می‌شکنند؟!
د- بر اساس ماده ۱۹ کنوانسیون ۱۹۶۹ وین که به قانون اساسی حقوق معاهدات شهرت دارد «حق تحفظ یا شرط- Reservation » در یک معاهده بین‌المللی فقط هنگامی قابل پذیرش است که با موضوع و هدف معاهده ناسازگار نباشد. موضوع کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، قطع منابع مالی و مراکز پشتیبان گروه‌های تروریستی است. بنابراین وقتی شرط ما آن است که تعریف کنوانسیون درباره تروریسم و مصداق گروه‌های تروریستی را نمی‌پذیریم، این شرط، به‌زعم آنان با موضوع کنوانسیون مغایرت داشته و قابل پذیرش نیست. آیا دولت حقوقدان! و مخصوصا وزارت امور خارجه کشورمان از این ماده در کنوانسیون وین بی‌خبر است؟!
۳- و اما، با وجود خسارت‌های فاجعه‌آمیز لایحه CFT برای کشورمان که فقط به بخشی از آن ‌اشاره شد، اکنون باید دید لایحه مزبور چه دستاوردی دارد که برای تصویب آن اینهمه تلاش می‌کنند؟! در این خصوص فقط به اظهارات آقای ظریف در جلسه علنی مجلس و به هنگام تصویب این لایحه بسنده می‌کنیم. ایشان می‌گویند؛
« نه بنده و نه آقای رئیس‌جمهور نمی‌توانیم تضمین دهیم که با پیوستن به لایحه حمایت مالی از تروریسم مشکلاتمان حل خواهد شد، اما می‌توانیم تضمین بدهیم که با نپیوستن به این لایحه، آمریکا بهانه مهمی را برای افزایش مشکلات ما پیدا خواهد کرد»! یعنی آقای دکتر ظریف تنها خاصیت این کنوانسیون را در گرفتن بهانه از دست آمریکا می‌دانند! و تاکید می‌کنند که این لایحه غیر از آنکه -به زعم ایشان- قرار است بهانه را از دست آمریکا بگیرد، هیچ خاصیت دیگری ندارد! به بیان دیگر از نگاه وزیر محترم امور خارجه کشورمان، ملاک و معیار قانونگذاری در ایران اسلامی باید تامین خواسته‌های آمریکا باشد! با این توضیح که هرگاه آمریکا با موضوع یا پدیده‌ای در ایران اسلامی مخالفت کرد و علیه آن بهانه‌ای ساز کرد، باید مجلس و دولت به صف شوند و قانونی وضع کنند که تامین‌کننده خواسته آمریکا باشد تا بهانه‌ای که تراشیده است را از دستش خارج کند! آیا استدلال جناب ظریف می‌تواند معنا و مفهوم دیگری داشته باشد؟! باید از ایشان پرسید، مگر طی چهل سال گذشته، بهانه‌تراشی‌های آمریکا علیه ایران اسلامی نقطه پایانی داشته است؟! اصلی‌ترین بهانه آمریکا، اسلامی بودن نظام و استقلال آن است. آیا برای گرفتن این بهانه باید به نوکری آمریکا تن بدهیم؟! اگر نتیجه استدلال آقای ظریف، این نیست پس چیست؟! 
۴- مدعیان اصلاحات و رسانه‌های تحت مدیریت آنها بلافاصله بعد از اقدام هوشمندانه و شایسته تقدیر شورای نگهبان در رد این لایحه ذلت‌بار، صدا به اعتراض بلند کردند که‌ اشاره به برخی از اعتراضات آنان ضمن آنکه خنده‌دار است، نشان‌دهنده سطح معلومات و بینش آنها در این زمینه نیز هست. بخوانید؛
می‌گویند، آیا شورای نگهبان مخالف مبارزه با تروریسم است؟! که باید گفت مخالف اسارت زن و بچه ملت و از جمله نوامیس شما در دست تروریست‌های وحشی نظیر داعش و منافقین و الاهوازیه و... است. مگر این تروریست‌ها تحت حمایت آشکار کشورهای حاضر در مرکزیت و مدیریت FATF نیستند؟! آیا تنها تابلوی مقابله با تامین مالی تروریسم بدون توجه به محتوای آن می‌تواند اطمینان‌آور باشد؟! مگر استعمار به معنی عمران و آبادانی نیست؟ آیا مخالفت با استعمارگران مخالفت با آبادانی است؟! 
ادعا می‌کنند که اقدام شورای نگهبان هدیه به آمریکاست و توضیح نمی‌دهند که اگر این لایحه به زیان آمریکاست چرا برای تصویب آن سر و دست می‌شکنند و یقه چاک می‌دهند؟! آیا خلع سلاح ایران، حذف بودجه سپاه و نیروی قدس و وزارت اطلاعات و وزارت دفاع و رها کردن مردم در چنگال خونریز تروریست‌ها و... آرزوی آمریکا نیست؟! چرا خودتان را به آن راه می‌زنید؟! و یا نمی‌دانید و ادای دانستن در می‌آورید؟!
می‌گویند، چرا شورای نگهبان نظر خود درباره رد لایحه CFT را دقیقا در روز ۱۳ آبان اعلام کرد؟ و توضیح نمی‌دهند که چرا اعلام مخالفت شورای نگهبان با یک لایحه ذلت‌‌بار را که خواسته بارها اعلام شده آمریکاست، در روز مبارزه با استکبار نمی‌پسندند و چرا برخی از آنان به نمایندگی از آمریکا عزا گرفته‌اند؟! 
۵- باید از موافقان لایحه یاد شده (CFT) پرسید اگر این لایحه را قابل‌دفاع می‌دانید چرا حاضر نیستید با یکی از منتقدان جدی آن به مناظره بنشینید و از آن با ارائه سند و استدلال دفاع کنید؟! 
متن این لایحه و پی‌آمدهای آن به ‌اندازه‌ای فاجعه‌بار است که بسیاری از نمایندگان موافق حاضر نیستند مردم از رای موافقشان به این لایحه با خبر شوند! 
۶- و بالاخره باید از هوشمندی شورای نگهبان که بعد از استماع نظر موافقان و مخالفان و تطبیق این لایحه با قانون اساسی و مبانی اسلام به ذلت‌بار بودن آن پی‌برده و با طرح ۲۰ ایراد اساسی و رد این لایحه فاجعه‌ای را که تصویب آن درپی داشت برطرف کرده است صمیمانه قدردانی کرد.
 
حسین شریعتمداری

سرمقاله های کیهان

از سایه خود هم بترسید!

از سایه خود هم بترسید! 



یعقوب شوشتری یکی از یهودیان بهایی شده به عنوان سخنگوی گروهک تروریستی الاحوازیه ، بیانیه این گروهک را در‌باره حمله تروریستی اهواز قرائت کرد! وی پیش از این چند سفر آشکار به تل‌آویو و ریاض داشته است که تصاویر این سفرها و ملاقات‌هایش با مأموران امنیتی عربستان و رژیم صهیونیستی روی سایت این گروهک قابل مشاهده است.

 

به گزارش آخرین خبر ، حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول  روزنامه کیهان در یادداشتی با عنوان از سایه خود هم بترسید! در واکنش به حادثه تروریستی اهواز که منجر به شهادت و زخمی شدن شماری از هم وطنان ما شد  نوشت :

 « عبدالخالق عبدالله» مشاور سیاسی ولیعهد امارات در واکنش به حمله تروریستی دیروز اهواز نوشته است «حمله به یک هدف نظامی، اقدام تروریستی نیست و انتقال نبرد به داخل ایران یک تصمیم علنی است و در آینده افزایش خواهد یافت»! 

به مصداق ضرب‌المثل معروف «پشه خودش چیست که فشار خونش باشد» باید توجه داشت که اساساً امارات فقط در قد و قواره یک تجارتخانه قابل ارزیابی است و از این روی اظهار‌نظر مشاور سیاسی ولیعهد این تجارتخانه در مقایسه با جایگاه فکسنی او کمترین ارزشی ندارد اما، این اظهار‌نظر را می‌توان و باید به عنوان  «نشتی یک بشکه» تلقی کرد.

با این توضیح که اگرچه برای پی بردن به آنچه درون یک بشکه ریخته‌اند، باید سرپوش آن را برداشته و «در بشکه» را گشود، ولی چنانچه در بدنه بشکه سوراخی ایجاد شده و محتوای درون آن از این سوراخ به بیرون نشت کرده باشد، از این نشتی می‌توان به محتویات درون بشکه پی برد!

اظهارات عبدالخالق عبدالله از این زاویه قابل ارزیابی است و از آنجا که امارات پادوی چشم و گوش بسته و نوکر بی‌اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی است و بدون اجازه آنها جرأت کمترین اظهار‌نظری را ندارد، می‌توان و باید اظهارات او را برخاسته و برگرفته از خواست آمریکا و رژیم صهیونیستی تلقی کرد. اظهارنظری که ارائه آن را برای در امان ماندن از پی‌آمدهای آن به یک پادوی دست‌چندم خود سپرده‌اند!

گروهک تروریستی الاحوازیه! سال‌هاست که در کپنهاک و در لندن دفتر و دستک دارد و آشکارا از سوی این دو دولت و برخی دیگر از کشورهای اروپایی حمایت می‌شود.

همین دیروز یعقوب شوشتری یکی از یهودیان بهایی شده به عنوان سخنگوی این گروهک تروریستی، بیانیه گروهک را در‌باره حمله تروریستی اهواز قرائت کرد! وی پیش از این چند سفر آشکار به تل‌آویو و ریاض داشته است که تصاویر این سفرها و ملاقات‌هایش با ماموران امنیتی عربستان و رژیم صهیونیستی روی سایت این گروهک قابل مشاهده است. 

مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا و جان بولتون مشاور امنیتی ترامپ پیش از این بارها از واژه «تابستان داغ ایران» خبر داده و اعلام کرده بودند که ایران در تابستان امسال شاهد شورش‌های خیابانی منجر به فروپاشی خواهد بود! و دیروز که آخرین روز تابستان امسال بود، رجزهای آنان به دیوار خورده و از شورش‌های پیش‌بینی شده آنها نه فقط خبری نبود بلکه جمهوری اسلامی ایران کماکان با اقتدار مثال‌زدنی در مقابل توطئه‌های ریز و درشت دشمنان تابلو‌دار و بی‌تابلوی خود ایستاده بود.

از این روی برای خالی نبودن عریضه باید دست به کاری می‌زدند، حتی اگر این اقدام در حد‌و‌اندازه یک حمله کور به نظامیان درحال رژه باشد که می‌دانند به روال جاری در تمام رژه‌ها، سلاح خالی از گلوله در دست دارند. و یا به رگبار بستن زن و کودکانی که به تماشای رژه آمده‌اند. همین جا تصور کنید که اگر به موشک‌های دوربرد و نقطه‌زن مجهز نبودیم، دشمنان قسم‌خورده چه به روز ایران و ایرانی می‌آوردند و چه فاجعه هولناکی را به مردم این مرز و بوم تحمیل می‌کردند.

امید است کسانی که صنایع موشکی کشورمان را غیرضروری می‌دانستند، بر سر عقل آمده باشند! و از سوی دیگر در نظر آورید که با بهره‌گیری از همین موشک‌ها چه انتقام سختی در انتظار آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای اجق وجق سعودی و امارات خواهد بود.
گروهک تروریستی الاحوازیه در قد و قواره‌ای نیست که بخواهد هدف انتقام ما از خون شهیدانمان در اهواز باشد، آنها را به آسانی می‌توان قلع و قمع کرده و به خاک و خون کشید.

هدف اصلی در این معرکه کشورهایی هستند که افسار این سگ‌های وحشی را در دست دارند و آنان را با پرتاب چند تکه استخوان به‌کار گرفته‌اند.

از امیر‌مؤمنان علیه‌السلام است که سنگ را باید به همان سو پرتاب کرد که از آنجا آمده است.
حمله تروریستی دیروز به وضوح از دست‌های خالی دشمن در مقابله با ایران اسلامی حکایت می‌کند و این فرصت را نباید نادیده گرفته و از دست داد. به قول سعدی؛
چو دستت رسد مغز دشمن بر آر 
که فرصت فرو شوید از دل غبار 
وقتی آمریکا و اسرائیل و پادوهای فکسنی آنها نظیر عربستان و امارات، حمله به نظامیان و زنان و کودکان را عملیات تروریستی نمی‌دانند! چرا باید مقامات و مسئولان نظامی و امنیتی آنها در هر نقطه دنیا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصاً آن که هواداران جان بر کف ایران اسلامی در جای‌جای دنیا کم نیستند و جا دارد از این پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سایه خود هم بترسند.

 

منبع : فارس

 

سرمقاله های کیهان



 شریعتمداری: اشعث‌ها همچنان نق می‌زنند


امروز هم اشعث ها هستند و مثل همان اشعث‌ها نق می زنند، یکی تسلیم شدن در مقابل آمریکا را سیاست هوشمندانه! جا می زند، آن دیگری نامه به علی زمان را سرگشاده می نویسد که دیگران هم ببینند و تحسینش کنند.

 

به گزارش آخرین خبر به نقل از خبرگزاری دانشجو، «سید عزت الله ضرغامی» عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نامه حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان به خودش را در کانال تلگرامی‌اش منتشر کرد:

بسمه تعالی

برادر عزیزم  جناب آقای ضرغامی

با عرض سلام

دیروز در میان خبرها به خبری برخوردم که قول فراموش شده را به خاطرم آورد . قول داده بودم سروده یکی از شاعران معاصر را که وصف الحال بعضی هاست ! برایتان بفرستم که می فرستم . اما خبر این بود که یکی از مقامات سعودی گفته بود “ خواسته ما این است که سردار سلیمانی به ایران بازگردد” !! حاج قاسم عزیزمان یک نماد است , نماد مالک اشتر برای علی این زمان و  بازگشت او به ایران که مجموعه خبیث “غربی و عبری و عربی” آرزویش را در سر می پرورانند , یعنی دست کشیدن جمهوری اسلام ایران از اقتدار  منطقه ای و توان دفاعی مثال زدنی خود و در یک کلمه تبدیل شدن به یک لقمه ای که به آسانی از سوی دشمنانش قابل بلعیدن باشد . قاسم سلیمانی برگردد ! همان اصرار خوارج است که می گفتند مالک باید برگردد . مالکی که به تیرک خیمه معاویه رسیده بود و اگر مولای مظلوممان , حضرت امیر علیه السلام را وادار به بازگرداندن او نمی کردند , کار معاویه و عمرو عاص تمام بود و با خاتمه بلوای قاسطین , بساط ناکثین و مارقین هم درهم پیچیده و برچیده می شد. امروز اما , دیگر قرار نیست مالک برگردد . آن روز برای بازگرداتدن مالک , باید علی (ع) را وادار می کردند که به او فرمان بازگشت بدهد و این ماموریت را معاویه های کوچک تری که در اردوگاه مولایمان چنبره زده بودند بر عهده داشتند , مثل اشعث بن قیس و ….

امروز هم اشعث ها هستند و مثل همان اشعث‌ها نق می زنند , یکی تسلیم شدن در مقابل آمریکا را سیاست هوشمندانه! جا می زند , آن دیگری نامه به علی زمان را سرگشاده می نویسد که دیگران هم ببینند و تحسینش کنند …. و  به سالوس یقه می درند که ; به مالک بگو برکردد ! و … اما  یاران فداکار و پا به رکاب علی زمان , مولای خویش را تنها نمی گذارند . یاد امام راحلمان ـ رضوان الله تعالی علیه بخیر ـ که می فرمود “من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(ص) و مردم کوفه در عهد امیرالمومنین(ع) هستند.” و دیدیم و می بینم که چنین است .

آقا عزت عزیز !

حالا و بعد از این مقدمه که برای شما مصداق “زیره به کرمان بردن” را دارد  ,  آن سروده را بخوان که به قول سعدی “ ممد حیات “ است و “مفرح ذات “ …

مالک  رسیده  بود  به  آن  خیمه  سیاه
تنها سه  چار گام , نه این گام آخر است
اما صدای کیست که از دور می رسد ؟
گویا صدای ناله برگرد اشتر است !
این ناله حزین و گرفته از آن کیست ؟
من باورم نمی شود از حلق حیدر است
مالک رها کن آن سوی میدان و باز گرد
این سو , پر از معاویه های مکرر است
این کوفیان فریب که را خورده اند باز ؟
از شام نیز روز تو کوفه سیه تر است
امروز پاره پاره قرآن به نیزه هاست
فردا سر حسین که قرآن پر پر است .

شعر از برادر متعهدمان آقای محمد مهدی سیار

 یا علی (ع)

عزت زیاد آقا عزت

حسین شریعتمداری

سرمقاله های کیهان

صفحه1 از9

محل تبلیغات شما