زن و شوهر زورگیر را شناسایی کنید+عکس


اعتماد نابجا و بی مورد به افراد غریبه و ایجاد روابط غیرمتعارف با سایر زمینه ساز وقوع جرایم مختلف از جمله طعمه قرار گرفتن افراد از سوی مجرمین می باشد.


به گزارش آخرین خبر ، در مورخه 23/07/1394 فردی با مراجعه به کلانتری 113 بازار به مأمورین اعلام کرد که توسط یک زن و مرد جوان و در داخل خانه ای در محدوده خیابان امام خمینی مورد تهدید با سلاح سرد و زورگیری قرار گرفته است.  


 
پرونده در پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ :  


با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع زورگیری و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 34 تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .  

 
اظهارات مالباخته :


مالباخته پس از حضور در پایگاه هفتم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : در خیابان مولوی در حال تردد بودم که ناگهان خانمی حدودا میانسال به من مراجعه و به بهانه حمل یک قالیچه از من درخواست کرد تا قالیچه را به خانه اش ببرم . پس از بردن قالیچه به داخل خانه ای در طبقه سوم یک مجتمع مسکونی در محدوده خیابان امام خمینی ، ناگهان جوان قد بلندی وارد خانه شد و در حالیکه یک قمه در دست داشت خودش را همسر این خانم معرفی و مدعی شد که من مزاحم همسرش شدم ؛ این مرد در ادامه و با تهدید قمه اقدام به گرفتن کیف کمری و کارت عابربانکم کرد و عابربانک را به آن خانم داد ؛ آنها پس از برداشت مبلغی حدودا  3 میلیون تومان پول داخل حساب مرا رها کردند که بلافاصله به کلانتری رفته و طرح شکایت کردم .  
 
دستگیری دو متهم :  


با شناسایی محل دقیق زورگیری در خیابان امام خمینی – کوچه بحرالعلوم ، کارآگاهان پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ به این محل مراجعه و در همان تحقیقات اولیه اطلاع پیدا کردند که محل از حدود یک هفته پیش و توسط یک زن و مرد اجاره شده است .  

 


 
در ادامه ، کارآگاهان با راهنمایی مالباخته اقدام به دستگیری "امید . الف" ( 22 ساله ) و "مریم . م" ( 31 ساله ) کردند که بنا بر اظهارات شاکی پرونده اقدام به زورگیری از وی کرده بودند .  


 
امید که در زمان دستگیری در داخل کمد دیواری پنهان شده بود ، پس از دستگیری و انتقال به پایگاه هفتم پلیس آگاهی منکر هرگونه زورگیری از مالباخته شد و عنوان داشت : " [ شاکی ] مزاحم همسرم شد ؛ زمانیکه قصد داشتم تا با 110 تماس بگیرم ، وی مانع شد و در عوض پیشنهاد داد تا من با گرفتن مبلغی از وی از شکایت خود منصرف شوم و در ادامه عابربانکش را در اختیار من قرار دهد تا از حسابش پول برداشت کنم " .  


 
شناسایی دومین مالباخته :  


کارآگاهان پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ در بازرسی از محل سکونت متهمین موفق به کشف مقادیر قابل توجهی طلا و جواهرات و همچنین عابربانک های متعلق به افراد غیر شدند .  


 
در ادامه تحقیقات پلیسی ، کارآگاهان موفق به شناسایی مالباخته ای شدند که در شکایت اولیه ی خود عنوان کرده بود که توسط یک جوان ناشناس مورد زورگیری قرار گرفته است ؛ این مالباخته در اظهارات اولیه مدعی شده بود : "چندی پیش مقدار 800 گرم طلا را داخل لباس خود قرار داده بودم ؛ قصد داشتم سوار موتورسیکلت شوم که ناگهان مرد ناشناسی ترک موتور نشست و با تهید چاقو مرا مجبور کرد تا حرکت کنم ؛ من نیز از ترس جانم حرکت کردم تا اینکه در خیابان مصطفی خمینی ، جوان ناشناس مرا به گوشه ای تاریک کشاند و پس از ضرب و شتم ، لباسم را پاره کرد و تمامی طلاهایم را سرقت کرد و به سرعت از محل متواری شد " .  


 
با انجام مواجه حضوری میان مالباخته و متهم ، امید (متهم ) در اظهاراتش به کارآگاهان عنوان داشت که به هیچ عنوان در خیابان اقدام به زورگیری از مالباخته نکرده و این شخص برای همسرش ( متهمه ) ایجاد مزاحمت کرده است ؛ لذا بار دیگر تحقیقات از مالباخته در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و اینبار مالباخته با تغییر اظهاراتش و بیان حقیقت عنوان داشت : "در هنگام بازگشت از بازار ، مقداری طلا را از مبدأ بازار برای مشتری می بردم که در میدان امام خمینی ، خانمی (متهمه) از من درخواست کمک کرد تا وسایلش را به منزلش برسانم و عنوان کرد خانه اش کمی پائین تر است ؛ من نیز تنها به قصد کمک ، اقدام به بردن وسایل به داخل کوچه بحرالعلوم برده و آنها را تا دم یک آپارتمان بردم ؛ این خانم در آنجا گفت : "اگر زحمتی برایتان نمی شود لطفا وسایل را به داخل آپارتمان بیاورید" و من نیز وسایل را داخل آپارتمان گذاشتم ؛ در داخل آپارتمان ، در حال شستن دستان خود بودم که این خانم در آپارتمان را بست و در همین لحظه مردی قوی هیکل وارد آپارتمان شد و به بهانه ایجاد مزاحمت ناموسی با من درگیر شد ؛ دستان مرا بست و با چاقو مرا تهدید کرد و تمامی طلاهایم را گرفت .



مالباخته در خصوص اظهارات اولیه اش به کارآگاهان گفت : از ترس آبرویم نمی دانستم که چکار کنم ؛ به پلیس 110 زنگ زدم و [ به دروغ ] گفتم که آنطرف خیابان از من زورگیری شده است . 
 

شناسایی تعداد دیگری از مالباختگان :  


با بررسی پرونده های مشابه و شناسایی صاحبان تعدادی از عابربانک های بدست آمده از مخفیگاه متهمین ، کارآگاهان موفق به شناسایی تعداد دیگری از شکات و مالباختگانی شدند که به شیوه های مختلف از جمله "به بهانه انتقال وسایل" و یا در چندین مورد "طرح پیشنهاد دوستی از سوی متهمه" فریب وی را خورده و پس از کشیده شدن به منزل ، در آنجا توسط متهم مورد ضرب و شتم ، تهدید سلاح سرد و نهایتا زورگیری وجوه نقد و یا برداشت پول از حساب های عابربانکی قرار گرفته بودند .  


 
سرهنگ کارآگاه شمس الدین میرزکی ، رئیس پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : با شناسایی تعدادی از شکات و مالباختگان پرونده و به جهت شناسایی سایر جرایم ارتکابی متهمین و همچنین سایر شکات و مالباختگان احتمالی ، دستور انتشار بدون پوشش تصویر هر دو متهم از سوی مقام محترم قضایی صادر شده است ؛ لذا از کلیه شکات و مالباختگانی که موفق به شناسایی تصویر متهمین شدند دعوت می شود تا جهت پیگیری شکایات خود به نشانی پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ در میدان پانزده خرداد مراجعه نمایند . 

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

حوادث



زنگ تنبیه در کلاس درس/جوابیه آموزش و پرورش + فیلم


در این فیلم معلمی را خواهید دید که به جای آموزش دانش آموزان را کتک می‌زند.

به گزارش آخرین خبر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ در این فیلم معلمی را خواهید دید که به جای آموزش دانش آموزان را کتک می‌زند.





منبع: شهروندخبرنگار – الیگودرز

حوادث



تعرض به دانش آموز 12 ساله پس از نشان دادن فیلم غیر اخلاقی


راننده سرويس مدرسه‌ای در جنوب تهران به اتهام آزار و اذيت دانش‌آموزي ١٢ ساله در شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. او پيش از اين با صدور حكم اعدام در دادگاه بدوي در يك قدمي چوبه‌دار قرار گرفته اما با رد اين حكم در ديوان عالي كشور از مرگ رهايي يافته بود.

آخرین خبر : رسيدگي به اين پرونده از ٢٨ دي پارسال آغاز شد. در اين روز مردي همراه پسر ١٢ ساله‌اش به يكي از كلانتري‌هاي جنوب تهران مراجعه و از تجاوز راننده سرويس به پسرش پرده برداشت. او به كارآگاهان گفت «راننده سرويس مدرسه پسرم، او را به زور به خانه‌اش برده و پس از نشان دادن فيلم غيراخلاقي، مورد آزار و اذيت قرار داده است.»
 
با ثبت شكايت مرد جوان پرونده‌اي با موضوع «آزار و اذيت» تشكيل شد تا تيمي از كارآگاهان به مدرسه مراجعه و راننده سرويس را دستگير كنند. همزمان ماموران پزشكي قانوني نيز آزمايشات لازم روي كودك ١٢ ساله انجام دادند و موفق به كسب مداركي در تاييد وقوع جرم «آزار و اذيت» شدند.
 
 با اين همه، متهم در بازجويي‌ها اتهام تجاوز را انكار كرد اما مدارك پليسي و تاييديه پزشكي قانوني باعث شد تا كيفرخواستي با موضوع «آزار و اذيت» براي او تشكيل و براي رسيدگي به شعبه ٧٥ دادگاه كيفري استان تهران ارسال شود. قضات اين شعبه پس از چهار جلسه رسيدگي، اتهام تجاوز را ثابت شده تلقي و براي متهم حكم اعدام صادر كردند اما ديوان عالي كشور اين راي را رد كرد تا پرونده براي رسيدگي مجدد در اختيار شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي اصغرزاده قرار گيرد.
 
در آغاز رسيدگي به پرونده در اين شعبه، نماينده دادستان از روي كيفرخواست خواند. در آن آمده بود: «متهم پس از دستگيري در ٢٨ دي ٩٣ به ربودن حميد ١٢ ساله و نشان دادن فيلم غيراخلاقي به او اعتراف كرده اما همچنان به عدم تجاوز به او اصرار دارد. اين در حالي است كه تحقيقات پليسي به عمل آمده از حميد و گزارشات پزشكي قانوني بر وقوع جرم تاكيد دارد.»
 
پس از قرائت كيفرخواست، نوبت به شاكي رسيد. مرد جوان كه گريه امانش را بريده بود، حرف‌هايش را با «آرزوي مرگ خود» آغاز كرد و گفت: «پس از اين اتفاق، هميشه آرزوي مرگ خودم را كرده‌ام. اين مرد – با دست متهم را نشان داد – راننده سرويس پسرم حميد بود و او را همراه دانش‌آموزان ديگر، از مدرسه به موسسه زبان مي‌برد. روز حادثه او دنبال حميد نيامد، براي همين پسرم با بي‌آر‌‌تي به موسسه زبان رفت اما ديروقت به خانه برگشت. خيلي عصباني شده بودم. وقتي علت را از او پرسيدم، بغضش تركيد و گفت راننده سرويس او را در راه موسسه تعقيب كرده، با ترفندهاي مختلف به خانه‌اش برده و پس از نشان دادن فيلم غيراخلاقي، مورد آزار و اذيت قرار داده است. حميد از ترس به خود مي‌لرزيد. وقتي اين حرف را زد، سريع به كلانتري رفتيم و شكايت كرديم. آنجا از حميد آزمايش گرفتند. وقتي حرف‌هايش تاييد شد، ماموران به موسسه رفتند و متهم را دستگير كردند.»
 
با ثبت حرف‌هاي شاكي، نوبت به متهم رسيد. مردي ٥٠ ساله و كوتاه قامت، كه دست راستش از مچ قطع شده و انگشتان دست چپش معلول بود. او در همان ابتدا، با چشمان از حدقه بيرون آمده، اتهام «آزار و اذيت حميد ١٢ ساله» را رد كرد و گفت: «نمي‌دانم اصرار شاكي براي اينكه بگويد به پسرش تجاوز شده، براي چيست. آن روز من حميد را در خيابان ديدم و سوارش كردم. در راه، به درخواست خودش، او را به خانه‌ام بردم تا به دستشويي برود اما وقتي بيرون آمد، از من خواست فيلم‌هاي زشت نشانش بدهم. من مخالفت كردم اما او روي زمين دراز كشيد و خود را به خواب زد. با ديدن اين رفتارها مجبور شدم به خواسته‌اش عمل كنم. پس از آن حميد به تنهايي بيرون رفت.»
 
حرف‌هاي متهم در تناقض با اعترافات او در بازجويي‌ها بود. قاضي اصغرزاده در واكنش به اعترافات او برگ‌هاي ١٦ و ١٧ پرونده قطورش را باز كرد و از روي آن خواند: «آن روز بچه به من گير داد كه به خانه‌ام بيايد و فيلم غيراخلاقي ببيند. من عصباني شدم. گفتم اگر پدرت بفهمد، تنبيه‌ات مي‌كند اما او اصرار كرد. مجبور شدم فيلم را نشانش بدهم. پس از آن با اصرار دوباره خودش، او را مورد آزار قرار دادم اما تجاوز نكردم.»
 
صداي گريه پدر حميد بلند شد و رييس دادگاه از بالاي عينك به متهم نگاه كرد اما او بار ديگر اتهام تجاوز را رد كرد و گفت: «من اين حرف‌ها را نزده‌ام. شاكي مطمئن باشد اگر آن روز حميد از خانه من، يكراست به خانه خودشان برگشته باشد، هيچ تجاوزي هم اتفاق نيفتاده.»
 
اين حرف متهم، پدر شاكي را به اعتراض وا داشت. او از جايش بلند شد و افشاگرانه گفت: «آقاي قاضي، متهم يك پسر ١٢ ساله دارد كه با حميد همكلاسي است. من چند دانش‌آموز ديگر همين مدرسه را مي‌شناسم كه به پدر و مادرشان گفته‌اند، متهم پيش از اين چند بار آنها را با وعده‌هاي مختلف، به خانه‌اش برده و فيلم غير‌اخلاقي نشان‌شان داده است.
 
» لحظه‌اي نگاه متهم و شاكي در هم افتاد. صداي‌شان بلند شده بود تا نهيب رييس دادگاه، آنها را در سكوت فرو برد. فضاي دادگاه براي آخرين دفاع متهم مهيا شده بود. مرد ٥٠ ساله گفت: «من اتهام آزار و اذيت را قبول ندارم. در اين حادثه، تنها اشتباهم نشان دادن فيلم به حميد بود. از شاكي مي‌خواهم من را ببخشد اما اگر ثابت شود كه من آن كار را با بچه او كرده‌ام، آن‌وقت خودم طناب‌دار را در گردنم مي‌اندازم.»
 
رييس دادگاه از منشي جلسه خواست تا جمله پاياني متهم را در صورتجلسه ثبت كند. او و دو قاضي مستشار شعبه هشتم، در روزهاي آينده حكم پرونده را صادر و به شاكي ابلاغ خواهند كرد. همان مردي كه وقتي از جلسه بيرون رفت، چشم در چشم متهم انداخت و با غضب، چند بار يك جمله را تكرار كرد: «من درباره تو با خدا معامله كرده‌ام».
 
پدر حميد در گفت‌وگو با «اعتماد»: مردن برايم عروسي است
 
پدر هرگز روزي كه سيلي محكمي به پسر ١٢ ساله‌اش زد تا علت تاخيرش در آمدن به خانه را بفهمد، فراموش نخواهد كرد. آن روز جمله‌هاي پاره پاره حميد، زندگي را روي سر او آوار كرد: «آن روز وقتي حميد، چند ساعت ديرتر از هميشه به خانه آمد، دو سيلي زير گوشش زدم، نمي‌دانستم چه بلايي سر بچه‌ام و خانواده‌ام آمده. چهره‌اش زرد بود و مدام گريه مي‌كرد. وقتي گفت راننده سرويس به او تجاوز كرده، نمي‌دانستم بايد چه كار كنم.»
 
كمتر از يك‌ سال از آن روز مي‌گذرد و حميد در اين مدت بارها سر از مطب‌هاي روانپزشكان درآورده است. پدرش مي‌گويد او مثل ساير بچه‌ها درس مي‌خواند و بازي مي‌كند اما هنوز روز حادثه را از ياد نبرده و حساس شده است «حميد حساس شده، آن روز كذايي براي هميشه در ذهنش باقي مانده. ما هم در خانه بايد مراعات كنيم. زندگي براي‌مان جهنم شده.»
 
 او از روند رسيدگي به پرونده راضي نيست: «در اين يك سال، رسيدگي به پرونده يك‌بار به صدور حكم اعدام منجر شد اما در ديوان عالي رد شد. الان اميدوارم پرونده به نتيجه‌اي برسد كه حقي از كسي ضايع نشود.» پدر حميد  مي‌خواهد از مديران مدرسه شكايت كند.
 
او از والدين هم مي‌خواهد تا درباره راننده‌هاي سرويس مدرسه‌هاي فرزندان‌شان تحقيق كنند و نسبت به آن حساس باشند: «من نمي‌دانم مديران آن مدرسه چگونه يك آدم با شرايط متهم را استخدام كرده بودند. من از آنها هم شكايت مي‌كنم. خانواده‌ها هم بايد به اين موضوع حساس باشند. وضعيت من را كه ببينند همه‌چيز مشخص مي‌شود. من مردن برايم عروسي است.»


منبع: اعتماد

حوادث



راز قتل زن ملحفه پیچ در هاله‌ای از ابهام


تحقیقات برای تشخیص هویت و علت مرگ زنی که پیکرش در ملحفه‌ای خونین پیچیده شده بود در دستور کار اداره ۱۰ آگاهی قرار گرفت.

آخرین خبر : ساعت شش صبح روز چهارشنبه ماموران کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر گزارش کشف جسدی ملحفه پیچ در بلوار غدیر یافت آباد دریافت کردند و سریعا در صحنه حضور یافتند.

بر اساس این گزارش، رهگذری ساعت ۶ صبح امروز ملحفه ای خونین در جوی آب مشاهده کرد که به نظر می رسید درون ملحفه یک جسد باشد که پس از حضور مدیرروستا، بازپرس کشیک قتل در صحنه مشخص شد که جسد ملحفه پیچ شده متعلق به زنی حدودا ۳۵ ساله است که هیچ اوراق هویتی همراه وی نبوده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، زن جوان لباس های خانگی بر تن داشته و کفش به پا نداشته است که احتمال انتقال جسد از مکانی دیگر به این مکان را تقویت کرد و بررسی‌های پزشک قانونی نیز مشخص کرد ۲۴ ساعت از قتل گذشته و جسد پس از قتل، توسط قاتل در جوی آب رها شده است.

پس از بررسی های بیشتر، بازپرس محسن مدیر روستا، دستور انتقال جسد برای مشخص شدن علت مرگ را صادر کرد و پرونده را برای بررسی بیشتر در دستور کار اداره آگاهی دهم استان تهران قرار داد.


منبع : فارس

حوادث




قصاص قاتلی که از جنایتش فیلم‌برداری کرد

 مرد افغان که در شهرستان بوئین‌زهرا مرتکب جنایت شده و زوجی را کشته بود، به ‌دار آویخته شد.  ساعت ۱۹ روز چهاردهم اردیبهشت سال ۸۹، کارگر یک باغ در امیرآبادنو بوئین‌زهرا در تماس با پلیس از وقوع جنایت قتل خبر داد.


آخرین خبر : به گزارش فرهيختگان آنلاين (FDN.ir)؛ تیم انتظامی و کشیک قضائی در بررسی‌ها دریافتند این باغ متعلق به فردی به نام «سیروس» است. مأموران در بازرسی از این باغ با جسد خونین صاحب باغ و کیاندخت همسر وی روبه‌رو شدند که به طرز فجیعی به قتل رسیده بودند. تحقیقات ضابطان قضائی گویای این مطلب بود که چند نفر از کارگران افغان قدیمی این باغ، ساعتی پیش در باغ بوده‌اند. همچنین مشخص شد این افراد خودروی مقتولان را نیز با خود برده‌اند. پیگیری و بررسی‌های لازم برای دستگیری متهمان آغاز شد که درنهایت با اقدامات شناسایی و ردیابی متهمان، دادمحمد و بسم‌ا...، نظرمحمد و نجیب در استان سمنان دستگیر شدند.

متهم ردیف اول در اظهارات خود اقرار کرد به صورت غیرقانونی وارد خاک ایران شده و در شرکت کشت و صنعت مشغول به کار بوده و در روز حادثه با زور وارد منزل ویلایی مقتول شده است.
متهم اقرار کرد شب حادثه از دیوار وارد باغ شده و همدستش در باغ را زده و وقتی مقتول برای بازکردن در رفته، متهم او را از پشت گرفته و به داخل ویلا برده است. مقتول در این شرایط، حساب مالی متهم ردیف اول را تسویه کرده ولی متهم پس از دریافت تمامی دارایی موجود مقتول به مبلغ سه‌میلیون و ۷۰۰‌هزار ریال، دست‌ها و دهان مقتول را بسته و در‌حالی‌که از همدستش خواسته از این کار فیلمبرداری کند، با میله‌ای آهنی بر سر مقتول زده و او را به حمام برده بود. متهم در حمام با چاقو دو ضربه به سینه مقتول زده و پس از بستن در حمام به بیرون آمده و در داخل ویلا به سر همسر مقتول نیز ضربه‌ای وارد کرد و او را کشت. متهم اقرار کرد که در این هنگام وقتی صدای خرخر مقتول را از حمام شنیده، به آنجا رفته و چند ضربه چاقو به مقتول زده و گردنش را بریده و در ادامه با خودروی هیوندای مقتول به سمت هشتگرد رفته و در ادامه خودرو را در همان‌جا پارک کرده و برای خروج از کشور به سمت تهران و سپس مرزهای شرقی حرکت کرده بود.

حجت‌الاسلام صادقی نیارکی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان قزوین درباره این پرونده خاطرنشان کرد: در بازرسی از وسایل شخصی دادمحمد سه تیغه چاقو و وسایل شخصی موردسرقت مرحومان کشف شد. وی اعلام کرد: پس از تکمیل پرونده، کیفرخواست متهمان صادر شد و پرونده برای بررسی در اختیار شعبه دوم کیفری استان قزوین قرار گرفت که متهم و وکیل مدافع وی به دفاع پرداختند ولی از آنجا که اظهارات آنها با شواهد و اسناد به‌دست‌آمده مطابقت نداشت، دادگاه رأی به محکومیت متهم ردیف اول صادر کرد.  حجت‌الاسلام صادقی‌نیارکی تأکید کرد: رأی صادره توسط شعبه ۱۶ دیوان‌عالی کشور بررسی شد که در نهایت حکم دادگاه مبنی بر دو بار قصاص نفس متهم، تأیید شد و اجرای آن نیز از سوی ریاست قوه قضائیه مورد‌موافقت قرار گرفت.
وی تأکید کرد: اجرای حکم قصاص دستور الهی است و در چنین پرونده‌هایی که سنگدلی و قساوت قلب موج می‌زند، قطع یقین اجرای حکم شرعی قصاص در چنین پرونده‌هایی نیز تأثیر بسزایی در ایجاد فضای آرامش در جامعه دارد.

دادستان عمومی و انقلاب قزوین یادآور شد: رأی دادگاه سحرگاه دیروز در زندان مرکزی قزوین اجرا و متهم به‌دار مجازات آویخته شد.

منبع: روزنامه شرق

حوادث