حکم اعدام قاتل آتنا اصلانی تایید شد

 

معاون نظارت و بازرسی دیوان عالی کشور : حکم اعدام قاتل آتنا اصلانی در دیوان عالی کشور تایید شد.


به گزارش آخرین خبر ، دکترغلامرضا انصاری در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما از تایید حکم قاتل آتنا اصلانی در دیوان عالی کشور خبر داد و افزود: این پرونده چهارشنبه هفته گذشته (15 شهریور) در دیوان عالی کشور ثبت و برای رسیدگی به یکی از شعب دیوان عالی کشور ارجاع شد که به صورت فوق العاده و خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گرفت. وی با بیان اینکه قضات دیوان عالی کشور به علت حساسیت و اهمیت پرونده طی سه روز تعطیلی نیز روی پرونده کار کردند گفت : در نهایت نیز با حضور نماینده دادسرای دیوان عالی کشور، رای صادره در دادگاه کیفری یک استان اردبیل به تایید قضات دیوان عالی کشور رسید .پیش از این دادگاه کیفری یک استان اردبیل قاتل پرونده را از بابت تجاوز به عنف محکوم به اعدام، از بابت یک فقره قتل عمد محکوم به قصاص نفس، از بابت سرقت محکوم به حبس و شلاق و رد مال شده بود. ۲۹ خرداد ماه امسال دختر بچه ۷ ساله ای بنام آتنا اصلانی در شهرستان پارس آباد استان اردبیل مفقود شد که پلیس جسد وی را 20 روز پس از این اتفاق یعنی ۱۹ تیر ماه در پارکینگ خانه ای که مرتبط با مظنون به قتل پرونده بود، کشف کرد.

حوادث

خبرگزاری فارس: سارقان فرزندم باید مقابل پدر و مادرشان زجرکش شوند


سارقان فرزندم باید مقابل پدر و مادرشان زجرکش شوند


مادر بنیتا در حاشیه بازسازی صحنه ربوده شدن خودروی خود و فرزندش به خبرنگاران گفت: باید سارقان و ربایندگان کودک من که موجب شدند جان خود را از دست بدهد،‌ مقابل پدر و مادرشان زجرکش شوند.

 

به گزارش آخرین خبر به نقل از خبرگزاری فارس، صبح امروز با حضور عوامل نیروی انتظامی صحنه بازسازی ربوده شدن بنیتای 8 ماهه که در اثر این دزدیدن جان خود را از دست داد، انجام شد.

این بازسازی با حضور سرهنگ سیروس کتابعلی سرکلانتر ششم، سرهنگ مکرم معاون جنایی پلیس آگاهی و سردار عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ تا دقایقی دیگر انجام می‌شود.

به گزارش فارس، مادر بنیتا همچنان از شوک فوت دخترش لرزه بر اندام داشت و با صدایی گرفته و بغض‌آلود از دستگاه قضایی خواست که این 2 نفر را زجرکش کنند و جلوی پدر و مادرشان زجرکش شوند.

در ادامه با توجه به اینکه مادر بنیتا قادر به صحبت نبود پدر این طفل بیان داشت: قاضی به چه علت حکم آزادی این دو سارق را با یک فیش حقوقی صادر کرده است و باید در این خصوص پاسخگو باشد.

پدر بنیتا بیان داشت چرا با یک فیش حقوقی اجازه دادند فردی که 130 فقره دزدی داشته است،‌ آزاد شود.

 

 

 

 

حوادث

خبرگزاری فارس: سرقت مسلحانه نافرجام به بانک ملت/ دستگیری سارقان و زخمی شدن کارمند بانک


سرقت مسلحانه نافرجام به بانک ملت/ دستگیری سارقان و زخمی شدن کارمند بانک



ساعت ۱۳ امروز سرقت مسلحانه نافرجامی به بانک ملت واقع در بزرگراه فتح روی داد که به دستگیری زن و مرد سارق منجر شد.

 

آخرین خبر : به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، این مرکز در اطلاعیه ای از دستگیری دونفر زن و مرد سارق در سرقت نافرجام مسلحانه بانک خبر داد.

این مرکز در تشریح خبر فوق اعلام کرد: حوالی ساعت 13 امروز دونفر زن ومرد با به همراه داشتن یک قبضه سلاح کمری به بانک ملت واقع در بزرگراه فتح وارد و قصد سرقت از بانک را داشتند.

خوشبختانه با تماس مردمی با پلیس 110 بلافاصله عوامل گشت پلیس در محل حاضر شد و باهمکاری مردم سارقان مسلح را دستگیر می کنند.

قابل ذکر است بر اثر تیر اندازی سارقان یکی از کارمندان بانک زخمی و به بیمارستان منتقل شد؛ حال عمومی وی رضایت بخش است.

حوادث

تصویر قهرمان ملی پرورش اندام ایران به قتل رسید +عکس


قهرمان ملی پرورش اندام ایران به قتل رسید +عکس

 

قهرمان اصفهانی پرورش اندام ایران با ضربات چاقو کشته شد.


به گزارش آخرین خبر به نقل از ایسنا، قهرمان پرورش اندام کشور شب گذشته مورد حمله چند نفر قرار گرفت و با ضربات چاقویی که به او وارد شد، مجروح شده و در بیمارستان درگذشت.

محسن مکتوبیان قهرمان پرورش اندام ایران در دسته 80 کیلوگرم انتخابی تیم ملی نیز قهرمان شده بود. او شب گذشته زمانی که از باشگاه ورزشی خود خارج می‌شده، مورد حمله قرار گرفت و با ضربات چاقو کشته شد.

آن طور که امید جبلی رییس کمیته داوران فدراسیون پرورش اندام ایران اعلام کرده، گویا اختلاف خانوادگی دلیل این اتفاق بوده است.

جبلی گفت: شب گذشته مکتوبیان از باشگاه خارج می‌شود که مورد حمله چند نفر قرار می‌گیرد. این افراد با ضربات چاقو او را زخمی می‌کنند و مکتوبیان پس از انتقال به بیمارستان فوت می‌کند. ما شنیده‌ایم که این اتفاق و درگیری به دلیل اختلافات خانوادگی بوده است.

متهمان هنوز توسط ماموران انتظامی دستگیر نشده‌اند و تحت تعقیب هستند.


حوادث

 

 

 



اعتیاد خانه ام را سوزاند

 
از چند قدمی می‌توان اعتیاد را از چهره‌اش خواند. حال و روز خوبی ندارد. مدام چرت می‌زند و کلماتی را که به زبان می‌آورد آنقدر گسیخته و بی‌معنی است که باید ذکاوت زیادی داشته باشی تا بتوانی آنها را کنار هم قرار دهی و منظور و مفهومش را از گفته هایش بفهمی.



آخرین خبر : اتهامش نشئگی و مصرف مواد نیست، دزدی و حمل مواد هم نبود، اتهامش سنگین‌تر از این حرف هاست که بتوان از آن صحبت کرد.

او متهم به قتل است؛ قتل همسرش در انتهای چاهی تاریک و در اوج تنهایی، اما شاهد کوچک ماجرا راز مرد شیشه‌ای را برملا کرد. رازی که شاید اگر شاهد کوچک به زبان نمی‌آورد هرگز برملا نمی‌شد و در دل چاه عمیق دفن می‌شد.

چرا همسرت را کشتی؟

نمی‌خواستم او را بکشم. مواد که مصرف می‌کردم حالم دگرگون می‌شد و نمی‌فهمیدم کی کجاست و چه می‌گوید. همسرم را عامل بدبختی می‌دیدم و دیو بزرگی که می‌خواهد مرا به دام بیندازد و زندانی کند. برای همین او را کتک می‌زدم. دلم نمی‌خواست این کار را انجام بدهم، اما مواد وادارم می‌کرد. من دو راه داشتم؛ یا باید مواد را ترک می‌کردم یا همسرم را کتک می‌زدم. راه اول را که نمی‌توانستم طی کنم پس چاره‌ای جز انجام راه دوم نداشتم.

روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

مثل همیشه همسرم را زیر مشت و لگد گرفتم. آنقدر کتک خورد که از هوش رفت، شاید هم مرد. فکر می‌کنم مرد. نمی‌دانم شاید هم زنده بود، اما خودم فکر می‌کنم مرده بود. باید در موردش فکر کنم. بعد ترسیدم، برای همین او را داخل چاه انداختم. با خودم گفتم دستگیر می‌شوم برای همین جسدش را داخل چاه انداختم. گفتم جسد، ولی آن زمان مطمئن نبودم که مرده است. به هر حال اگر هم زنده بود، شاید به زودی می‌مرد.

چطور دستگیر شدی؟

تقصیر بچه‌ام بود. او مرا لو داد.

چطور؟

بعد از مرگ مادرش بچه خیلی بی‌تابی می‌کرد. همه‌اش سراغ مادرش را می‌گرفت و بهانه‌های الکی می‌گرفت. من هم از دست بهانه‌های او خسته می‌شدم و مدام او را کتک می‌زدم. همسایه‌ها از شنیدن صدای گریه بچه به ماجرا مشکوک شده و با پلیس تماس گرفتند. پلیس هم بعد از تحقیقات و دیدن آثار کبودی روی بدن بچه به دستور دادستان بچه را به بهزیستی داد. زمانی که بچه‌ام وارد بهزیستی شد شب اول ماجرای قتل مادرش را که شاهدش بود و علت کتک‌های وقت و بی‌وقتش را به مددکارش می‌گوید. مددکار هم موضوع را به پلیس می‌گوید و دیگر خودتان حدس بزنید که چه اتفاقی افتاد.

جسد همسرتان را پیدا کردند؟

بله، جسد او را داخل چاه پیدا کردند و با پیدا شدن جسد من چاره‌ای نداشتم جز این که واقعیت را به زبان بیاورم. به قتل همسرم اعتراف کردم و مرا به اینجا آوردند.

گفتی بچه‌ات را به بهزیستی سپردند، نپرسیدند مادرش کجاست؟ یا سراغ اقوام دیگرت را نگرفتند که بچه را به دست آنها بدهند؟

در تحقیقات سراغ همسرم را گرفتند، اما من به دروغ گفتم او از خانه قهر کرده و خبری از او ندارم. در مورد اقوام هم گفتم کسی را در این شهر ندارم. اگر نشانی کسی را می‌دادم همه چیز لو می‌رفت و آنها می‌گفتند همسرم قهر نکرده و در خانه است. همسرم آنقدر زن بسازی بود که هر چه او را کتک می‌زدم سکوت می‌کرد و از این موضوع به خانواده اش حرفی نمی‌زد.

پشیمانی؟

خیلی، می‌توانستم مواد را کنار بگذارم و به زندگی‌ام ادامه دهم، آن هم بدون دعوا و کتک‌‌کاری، اما تصمیم غلطی که گرفتم به غیر از این که زندگی خودم و زنم را نابود کرد زندگی بچه‌ام را هم به نابودی کشاند.

 

هلیا قنبری

 

منبع : جام جم

 

 

 

 

حوادث