تصویر گفتگویی کوتاه با «شاه مازندران»

گفتگویی کوتاه با «شاه مازندران»

چندی پیش یکی از اراذل و اوباش مازندرانی که به شاه مازندران معروف و موجب رعب و وحشت شهروندان استان‌های شمالی کشور شده بود توسط ماموران پلیس دستگیر شد. گفتگوی زیر را با وی می خوانید.

خودت را معرفی کن؟

محمود هستم متولد 1362 در شهرستان بابل.

ظاهراً ورزشکار هستی؟

بله در رشته کشتی فعالیت می‌کردم. در این ورزش موفقیت‌هایی هم به‌دست آوردم و حتی به دوبنده تیم ملی هم رسیدم.

یعنی عضو تیم ملی بودی؟

بله به اردو دعوت شدم. علاوه بر کشتی آزاد در کشتی لوچو هم فعالیت می‌کردم.

مدرک تحصیلی ات چیست؟

تا دیپلم درس خواندم و بعد نتوانستم ادامه بدهم.

قبل از اینکه فیلم شما منتشر شود،‌سابقه دیگری هم داشتی؟

بله چند بار به اتهامات مختلف مثل درگیری، تیراندازی و... بازداشت شده بودم.

وضعیت خانوادگی شما چطور است؟

پدر و مادرم با هم زندگی می‌کنند یعنی مشکلی از نظر اختلاف و اینجور چیزها ندارند. من بچه آخر خانواده هستم.

چطور شد این حادثه اتفاق افتاد؟

من برای ورزش به جویبار رفته بودم. به همراه دوستانم بعد از تمرینات بیرون آمده و می‌خواستیم به بابل برگردیم که سه نفر با دو موتور راه ما را سد کردند. یکی از آنها که تفنگ شکاری در دست داشت از موتور پیاده شده و لوله آن را به طرف من نشانه رفت. او در حالیکه حرف‌های نامربوطی می‌زد مرا تهدید کرد و دستش را روی ماشه تفنگ فشار داد اما گلوله در لوله تفنگ گیر کرد و شلیک نشد. دوستانش با دیدن این صحنه پا به فرار گذاشتند و ما او را گرفتیم. وقتی او را به‌بابل آوردیم می‌خواستیم بفهمیم که چه کسی او را برای کشتن من اجیر کرده است.

چرا فیلم تهیه کرده و منتشر کردید؟

می خواستیم با ارسال این فیلم برای کسی که او را اجیر کرده بود او را بترسانیم اما این کار را نکردیم.

پس فیلم چطور انتشار یافت؟

نمی دانم. شاید کسی از تلفن همراهم برداشته باشد. شاید یکی از کسانی که آن روز در آن خانه بودند فیلم را انتشار داده باشد.

اما در فیلم با قمه داشتید آن مرد جوان را کتک می‌زدید؟

بله. او آمده بود مرا بکشد. ما می‌خواستیم به این طریق از بقیه رقبا زهر چشم بگیریم. بعد هم نمی‌خواستیم او را بکشیم فقط هدفمان ترساندن او و دوستانش بود.

چند بار برای مردم قدرت‌نمایی کرده‌اید؟

ما با مردم کاری نداشتیم. درگیری ما با رقبایی بود که از جنس خودمان بودند.

همه بدن شما خالکوبی شده است؟

چند سال قبل این کار را انجام دادم. در میان ما این کار رایج است.

ازدواج کرده ای؟

نه، مجرد هستم.

در فیلم این‌گونه به نظر می‌رسید که در آخر کار قصد داشتید آن مرد را بکشید؟

نه با بدنه قمه به او ضربه می‌زدم. اما در آخر کمی احساساتی شدم که دوستانم مرا کنترل کردند. می‌خواستیم او را خط خطی کنیم. قصد کشتن نداشتیم.

قمه را از کجا آورده بودی؟

مال همان مرد ‌بود. او علاوه بر تفنگ این قمه را نیز در زیر لباسهایش داشت.

چرا آن روز به جویبار رفته بودی؟

در باشگاهی در آنجا ورزش می‌کردم.

می گویند تازه از زندان آزاد شده بودید.

بله مدت زیادی از آزادی ام نمی‌گذشت.

به چه اتهامی در زندان بودید؟

مدتی قبل در جریان یک درگیری، شخصی کشته شد که مرا به اتهام مشارکت در قتل گرفتند اما با گرفتن رضایت شاکی خصوصی آزاد شدم.

بعد از فرار از بابل کجا رفته بودید؟

مدتی را در تهران و کرج بودم اما خانواده زنگ زدند و گفتند که دادستان برایم حکم محاربه درخواست کرده. من هم چاره‌ای نداشتم. تصمیم گرفتم به بابل برگردم تا اگر قرار است دستگیر شوم در شهر خودم باشد.

الان چه حسی داری؟

پشیمان هستم. کاش به این راه نمی‌افتادم.عاقبت ورود به این عرصه نابودی است.اگر فرصتی باشد به ورزش برمی گردم.کاش بتوانم جبران کنم.از جوانانی که این راه را در پیش گرفته‌اند می‌خواهم با قانون در نیفتند. چون عاقبتی بهتر از من نخواهند داشت.

 

منبع: روزنامه ایران

حوادث



ماجرای آزار و اذیت زن 40 ساله توسط دو افغان بی‌رحم


دو مرد افغان که به اتهام آزار و اذیت زنی میانسال بازداشت شده‌اند، در تحقیقات قضایی مدعی شدند آزار و اذیتی در کار نبوده و زن میانسال و شوهرش قصد اخاذی داشته‌اند.

به گزارش آخرین خبر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، چند روز پیش زنی 40 ساله با حضور در یکی از کلانتری‌های تهران مدعی شد دو مرد افغان به زور وارد خانه‌اش شده و او را مورد آزار و اذیت قرار داده‌اند.
 
همسرش هم اکنون دو مرد آزارگر را که یکی میانسال و دیگری جوان است، با دست و پای بسته در خانه‌شان محبوس کرده است. ماموران همراه این زن به خانه‌اش اعزام شدند و دو مرد افغان را همراه این زن و شوهر به کلانتری منتقل کردند. مردان افغان که با هم فامیل بودند، گفتند آزار و اذیتی در کار نبوده و این زوج دروغ می‌گویند و قصد اخاذی از آنها را داشته‌اند.
 
روز گذشته زوج میانسال همراه دو متهم پرونده برای ادامه تحقیقات به شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران به ریاست بازپرس سجاد منافی‌آذر منتقل شدند.
 
ابتدا زن جوان به تشریح ماجرا پرداخت و گفت: روز حادثه در خانه تنها بودم که زنگ در به صدا درآمد. همین که به دم در رفتم، دو مرد افغان را دیدم که برگه‌ای به دست داشتند. آنها نشانی یک خانه را از من پرسیدند. همین که خواستم نشانی را به آنها بگویم، به من حمله کردند و مرا بشدت کتک زدند و به زور وارد خانه شدند و مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. آنها در حال فرار بودند که همسرم سررسید و مانع فرار متهمان شد. هردو را کتک زد و در خانه محبوس کرد و دست و پایشان را بست. پس از اظهارات این زوج، دو مرد افغان بازجویی شدند و گفتند، این زوج دروغ می‌گویند آنها ما را به بهانه کار کردن در خانه‌شان محبوس کردند و هرچه پول و اموال قیمتی همراهمان بود، دزدیدند و تهدیدمان کردند که باید 20 میلیون تومان به آنها بپردازیم، در غیر این صورت در محاکم قضایی و انتظامی مدعی می‌شوند که به قصد آزار و اذیت زن صاحبخانه، وارد خانه آنها شده‌ایم. بنابراین پرونده برای تحقیقات بیشتر به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.


منبع: جام‌جم آنلاین

حوادث

راز زن بدون سر در خیابان 17 شهریور برملا شد/ قاتل: خاله‌ام را حیوان دیدم ، کشتمش!+تصاویر


راز زن بدون سر در خیابان 17 شهریور برملا شد/ قاتل: خاله‌ام را حیوان دیدم ، کشتمش!+تصاویر


پسر جوانی که دست به قتل خاله‌اش در زیرمین یکی از خانه‌های قدیمی خیابان 17 شهرویر کرده بود، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.

به گزارش آخرین خبر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، در ساعت 09:00 مورخه 21 دی ماه از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 ، وقوع جنایتی در زیر زمین یک ساختمان مسکونی ( محل زندگی مقتوله و پسرش ) در میدان امام حسین – خیابان اقبالی – خیابان ثارالله، به کلانتری 128 تهران نو اعلام شد.
 

 
با حضور مأمورین کلانتری در محل و انجام بررسی های اولیه مشخص شد مقتوله بنام "سوسن . ب" ( 36ساله ) بر اثر ضربات جسم تیز به ناحیه گردن به قتل رسيده و فرزند وي بنام "شايان . ع"  ( 8 ساله ) نيز بر اثر ضربات مشابه به ناحیه گردن مجروح گردیده که بلافاصله جهت اقدامات درمانی به بيمارستان منتقل می شود .  


پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ :  

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران ، پرونده در اختیار اداره دهم ویزه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .  
 
تحقیقات اولیه از محل جنایت :  

در تحقیقات اولیه از محل جنایت مشخص شد که مقتوله بهمراه فرزند ( شایان ) و خواهرزاده اش بنام "شهاب . ت" (20 ساله) از حدود یک هفته پیش به تهران آمده ؛ از چند روز گذشته به صورت موقت در محل جنایت اقامت پیدا کرده بودند تا محل مناسبی برای زندگی ، از سوی بنگاه املاک برای آنها پیدا شود .  
 
اظهارات شاگرد بنگاه املاک :  

شاگرد بنگاه مسکن که نسبت به اسکان موقت مقتوله و همراهانش در زیرزمین محل سکونتش اقدام کرده بود ، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : "حدود 10 روز پیش مقتوله بهمراه پسر و خواهرزاده اش به بنگاه مراجعه کرد اما با توجه به پول ودیعه اندکی که داشت از من خواست تا محل مناسبی را با حداقل کرایه برای آنها پیدا کنم ؛ آنها مکانی را برای زندگی نداشتند و به همین علت به آنها اجازه دادم تا به صورت موقت در زیر زمین خانه مان زندگی کنند تا بتوانم برای آنها مکان مناسبی را پیدا کنم " .  
 
شاگرد بنگاه املاک در خصوص نحوه کشف جسد مقتوله به کارآگاهان گفت : "پس از چند روز پیگیری ، سرانجام توانستم مکان مناسبی را برای مقتوله پیدا کنم ؛ ساعت 08:00 مورخه 21/10/1394 برای دادن خبر پیدا شدن خانه به پشت در اتاقی آمدم که مقتوله بهمراه پسر و خواهرزاده اش در طی آن چند روز آنجا بودند ؛ چندین بار مقتوله ، پسرش و نهایتا خواهرزاده اش را صدا کردم اما صدایی نیامد ! این در حالی بود که کفش های مقتوله مقابل در ورودی قرار داشت ؛ آرام آرام در حالیکه همچنان مقتوله و پسرش را صدا می کردم وارد اتاق شدم که ناگهان چشمم به پتویی افتاد که بر روی مقتوله و پسرش قرار داشت . ابتدا تصور کردم که آنها در حال استراحت هستند اما با کمی دقت متوجه خون آلود بودن پتو شدم ؛ پتو را که کنار زدم متوجه شدم که مقتوله از ناحیه گردن دچار جراحت های شدیدی شده ! شایان نیز همانند مادرش از ناحیه گلو دچار جراحت شدیدی شده بود اما او هنوز بیهوش نشده بود و تنها توانست یک جمله بگوید : "عمو ، شهاب مادرم را کشت" و پس از آن بیهوش شد . من نیز با دیدن این صحنه بلافاصله با شماره 110 تماس گرفته و موضوع را به پلیس خبر دادم " .  
 
دستگیری متهم :  

با شناسایی خواهرزاده مقتوله به عنوان عامل جنایت ، بلافاصله اقدامات پلیسی جهت دستگیری وی آغاز شد ؛ در همان تحقیقات مقدماتی مشخص شد که شهاب پس از ارتکاب جنایت ، تهران را به مقصد شهریار ترک ، یک روز را در منزل یکی از بستگان گذرانده و از آنجا به محل سکونت خانواده اش در شهرستان بیران شهر رفته اما پس از اطلاع از خبر زنده بودن پسرخاله اش ( پسر مقتوله )مجددا متواری شده است .  
 
سرانجام با انجام اقدامات گسترده پلیسی و همچنین آموزش خانواده متهم ، سرانجام متهم در مورخه 03/11/1394 در خیابان 15 خرداد دستگیر و جهت انجام تحقیقات به پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد .  

 
راز زن بدون سر در خیابان 17 شهریور برملا شد/ قاتل: خاله‌ام را حیوان دیدم ، کشتمش!+تصاویر

 
اظهارات اولیه ی متهم :  

متهم در اظهارات اولیه مدعی شد که پیش از ارتکاب جنایت شیشه مصرف کرده و در زمان ارتکاب جنایت ، در حالت طبیعی قرار نداشته است ؛ وی در اظهاراتش عنوان داشت : " برادر کوچکترم در حدود 20 روز پیش از جنایت در یک حادثه تصادف رانندگی فوت کرد و از آنزمان من شروع به مصرف شیشه کردم . شب جنایت ، پس از مصرف شیشه به خانه آمدم ؛ داخل اتاق دو نفر را به شکل حیوان !!!!!! دیدم که از خود صدای عجیبی در می آوردند ! وقتی به بالای سر آنها رسیدم ، ناگهان آنها به سمت من حمله ور شدند ؛ من نیز با چاقوی [ همراه خود ] به سمت آنها ضرباتی پرتاب کردم . زمانیکه به حال طبیعی خود بازگشتم متوجه شدم که خاله و پسرخاله ام را کشته ام که بلافاصله پس از پوشاندن بدن آنها از محل متواری شدم".
 
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : در حال حاضر تحقیقات در خصوص این پرونده در مراحل مقدماتی قرار دارد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در حال تکمیل تحقیقات و انجام اقدامات پلیسی جهت شناسایی انگیزه واقعی جنایت هستند ؛ متهم پرونده نیز با قرار بازداشت موقت و جهت انجام در اختیار اداره دهم ویزه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است. 

حوادث



خودکشی دانش آموز ۱۳ ساله در توالت مدرسه

 معاون اجتماعی انتظامی استان کرمانشاه گفت: یک دانش آموز امروز در یکی از مدارس شهر کرمانشاه اقدام به خودکشی کرد.

به گزارش آخرین خبر به نقل از خبرگزاری دانشجو، سرهنگ محمدرضا آمویی اظهار داشت: یک دانش آموز ۱۳ ساله کرمانشاهی امروز در یکی از مدارس راهنمایی پسرانه شهر کرمانشاه اقدام به خودکشی کرد.

 
معاون اجتماعی انتظامی استان کرمانشاه در تشریح این خبر افزود: این دانش آموز در دستشویی مدرسه خود را با طناب حلق آویز و خودکشی کرده است.

 
سرهنگ آمویی با اشاره به مرگ این دانش آموز ادامه داد: علت و انگیزه این اقدام در دست بررسی است.

بنابر این گزارش، حسین پارساپور،مسئول روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه با تایید این موضوع  گفت: این دانش آموز رابطه ای بسیار صمیمی با معاونین و مدیریت مدرسه داشته و بسیار منضبط، با اخلاق و درس خوان بوده است.

او افزود: در زنگ تفریح معاونین مدرسه داخل محوطه را بخوبی کنترل می کنند اما هیچ دستوری برای کنترل سرویس های بهداشتی نداریم.

حوادث

دستگیری ساندویچ فروش داعشی در کرمانشاه


دستگیری ساندویچ فروش داعشی در کرمانشاه + عکس


ساندویچ فروشی در کرمانشاه با انتقال ویروس HIV (ایدز) از طریق سس به غذاهایش، سوژه اخیر شایعه پردازان شد.

به گزارش آخرین خبر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ شایعه ای مبنی بر حضور ساندویچ فروشی های داعشی در ایران  در فضای مجازی منتشر شده است.

این شایعه با متنی به این عنوان "فاجعه مرگبار در ایران. مغازه ساندویچی که داعش آن را در کرمانشاه تأسیس کرده بود پلمپ شد. این مغازه به غذاهای مردم خون یک زن ایدزی را تزریق می کرد روزانه 20 سی سی خون آلوده از این زن گرفته و به غذای هر نفر چند قطره همراه سس تزریق می شد و حداقل بیش از 100 نفر از این راه آلوده ایدز می شدند. همچنین چندین مغازه ساندویچی دیگر در سراسر ایران مشغول اینکار هستند. لطفا به دوستان خود و گروه های دیگر اطلاع رسانی کنید. " 
 
 
در پاسخ به این شایعه با چند دلیل ساده می توان گفت: هیچ منبع معتبر یا حتی دست چندمی چنین مطلبی را درج نکرده و این شایعه صحت ندارد. سرنگ درحال تزریق به ساندویچ، حاوی سس بوده و مربوط به تهیه عکسهای تبلیغاتی مک دونالد می باشد! تصویر دیگر یک اغذیه فروشی در خیابان نیلوفر تهران و دیگری برخورد نیروی انتظامی با روزه خواری را نشان می دهد.


همچنین ویروس HIV یا همان عامل ایدز در خارج از بدن چند ثانیه تا چند دقیقه بیشتر زنده نمی ماند و از طریق خوردن و آشامیدن منتقل نمی شود!

حوادث