عوامل بي رغبتي به ازدواج در بين جوانان چيست؟

يك جامعه شناس و استاد دانشگاه بر اين باور است كه يكي از عوامل بي رغبتي به ازدواج در بين جوانان نداشتن مهارت هاي زندگي است، چرا كه ما از دبستان تا دانشگاه همه مسائل را به فرزندانمان آموزش مي دهيم غير از مهارت هاي زندگي كه بتوانند با فرهنگ هاي متفاوت و ديدگاه هاي مختلف آشنا شوند و بتوانند زير يك سقف مشكلات شان را حل كنند.


به گزارش آخرین خبر و به نقل از جوان‌آنلاين: غلامرضا عليزاده در گفت‌وگو با «جوان‌آنلاين» در خصوص دلايل بي رغبتي جوانان به ازدواج اظهارداشت:  اصولا عوامل متعددي بر ازدواج تاثير دارد كه جمع شدن اين عوامل باعث ازدواج مي شود و عدم تجميع اين عوامل باعث مي شود كه به تاخير بيفتند.

وي تصريح كرد: يكي از عوامل تاخير ازدواج جوانان در كلان شهرها و شهرهاي بزرگ مسئله مسكن است، چرا كه ما از ابتدا فرزندانمان را آموزش داده ايم كه زن و شوهر با هم مستقل زندگي كنند و اين فرهنگ دوري و دوستي كه وارد حافظه تاريخي ما شده باعث مي شود كه اگر والدين جاي بزرگي هم داشته باشند جوانان حاضر نمي شوند كه با والدين شان يا والدين همسر در يك محيط زندگي كنند چرا كه پسر نمي خواهد مثلا داماد سرخانه شود و دختر هم نمي خواهد زير نظر مادرشوهر و خانواده شوهر قرار بگيرد.


اين جامعه شناس و استاد دانشگاه ادامه داد: در حال حاضر هم خريد مسكن از توان جوانان ما خارج است و هم اجاره كردن خانه نيز در توان حتي حقوق بگيران ما در شهرهاي بزرگ نيست بنابراين عاملي مي شود كه ازدواج جوانان به تاخير بيفتد اما آنهايي هم كه ازدواج مي كنند علي رغم گران بودن اجاره مسكن بيش از يك سال به آنها اجازه داده نمي شود كه در آن مسكن سكونت كنند و طبيعتا اين ها مجبورند 6 ماه بعد وسايل شان را جمع كنند و دنبال خانه بگردند بنابراين عملا اين ها تنها 6 ماه آسايش و آرامش دارند و پس از آن بايد كفش آهنين بپوشند و از اين آژانس املاك به آن بنگاه مسكن حركت كنند تا بروند و بتوانند خانه اي پيدا كنند.


عليزاده با بيان اينكه زوج هاي جوان چاره اي ندارند كه بعد از ازدواج براي تامين مخارج خود دو شيفته كار كنند، افزود: اين زوج ها از زندگي زناشويي نه تنها چشم اندازي را كه براي خودشان تصور كرده اند حاصل نمي شود بلكه انقدر خسته و كوفته به منزل مي آيند كه حوصله گفتگو كردن با هم را هم ندارند چه برسد به اينكه دور هم بنشينند و بگويند و گل بشنوند بنابراين هر دو زود استراحت مي كنند تا فردا صبح كه بايد زود از منزل خارج شوند و به سركار روند به همين دليل ديالوگ زن و شوهرها در شبانه روز به 17 دقيقه تنزل پيدا كرده است. البته اين 17 دقيقه صحبت هاي عاشقانه و مهرورزانه نيست بلكه گذاره هاي مشكلات شان است كه به يكديگر منتقل مي كنند. 
 

وي عامل اجتماعي را يكي ديگر از عوامل عدم رغبت جوانان به ازدواج دانست و عنوان كرد:  تحصيل كردن افراد اعم از دختر و پسر كه يك مدرك دانشگاهي بگيرند، پروسه ازدواج را 4 تا 5 سال به تاخير مي اندازد و در عين حال از بعد اجتماعي از آنجايي كه دخترها به مقداري از حقوق اجتماعي خودشان در طول تحصيل آگاهي پيدا مي كنند روابطي را كه پدر و مادرانشان داشته اند بر نمي تابند و چون در اين زمينه يك تاخر فرهنگي وجود دارد بنابراين آن خواسته ها با زمينه ها و مناسبات فرهنگي با هم همخواني ندارند و در محيط خانواده ايجاد تضاد مي كند كه دامنه اش رشد مي كند و به طلاق مي انجامد.

اين جامعه شناس و استاد دانشگاه اظهار كرد: عامل بعدي عامل فرهنگي است، كساني باورها و اعتقادات، ارزش ها و هنجارهاي مشابهي ندارند، باعث مي شود كه اين تضادها در برخي زمينه ها آنقدر وسعت بگيرد كه تحمل زندگي زناشويي را سخت كند.

عليزاده ادامه داد: عامل ديگر بي رغبتي به ازدواج در بين نوجوانان و جوانان نداشتن مهارت هاي زندگي است، ما از دبستان تا دانشگاه همه مسائل را به فرزندانمان آموزش مي دهيم غير از مهارت هاي زندگي تا بتوانند با فرهنگ هاي متفاوت و ديدگاه هاي مختلف آشنا شوند و بتوانند زير يك سقف مشكلات شان را حل كنند. بنابراين چون آموزش هاي لازم را فرا نگرفته اند با كوچكترين ناملايمتي كه پيش مي آيد شروع مي كنند تا آخرين حكم را درباره زندگي اجرا كنند و به دنبال طلاق مي روند چرا كه آن را بهترين گزينه براي خود مي دانند و به دليل آن است كه مهارت هايي براي زندگي به آنها آموزش داده نشده است.


وي با بيان اينكه دخالت والدين طرفين نيز يكي از مسائلي است كه باعث مي شود هر كدام از والدين پشت سر فرزند خود صف آرايي كنند و اين مسئله هم چون به طلاق مي انجامد، باعث ترديد ديگران مي شود، گفت: چون اطرافيان طلاق ديده خود را نگاه مي كنند كه فلاني ازدواج كرد بعد 6 ماه يك سال طلاق گرفت، باعث ترس در پسرها و دخترها مي شود كه مي گويند اگر بناست ما اينگونه ازدواج كنيم و طلاق بگيريم بهتر است كه در خانه پدري مان باشيم.

اين جامعه شناس و استاد دانشگاه  تصريح كرد: به همين خاطر اين هايي كه ازدواج مي كنند درصدي از طلاق شان بيشتر است براي همين با واكنش جواناني كه ازدواج نكرده اند رو به رو مي شويم كه ترجيح مي دهند تشكيل خانواده ندهند.

عليزاده اضافه كرد: در تهران از هر چهار ازدواج يكي به طلاق مي انجامد و در محله شميرانات كه مرفه نشين هستند از هر سه ازدواج يكي به طلاق مي كشد؛ بنابراين وقتي اين آمارها را افراد مي شنوند و مي بينند مي ترسند ازدواج كنند بنابراين خود اين مسئله هم يكي از عوامل زيربار نرفتن جوانان در امر ازدواج است.

وي تاكيد كرد: علاوه بر آن وقتي مي بينند افرادي را كه ازدواج كرده اند و چقدر با سختي و مشقت زندگي را مي گذرانند، احساس مي كنند كه خانه پدري شان چقدر نسبت به آنها برايشان راحت تر است چرا كه نه پول آب و برق و گاز دارند؛ بنابراين اين مسئله هم يكي از عواملي است كه باعث مي شود افراد نسبت به ازدواج رغبت نشان ندهند و اين مسائل در مجموع دست به دست هم داده است كه افراد نسبت به ازدواج يك مقدار تمايلات شان كمتر شود و احساس كنند تنهابودن و با خانواده بودن برايشان بهتر است.

اين جامعه شناس و استاد دانشگاه ادامه داد: چون ما به ويژه در طبقه متوسط به اين افراد مسئوليت نداده ايم و هميشه خانواده ها سعي كرده اند مشكلات فرزندانشان را حل كنند بنابراين باعث شده است كه جوانان بي مسئوليت بار بيايند و كمتر مسئوليتي را قبول كنند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

محل تبلیغات شما