اظهارات خواندنی اولین کارتن خواب رسمی ایران

 

محمود می‌گوید بعد از تمام‌کردن سوم راهنمایی، برای ادامه تحصیل به انگلیس می‌رود و تا دیپلم نصفه‌ونیمه می‌خواند و برمی‌گردد و سوغات با خودش اعتیاد می‌آورد.

 

آخرین خبر : روزنامه شرق درمصاحبه با فردی که نخستین کارتن خواب رسمی ایران به شمار می رود، زندگی اش را بیان کرده است.

محمود شاکری،داستانش را تعریف می‌کند: «متولد ٤٠ هستم؛ یعنی ٥٥ ساله‌ام. قشنگ یادمه که چی شد کارتن‌خواب شدم. مصرف زیاد مواد داشتم. اول تریاک بود، بعد هروئین و آخری‌ها هم شیشه، اما من زمانی از خونه بیرون زدم که دیگه پولی نداشتم. به جایی رسیده بودم که می‌خواستم فرش و عتیقه‌ها را بفروشم؛ یعنی برای اینکه آنها را نفروشم از خانه بیرون زدم...».

خانه‌ات کجا بود؟ این را من می‌پرسم و محمود می‌گوید: «قزوین. کارخانه‌ام قزوین بود و برای همین خانه‌ام هم آنجا بود. کارخانه آجرپزی داشتم. می‌دونی تازه وقتی که ترک می‌کنیم می‌فهمیم مریضی ما مواد نبود که به کارتن‌خوابی افتادیم. آدم می‌شناسم که کارخانه‌های زیادی داره و تریاک هم می‌‌کشه و توپ هم داغونش نمی‌کنه. ما زیاده‌خواهی داریم. من اگر بگم به‌خاطر زن و بچه‌ام از خونه زدم بیرون شاید دروغ بگم، من می‌ترسیدم، ترسم از ادامه زندگی بود، می‌ترسیدم که با انگشت نشونم بدن. ترس از آینده بیچارم کرد... ٣٥ سال بود معتاد بودم... من ١٦ سالم بود که به انگلستان رفتم، از روز سوم معتاد شدم تا همین چند سال پیش...».

محمود می‌گوید بعد از تمام‌کردن سوم راهنمایی، برای ادامه تحصیل به انگلیس می‌رود و تا دیپلم نصفه‌ونیمه می‌خواند و برمی‌گردد و سوغات با خودش اعتیاد می‌آورد.

محمود می‌گوید آنجا قرصی می‌خورده که مورفین داشته...؛ «قرصه حالم رو جا می‌آورد. خیلی قوی بود. یک دکتر به ما قرص می‌داد و ما خیلی خوشمان آمد. روزی سه، چهاربار از این قرص می‌خوردیم و می‌رفتیم سر کلاس ریاضی. معلم ریاضی، دو ماه درس را در یک جلسه یادمون می‌داد. می‌گفت این ایرانی‌ها عجب مغزی دارند، فکر کنم اثر مورفین بود که مغزم مثل کامپیوتر بود. شش سال انگلیس بودم و برگشتم، اما مدارک تحصیلیم رو گم کردم. همه پرونده‌ام نابود شد».

دوباره به سمت فرارش از خانه برمی‌گردد و می‌گوید: «مستقیم اومدم تهران. هروئین می‌کشیدم و تریاک. آنجا یکی از قدیمی‌ها را دیدم. از رفقای قدیمی که پیشش کار می‌کردم. شب‌ها زود خوابم می‌برد. یک‌بار گفتند محمود چقدر زود می‌خوابی. بذار یه چیزی بدیم بهت که سر حالت بیاره. همین شد که من اولین‌بار شیشه کشیدم. شیشه‌کشیدن همانا و سه‌ شبانه‌روز بیدارماندن همان. حالا ٢٠ سال بود معتاد بودم. اولین‌باری که با آنها شیشه کشیدم، چهار ماه نشد که کارتن‌خواب شدم. ماجرا این بود که وقتی مواد مخدر هروئین و تریاک بود، حداقل ٢٠ سال طول می‌کشید تا طرف کارتن‌خواب بشه، اما این شیشه‌کشیدن تو یک هفته خیابون‌خوابت می‌کنه. شیشه بکشی، سر ماه کارتن‌خوابی. این‌رو باور نمی‌کردم یک روز».

محمود می‌گوید یک روز در دروازه‌غار، همکارهای قدیمی‌اش را می‌بیند که هاج‌وواج نگاهش می‌کردند، همان‌جا بود که می‌خواسته زندگی‌اش را عوض کند، اما به شیوه خودش: «اونجا خودم رو شناختم. دمپایی لنگه‌به‌لنگه پام بود، عصبی بودم و خمار. اونجا فهمیدم کی هستم. دو، سه روز بعد لباس تهیه کردم و افتادم به کلاهبرداری. فهمیده بودم هیچ پولی هم ندارم و باید پول درست کنم. شروع کردم به کلاهبرداری. می‌دونستم که زندگی زن و بچه‌ام تأمینه. خانه‌ام پر بود از فرش‌های ابریشمی و عتیقه‌جات و من به اونا دست نزدم. خلاصه... رسیدم به جایی که شب‌ها تو هتل می‌خوابیدم، اما قدرتم از بین رفت. کارم به جایی رسید که برای تهیه سیگارم جلو مترو شوش، ته‌سیگار تهیه می‌کردم. نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده بود. شب‌ها در پارک می‌خوابیدم. یک روز رفتم در پارک بهمن و همان‌جا ترک کردم. همان زمان بود، به‌گمانم دوره احمدی‌نژاد بود، سال ٨٥ که اون سرمای استخوان‌سوز اومد. چند چادر برای ساماندهی معتادان زده بودند که آتش گرفت، همان زمان بود که گرمخانه فتح را درست کردند. چادر که زدند، من تازه ترک کرده بودم، بعد از ٩ روز تونستم از جام بلند شم، شام دوتا فلافل و نان می‌دادند، رفتم غذا بگیرم، به من ندادند. گفتند جلو نیا، بوی گند میدی. تا اینکه رفیقم، داوود، من رو به حمام برد و اصلاح کردم و در چادر جا گرفتم. يك ماه درد داشتم، سر ٣٠ روز از درد بیرون اومدم، سر ٤٠ روز مسئول چادر شدم».

محمود تعریف می‌کند که بعد از دو ماه مسئول گرمخانه فتح شده: «همان سال‌ها کد گرفتم. ٤٠ روز بود که پاک بودم و قرار شد به کارتن‌خواب‌ها کد بدهند. من شدم کد يك، تخت يك». هیچ‌کس باورش نمی‌شد محمود کارتن‌خواب باشم. «کیف سامسونت داشتم، مسواک می‌زدم. دوست نداشتم به من بگویند کارتن‌خواب. هرچقدر داشتم ٥٠ تومانش را نگه می‌داشتم، یک روزنامه اطلاعات می‌خریدم و زیرم پهن می‌کردم. من نمی‌خواستم شبیه بقیه باشم».

محمود دوباره ازدواج کرده، با زنی که پیش از این سابقه مصرف داشته: «شهردار منطقه ٩ می‌گفت زنی را داریم که نمی‌تونیم دست کسی بسپاریم. دادند دست من که ترک کند، منم ترکش دادم و بعد ازدواج کردیم. دوستش دارم، اونم من رو دوست داره».


محمود حالا یک اتاق در خیابان خیام اجاره کرده تا روبه‌راه شود... . می‌گوید: «ما عیبی که داریم، تنهایی به جایی نمی‌رسیم. به بن‌بست می‌رسیم. دنبال این نیستم که کارخانه رو پس بگیرم. خواهر و برادرام که هلند زندگی می‌کنند هم کم کلاه سرم نگذاشتند. می‌خوام خودم زندگیم رو بسازم. خیلی دنبالم گشتند، اما خوش ندارم ارتباط بگیرم. این کارتن‌خواب‌ها خیلی‌ها از نداری کارتن‌خواب نشدند خیلی‌ها سردرگم ‌شدن. مثل من».

محمود سرجمع ١٠ سال کارتن‌خواب بوده. باخنده می‌گوید: «اما کد يك منم، بین بیست‌وخرده‌ای‌هزار نفر که سرشماری کردند». از محمود می‌پرسیم که کسی را می‌شناسد که ٣٠ سال کارتن‌خواب باشد و او جواب می‌دهد: «می‌دونی. کارتن‌خوابی دوره‌ایه. کارتن فعل زندگی نیست، تناقض توی زندگیه. یک عده عادت می‌کنن به کارتن‌خوابی، مثل افسردگی که عده‌ای باهاش حال می‌کنن، اما به‌هرحال مدام بین این وقفه می‌افتد. بالاخره جلو کارتن‌خوابی یک جایی گرفته میشه. می‌دونی من یک جایی گم شدم».
محمود می‌گوید یکی، دوباری فرزند و همسر سابقش را دیده. پسرش دانشجو است و همسرش یکی از افراد سرشناس قزوین، اما نتوانسته دوستشان داشته باشد...؛ «می‌دونی آدما یه جایی گم می‌شن. من وقتی از خونه زدم بیرون، پسرم تو سن رشد بود، دیگه بعدش نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. بزرگ شده بود، من فرق کرده بودم، خیلی زیاد».


محمود بعد از یک دوره طولانی پاکی، لغزش داشته و حالا دوباره پاک است. نمی‌گوید چند روز یا چند سال، اما حالا پاک است. با پیراهن زرد قناری و پراید نوک‌مدادی، شبیه کارتن‌خواب‌ها نیست، اما محمود کدش را هنوز دارد؛ محمود شاکری، کد ٠١، تخت يك.

حوادث

جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر

 

جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر



سارقانی که از مراکز مذهبی متعلق به اقلیت‌های مذهبی مقیم تهران دستبرد می‌زدند، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند.


به گزارش آخرین خبر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، در مورخه 18/07/1395 وقوع یک فقره سرقت از یک کنیسه در خیابان 30 تیر به کلانتری 113 بازار اعلام شد . 
 
پرونده در پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ : 
 
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "سرقت اماکن" و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه12 تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

 

وقوع سرقت های مشابه : 
 
کارآگاهان در تحقیقات مقدماتی اطلاع پیدا کردند که سارقین به شیوه تخریبِ درب ورودی وارد محل سرقت شده و در ادامه اقدام به سرقت اموال باارزشی نظیر قلم تورات ، نقره جات ، چند تخته تابلوفرش ، ستاره حضرت داوود (ع) و ... کردند ؛ همچنین کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که سارقین به همین شیوه و شگرد اقدام به سرقت از تعداد دیگری از مراکز مذهبی متعلق به اقلیت های مذهبی مقیم تهران و سرقت اموال باارزش داخل آنها کردند . 
 
شناسایی سارق سابقه داری که فقط نقره جات سرقت می کند : 
 
با توجه به شیوه و شگرد مورد استفاده در سرقت نقره جات از محل های سرقت ، کارآگاهان پایگاه هفتم پلیس آگاهی با بررسی سرقت های مشابه در سال های گذشته اطلاع پیدا کردند که دو سال پیش یک فقره سرقت مشابه از منزل احدی از شهروندان در محدوده خیابان ظهیرالاسلام بوقوع پیوسته که در آن سرقت نیز مقادیر قابل توجهی نقره جات به ارزش تقریبی 150 میلیون تومان سرقت شده است که طی آن یکی از سارقین سابقه دار ( 5 فقره سابقه سرقت اماکن ) و حرفه ای بنام "امیر . ن" ( متولد 1363 ) دستگیر و روانه زندان شده بود . 
 
 
 
جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر
 
جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر
 
 
دستگیری سارقین : 
 
با شناسایی "امیر . ن" به عنوان یکی از سارقین حرفه ای در زمینه سرقت نقره جات  ، کارآگاهان با بررسی سوابق وی اطلاع پیدا کردند که وی پس از آزادی از زندان مجددا سرقت های خود را از سر گرفته و از آنزمان متواری شده است . 
 
با آغاز اقدامات پلیسی جهت دستگیری "امیر . ن" ، مخفیگاه وی در خیابان دماوند شناسایی و در مورخه 15/09/1395 دستگیر شد ؛ در بازرسی از مخفیگاه امیر ، مقادیری از نقره جات مسروقه کشف و به پایگاه هفتم پلیس آگاهی منتقل شد . 
 
 
جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر
 
جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر
 

"امیر . ن" که در برابر دلایل و قرائن بدست آمده چاره ای جز اعتراف به سرقت از کنیسه های شهر تهران نداشت ، دو مجرم سابقه دار به نام های "جواد . ح"  ( متولد 1358 ) و "حسین . ب" ( متولد1363 ) را به عنوان همدستانش معرفی کرد . 
 
با شناسایی محل اختفای "حسین" در منطقه نارمک – خیابان مدائن ، وی در یک تعقیب و گریز و نهایتا با شلیک چند تیر هوایی دستگیر و در بازرسی از محل اختفایش ، مقادیر دیگری از اموال مسروقه کشف شد ؛ "جواد" نیز پس از چند روز دستگیر و پس از مواجه حضوری با همدستانش و اطلاع از اعترافات صریح آنها ، صراحتا به همدستی با آنها اعتراف می کند . 

 
جزییات سرقت از کنیسه های شهر تهران/دزدان ستاره حضرت داوود (ع) به دام افتادند +تصاویر
 

سرهنگ کارآگاه شمس الدین میرزکی ، رئیس پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : " در ادامه رسیدگی به پرونده ، متهمین صراحتا به سرقت از کنیساهای شهخر تهران اعتراف و کلیه اموال مسروقه به ارزش تقریبی 500 میلیون تومان از آنها کشف و پس از طی مراحل قانونی به مالباختگان تحویل داده شد که زمینه رضایت مندی کامل آنها را فراهم آورد ؛ همچنین طی رسیدگی به پرونده ، با شناسایی دقیق محل های سرقت و ضمن هماهنگی با مقام محترم قضایی ، بازسازی محل های سرقت نیز در محل ارتکاب سرقت ها و با حضور متهمین انجام شد ".

حوادث

شرط مادر برای پسر متجاوز: دامادم شو

پسر دانشجویی که به اتهام تجاوز به مرگ محکوم شده بود، وقتی فهمیدبا دامادشدن خانواده ای که خواستار اعدامش بودنداز مرگ نجات می یابد از خوشحالی اشک شوق ریخت.
 
 
آخرین خبر : پسر دانشجویی که به اتهام تجاوز به مرگ محکوم شده بود، وقتی فهمیدبا دامادشدن خانواده ای که خواستار اعدامش بودنداز مرگ نجات می یابد از خوشحالی اشک شوق ریخت.

به اساس این گزارش ، دانشجوی بیست و دوساله‌ای که به‌جرم تعرض به یک دختر 16 ساله به اعدام محکوم شده بود در حالی که یک سال شب و روز با کابوس مرگ بر فراز چوبه دار روبه‌رو بود وقتی از زندان به دادگاه تجدید نظر احضار شد نمی‌دانست چه سرنوشتی در انتظارش است، اما وقتی منشی دادگاه متن درخواست مادر دختر جوان را خواند شوک‌زده در جای خود میخکوب شد.

 این مادر در نامه‌ای به قضات دادگاه نوشته بود: «اگر این جوان محکوم به مرگ با دخترم «مرجان» ازدواج کند و خانه‌ای 500 میلیون تومانی به‌عنوان مهریه به‌نامش کند و تعهد بدهد با دخترم خوش‌رفتاری کند حاضرم از اعدامش بگذرم و او را به‌عنوان دامادم بپذیرم.

وحید در حالی که نمی‌دانست از خوشحالی بگرید یا بخندد با اطلاع از این ماجرا چند دقیقه‌ای سکوت کرد. انگار نمی‌توانست باور کند. راه نجاتی برای رهایی از مرگ برایش مهیا شده و به دامادی خانواده‌ای پذیرفته می‌شود که تا دیروز خواستار اعدامش بودند.


 گفت وگو با مجرم


به‌چه جرمی دستگیر شده‌ای؟
تعرض به دختری‌که دوستش داشتم....
چطوری با آن دختر آشنا شدی؟
مرجان دختر همسایه‌مان بود. نمی‌دانم یک وسوسه شیطانی بود اشتباه بود یا راه احمقانه‌ای برای ازدواج با او. اما اعدام نصیبم شد و حالا می‌بینم کابوس یک ساله‌ام به پایان رسیده.
چگونه با او آشنا شدی؟
یک روز عصر مرجان به در خانه ما آمد تا با مادرم صحبت کند او را به خانه دعوت کردم در حالی که مادرم در خانه نبود و من اسیر دام شیطان شدم.
علاقه‌ات به او در چه حدی بود؟ چرا به‌خواستگاری‌اش نرفتی؟
او تنها 16 سال داشت و فکر می‌کردم اگر به‌خواستگاری‌اش بروم مادرش با درخواستم مخالفت کند اما اشتباه می‌کردم.
آیا مرجان هم می‌دانست که تو او را دوست داری؟
نمی‌دانم چون ارتباط زیادی با هم نداشتیم.
در این مدت زندان را چطور گذراندی؟
مشغول آموزش بودم دائم در حال توبه، من گناه کبیره‌ای انجام داده بودم و هر روز عذاب وجدان داشتم.
زمان دستگیری مشغول به چه کاری بودی؟
درس می‌خواندم، دانشجوی ترم سوم بودم.
با پدر و مادرت زندگی می‌کنی؟
پدرم سال‌ها پیش فوت شده و مادرم هزینه تحصیلم را می‌داد.
با توجه به اینکه مادر مرجان چنین پیشنهادی به تو داده، چه نظری داری؟آیا با مرجان ازدواج می‌کنی؟
بله با همه احساسم ازدواج می‌کنم و امیدوارم خوشبختش کنم.
آیا ازدواجت فقط به‌خاطر رهایی از اعدام‌است یا...؟
نه من واقعاً مرجان را دوست دارم.
تعهدت برای تأمین خوشبختی‌اش چیست؟
قول می‌دهم تمام نیازهایش را فراهم کنم و همیشه تکیه‌گاهش باشم.
توصیه‌ای به سایر جوان‌ها که شرایط مشابه تو را دارند چیست؟
اگر واقعاً کسی را برای ازدواج دوست دارند حتماً از طریق راه و رسمش اقدام کنند. وقتی برای ورود به خانه‌ای در هست نباید از دیوار وارد شد.

گفتنی است وحید پس‌از پذیرفتن شرایط مادر دختر قرار است پس‌از گذراندن دوران محکومیتش از جنبه عمومی جرم- که مدت 3 سال تعیین شده و دو سال دیگر به پایان می‌رسد- به آغوش خانواده‌اش برگردد.

اما پیش از هر اقدامی قرار است هرچه زودتر با مرخصی چند روزه از زندان مراسم عقد‌کنان او و مرجان برگزار شود
 
 
منبع : ایران

 

 

 

حوادث

خبرگزاری فارس: بر اساس دلایل و مدارک کافی پزشک اصلاح‌طلب تبریزی مظنون اصلی قتل خانواده‌اش است

 

بر اساس دلایل و مدارک کافی پزشک اصلاح‌طلب تبریزی مظنون اصلی قتل خانواده‌اش است


رئیس پلیس آگاهی آذربایجان‌شرقی با اشاره به ابعاد مختلف پرونده قتل همسر و مادر بزرگ پزشک اصلاح‌طلب تبریزی گفت: از نظر پلیس براساس دلایل و مدارک کافی مظنون اصلی قتل‌ها خود پزشک است.



آخرین خبر : صابر عباس‌زاده امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز با تشریح آخرین وضعیت پرونده قتل همسر و مادر بزرگ پزشک تبریزی که در هفته‌های اخیر جنجال‌های بسیاری را به دنبال داشته است، اظهار داشت: در این رابطه در همان روزهای اولیه با دلایل و مدارک کافی پرونده را تحویل مقام‌های قضایی دادیم.

وی افزود: براساس دلایل و مدارک این پرونده مظنون اصلی این پرونده خود پزشک بوده است.

عباس‌زاده در پاسخ به این سئوال که آیا افراد دیگری نیز در این ارتباط دستگیر شده‌اند یا نه گفت: به غیر از خود پزشک شخص دیگری در این ارتباط دستگیر نشده چون براساس دلایل و مدارک کافی مظنون اصلی قتل‌ها خود او است.

رئیس پلیس آگاهی آذربایجان‌شرقی خاطرنشان کرد: پرونده در حال حاضر در دادگستری استان در حال رسیدگی است.

پزشک تبریزی به اتهام قتل بازداشت است

سخنگوی قوه قضائیه در بیست و سوم آبان اسمال در مصاحبه مطبوعاتی خود در رابطه با پرونده پزشک متهم به قتل در آذربایجان‌شرقی گفته بود: در دهه اول محرم بود که خبر مسمومیت دو تن از اعضای پزشک خیر در آذربایجان شرقی و فوت این دو نفر در فضای مجازی منتشر شد که با انجام تحقیقات، ارائه مدارک و اعتراف پزشک مشخص شد که غذا نذری نبوده و دوربین‌های رستوران نشان داد که این پزشک غذا را از بیرون تهیه کرده است.

حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌ای افزود:‌ این پزشک اکنون به اتهام قتل بازداشت است، اما در مورد چند مطلب، شک و شبهه وجود دارد. اول اینکه چرا گفته غذا نذری بوده و سپس به دروغ خود اعتراف کرده است و دیگر مورد اینکه چرا پزشک به عنوان یک فرد خیر معرفی شده که بیماری را به داروخانه می‌فرستد تا داروی رایگان بگیرد. ما در بررسی‌ها به این نتیجه رسیده‌ایم، اصلاً بیماری به داروخانه نرفته و نسخه‌ای هم وجود ندارد و این اقدام یکی از بستگان نزدیک پزشک بوده است.

وی با اشاره به اینکه مطلبی مبنی بر جنون پزشک مطرح نشده، گفت: سم موجود در بدن فوتی‌ها در باقی‌مانده غذا وجود داشته است.

از شایعه تا واقعیت


بر اساس این گزارش ، در ایام سوگواری حضرت اباعبدالله بود که خبری مبنی بر مرگ همسر و مادر بزرگ یک پزشک در تبریز آن‌هم به دلیل مصرف «غذای نذری مسموم» در رسانه‌ها منتشر و به سرعت دهان به دهان چرخید.

شایعات زیادی نیز در این بین ساخته و در فضای مجازی منتشر شد و البته عده‌ای سودجو نیز سعی کردند تا از این فرصت برای بدبین کردن مردم به نذری‌ها و مراسم‌ این ایام استفاده کنند تا شاید بتوانند از این طریق حضور مردم در این برنامه‌ها را کمرنگ کنند.

ماجرای قتل خانواده این پزشک از جایی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت که یکی از خبرگزاری‌های اصلاح‌طلب با انتشار خبری این دکتر را از فعالان سیاسی آذربایجا‌ن‌شرقی و عضو حزب «اتحاد ملت» معرفی کرد و مرگ دو عضو خانواده وی را از طرف اصلاح‌طلبان تسلیت گفته و خواستار رسیدگی به این مرگ مشکوک شد.

همزمان محمد تیموری٬ رئیس منطقه آذربایجان‌شرقی حزب «اتحاد ملت» نیز با انتشار بیانیه‌ای درگذشت مادربزرگ و همسر این دکتر را به وی تسلیت گفت.

این فضاسازی‌ها تا آنجا ادامه داشت که برخی از کانال‌های اصلاح‌طلب با بیان مطالبی در فرافکنی و سوء‌استفاده همه جانبه از این موضوع دست به جریان‌سازی و شایعه پراکنی زدند و انگیزه‌های قاتل را سیاسی عنوان کردند و در مواردی نیز این قتل را به تجویز صدای شجریان توسط این دکتر ربط دادند.

البته رسانه‌های خارجی و ضدانقلاب نیز بیکار نماندند و با تیتر کردن مسمومیت با غذای نذری، سعی در بدبین کردن مردم به مراسم ایام محرم داشتند.

«علیرضا - ص» پزشکی است که به دلیل تجویز صدای شجریان برای درمان بیماران و همچنین خوش‌خط بودن شهرت دارد.

داستان از آنجا شروع شد که چندی پیش یکی از نسخه‌های این پزشک در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و در آن با خطی خوش به یکی از بیمارانش توصیه کرده بود تا با گوش دادن به صدای شجریان و بدون نیاز به دارو درمان شود.

و در آخر...

حال باید دید با روشن شدن ابعاد واقعی این ماجرا، جناح‌های سیاسی و عده‌ای که در فکر تسویه حساب‌های کهنه بودند چه واکنشی نشان خواهند داد و آیا حقیقت را می‌پذیرند یا در صدد تکذیب و انحراف افکار عمومی برخواهند آمد.

حوادث

خبرگزاری فارس: ادامه گمانه زنی‌ها درباره قتل خانواده پزشک تبریزی/ بازداشت و بازجویی پزشک مشهور صحت دارد؟

ادامه گمانه زنی‌ها درباره قتل خانواده پزشک تبریزی/ بازداشت و بازجویی پزشک مشهور صحت دارد؟


پس از مسمومیت و فوت دو تن از اعضای خانواده پزشک مشهور تبریزی به علت خوردن غذای آلوده، گمانه زنی در مورد این حادثه آغاز شد، اخیرا برخی منابع از دستگیری و بازجویی پزشک تبریزی خبر می‌دهند.

 

به گزارش آخرین خبر به نقل از خبرگزاری فارس، 17 مهرماه خبری مبنی بر فوت چند تن از اعضای خانواده پزشک تبریزی در رسانه ها پخش شد. پزشکی که به خاطر تجویز نسخه های خوش خط، توصیه به گوش دادن صدای شجریان برای بهبود بیماری و تقبل هزینه درمان برخی از بیمارانش در فضای مجازی به شهرت رسید.

مرگ خانواده پزشک

روز شنبه (١٧ مهر) خبر رسید که پنج عضو خانواده پزشک تبریزی شامل همسر، مادر، پدر، برادر و مادربزرگ با خوردن غذای نذری آلوده دچار تنگی نفس شده‌اند و همسر و مادربزرگ پزشک، پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده‌اند.

فرد ناشناسی غذای نذری آلوده می آورد

به دنبال مسمومیت و فوت دوتن از اعضای خانواده پزشک تبریزی، علت حادثه این گونه بیان می شود که: مردی با مراجعه به درمانگاه محل فعالیت دکتر (درمانگاه تیموری تبریز)  از او درباره تعداد اعضای خانواده‌اش سوال پرسیده و روز بعد هم برایشان غذای نذری می برد.

پزشک نیز پس از بردن غذاها به خانه، برای انجام کاری از منزل خارج شده اما در بازگشت با پیکرهای نیمه‌جان مادربزرگ، پدر، مادر، برادر و همسر روبرو می شود. وی بلافاصله با اورژانس تماس گرفته و درخواست کمک فوری می کند. دقایقی بعد هم اعضای خانواده‌اش به بیمارستان سینا انتقال می یابند اما با وجود تلاش پزشکان ابتدا مادربزرگ و سپس همسر جوان، جان خود را از دست می دهند.

روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز: خانواده پزشک تبریزی مورد سوءقصد قرار گرفتند

بعد از انتشار این خبر، بررسی ها برای مشخص شدن صحت و سقم موضوع آغاز می شود. سیدجمال حسینی، مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این‌باره می گوید: مسمومیت غذایی این خانواده مشخص و قطعی شده است، بنابراین خانواده پزشک جوان تبریزی به دلایل مشکوک و با غذای آلوده‌ نذری مورد سوءقصد قرار گرفته‌اند.

پزشکی قانونی: غذای نذری مسموم بوده است

بعد از بررسی و گرفتن نمونه، روابط عمومی پزشکی قانونی آذربایجان شرقی اعلام می کند که نمونه‌های سم‌شناسی و آسیب‌شناسی از جسد مادربزرگ پزشک گرفته شده و در حال بررسی است اما اینکه غذای نذری مسموم بوده، تقریبا حتمی است.

ورود وزیر بهداشت به ماجرا

حسن هاشمی، وزیر بهداشت، نیز در پیامی درگذشت همسر و مادربزرگ پزشک تبریزی را به وی تسلیت می گوید و بر پیگیری دلیل این حادثه تاکید می کند.

همچنین وزیر بهداشت از دکتر صومی، ریاست دانشگاه علوم پزشکی تبریز می خواهد به عنوان نماینده وزیر، پیگیری علت وقوع این حادثه را تا حصول نتیجه نهایی برعهده داشته باشد.

قائم مقام وزیر بهداشت به تبریز می رود

ایرج حریرچی، قائم مقام و معاون کل وزارت بهداشت نیز به‌دنبال این حادثه، شبانه و به نمایندگی از سوی وزیر بهداشت راهی تبریز می شود و با عیادت از پدر، مادر و برادر پزشک 32 ساله ضمن همدردی با خانواده آنها می گوید: از همه بویژه رسانه‌ها می‌خواهم از هرگونه گمانی‌زنی و قضاوت‌های شتابزده در این‌باره خودداری کرده و اجازه دهند دستگاه‌های امنیتی و قضایی ابعاد اصلی این حادثه را کشف کنند. دانشگاه علوم پزشکی تبریز هم از طریق مقامات استانی پیگیر این حادثه است و دستگاه‌های امنیتی و قضایی استان نیز در حال بررسی موضوع هستند.

نماینده مردم تبریز در مجلس: مسمومیت خانواده پزشک تبریزی باید پیگیری شود

پای پرونده خانواده پزشک تبریزی به مجلس باز می شود و محمد اسماعیل سعیدی، نماینده تبریز، آذرشهر و اسکو و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس طی اظهاراتی اعلام می کند: مجلس باید حادثه مسمومیت خانواده پزشک تبریزی را پیگیری کند. در حال حاضر باید مشخص شود این غذای آلوده به صورت عمدی تهیه شده یا عمدی در کار نبوده است. از مسئولان امنیتی و پلیس آگاهی نیز می‌خواهم مراتب را با جدیت و به سرعت پیگیری کنند تا عاملان این حادثه مشخص شوند. با توجه به اینکه این حادثه بعد از خوردن غذای نذری پیش‌آمده بازتاب‌های زیادی در داخل استان و کشور داشته است و باید هرچه سریع‌تر موضوع بررسی ونتایج برای تنویر افکار عمومی اطلاع‌رسانی شود.

معاون سیاسی امنیتی استاندار آذربایجان شرقی: در نذری بودن غذا تردید است

سعید شبستری‌خیابانی، معاون سیاسی امنیتی استاندار آذربایجان شرقی اعلام می کند: مرگ دو نفر از اعضای خانواده پزشک تبریزی به هیچ عنوان امنیتی نبوده و متولیان امر در حال بررسی ابعاد مختلف موضوع هستند، اینکه گفته می‌شود علت فوت همسر و مادربزرگ پزشک تبریزی مصرف غذای آلوده بوده هنوز مسجل نشده و حتی نذری بودن غذای مصرفی توسط خانواده فرد مذکور هم محل تردید است. پدر، مادر و برادر این فرد نیز از این غذا استفاده کرده‌ بودند و نمی‌توان مطمئن بود علت مسمومیت و فوت، غذای آلوده باشد و تا زمانی که ابعاد مختلف موضوع به طور دقیق بررسی نشده نمی‌توان نظر قاطعانه‌ای در این ارتباط داشت.

گمانه زنی ها درباره ابعاد جدیدی از موضوع

گمانه زنی ها در مورد ابعاد مختلف این ماجرا ادامه دارد، در حالیکه قبل از این معاون سیاسی امنیتی استاندار آذربایجان شرقی گفته بود: اینکه علت فوت همسر و مادر بزرگ پزشک تبریزی مصرف غذای آلوده و نذری باشد،محل تردید است؛ به تازگی برخی اخبار حکایت از این دارد که این پزشک از 8 روز قبل در بازداشت به سر برده و از 2 روز قبل نیز تحت بازجویی های تخصصی نهادهای انتظامی و قضایی قرار گفته است.

در همین رابطه نیز یکی از مسئولین دانشگاه علوم پزشکی تبریز در گفت و گو با خبرنگار  خبرگزاری فارس اظهار می کند: این پزشک تبریزی چند روزی است به علت اتهام به قتل خانواده اش در بازداشت به سر برده و تحت بازجویی قرار گفته است.

حوادث